مروري بر کتاب

جنگل هاي باستاني شمال در آستانه وداع

 

تاليف : نسرين دخت خطيبي

ناشر : شرکت سهامي انتشار

چاپ اول :  تابستان 1383

قطع خشتي ( 25*25 ) - تمام  رنگي

 

مروري بر کتاب از :  مهين سروري

  

کتاب جنگل هاي باستاني شمال کتابي است در باره جنگل هاي زيباي هيرکاني شمال در کرانه  درياي خزر که در اثر جنگل زدايي هاي مستمر و دائم به سرحد نابودي کشانيده شده اند .

 نويسنده که از طرفداران جدي حفظ محيط زيست است با دارا بودن درجه کارشناسي در رشته جغرافيا ، سابقه کار طولاني در شرکت هاي مختلف و آشنايي نزديک با طبيعت شکننده جغرافيايي و محيط خشک و نيمه خشک ايران و مسائل زيست محيطي آن دارد .

 خانم نسرين دخت خطيبي از مؤسسين کانون ديده بانان زمين(EWC )که سازماني غير دولتي و غير انتفاعي است مي باشد . سابقه تحصيلي و سوابق کاري و علاقه بيش از حد او به حفظ منابع طبيعي ايران انگيزه کشانيدن او به سمت و سوي نگارش اين کتاب مستند و آگاه کننده بوده است. از لابلاي صفحات اين کتاب دلسوختگي نويسنده از تجاوز آشکار به حريم جنگل هاي زيباي شمال نمايان است و به همين دليل اين کتاب به عاشقان طبيعت تقديم نموده است  تحت اين مضمون : " براي عاشقان طبيعت که وداع با جنگلهاي باستاني شمال را بر نمي تابند و با کوشش فراگير ملي و فراملي در راه حفظ و بقاي اين آخرين گنجينه هاي طبيعي ، در فرصت کوتاه باقيمانده تلاش مي کند "    

 سر بخش هاي اين کتاب عبارتند از : مقدمه – شش  فصل  و  سخن آخر بعلاوه  ضمائم با ارائه منابع و مأخذ و واژه نامه( فرهنگي از لغات تکنيکي )  

در سرتاسر کتاب نقشه ها و جداول و نمودار هاي گرافيکي  بر اساس آمار جمع آوري شده همراه با عکس هايي بسيار گويا که در رابطه با موضوع مورد بحث ارائه گرديده است . بيشتر تصاوير كتاب از مؤلف بوده كه از طريق بازديد از مناطق مختلف جنگل هاي شمال  طي چندين سال تهيه شده است. قطع خشتي كتاب  و تصويري بودن آن، اين امكان را فراهم مي سازدتا خوانندگاني كه فرصت مطالعه كامل آن را بدست نمي آورند، با مشاهده تصاوير، نمودار ها و نقشه ها بتوانند به واقعيت هاي تلخي كه جنگل هاي شمال را مورد تهديد قرار داده و آسيب هاي جبران ناپذير وارد كرده است، پي ببرند .

نويسنده از خانم سيما مسوفي جاويد براي کمک  در جمع آوري مطالب  و همفکري خانم فرشته موثق نژاد براي ويراستاري و خانم مهين سروري براي معرفي کتاب به فارسي و انگليسي تشکر مي نمايد .

اين کتاب در سال 1384از بين بيش از 100 کتاب به عنوان بهترين کتاب تأليفي در باره محيط زيست توسط سازمان غير دولتي  " پکا " که با مشارکت گروه بزرگي از ناشران بخش خصوصي کشور تشکيل شده  شناخته شد و جايزه اول مهرگان  در حوزة محيط زيست را از آن خود کرد .

