بيابان زايي زندگي ميليونها انسان را تهديد مي كند

دولتها بايد متعهد به تلاش براي اجراي  سياستهايي  كاهش بيابان زايي شوند

 به مناسبت 27 خرداد روز جهاني بيابان زدايي

 

گردآوري و ترجمه  : کانون ديده بانان زمين - فرزانه رحيمي  - خرداد 85 

 

سال 2006 از طرف سازمان ملل به عنوان سال جهاني مبارزه با بيابان زايي اعلام شد. هدف از اين كار انعکاس  تصويري از  زندگي مردمي است كه در مناطق خشك زندگي مي كنندومبارزات آنها در مقابل گسترش بيابان هاست.

به گفته نيك ناتل از سخنگويان برنامه حفاظت از محيط زيست سازمان ملل (UNEP  ) همه مردم بيشتر نگران بالا آمدن آب اقيانوسها در اثر گرم شدن زمين هستند  ولي هيچ كس تفكرجدي در خصوص گسترش بيابانها ندارد درحاليكه بيابان ها حدود يك چهارم سطح زمين را تشكيل مي دهد ويا به عبارت ديگر 13 ميليون مايل مربع که درحدود 500 ميليون نفر  از مردم جهان دراين مناطق زندگي مي كنند.

تقريبا" يك چهارم سطح زمين وبيشتر از يك ميليون نفر تحت تاثير بيابان زايي قراردارند.در افريقا 325 ميليون نفر بطور مخاطره آميزي در منطقه خشك زندگي مي كنند. ولي كشورها طوري عمل مي كنند كه مسئله بيابان زايي مشكل  كشاورزي و اقتصادي  است تا مشكل زيست محيطي. اين مطلبي بود كه

در هفته گذشته (11-12 اوريل سال 2006)در كنفرانس بين المللي در ژنو سوئيس ، سازمان ملل وآژانس همكاري وتوسعه سوئيس  اعلام كردند : تقريبا" يك چهارم سطح زمين وبيشتر از يك ميليون نفر تحت تاثير بيابان زايي قراردارند. خطر بيابان زايي  در افريقا زندگي  325 ميليون نفر  در تهديد قرار داده است .  بيابان زائي  در اثر  عوامل  اقليمي ،  تبديل زمين حاصلخيز به زمين لم يزرع ،  چراي بي رويه  وجنگل زدايي پديد مي آيد. اين مهم مي تواند مهاجرتهاي زيست محيطي را در اثر فقر وگرسنگي بوجودآورد.به گفته خانم ليليان اورتگا نماينده سوئيس در مجمع سازمان ملل براي مبارزه با بيابان زايي كه به مناسب اين موضوع برپا شده بود گفت ، اين پديده مي تواند زندگي ومعاش مردم را تحت تاثير قرارداده  وبر مسائل اقتصادي وكشاورزي اثر گذار باشد . اومي گويد بازارهاي سياسي به هدفجهت توسعه ملتها اغلب با  رها نمودن تاكتيكها ي مبارزه با بيابان زايي و استراتژي هاي جديد قبل ازرسيدن به موفقيت، زمان ومنابع را از دست داده اند. دركشورهاي درحال توسعه بخصوص در افريقا به علت فقدان سياست درست از روستائيان حمايت نمي شود.او مي گويد اگر كشوهايي كه تحت  تاثير بيابان زايي واقع شده اند به اهميت موضوع توجه نكنند، تلاشهاي ديگري مانند توسعه روابط با كشورهاي پيشرفته  بي اثر خواهد بود.

طبق مطالعات،  بيش  از 12 منطقه بزرگ بياباني جهان با آينده  خشك تر مواجه خواهند بود. كارشناسان پيش بيني كرده اند كه به واسطه دخالتهاي انساني وتغييرات آب و هوايي  ، تا پايان قرن حاضر ميزان بارش حدود 20 درصدكاهش خواهد يافت.

