ساخت مجتمع سمّی پتروشیمی گلستان  بر روی  اراضی تالابی

تهدیدی جدی بر ای زیست بوم منطقه ، سلامت و  معیشت مردم 

 

 گزارش  از کانون دیده بانان زمین : نسرین دخت خطیبی- کارشناس جغرافیا  :   1388- (به روز شده تا بهمن 1388 )

 

 

 مراسم كلنگ‌زني مجتمع پتروشيمي گلستان در 24 آذر 85 برگزار شد .

مجتمع پتروشيمي گلستان به وسعت۳۰۰هكتار در  15 کیلومتری تالاب آلاگل ، اراضی تالابی شمال شهرستان آق ‌قلا  در دست ساخت است.  قرار است در این  مجتمع ، دو واحد توليد آمونياك با ظرفيت سالانه ‪ ۶۷۰هزار تن و همچنين توليد كود اوره به میزان  يك ميليون تن در سال،  ساخته شود .

متاسفانه با وجود مخالفت تشکل ها و کارشناسان زیست محیطی، احداث کارخانه پتروشیمی در این اراضی تالابی آغاز شده است . شایان ذکر است ابتدا قرار بود که طرح احداث  این مجتمع سمّی در اراضی تالابی  "صوفی کم" اجرا شود  ولی سر انجام  این طرح نه به دلایل زیست محیطی ، بلکه به دلیل هزینه های سنگین زهکشی اراضی تالابی صوفی کم  به 15 کیلومتری جنوب  تالاب آلاگل  منتقل شد.

مهران جهانشاهی معاون محیط زیست انسانی اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان  در توجیه این مکان  جدید در  مهرماه  1386 می گوید :  «تمام مشکلاتی که مکان اولیه داشت به جز تامین آب، گاز و... را بررسی کردیم و چون این مسائل به مراتب در گزینه جدید کمتر است و منطقه، گونه جانوری و گیاهی حساس نداشته و به دلیل ارتفاع بالاتر از "صوفی کم"  و اینکه مشکل آبگرفتگی و انتقال پساب و شیرابه های پتروشیمی و اختلاط آن با آب های جاری در سطح را نیز ندارد، موافقت کردیم."

 این تصمیم گیری  در حالی اتفاق افتاده است که بر اساس مصوبه سال 1381 هيأت دولت ، تنها به صنايع كشاورزي،  صنايع كاني غيرفلزي وابسته به مواد معدني و كشتارگاه هایی كه داراي آلايندگي کم  و فاقد فاضلاب خروجي باشند ، با رعايت ضوابط، مجوز استقرار  در 3 استان شمالي كشور و خارج از شهرك‌هاي صنعتي صادر می کند . .  

قابل توجه است که  خانم جوادی رییس سابق  سازمان حفاظت محيط زيست کشور در توجیه مکان این صنایع سمّی در یک مناظره پخش شده از شبکه خبر  صدا و سیما  ،  شوره زار بودن  منطقه را   دلیل این انتخاب می داند و می گوید : "بهترين محل براي استقرار پتروشيمي گلستان را محلي ديدم که زمين آن شوره زار است» این توجیه از سوی مسئول سازمان حفاظت محیط زیست کشور در حالی اعلام می شود که در مورد مکان یابی این پروژه  هم  در مرحله اول و هم در  مرحله دوم آنهم در  منطقه ای بسیار حساس و شکننده از ابعاد مختلف زیست محیطی  ، پیش از آن تصمیم گیری شده بوده است و اظهار نظر رئیس سازمان حفاظت محیط زیست  و نه کارشناسان مربوطه ، آنهم با ژست تمام عیار زیست محیطی  ، پس از تعیین مکان،   تاثیری در اصل قضیه نداشته و در واقع  تاییدی بر  آن انتخاب است .