 

مقدمه کتاب :

 با وجود اينکه بر اثر کوشش فراوان بسياري از سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي و ارگان هاي بين المللي ، توسعه پايدار و حفظ محيط زيست ، حفظ جنگل ها و ساير منابع طبيعي امروزه بخشي از سياست گزاري دولتي در بسياري از ممالک دنيا گرديده است اما عقيده نويسنده بر اين است که در ايران و ساير ممالک دنيا ي سوم عکس اين راهکار به چشم مي خورد . بخاطر عواملي چند از قبيل استفادة اقتصادي ،  نبود دانش اوّليه، عدم آگاهي  از اطلاعات مناسب جنگل داري،  توسط سازمان هاي دولتي – کمپاني هاي خصوصي و حتي افراد سودجود با عدم توجه کامل به قوانين و سياست هاي ملي و بين المللي ادامه دارد ،  نويسنده ضمن ارائه تاريخچه بسيار کوتاه اشاره بر اين دارد که تاريخ سوء استفاده و بهره برداري گسترده از جنگل هاي شمال به حدود 130 سال قبل بر مي گردد به زماني که دولت ها و شرکت هاي  خارجي سود جو و حتي افراد خصوصي از پادشاهان نا آگاه و خود خواه و حريص قاجار اختياراتي به منظور کسب امتياز هاي بهره برداري از جنگل ها به ازاء پرداختي بسيار ناچيز کسب مي نمودند . اين روش بهره برداري  يا راهکار در تمام طول سلطنت پهلوي ها تا سال آخر حکومت محمد رضا شاه ادامه داشت . پس از انقلاب1979 ( 1357 )سوء استفاده از جنگل ها همچنان ادامه يافت اما متاسفانه در وسعتي گسترده تر . اين بار برخلاف زمان گذشته مسؤلين دولت و افراد وابسته به آنها بهره برداري بي رويه از جنگل ها را خود در دست گرفتند و از خارجيها به عنوان همکار استفاده نمودند .

فصل اول

اين فصل  به موقعيت  و شاخص هاي جغرافيايي بستر جنگل هاي شمال  مي پردازد  و نويسنده در آغاز فصل  اشاره مينمايد که نام درياي خزر در دوران گذشته درياي هيرکاني بوده است که از نام  محلي جنگل نشينان منطقه گرفته شده است . اشاره به اين نام در تاريخ هرودت و از سنگ نوشته هاي زمان داريوش پادشاه سلسله هخامنشي در حدود 500 سال قبل از ميلاد مسيح نيز ثبت شده است.

در شرح خصوصيات زمين شناسي  مولف شاخص هاي  مهم بستر زمين شناسي  اين جنگل ها را نام برده وبه  حساسيت و شکنندگي ساختار زمين شناسي اين منطقه تاکيد مي کند و  معتقد است که جنگل زايي و برهم زدن تعادل طبيعي آن نتيجه اي جز تخريب ندارد و اشاره دارد که ظهور درختان پهن برگ در اين منطقه در اواسط دوران سوم زمين شناسي بوده  و در نتيجه قدمت آن  به بيش از 30 ميلون سال مي رسد و جالب اينکه با شروع عصر يخچالها در دورن چهارم زمين شناسي  با اينکه عمده درختان پهن برگ جهان در زير يخچال هاي طبيعي دفن مي شوند ولي يخچالها در دامنه شمالي البرز پس روي داشته و تنها در دره هاي عميق يخچال ها نفوذ داشته اند . باين خاطر جنگلهاي پهن برگ شمال در جهان  منحصر بفرد مي باشند و به عنوان بانک ژنتيکي از ارزش بالائي بخصوص براي دانشمندان برخوردارند.

نويسنده سپس بشرح شاخص هاي تو پوگرافيکي اين جنگل ها مي پردازد و يکي از شگفتي هاي  اين جنگل ها را تنوع طيف توپوگرافي آن و به تبع آن تنوع  اقليمي و آبشناختي مي داند که در  سه زون البرز شمالي – البرز مرکزي و  البرز شرقي ،   اکوسيستم هاي متنوع رويشي را بوجود آورده اند . 

بر اساس شاخص هاي اقليمي 5 منطقه اقليمي را از نواحي خيلي مرطوب تا نواحي نيمه خشک مشخص مي نمايد که هريک از آنها خود داراي ميکرو اقليم هاي متنوع مي باشند .

 اين فصل را به بحث در بارة آب شناختي منطقه و اينکه آبخيز هاي قلل شمالي منبع و سرچشمه 130 رودخانه کوچک و بزرگ مي باشند و اينکه جنگل زدائي در اين مناطق  حاصلي جز رانش و سيل با صدمات بسيار جاني و مالي نخواهد داشت به پايان مي رساند .