شبكه علم و توسعه  ScidevNet با حمايت  گروه مشاوره بين المللي تحقيقات كشاورزي در رابطه با بيابان و مناطق خشك  خلاصه مقالات ، علل گسترش بيابان، مديريت آب و حفاظت از آن، گزارش  تازه مجمع بيابان زايي سازمان ملل، آخرين اخبار،جمع آوري مطلب از ساير وب سايت ها وارگانها وفرهنگ لغات را در اختيار علاقمندان قرارمي دهد.  (www.scide.net )

درمورد موضوع بيابان زايي فعاليتها وتجاربي از كشورهايي كه سالهاست بدون خستگي ،  مبارزه اصولي وعلمي با آن را ادامه مي دهند وبرنامه هاي كوتاه مدت ودراز مدت براي آن دارند را  مد نظر قرار ميدهد .

 

مشاركت كشورهاي جنوب – جنوب براي مبارزه با بيابان زايي

 محققين نيجريه مي گويند كه مشاركت  و گفتگوي كشورها تحقيقات را به سمت حل مسئله بيابان زايي سوق مي دهد.

 مشاركت بين المللي به هدف ترويج تحقيق در رابطه با مشكل بيابان زايي دركشورهاي درحال توسعه درتاريخ 28 فوريه انجام شد. اين مشاركت ،همكاريهاي بين المللي بين كشورهاي واقع درمنطقه خاورميانه ، شمال افريقا وآسياي مركزي يعني در نواحي كه خشكي زمين زندگي مردم را تهديد مي كند را فراهم مي كند. وراه حل هايي را براي كاهش خشكي زمين وحفاظت از منابعي مانند خاك ، آب وتنوع زيستي را شامل مي شود.همكاري بين دانشگاه،  سازمان ملل ومركز بين المللي تحقيقات كشاورزي در مناطق خشك با رياست سوريه وبه عنوان دبيرخانه  انجام مي شود. با وجود اين شبكه، ارگانها اميدوارند كه ساير مراكزتحقيقاتي منابع خودرادرجهت كمك به آموزش محققيني كه در مناطقي كه در تهديد بيابان زايي هستند مشترك شوند. دولتهاي اين كشورها نيز بايد متعهد به تلاش براي اجراي  سياستهايي  درجهت كاهش فقرباشند.

چين طرح اساسي را برعليه بيابان زايي شروع مي كند

مثال ديگري كه مي تواند تجربه خوبي براي ساير كشورها باشد تجربه كشور چين است .چيني ها برنامه وسيع تجديد جنگل ها را در سال 2000 شروع كردند كه به عنوان ديوار بزرك سبز شناخته شد باهدف كاشت جنگل به ميران 5 ميليون هكتار تا سال 2010

چين طرحي را براي حاصلخير نمودن يك چهارم ميليون كيلومتر مربع از زمينهايي را كه بيابان در آن گسترش پيدا كرده است، انجام داده .

تقريبا"يك پنجم كل سرزمين چين بياباني است كه اگر گسترش پيدا كند تهديد جدي براي كشاورزي وسكونت مردم اين ديار است .برطبق نظرات اداره كل جنگلهاي چين 500000 كيلومتر مربع از بيابانها پتانسيل احيا دارند.

 در 28 فوريه سال 2006 كابينه چين طرح كنترل بيابانها را باهدف احياي نصف آن تا سال 2020 اعلام نمود. بدين منظور كاشت درخت وپوشش گياهي براي توقف گسترش شنها به اجرا در آمده است ودولت استفاده از زمين در مناطق تحت خطر را تحريم نموده است. عامل اصلي بيابان زايي ، قطع درختان جهت سوخت مي باشد ، بنابراين بايد براي استفاده بهينه از منابع آب ، انرژي هاي ماندگار مانند انرژي باد وخورشيدي در مناطق خشك ، سرمايه گذاري كرد. به گفته وانگ تائو رئيس انستيتو تحقيقاتي مهندسي و زيست محيطي نواحي خشك وسرد در لانزهو،اين طرحها بايد زمينه قوي براي مد نظرقراردادن هر عنصر درجهت مبارزه وكنترل بيابان باشد.او مي گويد دولت بايد بخش خصوصي را تشويق به سرمايه گذاري كرده به آنها وام داده واز ماليات معاف شوند. با اعلام اين طرح كابينه چين اظهار نمود كه پروژه كاشت وسيع درختان كه از سال 1990 شروع شده درحال حاضر از گسترش بيابان به نواحي ديگر جلوگيري نموده است . بين سالهاي 2000 تا 2004 بيابانهاي چين 1283 كيلومتر مربع هر سال عقب نشيني كرده است ، درمقابل مقايسه با رشد 3436 كيلومتر مربع  از سال 1994 تا سال  .1999

 

طرح پيشنهادي ايجاد ديوار سبز در صحرا

 درجولاي سال 2005 رئيس جمهور نيجر Olusegun Obasajo  طرح ايجاد ديوار سيز دراطراف صحرا را به پنجمين مجمع عادي اتحاديه افريقا پيشنهاد نمود. ( محققين نيجريه معتقدند  كه مشاركت  و گفتگوي كشورها تحقيقات را به سمت حل مسئله بيابان زايي سوق مي دهد.)