کانون دیده بانان زمین به عنوان یک تشکل زیست محیطی ، به دلایل متعدد زیست محیطی معتقد است،  پروژه  مجتمع پتروشيمي گلستان  باید هر چه  سریع تر  متوقف شود !! آنهم تا زمان حاضر که تنها 12 درصد پیشرفت داشته است .

کانون دیده بانان زمین بر این باور است که سود آوری این پروژه ، با زیان های  بسیار هنگفت که این پروژه چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت به منطقه وارد می آورد  قابل  قیاس نیست.  از جمله  این زیان ها  می توان به بر هم خوردن زیست بوم های   با ارزش متنوع منطقه  ( تالابی – شوره زار ی  –ساحلی – دریایی و ... ) ، کاهش منابع آب کشاورزی منطقه  ، آلوده سازی آبهای سطحی و زیر زمینی منطقه ،  نابودی صید و صیادی منطقه  و در نتیجه اشتغال زدایی گسترده ، شیوع بیماری های مهلک در منطقه و خسارت های فاجعه بار انسانی  و ... اشاره کرد .  به همین دلیل کانون دیده بانان زمین اعتقاد راسخ دارد که چنانچه حتی این پروژه به مرحله پایانی یعنی صد درصد پیشرفت هم  رسیده باشد ،  باید متوقف  و تخریب شود .

 

برای روشن تر شدن ابعاد آثار فاجعه بار  استقرار این پرو ژه   در منطقه  در خلاصه ترین شکل، آنها را  از دو جنبه تاثیر این صنایع در تخریب  اکوسیستم منطقه و نیز تاثیر آن  در ایجاد آلودگی های وسیع و گسترده  و  فجایع انسانی ناشی از آن مورد توجه قرار می دهد  . ولی پیش از آن ، ابتدا به برخی  اظهار نظر های مسئولین در مورد این پروژه  از سال 1385 تا بهمن ماه  1388 نگاهی می اندازیم :

 

نگاهی به  اظهار نظر مسئولین از سال 1385 تا بهمن 1388

ô شاعری استاندار گلستان  : حجم سرمایه گذاری در این پروژه 4 هزار میلیارد ریال است که این حجم برابر با حجم سرمایه گذاری در  10 سال گذشته استان در بخش صنعت می باشد  وی گفت طبق برنامه ریزی ، عملیات اجرایی این پروژه در سال 1388 به اتمام می رسد ( سایت پتروشیمی گلستان 30 آبان 1385 )

ôعلی محمد شاعری استاندار گلستان :  .... از آنجایی که مصرف آب مورد نیاز این مجتمع در ثانیه 600 لیتر است ، نزدیکی به منابع آبی  یکی از  دلایل احداث این مجتمع در این نقطه است . (30 آبان 1385 )

ô التفات کامياب، رييس هيأت موسس مجتمع پتروشيمي گلستان در مراسم كلنگ‌زني پتروشيمي گلستان   : کمتر از سه سال، شمال کشور به عسلويه ديگري تبديل می شود. (  24 آذر 85 )

ôاداره کل امور آب گلستان متعهد شد که مجوز حفر چاه با ظرفیت 600 لیتر در ثانیه و همچنین مجوز برداشت آب از سد آلاگل به ظرفیت 19 میلیون متر مکعب در سال را صادر کند . این اداره همچنین متعهد شد که اجازه تاسیس آب شیرین کن از دریا را نیز صادر نماید.... اداره کل منابع طبیعی نیز متعهد شد ه که مجوز تحویل زمین طی صورتجلسه تنظیمی را صادر کرده و در خصوص قطع برخی از اشجار بر آمده در فنس مجتمع ادعایی نداشته باشد . ...سازمان برق منطقه ای استان نیز متعهد شد که وظیفه تامین انشعاب و پایه های برق بر سر چاه های آب و تامین برق مورد نیاز آب شیرین کن ها را انجام دهد ....  شرکت راه آهن جمهوری اسلامی نیز متعهد شد که نسبت به اتصال شبکه راه آهن تا درب مجتمع را جزء طرح های اجرایی قلمداد کرده و اقدام لازم را انجام دهد..... این سازمان ها همچنین متعهد شدند در موضوع ساخت و ساز مجتمع و صدور هر گونه مجوز هیچگونه ادعایی در حال و آینده نداشته و موکدا قید نمایند که مجتمع مذکور خارج از محدوده احداث می شود . ( جلسه مدیران استان گلستان  با حضور استاندار-   29 مهر 1385 توسط ستاد اطلاع رسانی صنایع پتروشیمی ) 