فصل دوم

در اين فصل نويسنده توجه را به کاهش مساحت جنگل ها در سه استان شمالي ايران جلب مي نمايد و براي اثبات نظر خود از نقشه ها – جدوال و عکس هاي ماهواره اي استفاده مي نمايد  و به اختلاف فاحش ما بين ارقام فائو( FAO ) وارقام ارائه شده توسط سازمان جنگل ها و منابع در مورد مساحت واقعي اين جنگل ها اشاره مينمايد . که جنگل زدايي گسترده  از سال 1990  و بروز سيل هاي بسيار ي را در دهه گذشته سبب گرديده است

بسياري از سازمان هاي غير دولتي و جامعه دانشمندان خواستار اين بودند تا رقم واقعي سطوح جنگلي شمال مشخص و در اختيار عامه قرار گيرد ولي چنين تقاضايي تا بحال صورت تحقق نيافته است .

به هر حال حتي بر اساس آخرين آمار دولتي که شامل گياهچه ها و درختان نو کاشته و درختان قديمي و باستاني مي شود مساحت جنگل هاي شمال ايران 87/0% يا چيزي کمتر از يک درصد کل مساحت مملکت مي باشد .

 پس از کنار گذاشتن بحث در مورد اعداد، نويسنده در پايان فصل گوشزد مي نمايد به تعداد افزايش سيل ها از 17 بار در سال 1950به 250 بار در سال 1990 و مقايسه گستره موجود جنگل ها در عکس هاي گرفته شده ماهواره اي و گستره اي  که قبلاً وجود داشته به  طور آشکار خبر از کاسته شدن وسيع سطح جنگل هاي شمال ميدهد .

فصل سوم

تا به حال 130 گونه متفاوت  از درختهاي جنگلي شمال شناخته شده اند که بعضي از اين گونه ها و جوامع گياهي بومي و باستاني ( رليک ) بعضي انحصاري ( آندميک ) و بعضي (نيمه آندميک )جنگل هاي هير کاني شمال ميباشند . اين گونه ها سهم بسيار مهمّي در حفظ و پايداري اکوسيستم جنگل ها و تنوع ژنتيکي و گياهان آنها دارند . از 130 گونه شناخته شده نويسنده به شرح 20 گونه با ارائه عکس هاي فني و بسيار زيبا ميپردازد که همگي از درختان کاملاٌ بومي و نيمه بومي جنگل هاي شمال مي باشند و همگي به خاطر جنگل زدائي در معرض نابودي قرار دارند. نويسنده سعي دارد تا جلب توجه دانشمندان علاقه مند را به وجود شکننده و ناپايدار اين گونه هاي درختي باميد حفظ آنها جلب نمايد يا  حداقل شناسائي بين المللي آنها را ميتوان بانک ژنتيکي ارزشمند مسجل نمايد.

  20 گونه اي که در اين کتاب به آنها پرداخته شده است عبارتند از :

 

افرا campestre   Acer  -   انجيلي( درخت آهنين چوب )     Parrotia persica. - آزاد Zelkova carpinifolia  - بلوط Quercus كرمازو (Quercus atropatana ) بلند مازو (Quercus castaneifolia )- بارانك Sorbus torminalis.- توسكاي قشلاقي Alnus glutinosa  - راش Fagus Orientalis  - زربين    Cupressus - سرخدار Taxus baccata  - سوريانوش Thuja orientalis  - سفيد پلت Populus caspica  -   شيردار Acer Cappadocium  - شمشاد Buxus hyrcanus  - گيلاس وحشيCerasus   -لرگ Pterocarya fraxinifolia  -ليلكي Gleilitshia caspica -ممرز Carpinus betulus -   ملچ Ulmus  glabra  - نمدار(زيزفون) Tilia  begonifolia  - ون ( زبان گنجشك ) Fraxinus excelsor 

 فصل چهارم

 در اين فصل نويسنده به شرح 14 خصوصيت بسيار ارزشمند و سود بخش جنگل هاي شمال ميپردازد اين جنگل ها که باقيمانده جنگل هاي مرطوب هيرکاني هستند با عمري 30 ميليون ساله پناهگاه گونه هاي محدود گياهان و درختان دورن ترشياري مي باشندکه توسط يونسکو به عنان بانک ژن گونه هاي مختص جنگل هاي مرطوب هيرکاني شناخته شده است .  