هدف از اين طرح جلوگيري از پيشروي بيابان صحراي جنوب وبهبود بخشيدن به زندگي ساكنين مناطق ساحل – صحرا است وبه گسترش مبارزه مجمع سازمان ملل براي جلوگيري از بيابان زايي در افريقا كمك مي كند.

در دومين نشست كميسيون اتحاديه افريقا (AUC  ) كه در 27 و28 فوريه سال 2006 برگزار گرديد ، جلسه غير رسمي گروه مشورتي بر لزوم انجام اين طرح تاكيد شد. .

بيابان زايي تهديدي جدي وبزرك براي افريقاوزندگي مردم آن ديار است .زندگي مردم افريقا متكي به خاك ، آب و منابع گياهي محدود است .ديوار سبز در سال 1971 در الجزاير اجراشد و3 ميليون هكتار از زمين به ابعاد 1500 كيلومتر در 10-20 كيلومتر احيا گرديد. اين طرح بعدا" به صورت فرمولي براي پروژه كمربند سبز در كشورهاي واقع در شمال افريقا درسال 1978 در آمد.مشابه طرح كمربند سبزدر نيجريه درمقابل تهديد منطقه به جنگل زدايي وبيابان زايي با استفاده از تصاوير ماهواره اي مربوط به مناطق تحت خطر بين سالهاي 19953-1993 و 1978-1976، كاشت حدود 300ميليون اصله درخت در 240 ميلون هكتار زمين انجام شد. درنيجريه موانعي براي تثبيت تپه هاي روان ايجاد كرده اند.دراين كشوربيابان زايي بيشترتبديل به يك مسئله اقتصادي شده است تا زيست محيطي 

 

 

طرح ايجاد ديوار سبز براي صحرا تنها براي احياي جنگل ها در طول قاره افريقا نيست بلكه ارتباط بين فعاليتهاي يي است در جهت حل مشكل سكونت مردم آن ديار مانند حفاظت از پوشش گياهي ، معرفي و كاشت گياهان جديد، ترويج استفاده از منابع انرژي ديگر بجاي سوخت گياهان ، مديريت آب ومرتع وغيره.

اهداف اين پروژه :

1-  توجه به منابع زيست محيطي 2- كنترل پوشش گياهي زمين 3-  ترويج مديريت منابع طبيعي 4- دسترسي بهتر به بيابان صحرا 5- حفاظت از تنوع زيستي 6-   همكاري در كاهش فقر.   در اين اهداف  همچنين تاکيد شده است که  بيابان زايي زندگي ميليونها انسان را تهديد مي كند . ده  ميليون هكتاراز  زمين هاي قابل كشت هرساله از بين مي رود و 130 ميليون هكتار از زميها به صورت جدي تحت خطر هستند كه 50 در صد آن در افريقا واقع است .با انجام ديوار سبز در افريفا مي توان تبادل تجربيات خوب وبد چهارچوب بحث جنوب جنوب را كنترل نموده وظرفيت توسعه آنرا بيشتر كرد. وجود تعهدات لازم سياسي در تمام سطوح وقتي با تکنولوژي  و راه حل هاي علمي همراه شود مي تواند شانس موفقيت اين پروژه را به حداكثر برساند.

شبكه علم و توسعهscidevnet  مي گويد بسيار ارزشمند است كه مجمع عمومي سازمان ملل سال 2006 را به عنوان سال بين المللي بيابانها وبيابان زايي اعلام كرده است.همانطور كه گفته شد اين پروژه در كشورهاي واقع در ناحيه صحرا وساحل در افريقا اجرا مي شود.  