 ô نماينده علي آباد كتول در مجلس : براي راه اندازي اين پروژه ، بالغ بر 310 تا 350 ميليارد تومان سرمايه اعم از ارزي و ريالي نياز است . (3 اردیبهشت 1385 – خبرگزاری فارس )  

 ôنادعلی حاجیلری مدیر عامل شرکت سهامی آب منطقه ای گلستان :  احداث مجتمع پتروشیمی گلستان هیچ گونه تاثیر سویی بر منابع آب و خاک و محیط زیست ندارد.  اراضی شمالی استان در حاشیه و پایاب رودخانه اترک از نظر اقلیمی دارای آب و هوای خشک و فاقد منابع آب سطحی و زیر زمینی است..... وی در ادامه تصریح کرد که آب مورد نیاز مجتمع پتروشیمی گلستان با استفاده از ذخیره سد آلاگل از طریق خط انتقال تامین می شود که به دلیل کیفیت خوب آب منطقه،  امکان بهره برداری از هر واحد آب تولیدی جهت استفاده در این صنعت را چند برابر می کند . ( کیهان 26 آذر 1385

 ôغلامحسين نجابت، معاون وزير نفت در امور پتروشيمي :  اختصاص 500 ميليون دلار اعتبار براي احداث مجتمع پتروشيمي استان گلستان  كه از اين ميزان اعتبار بيش از 300 ميليون دلار ارزي و بقيه ريالي است.  (بهمن 1385 ایسنا ) 

ô روابط عمومی شرکت صنایع پتروشیمی گلستان  :  کمیته ارزیابی طرح های زیست محیطی کشور ، با احداث مجتمع پتروشیمی گلستان موافقت کرد ه است. (  29 مهر ماه 1386   خبر گزاری جمهوری اسلامی ایران ) 

 ô   حميد مظفري‌نژاد مدير مهندسي پروژه پتروشيمي گلستان در يكصد و سي و يكمين جلسه رسمي و علني شوراي شهر گرگان   : ما ضمانت خواهيم كرد كه اجراي پروژه پتروشيمي هيچ‌گونه آلايندگي در استان نخواهد داشت و ضمن آنكه سعي در ايجاد محيط زيستي دل‌انگيزتر در آن منطقه خواهيم داشت. (  آذر ماه 1386  )

ô  مهران جهانشاهي، معاون محيط زيست انساني اداره كل محيط زيست استان گلستان  :  نگراني ها در مورد مجتمع از بابت تأمين آب از تالاب آلاگل بود كه سبب مي شد اين تالاب از كنوانسيون رامسر كه در آن ثبت شده خارج شود، اما در حال حاضر بهره برداري از آب آلاگل به كلي منتفي و اين مجتمع از سد دانشمند گلستان تأمين آب خواهد شد. (  بهمن ماه 1386 روزنامه ایران )

ôمهران جهانشاهي، معاون محيط زيست انساني اداره كل محيط زيست   : براي اين طرح از مصوبه دولت تا زمان كلنگ زني ۱۳ ماه به طول كشيد و به اين سبب عوامل تهديد به خوبي ديده نشده بود و نكات مبهم بعد از آن مشخص شد از جمله آنكه براي ساخت مجتمع امكان سنجي و مكانيابي نشده بود. (   روزنامه ایران ،  بهمن ماه 1386 ) 