بعنوان بزرگترين آبخوان شمال رل مهمّي در حفظ آبهاي زيرزميني دارند . اين آبخوان وسيع 44 بار بيشتر از يک سد با ظرفيت متوسط آب در يکسال ذخيره مي نمايد و در مقام مقايسه با زمين هاي غير جنگلي تا حدود يک سوم از  فرسايش زمين مي کاهند .

حافظ 12 تالاب بين المللي شناخته شده توسط کنوانسيون رامسر مي باشند و شش تالاب از اين مجموعه که زيستگاه مهم پرندگان است که توسط سازمان بين المللي حيات پرندگان شناسايي شده اند . اين تالاب ها تعديل کننده طبيعي آب و هوا هستند و بطور طبيعي حافظ زمين در مقابل فرسايش ، لغزش و سيل و خشکي مي باشند .

فصل پنجم

فصل پنجم در باره جنگل زدائي و در باره عوامل تخريب جنگل ها ميپردازد . اين فصل  از گسترده ترين فصول اين کتاب است . در اين فصل ابتدا به عوامل تخريبي که تاکنون از سوي سازمان جنگل ها و منابع طبيعي بر شمرده شده اشاره دارد عواملي از قبيل جنگل نشيني ، گله داري ، پروژه هاي دولتي گاز و نفت و ساخت جاده ها زمين لرزه  ، سيل ،  رانش زمين و آتش سوزي .

نويسنده  ذکر مي کند که قصد نقد علل ذکر شده را ندارد ولي عوامل ياد شده  را از عوامل دست دوّم مي داند و نظر خود را در بارة عوامل اساسي جنگل زدايي در   چارتي  که خود فکر مي کند تنها  چارتي است که توسط يک سازمان غير دولتي  به علل تخريب جنگل هاي شمال  در ابعادي پايه اي و بنيادي مي پردازد و مي تواند مورد استفاده سازمان هاي دولتي قرار گيرد. طبق اين  چارت عامل اساسي تخريب جنگل ها عبارتند است :        عدم برنامه ريزي آمايش سرزمين  بر پايه اقتصاد محيط زيست به نفع نسل حاضر و آيندگان   عنوان شده   که نتيجه و يا خروجي عمده آن  فقدان سياست هاي ملي – منطقه اي يکپارچه براي مديريت پايدار بستر طبيعي جنگل هاي شمال  ذکر مي شود   زير مجموعه اين قسمت از چارت   خود به چهار قسمت تقسيم شده است که  عبارتند از :

*- تدوين و اجراي طرح هاي جنگل داري با اهداف تجاري و تامين خوراک صنايع چوب و کاغذ

 *-  بخشي نگري و برنامه ريزي هاي کوتاه مدت

*- عدم وجود قوانين جامع نگر متناسب با ابعاد  تهديد هاي زيست محيطي در جنگل و حريم آن

*- عدم  سرمايه گذاري هاي  موثر حفاظتي.

هر يک از اين چهار عامل فوق نيز  به 6  عامل جزئي تر مانند سودجوئي توسط کمپاني هاي خصوصي و دولتي در سطحي گسترده ، تغيير مفهوم کاربردي جنگل ، ساختن طرح هاي دولتي از قبيل جاده ها و سد ها ، آلوده سازي جنگل و حريم آن و آخرين اماّ نه کمترين آن از دست دادن فرصت ها براي تدون برنامه حفظ جنگل ها بر اساس طرح هاي سالم زيست محيطي و توسعه پايدار اشاره مينمايد و در باقيمانده فصل بشرح و توضيح اين عوامل با ارائه مستندات آماري و جدول ها  ،  نمودار ها  و عکس هاي بسيار گويا و مربوط پرداخته ميشود .