البته تغيير آب وهوا و هجوم ملخ ها ممكن است موفقيت اين طرح را به مخاطره اندازد ونيار به سرمايه گذاري كلان باشد. براي تامين آب مورد نياز كشورهايي كه با كمبود منابع آب مواجه هستند ممكن است توافقي با كشورهايي كه از نظر آب غني هستند انجام شود.زندگي مردم ناحيه ساحل – صحرا وابسته به سوخت درختان براي تامين انرژي است كه مي توان آن را با سوختهاي ديگر جايگزين كرد.كل مسائل زيست محيطي واكولوژي منطقه شامل تنوع زيستي ، نقشه هاي منابع موجود (تقاضاي آب وذخيره آن ،‌خاك وخصوصيات آن ، گياهان موجود در منطقه شامل گياهان بومي ) بايد مورد توجه قرار گيرد. اين حركت مستلزم تعهدات ملي ناحيه اي ، زير ناحيه اي در تمام سطوح است از اين نظر  عوامل زير بايد مورد توجه قرار گيرد:

- حفاظت از خاك ، آب وزمين هاي زراعي وزمين هاي مورد استفاده عموم

- مديريت مراتع وتوسعه آن با كاشت گياه وايجاد تسهيلات براي مصرف آب دامها

- مديريت جنگل هاي طبيعي در سطح ملي وتوسعه جنگل ها به همان نسبت توليدچوب براي سوخت جهت كاهش فشار بر روي زمين هاي حاصلخير واكوسيستم -جنگل .

-شناسايي  گونه هاي گياهي بومي.

- جنگل كاري بصورت بومي با سرمايه خصوصي

- ارتباط وهمكاري در مديريت حمل ونقل منابع آبهاي مرزي (درياچه ها ، آبخيرهاي زيرزميني وتالابها) براي روشن نمودن سيستم هاي آبياري زمين ومعيشت مردم

-براي انجام برنامه هاي انتقال آب بين حوزه ها ، نياز به همكاري دارد تا بتوان تسهيلاتي را براي حمايت از سبز نمودن اكوسيستم هاي مناطق بسيار خشك ومناطقي كه با كمبود آب مواجه هستند فراهم آورد.

- ترويج محصولات ديمي وتكنولوژي توزيع منابع آبي

- تثبيت تپه هاي شني با استفاده از بذر چمن وكاشت گياهان

- كاشت جنگل در زمينهاي شور با استفاده از گياهان مقاوم به شوري

در اين زمينه همكاري بخش خصوصي ، ارگانهاي اجتماعي وارگانهاي غير دولتي (NGO ) واستفاده از تجربيات آنها ضروري است بعلاوه بهره گيري از تيم هاي كشورهاي عضو سازمان ملل براي هماهنگي فعاليت ها ممكن است مفيد باشد.اين پروژه در دو فاز انجام مي شود .فاز اول كه ممكن است دوسال طول بكشد تمام  مطالعات موردنياز ، مشاوره ها مانند جلسه هاي متخصصين در رابطه با انواع پروژه ها وتوسعه آنهارا مد نظر داشته وآماده سازي مي كند.اين مطالعات مي تواند بصورت يك پروژه نمونه (پايلوت ) در منطقه اي كه بيشتر مورد نياز است انجام شود. فاز دوم كه طولاني تر است به فازهاي كوچكتر ده ساله تقسيم مي شود ودر پايان هر فاز پيشرفت كار مورد بازبيني قرار مي گيرد.موفقيت هر فاز مي تواند در توسعه فعاليت ده ساله آينده مفيد بوده ومورد استفاده قرار گيرد.كميته فني شامل اعضاي ايالت وبين المللي و ارگانهاي بين دولتي كشورهاي زير رابراي همكاري پيشنهاد نموده است : الجزاير، بوركينافاسو، چاد، جي بوتي ، مصر ، اتيوپي ، اريتره ، گينه بيسائو،ليبي ، مالي ، موريتاني ، نيجر، نيجريه ، سنگال ، سومالي ، سودان ، جمهوري عربي صحرا،گامبيا وتونس.