  ô فتح الله گلعلي پور، كارشناس سازمان محيط زيست استان گلستان  : آبگيري از آلاگل و خشك شدن آن نگراني ديگري بود كه خوشبختانه براي تأمين ۲۰ ميليون متر مكعب آب آن از سد دانشمند استفاده مي شود، همچنين هزينه بالاي زهكشي در صوفيكم مسئولان شركت پتروشيمي گلستان را وادار ساخت مجتمع را به ۱۳ كيلومتري جاده گميشان در شمال آق قلا انتقال دهند. وي گفت: هم اكنون مكان پتروشيمي گلستان در منطقه منگولي در حاشيه اترك و به نسبت، در جاي بهتري تعيين شده است. آلودگي هواي احتمالي اين مجتمع گاز آمونياك است كه كمتر جاي نگراني دارد زيرا به دليل بوي بد حتي پرسنل كار را تعطيل خواهند كرد. (روزنامه ایران ، بهمن 1386 ) 

  ôروابط عمومي پترونت  : رقم سرمايه‌گذاري صنايع پتروشيمي گلستان، 6 هزار و ‪ ۵۰۰ميليارد ريال اعلام شده (8 فروردين 1387)

ôعبدالوهاب عرض‌پيما  سرپرست سايت پتروشيمي گلستان، امور مهندسي  شركت صنايع پتروشيمي استان :     حفر چاه براي دسترسي به سه ميليون مترمكعب آب از منابع زيرزميني مطابق با موافقت اصولي انجام شده با آب منطقه‌اي استان در دست بررسی و انجام است .... (27تیر ماه 1387  ایرنا )

ô نماينده مردم کردکوي، ترکمن و بندرگز  :  پتروشيمي گلستان پس از گذشت سه سال تنها 12 درصد پيشرفت فيزيکي دارد.( ۳ آذر ۱۳۸۸ خبرگزاري موج )

 ôمسئول روابط عمومي شرکت پتروشمي گلستان   : به رغم اينکه کلنگ احداث اين مجتمع سال 85 زده شد ولي حدود 10 ماه قبل قراردادي با شرکت مهندسي همپا منعقد شد و 200 ميليارد ريال نيز به عنوان پيش پرداخت به شرکت براي شروع کار داده شد. و قرارداد خريد کارخانه با شرکت هلندي" استامبي کربن  و شرکت سوئيسي " آمونيا کازاله  " منعقد شده و طي دو مرحله پيش قسط داده شده است... وي افزود: درحال حاضر کار احداث پتروشمي با رکود روبرو است .  (روزنامه ابتکار 25 خرداد1388 )

 ô کمیسیون اقتصادی دولت با اختصاص 277 میلیون یورو از حساب ذخیره ارزی برای ساخت پتروشیمی گلستان موافقت کرد. ( 22 آذر 1388 خبرگزاری مهر )

 

 

 

نقشه موقعیت تقریبی   مجتمع  پتروشیمی گلستان در اراضی تالابی

 

اول تاثیرات صنایع سمّی پتروشیمی در تخریب اکوسیستم شکننده منطقه

شاخص های جغرافیایی و محیطی یک منطقه   پدیده ای نیست که طی مدت زمان کوتاه ایجاد شده باشد،   بلکه بر آیندی است از یک کنش و واکنش طبیعی در میلیون ها سال . کنش و واکنشی از اقلیم ، عوامل زمین ساختی ، توپو گرافی  و  غیره . اکنون  اگر بخواهیم  شاخص های طبیعی  این منطقه را در کلی ترین شکل بر شماریم به موارد زیر می توان اشاره داشت :

  • نزدیکی  به  دریای خزر و تاثیر پذیری آن از  نوسانات آب دریا

  • وجود بیش از   65 کیلومتر  سواحل شمالی – جنوبی  بسیار حیاتی در حاشیه غربی منطقه  ( از مخدوم قلی تا بندر ترکمن  )

  • پایانه رودخانه های مهم استان در این منطقه از جمله رودخانه های گرگان ، اترک و قره سو.