فصل ششم

 در اين فصل به پيامد هاي  تخريبي و جنگل زدايي پرداخته شده  ( بر اساس عوامل شرح داده  شده در فصل  پنجم مي باشد .) .  و اين پيامد ها عمدتاً به و گروه تقسيم شده  : پيامد هاي فيزيکي و پيامد هاي زيستي . در مورد پيامد هاي فيزيکي جنگل زدايي نويسنده با ارائه جدول و نمودار هاي گرافيکي  و عکس نشان ميدهد که چگونه پديده جنگل زدائي در سه استان شمالي ايران بدون آنکه تغييرات قابل وجهي در ميزان ريزش باران اتفاق بيافتد  موجب بروز سيل تا  20 برابر سنوات قبل  افزايش يافته اند که  خود منجر به حرکات توده اي زمين از قبيل لغزش و ريزش زمين و  فرسايش هاي وحشتناک خاک خوب جنگل گرديده که علاوه بر ضررهاي مالي فراوان جان صد ها نفر را نيز بخطر انداخته است

 در باره پيامد هاي تخريبي زيستي جنگل زدائي نويسنده عقيده دارد که بسياري از گونه هاي گياهي و حيواني جنگل ها به خاطر نبود شرايط مناسب زيست محيطي نابود شده اند يا در حال نابودي مي باشند . در حاليکه نابودي هريک از اين گونه ها که سهم بسزائي در ادامه زندگي جنگل ها و تنوع آن  دارند ، به رشد گونه هاي  مهاجم و بيگانه کمک کرده است  که خود به پيدايش افزايش  آفات جنگل  شناخته و ناشناخته اي  منجر شده که سبب کاهش تنوع زيست محيطي جنگل ها  گرديده و خواهد گرديد.  در اين فصل نويسنده مجموعه اي از بريده جرايد که بازتاب تکان دهنده اي از سيل و رانش زمين در  شمال کشور است تقريباً در يک دهه (   از 1373  تا 1381 )  به تصوير کشيده است . 

نويسنده فصل را چنين به پايان مي رساندکه تنها راه حفاظت و نگهداري جنگل هاي شمال ايران و تنها راه ترميم خسارت حاصله از نبود مديريت صحيح و اجراء درست برنامه در مورد اين ميراث ملي آنهم  در سرزمين خشک و نيمه خشک همانا شناختن اين نواحي بصورت جنگل هاي حفاظت شده مي باشد،  بايد از هر نوع سوء استفاده از جنگل ها و تغيير کاربري آنها جلوگيري نمود و با پيشنهاد و اجراء طرح هاي جامع بر اساس مشارکت مردمي محلي مانند جنگل نشينان و زارعين به منظور استفاده از تجارب و دانش ارزشمند آنان پي گيري شود .

طرح هاي حفاظتي بخشي مبني بر کليشه هاي سرهم بندي شده کاملاً نامناسب با ظرفيت موجود جنگل ها فقط کمک به ادامه وضع موجود نموده مردم و جنگل ها را به مخاطره مي اندازد . سياست گزاران و تصميم گيران  بايست مسئولانه  قدم در راه گزارند و بدانند که تصميم هاي امروز شرايط و واقعيت هاي فردا را رقم مي زند .

ضميمه هاي کتاب :

 در قسمت صميمه هاي کتاب  دو مقالة کوتاه گنجانده شده است در مقالة اول نويسنده ساختن سد "ميجران" درست در قلب جنگل با ترکم 90% زير سئوال ميبرد در مورد صحت مطالعات مقدماتي انجام شده در بارة توجه به مسائل توسعه پايدار مانند حفظ اکوسيستم جنگل ها و محاسبة ضررها  يا  فوائد مالي چنين طرح هائي ترديد دارد .

در مقالة دوّم از طرح دولت براي حفظ و نگاهداري جنگل ها انتقاد مينمايد و آنها را جزء طرح هايي که تاريخ مصرف آنها در مقايسه با استاندارد هاي امروز گذشته است بحساب مياورد.

