به نام خدا
نامه
سرگشاده به:
رياست محترم سازمان بازرسي كل
كشور :
طرح
صيانت از جنگل هاي شمال
صيانت از بهره
برداران چوب و كاغذ است
(يكسال از
تصويب طرح صيانت از جنگل ها گذشت ...)
ديد ه بانان زمين
هم زمان با طرح موضوع صيانت از جنگل ها، برآن شدكه نتايج
تحقيقات و ديدگاه هاي خود را در خصوص جنگل هاي شمال در سه محور بوم شناسي، تخريب
وحفاظت در قالب كتابي تحت عنوان ”
جنگل هاي باستاني
شمال در آستانه وداع
” تدوين نمايد تا به سهم خود در حفظ اين آخرين باقي مانده هاي جنگل
هاي طبيعي شمال تلاشي درخوركرده باشد.
متاسفانه به علت كوتاهي چاپخانه در ارائه به موقع آن ، انتشار كتاب بسيار به تاخير
افتاده، بنابراين با توجه به گذشت يكسال از تصويب طرح صيانت ازجنگل ها و باعنايت به
ادامه بهره برداري هاي سنگين و واگذاريهاي گسترده براي تغيير كاربري، ديده بانان
زمين تصميم گرفت تا نظرات خود را در خصوص اين طرح منعكس، نمايد باشدكه با تحقيق
و تفحص آن سازمان محترم واقعيت هاي ناديده گرفته شده در طرح آشكار گردد. شايد در
اندك فرصت باقي مانده و تا زماني كه آخرين درختان كهنسال راهي سلاخ خانه هاي چوب و
كاغذ نشده اند، بتوان چاره اي در جهت صيانت واقعي از اين باقي ماندة گنجينه الهي
يافت.در زير چند نمونه از ويژگيهاي جنگل هاي يگانه شمال آورده مي شود تا معلوم
گرددكه در آستانه از دست دادن گنجينه اي قرار داريم كه ديگر جايگزيني نخواهد داشت:
●
تنها اكوسيستم هاي بازمانده از دوران سوم زمين شناسي و از نادر ترين
آثار تاريخ طبيعي ايران و گنجينه علمي جهان .
توضيح آنكه اگركسي قصد داشته باشد قديمي ترين اكوسيستم جنگل هاي
پهن برگ باقي مانده از دوران سوم زمين شناسي را مشاهده كند مي بايست به ايران
سفركند و اين ارزشي نيست كه به راحتي اجازه داده شود عده اي خودسرانه و بي مهابا
زير پوشش توسعه صنعت و معدن، توسعه توريسم، توسعه كشاورزي، اشتغال زايي وغيره
تمامي برنامه هاي توسعه را در همين يك درصد جنگل هاي مرطوب كشور پياده كنند و به
عبارتي اين جنگل ها را تغيير كاربري داده و يا به چوب و كاغذ تبديل كنند.
●
يگانه جنگل هاي
مرطوب هيركاني در كشور
آنهم دركشوري كه در كمربند بياباني قرارگرفته وتنهاكمتر از يك درصد
آن را چنين جنگل هايي مي پوشاند. برخورد تخريبي با اين جنگل ها مثل آن است كه تنها
يك پارچ آب داشته باشيم و از آن براي آب پاشي استفاده كنيم!
●
بانك ژن.تاكنون
بيش از 130گونه درختي و درختچه اي در جنگل هاي شمال شناسايي شده است. شايان ذكر است
كه تنوع ژنتيك از اركان اصلي پايداري اكوسيستم در برابر تنش هاي مختلف محيطي از
جمله آفات به شمار مي رود. تك گونه اي كردن و ساده كردن اكوسيستم جنگل ها ي طبيعي
تاكنون ضربات بزرگي به اين جنگل ها وارد كرده .
●
بزرگترين آبخوان
شمال كشور.
طبق محاسبات انجام شده حجم آبي كه توسط جنگل هاي شمال ذخيره مي شود معادل 15 برابر
ظرفيت سد كرج و 32 برابر ظرفيت سد لتيان است.