  • وجود تالاب های دریایی/ ساحلی  در حاشیه غربی منطقه یعنی یکی از  زیستگاه های دیرینه  و مهم انواع ماهیان بویژه ماهیان خاویاری  دریای خزر

  • وجود تالاب های  شیرین  و لب شور   داخلی / خشکی  

  • وجود 4 تالاب بین المللی فهرست رامسر  (آلاگل - آلماگل – آجی گل ، و گمیشان )

  •  کریدور  مهم پرندگان عبوری از عرض های بالا به سمت عرض های پایین

  • محل زمستان گذرانی و تخم گذاری  پرندگان مهاجر  در تالاب های بین المللی منطقه 

  • سیل گیر بودن منطقه

  • شیب  کم منطقه  برای انتقال  آب چه در سطح زمین و چه در زیر زمین و درنتیجه ماندگاری آلودگی های ایجاد شده .

  • بالا بودن  سطح ایست آبی

  • بارندگی کم و نامنظم ماهانه و سالانه 

  • دوره های خشکسالی  طولانی مدت . ( در این زمینه معاون بهبود تولیدات گیاهی جهاد استان گلستان  گفته است که از سال 1347 تاکنون ، در طی چهار دهه، 10 دوره خشکسالی سخت در گلستان بوقوع پیوسته است و بویژه در سال زراعی قبل که میانگین بارندگی در استان نسبت به میانگین درازمدت ،35 درصد کاهش داشته است .- نشریه   صحرا شماره 292 )

  • تبخیر زیاد

  • وجود شوره زار های گسترده  پراکنده  و همچنین وجود منابع نمک ید دار  که در کل کشور بی نظیر است

  • پوشش گیاهی  کم  ولی  بسیار با ارزش   که از مهم ترین ذخایر ژنتیکی گیاهان شور پسند ایران هستند 

  • وجود گِل  فشان ها ی بی نظیر

  • و.....

شرایط ذکر شده ،  از دیر باز اکوسیستم هایی را بوجود آورده است که اگر چه با اکوسیستم های کوهستانی و جنگلی جنوب  استان گلستان متفاوت است  ولی  کم اهمیت تر از آن ها نبوده بلکه   در فاصله ای کمتر از 100  کیلومتر  مجموعه ای از  جنگل های پهن برگ هیرکانی ، جنگل های سوزنی برگ باستانی   ، تالاب های دریایی /ساحلی ، تالاب های داخلی / خشکی شیرین تا  لب شور ، زیستگاه های باستانی گیاهان هم ساز با خشکی و شوری  ، شن زار ها و شوره زار ها را گردآورده است که از بعد گوناگونی   زیست بوم از شگفتی های  این منطقه  است . به علاوه  نگاهی به گذشته تاریخی این منطقه نشان از  فرهنگ  سازگار با محیط منطقه  در میان ترکمن ها  و سایر بو میان  این منطقه در  استفاده  بهینه از این  سرزمین  ویژه  دارد  و  سبب شده است که آنان مشاغلی هم گام با طبیعت از   کشاورزی دیم ،  دامداری  همراه با کوچ ، صیادی ، داد و ستد بندر گاهی  ، شتر داری وغیره را در پیش گیرند . آیا این چشم انداز دیرینه  و  بی بدیل را می توان  خود سرانه و به بهانه  فاقد ارزش بودن و تنها به منظور سود ورزی ، به  صنایع بسیار سمّی پترو شیمی  آغشته کرد و محصولاتی را در این منطقه تولید کرد که برای مردم منطقه،   حاصلی جز زیان های   جبران ناپذیر نخواهد داشت  !

بنابراین شوره زار خواندن منطقه برای توجیه  تخریب و آلودگی ،  ناشی از  یک بی خردی  کامل در بر خورد با این منطقه و میراث طبیعی - فرهنگی است .