 در چارت ارائه شده نشان مي دهد که چطور و چگونه طرح هاي دولتي حفظ جنگلها در برآورد اهداف خود به شکست مي انجامد . چارت  به روشني مينمايد که دارابودن نگاهي سودجويانه به جنگل هاي شمال راه  را براي ادامه چنين بهره برداريهايي هموار مينمايد و جابجايي درختان باستاني و قديمي را با نهال کاري نوکاشته ترغيب مينمايد که منجر به رشد مزارع چوب ميگردد و درست در تقابل حفظ جگل هاي باستاني شمال جنگل زدائي را به ارمغان مي آورد . در حقيقت چنين طرح هايي فقط به منفعت  سوداگران چوب و کاغذ  ميباشد که  براي سال هاي متمادي از حقوق آنها در استفاده نامشروع از جنگل هاي ملي دفاع  مينمايد .

 52 منبعي که مورد استفاده نويسنده در اين کتاب بوده است حدود زماني 40 ساله 2001 تا 1961 را در بر مي گيرد  و براي دانشجويان و پژوهشگران ميتواند بسيار ارزشمند باشد .

نويسنده واژه نامه لغات تخصصي نيز در بخش  ضميمه ها  ارائه مي دهد که به درک بهتر خوانندگان غير متخصص از مسائل مطرح شده در کتاب کمک مي نمايد.

نويسنده در آخرين سخن خود که در پشت جلد کتاب نيز به چاپ رسيده مجداً تاکيد مي نمايد که در سرزمين خشک و نيمه خشک ايران تنها راه حفاظت از اين هداياي طبيعي و جبران خسارت هاي حاصل از سوء مديريت اعلام اين جنگلها بصورت جنگلهاي  حفاظت شده مي باشد مشروط به اينکه با طرح و اجراء نقشه هاي امکان پذير با اتکا به نيروي مردمي  همراه گردد.  بازگشت به استفاده از طرح هايي با تاريخ مصرف گذشته به تمام معني بيفايده بوده و خواهد بود . منابع ملي  مملکت  را به زوال مي کشاند و خسارات هاي سنگين براي زنان و مردان نسل هاي بعدي مملکت به بار مي آورد .

ما در کانون ديده بانان زمين بعنوان يک سازمان زيست محيطي غير دولتي عقيده داريم که چون ايران از امضاء کنندگان کنوانسيون حمايت از ميراث فرهنگي و طبيعي جهان ( CONVENTION FOR PROTECTION OF THE WORLD CULTURAL AND NATURAL HERITAGE ) " از سال 1975 مي باشد جنگل هاي باستاني هيرکاني شمال ايران بايد به عنوان ميراث  طبيعي بين المللي  به اين کنوانسيون شناسانده شود و  عقيده داريم که اين جنگلها معيار هاي  لازم  گزينش را بر پايه مستندات اين کتاب  دارا مي باشد.

 در زير سه معيار گزينش ميراث طبيعي  بر اساس کتاب کتاب راهبرد ها و معهدات جهاني حفاظت از طبيعت و منابع زنده تاليف هريک مجنونيان از انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست

 در مقمه اين معيار ها آمده است براي اينکه ميراث طبيعي داراي ارزش چشمگير جهاني شناخته شود بايد حداقل يکي از   معيار هاي چهار گانه زير را دارا باشد :

نمونه برجسته اي که نمايشگر مرحلة مهمي از فرايند تکامل زمين باشد

نمونه هاي برجسته اي که معرف فرايند زمين شناسي با اهميتي در حال حاضر بوده و يا نشان دهندة تکامل بيولوژيکي و اثرات متقابل انسان بر محيط زيست طبيعي باشد

 شامل پديده هاي طبيعي منحصر بفرد ، عالي يا نادر باشد . معرف صورت بندي يا اشکال و مناطقي که از نظر زيبايي طبيعي کاملاً استثثنايي باشند

مناطقي که داراي جمعيت هاي نادر يا در معرض خطر انقراض از گونه هاي گياهي يا جانوري باشند  

 

 و در آخر اينکه : متاسفانه چاپ کتاب فوق الذکر به انگليسي يا هر زبان ديگر به مناسبت کمبود منابع مالي ممکن نشده است از اين رو فرصت استفاده نمودن از سازمان هاي بين المللي – گروه ها  يا افراد آزاد تقاضاي کمک براي ترجمه و چاپ اين کتاب مينمايم  در صورت علاقه با ما تماس بگيرديد !

 

*****

اين صفحه را براي دوست خود بفرستيد

 

صفحه اصلی