●
زيستگاه جوامع
گياهي بومي، آندميك و نيمه آندميك
●
حافظ آب و خاك
شمال در مقابل تهديد هاي طبيعي
نظير سيل و رانش
●
كمربند حفاظتي بيش
از 100 شهر و نزديك به 7000 آبادي
در بند هاي 45 و 50 قانون
اساسي بر صيانت از منابع طبيعي براي نسل حاضر ونسل هاي آينده تصريح
شده است. ولي متاسفانه به لحاظ سياست هاي
بخشي نگروعدم وجودبرنامه آمايش سرزمين و وجود سودورزان ودلال هايي كه جزبه حداكثر
سود دركوتاه ترين زمان به چيز ديگري نمي انديشند اين قانون بسيار مهم وحياتي زيرپا
گذاشته شده است وامروزكه تنها اندكي ازاين گنجينه باقي مانده است دست هايي آشكار و
پنهان، دانسته يا نا دانسته تلاش مي كنندتا اين آخرين باقي مانده ها را نيزبه سرعت
دروكرده ومزارع چوب را با مشتي گونه هاي سريع الرشد و پست مانند صنوبر ،اكاليپتوس
وكاج در قالب ”احياء و توسعه جنگل ” به اين نسل و نسل هاي آينده قالب كنند.
طي
دو دهة گذشته
جنگل هاي شمال با بهره برداري هاي بسيارسنگين در قالب طرح هاي جنگل داري كه به زعم
ماطرح هاي جنگل نداري بوده است و نيز ازطريق واگذاري به بخش هاي مختلف از جمله بخش
راه و به ويژه آزاد راه تهران- شمال، صنعت، معدن و همچنين به عنوان شهرك سازي،
ويلاسازي، توريسم و غيره دستخوش تخريبي هول انگيز شد. وقوع سيل هاي متعدد و خانمان
برانداز حداقل دردهةگذشتهپرده از اين بهره برداري هاي سنگين برداشت و اعتراض
همگان رابرانگيخت. انعكاس اين فاجعه توسط تشكلهاي غيردولتي زيست محيطي و رسانه
ها موجب شدكه سر انجام تدوين طرح صيانت از جنگل ها در دستوركار دولت قرار گيرد و
بارقه اي از اميد در دلهاي سوخته از بيداد غارت گران منابع طبيعي بيافروزد، اين طرح
سر انجام پس از دو سال چانه زني هاي بسيار و عبور از كانال هاي بوركراسي سازمان
هاي دولتي، در شهريور ماه 1382 به تصويب نهايي رسيد وسرانجام
پس از 40 سال نگرش غلط به جنگل هاي باستاني شمال واژه " صيانت " به جاي واژه " بهره
برداري " وارد ادبيات مسئولين کشورما
شد.
اما متاسفانه با آشكار شدن ابعاد طرح، اميدها به ياس بدل
شد.چراكه طرح بدون در نظر گرفتن شرايط كنوني جنگل هاي شمال، علناً با صحه گذاشتن
بر ادامه بهره برداري، خط بطلاني بر صيانت كشيد.برخي ديدگاه هاي بيان شده در طرح و
نيز كارنامة يكساله صيانت از جنگل ها گواه اين مدعي است :
·
اعلام بهره برداري يك ميليون مترمكعب در سال،خودبرجسته ترين شاخص
تضاد طرح با صيانت واقعي است.
·
زمان بندي هاي كشدار جهت مشخص كردن مالكيت هاكه در واقع چيزي جز
تجاوز برمنابع طبيعي در عرصه هاي ملي نيست و در مورد همة منابع طبيعي كشورصادق است
و موجب شده كه از همان ابتدا سئوالات بسياري را در مورد طرح بوجود آورد.