   از منظر طبیعی نیز  باید تاکید کرد که  اکوسیستم های  شور ، از جمله تالاب های شور و اراضی تالابی شور، جزیی از شاخص های طبیعی کشور ما ایرا ن هستند که طی میلیون ها  سال بوجود آمده اند و ویژگیهای اکولوژیکی خود را دارند . فقدان دانش  و  پژوهش در مورد این مناطق  در کشور ،  دلیل بر بی اهمیت بودن آنها نیست! اگر چه مطالعات کم و بیشی نیز تا کنون صورت گرفته است. به عنوان مثال  دكتر حسین آخانی   استاد  گیاه شناسی ،  درباره  اهمیت  گونه های گیاهی  این اکوسیستم ها معتقد است  تالاب‌ها و رودخانه‌های شور ایران از تنوع کم‌نظیری از نظر گونه‌های گیاهی شورزی (هالوفیت) برخوردارند.  وی  تاکنون   412 گونه گیاه شوردوست  در ایران  را شناسایی کرده است و معتقد است که اهمیت تنوع زیستی و زیست فناوری گیاهان شور دوست در آن است که در این گیاهان مکانیسم‌های تکامل یافته ای وجود دارد که  قادرند در شوری‌های بالا و بسیار بالا رشد کنند. به عنوان مثال وی  گونه بومی‌ سالیکورنیای ایرانی (Salicornia persica)  را یکی از این گونه ها  می داند  که ، قادر است در شوری بسیار بالا (بیش از 200 دسی زیمنس یا حدود 120 گرم در لیتر نمك) رشد کندکه تحمل این شوری از عجایب طبیعت است. جالب آنکه در بذر های این گیاهان شور از جمله همین گونه ، مقدار زیادی روغن وجود دارد که میزان روغن و پروتئین‌های آن با سویا برابری می‌کند.

 از طرفی اکوسیستم های شور،   بسیار حساس و شکننده هستند . به تعبیری ایجاد اختلال در این اکوسیستم ها  از جمله برداشت بیش از ظرفیت آبهای زیر زمینی آنها و به سطح کشاندن آب های زیر زمینی و در نتیجه کمک به شور تر شدن محیط،  علاوه برتخریب پوشش گیاهی سازگار با محیط ،  در سفره های آبهای زیر زمینی این نوع مناطق  اختلال های فاحشی را در زیر زمین از جمله شکسته شدن دیواره های جانبی سفره  ها و نیز کاهش چسبندگی و پیوستگی ذرات خاک را ایجاد می کند که موجب فرونشست زمین می شود. نمونه های این نوع تخریب ها را می توان در رفسنجان ،کرمان ،خراسان و دیگر نقاط ایران در همین مدت سی سال یافت ! به یاد داشته باشیم که  صنایع پتروشیمی از آب بر ترین صنایع شناخته شده است . بنا براین تخلیه آبهای میلیون سالی زیر زمینی منطقه  فاجعه  زیست محیطی  دهشتناکی را به دنبال خواهد داشت  !

 

دوم تاثیرات صنایع سمی پتروشیمی در ایجاد آلودگی های وسیع و گسترده و  فجایع انسانی ناشی از آن

صنایع پتروشیمی مواد زائد بسیار خطر ناک در سطح گسترده ای  تولید و تخلیه می کنند  .  این مواد شامل اسیدها، بازها، گازهای حاصل از احتراق، ترکیبات فنلی وگوگردی، هیدروکربن های آرماتیک، آلکیل ها و .... هستند. به علاوه کاتالیزورهای فلزی نظیر کروم و محصولات حاصل از اکسیداسیون نیز  تولید می شود که سمی هستند و آثار مخربی بر محیط زیست وارد می کنند .