كميته هاي فني شامل : اتحاديه افريقا  (AUC)، كميسيون اقتصادي ايالتهاي غربي افريقا  (ECOWAS، انجمن ايالتي ساحل (CEN-SAD) ، اتحاد عربي مغرب(UMA)، كميته دائمي بين ايالتي جهت كنترل خشكسالي درساحل  (CILSS) ، رصدخانه صحرا   (OSS) ، امورتوسعه داخلي  دولتي،   (IGAD)مشاركت جديد براي توسعه افريقا   (NEPAD) ، تشكيلات غذاوكشاورزي سازمان ملل (FAO)، دبيرخانه  مجمع تنوع زيستي            (CBD) ، برنامه جهاني غذا  (WFP)، برنامه محيط زيست - تسهيلات محيط زيست جهاني سازمان ملل(UNEP/GEF) ،دفتر محلي برنامه محيط زيست سازمان ملل در افريقا (UNEP/ROA) ، كميسيون اقتصادي سازمان ملل براي افريقا (UNECA) ،برنامه توسعه سازمان ملل  (UNDP)، بانك توسعه افريقا          (ADB)، مجمع سازمان ملل براي مبارزه با بيابان زايي (UNCCD)   ،سرمايه گذاري بين المللي براي توسعه كشاورزي(IFAD) ، آكادمي علوم افريفا (AAS) ،شبكه تحقيق جنگل افريقا(AFORNET) ، مركزAGRHYMENT      استيتو ساحل(INSAH) ، مركز اقليم كاربردي براي توسعه افريقا   (ACMAD)،اعضاي ديگري ممكن برحسب نياز اضافه شوند.

بدنه مشاركت ملي شامل خدماتي مانند: جنگل ، خاك ، آب ، زمين شناسي ، مديريت مرتع ودام ، كشاورزي ، انستيتوهاي مناسب تحقيقاتي ، نقشه برداري ، انرژي ، تعليم وآموزش ،تهيه نقشه هاي استفاده از زمين مي باشد.

اين پروژه در كوتاه  مدت مي تواند هماهنگي هاي سياسي را شفاف نموده، ايجاد آگاهي وبه طبع آن ايجاد روش عمومي پايدارو درنهايت ايجاد آلترنانيو سيستم زندگي براي  مردمي كه با مشكلاتي مواجه هستند ودر نتيجه توليد ثروت براي آنها بنمايد.

در دراز مدت مي تواند:    توقف فرسايش خاك – آهسته نمودن روند گسترش بيابانهاي مرزي – كاهش فقر درميان مردم درگير با مسئله بيابان – بهبودشرايط اقليمي  در منطقه اي كه ديوار سبز ايجاد مي شود – مشاركت  درسازش با تغييرات اقليمي – محافظت از تنوع زيستي – ارائه ونشر تجربه هاي آموخته شده – افزايش حاصلخيزي خاك ومحصولات غذايي.

منابع :

SciDev.net sophie Hebden   آپريل 2006

Wagdy Sawahel    مارس 2006

Jia Hepeng      مارس 2006

 

****

اما نگاهي به سرزمين ما ايران

با توجه به اينکه کشور ما ايران :

جزو 10 كشور درمعرض نابودي جنگل ها درجهان

جزو پنچ كشورمواجه شده با بيابان زايي درجهان

جزو دوكشور مواجه با بيشترين فرسايش خاك درجهان

جزو 10 كشور دچاربه بيشترين نابودي حيات وحش درجهان

 جزو شش كشور دچار بيشترين نابودي تالاب ها درجهان

 جزو پنچ كشورمواجه شده با بيابان زايي درجهان است

و  صدوسي وچهارمين كشور جهان از نظر پايداري زيست محيطي( بنابر آمار سال 2005 برنامه محيط زيست سازمان ملل) است 

براي برون رفت از چنين شرايطي که کشور ما را از نظر تخريب سرزمين در رده هاي بالا قرار داده است ، در عمل   چه راهکار هايي تاکنون به اجرا در آمده است ؟

32/5 ميليون هکتار بيابان در کشور وجود دارد ( رئيس سازمان جنگلها ، مراتع و آبخيز داري خرداد85

  130 ( سيزده ) کانون بحراني بيابانزا در کشور شناسايي شده است که مساحتي بالغ بر 6  ( شش ) ميليون هکتار را تشکيل مي دهد . 

بيش از يکصد ميليون هکتار از اراضي کشور در معرض پديده بيابانزايي قرار دارد

 20 ( بيست ) ميليون هکتار از اراضي کشور در معرض فرسايش هاي بادي .

بيش از  5 ( پنج ) ميليون هکتار در معرض فرسايش هاي فيزيکي و شيميايي  قرار دارند .