·
تبليغ وسيع در مورد نهال كاري
يعني گسترش و رشد مزارع چوب به جاي عرصه هاي جنگلي طبيعي با هدف بهره برداري ،
بدون توجه به موقعيت جغرافيايي اين پهنه هاي جنگلي كوهستاني با ارتفاع و شيب هاي
بسيار تند و بدون در نظر گرفتن شرايط اقليمي
( بويژه شدت باران
هاي 24 ساعته و ماهانه) و سازند هاي زمين شناسي بسيار حساس به فرسايش ، اين
انديشه را قوت مي بخشد كه طرح صيانت از جنگل هاي شمال عمدتاً طرح گسترش و توسعه
مزارع چوب و در نهايت طرح صيانت از بهره برداران چوب كاغذ است.
·
طرح بخشنامه اي خروج جنگل نشينان و دامداران و يا حذف فوري يك نظام
سنتي – معيشتي كه در حقيقت براي حفظ عرصه هاي نهال كاري است.
·
تشديد فنس كشي
( ديوار هايي با
سيم خاردار ) گسترده به دلايل مختلف از جمله تعدد طرح هاي به اصطلاح جنگل داري كه
نتيجه اي جز برهم زدن اكوسيستم جنگل ( جانوري و گياهي ) ندارد.
ديده بانا ن زمين با بررسي اخبار مربوط به جنگل
هاي شمال در يكسال گذشته ( منعكس در نشريه شماره 2 كانون و سايت
www.earthwatchers.org
) به اين نتيجه رسيده است كه همچنان روند تخريب بر صيانت غالب بوده است كه
بازرسي آن سازمان محترم مي تواند زواياي بيشتري از اين تخريب ها و واگذاري ها را
آشكار سازد :
●
ادامه بهره برداري در قالب طرح هاي به اصطلاح جنگل داري توسط شركت هاي بزرگ و كوچك
چوب و كاغذ
●
فعال بودن قاچاقچيان چوب به عنوان اهرم هاي تامين وتكميل كننده ( غير مجاز ) مواد
اوليه صناعي چوب و كاغذ
●
واگذاري بيش از 500 هكتار از بكرترين جنگل هاي شمال به مجريان طرح مخرب آزاد راه
تهران – شمال و قصد واگذاري معادل 600 هكتار ديگر از اين جنگل ها به عنوان بدهي
دولت به مجريان طرح آزاد راه تهران- شمال.
●
واگذاري عرصه هاي جنگلي براي ساير طرح هاي دولتي و خصوصي يعني
تغيير كاربري آخرين باقي مانده هاي جنگل هاي هيركاني به نام عمران و توسعه
●
واگذاري جنگل براي اكتشاف و بهره برداري معدني
●
ادامه و توسعة ساخت و ساز در جنگل و حريم آن به بهانة توسعة گردشگري و نه اكوتوريسم
ويژه و پايدار و متناسب با ظرفيت و شرايط جغرافيايي اين جنگل هاي يگانه.
●
دفن و رهاسازي بي وقفه زباله در جنگل.
●
وقوع آتش سوزي هاي متعدد در عرصه هاي جنگلي
بنا براين
با عنايت به مطالب ارائه شده، كانون ديده بانان زمين معتقد است
:
●
اولين و مهم ترين
گام با توجه به واقعيات كمي و كيفي جنگل هاي شمال ، اعلام ممنوعيت فوري هرگونه بهره
برداري اعم از دولتي ، خصوصي و اختصاصي است .
●
بعلاوه صيانت از جنگل ها زير نظر وزارت جهاد كشاورزي كه ماهيت آن بر
ديدگاه مزرعه مداري استوار است از نظر ساختاري با حفاظت از جنگل منافات اصولي دارد
. ضمن آنكه به ياد داشته باشيم در مزرعه فعاليت با كاشت آغاز مي شود در حاليكه در
اين جنگل ها فعاليت با برداشت آغاز شده و خواهد شد و برداشت هاي بعدي به علت
طولاني بودن مراحل داشت
(مثلاً
مرحله داشت براي درخت راش حداقل 50 سال مبه طول مي انجامد آنهم اگر شرايط
جغرافيايي اجازه دهد ) ، در ابهام قرار مي گيرد.
●
در مراحل بعد تدوين يك طرح واقع بينانه با هدف صيانت حقيقي مي تواند
در دستور كار قرار گيرد.
*-*-*
كانون ديده بانان زمين -
مرداد ماه 1383