بررسی های  انجام شده از گاز های خروجی صنایع پتروشیمی   نشان می دهد که  گازهای خروجی این صنایع از طریق شیرفلکه ها، فلنج ها، پمپ ها و کمپرسورها از مشکلات دائمی این گونه صنایع هستند و پیامد های خطرناکی نظیر انتشار گاز های سمّی ، ایجاد آتش سوزی و حوادث ناگوار دیگر را  پدید می آورند. گفته شده است که به طور معمول یک واحد پتروشیمی، ۱۵ هزار شیرفلکه دارد که اگر  از  هر یک از آنها به طور متوسط ۵ گرم گاز نشت کند، ۷۵ کیلوگرم نشتی گاز در هر ساعت وجود خواهد داشت ، یعنی روزانه ۸/۱ تن مواد مضر به محیط تخلیه می شود.

به علاوه دفن زباله های خطرناک یکی دیگر از معضلات دائمی این صنایع سمّی است که با توجه به بالا بودن سطح آبهای زیر زمینی و سیلابی بودن منطقه ،   در مدتی کوتاه شیرابه های خطرناک  آن پس از  ورود به اراضی تالابی  و دیگر منابع آبی از جمله روان آبهای سطحی و آب های زیر زمینی ،  سر انجام از  دریای خزر  سر در خواهند آورد و در مسیر خود بستر حیاتی   زیستگاه های  پرندگان ، ماهیان  گیاهان و دیگر زیستمندان منطقه را  با  مخاطرات جدی مواجه خواهد کرد !  و در نتیجه  صید و صیادی  ، کشاورزی و دیگر مشاغل سنتی مرتبط با تالابها  برای همیشه قربانی این صنایع شده و اشتغال زدایی بسیار گسترده ای رخ خواهد داد. بنا بر این یکی از توجیهات  مسئولین برای راه اندازی این نوع صنایع سمی  که ظاهر فریبنده  اشتغال  زایی  تبلیغ می شود ، تنها اشتغال  معدود افرادی است که به عنوان کارگزار  در این صنایع مشغول شوند و بو میان منطقه نظیر بومیان  بوشهر و عسلویه ،  با از دست دادن هویت دیرینه شغلی خود  ، مجبور به  تن دادن به مشاغل حاشیه ای  این صنایع سمی و یا مهاجرت خواهند کرد . در حالی که سود های کلان این صنایع  به جیب  صاحبان هلندی ، سویسی و شرکای ایرانی آنها  خواهد رفت  و برای مردم منطقه چیزی جز آلودگی و بیماری های مهلک  نظیر سرطان  به ارمغان  نخواهد آورد .

کانون دیده بانان زمین   با توجه به  روند اجرایی این طرح و  اظهار نظر  مسئولین  و نکات ذکر شده در دو مبحث بالا (  تاثیرات صنایع سمّی پتروشیمی در تخریب اکوسیستم شکننده منطقه . و تاثیرات صنایع سمی پتروشیمی در ایجاد آلودگی های وسیع و گسترده و و  فجایع انسانی ناشی از آن ) بر این باور است که هیچ نوع مطالعه ارزیابی  مکانی و زیست محیطی پیش از  عملیات اجرایی این صنایع  انجام نشده است  تا آنجا که  حتی منابع تامین آب  آن نیز تا زمان  اجرای پروژه  ظاهراً هنوز  مشخص نبوده است  و همان سیاست  ایران بر انداز  " راه انداز - جا انداز "  در این منطقه نیز  پیاده می شود . بنابراین کانون دیده بانان زمین به عنوان یک تشکل زیست محیطی ، بار دیگر تاکید می کند که  سود آوری این پروژه ، با زیان های  بسیار هنگفت  آن برابری نمی کند و اعتقاد راسخ دارد که چنانچه حتی این پروژه به مرحله پایانی یعنی صد درصد پیشرفت هم  رسیده باشد ،  باید متوقف و تخریب شود .

 

 

 

اين صفحه را براي دوست خود بفرستيد

 

صفحه اصلی