نسخه قابل چاپ

 

تخريب تالاب بين المللي گاو خوني

نابودي سد دفاعي دربرابر پيشروي كوير

 

گزارش : کانون ديده بانان زمين  – مينا محبوبي

تصاوير : کانون ديده بانان زمين - آزاده بهکيش

صبح زود از قطار پياده شديم و با ميني بوس به طرف جنوب شرق اصفهان حرکت کرديم بعد از طي 175 کيلومتر به ورزنه  رسيديم . پس از خروج از شهر و طي حدوداٌ 10 کيلومتر به منطقه تالاب گاوخوني وارد شديم جاده اي شوسه از کنار تالاب که گاهاٌ بعضي مناطق تالاب را نيز  قطع مي کرد ما را به انتهاي تالاب  مي برد . زمينهاي شوره زار و گياهان گز و علف شور و علف هفت بند و نوعي درختچه که تاغ بود در اطراف ديده مي شد . هنوز چشممان به آب نخورده بود کمي جلوتر وسط تالاب گياهان متراکمتر شده و آبي ديده مي شد که وقتي از ارتفاع نيم متري به زمين بعدي مي ريخت، منظره آبشاري را تداعي ميگرد زمينهاي اطراف شوره زار بود و اين منطقه زميني باتلاقي داشت  و بوي نا خوشايندي از آن به مشام مي رسيد که البته وجود گياهان متراکم در اين منطقه بعلت  قسمت فرو رفته اي است که مخزن اصلي بستر  تالاب را تشکيل مي دهد.

 جنس خاک در اراضي حاشيه تالاب از نوع خاکهاي باتلاقي است  آب اين قسمت در پهنه وسيعي از دشت پخش مي شد که پس از طي مسافتي اثري از آن ديده نشد،  بجز کمي رطوبت خاک . به منطقه انتهايي تالاب که روزگاري حتماٌ پرآب و زيبا بوده رسيديم.

 چشم اندازي  از رشته کوه هايي کاملاٌ سياه که نشانه بازالتي بودن آن بود  روبروي تالاب،  با انعکاسي از  آسماني آبي در آن، منظرة بسيار  زيبايي را ايجاد کرده بود. بطرف لبه آبي که از دور نويد  منطقه پرآبي را ميداد از زمينهاي مرطوب گذشتيم . ديگر درخشش نمک را زير نور خورشيد در آب مي توانستيم ببينيم . اين قسمت از تالاب، آنقدر آب داشت که جريان روان آن را مي توانستي ببيني. اما وقتي پا در آب مي گذاشتي از حد مچ پا بالا نيامد .

 آب که بستر  آن پر از لجن بود.

حدود 4 ساعت در تالاب گاوخوني راه رفته بوديم.  ديگر از ديدن تالابي بارستنيهاي سبز و آب زياد نا اميد شده بوديم . شوره زار زمينهاي اطراف نيز مرتب به رخمان کشيده مي شد . محلي ها گفتند جلوي آب زاينده رود که از غرب به تالاب مي ريزد بوسيله کشاورزان گرفته شده است . مهر ماه بود و انتظار ديدن پرندگان تالاب را نداشتيم ولي پشه هاي بزرگ و بوي بد تالاب مانع از استقرار مان جهت گذران شب شد . به ورزنه بر گشتيم . ورود فاضلاب هاي شهري و کارخانجات و زهاب هاي کشاورزي و استفاده زياد کشاورزان از آب تالاب در آينده نزديک معناي واژه تالاب را در مورد  اين منطقه از بين خواهد برد.  آلودگي هاي اين تالاب نشاط و سر زندگي و شادابي را از آن گرفته بود و اصلاٌ قابل مقايسه با تالاب هاي شمال و جنوب کشور که قبلاٌ ديده بودم ، نبود. تمام اين موارد  مي تواند در آينده ما را از داشتن تالابي در ليست تالاب هاي بين المللي کنوانسيون رامسر محروم کند.

اين منطقه نياز مند بررسي هاي بيشتر و اعمال قوانين حفظ تالاب از آلودگي هاي شهر و روستا مي باشد.

*****

   پاييز 1384

تالاب گاوخوني که در 30 سال پيش ( 1354) به خاطر  5 معيار  با مساحت بيش از  47 هزار هکتار ،جزء تالاب هاي ثبت شده در کنوانسيون رامسر قرار گرفت  و بخاطر سهمي که از زاينده رود نصيب آن مي شد . نگين فيروزه اي کوير لقب گرفته بود و   بابيش از   40 هزار هکتار  پوشش گياهي  از  اصفهان  اين شهر تاريخي ،در مقابل کوير محافظت مي کرد،   امروز به خاطر سياست هاي  غلط آبي  و امساک اصفهان از رسيدن آب به اين سد دفاعي خود و  همچنين   خشکسالي ها و آتش سوزي هاي رخ داده،   به چاله اي مملو از فاضلاب و لجن تبديل شده.  ديگر وقتي  آن 44 گونه پرنده اي که گفته مي شد در فصل مهاجرت به سوي اين تالاب  پر مي کشند ( قو – فلامينکو – اردک – غاز خاکستري و...)     امروز وقتي به اين لجن زار مي رسند راه بسوي زيستگاه هاي ديگر کج مي کنند  و شايد در حيرت از عملکرد انسان هايي که حتي بخودشان نيز رحم نمي کنند و با دست خود سد هاي دفاعي را تخريب و براي سدهاي مصنوعي ساخت دست خود تبليغ  مي کنند و راه خود به سوي ديگر پهنه ها ادامه مي دهند .

به ياد داشته باشيم که وقتي  حيات گياهي و جانوري  يک تالاب  رو به افول گذاشت، کارکرد هاي مهم آن نيز نابود مي شود !

 

 آيا واقعاٌ  اميدي به احياء اين تالاب در دل فلات مرکزي کشور وجود دارد ؟ 

 

 

 

 

اين صفحه را براي دوست خود بفرستيد

 

صفحه اصلی