از 609 دشت در سطح کشور 220 دشت ( 36 درصددشت هاي کشور )  به دليل بيلان منفي،  ممنوعه بحراني اعلام شده .

فرسايش آبي در سطح معادل 125 ميليون هکتار ( 76 درصد کل کشور ) خارج از حد طبيعي است  که طي سه دهه اخير ميزان رسوبدهي حوزه هاي آبخيز به دليل تشديد فرسايش خاک و افزايش سيل خيزي روند افزايشي داشته است .

  بيش از 80 درصد کشور در منطقه خشک و نيمه خشک قرار دارد با اكوسيستم حساس وشكننده .

 ولي متاسفانه بي توجه به چنين واقعيت هايي به دليل توسعه هاي فله اي، امروزه  شمالي ترين بخش هاي کشور  تا جنوبي ترين نقاط آن را با خطر بيابان زايي مواجه شده است . 

کانون ديده بانان زمين به عنوان  يک تشکل زيست محيطي بر اين باور است که مسئله بيابان زايي و بيابان زدايي در کشور ما به يک نمايش  تراژيک  تبديل شده است . از يک طرف ميليون ها  تومان سالانه صرف بيابان زدايي مي شود  و از طرفي ديگر با اجراي پروژه هايي تحت عنوان  طرح هاي به اصطلاح عمراني بخش هاي وسيعي از کشور در معرض بيابان زايي قرار مي گيرد که نمونه هاي  بسياري را مي توان براي آن ذکر کرد .  نمونه هايي که به برخي از آنها  در همين سايت  و تحت عنوان گزارش هاي خبري -تحقيقي  پرداخته شده است . نظير :

 تخريب  جنگل هاي باستاني شمال

تخريب هول انگيز  آبخيز هاي تهران ( از دماوند تا کرج )

تخريب وسيعي از  خاک و آب دشت هاي جنوبي تهران بر اثر فاضلاب  ،  دپو و دفن زباله و  آلودگي هاي نفتي

 تخريب و آلوده سازي تالاب ها ي کشور از جمله تالاب شادگان   

تخريب تالاب گاوخوني که روزي سد دفاعي در مقابل کوير  در منطقه بود

 انتقال آب از سرچشمه هاي کارون   به رفسنجان   آنهم براي  جبران شکست طرح هاي مغاير با ظرفيت و توان  طبيعي  منطقه ( توسعه باغات پسته  بدون توجه به ظرفيت  آب هاي زير زميني در دو دهه )

 و غيره  

اين امر زماني ابعاد تاسف بار به خود مي گيرد که حتي در يک وزارت خانه ( وزارت کشاورزي ) بيابان زايي و بيابان زدايي  هر دو به موازات هم انجام مي شود. مثلاٌ از سويي بودجه  زيادي از  بيت المال  و پول نفت( سرمايه ملي تجديد ناپذير )   صرف مهار شن بيابان  ها   مي شود و از طرفي تحت عنوان طرح هاي  جنگل داري ، جنگل زدايي تا خط الراس ها امتداد مي يابد .  از طرفي براي جلوگيري از فرسايش خاک ميليون ها تومان صرف آبخيز داري مي شود نظير آبخيز هاي تهران و يا شمال ، و از طرفي در ست در همان حوزه ها  آبخيز فروشي  و واگذاري آبخيز هاي ملي براي   انواع  بهره برداري ها  انجام مي گيرد  و پيامد هاي آنها که به شکل سيل و زمين لغزش و ...  اتفاق مي افتاد يعني تخريب خاک و آب  به راحتي  به حساب حوادث غير مترقبه  گذاشته  مي شود.  

ما معتقديم  تا  بخشي نگري وجود دارد و تا برنامه آمايش سرزمين ارائه  نشود و  تا اثرات زيست محيطي طرح ها   ارزيابي نشود و تا طرح هاي  حفاظت خاک و آب ( سطحي و زير زميني )  از تخريب و آلودگي اجرا نشود  با توجه به شرايط اقليمي و توپوگرافي کشور و شرايط اشاره شده فوق و همچنين  رشد روز افزون جمعيت و  هشدار هاي جهاني در خصوص تغييرات اقليمي،   خطر روز افزون بيابان زايي در  کشور امري دور از انتظار نيست !

 

*****

اين صفحه را براي دوست خود بفرستيد

 

صفحه اصلی