تالاب بين المللي گُميشان

در تهديد  جدي   طرح هاي  نفتي

 

گزارش :کانون ديده بانان زمين-نسرين دخت خطيبي – ديماه 84

 

تالاب بین المللی گميشان ٌ نوار نسبتاٌ ً باریکی است که با جهت شمالی – جنوبی در امتداد سواحل شرقی دریای خزر قرار دارد . این تالاب تقریباً از دو کیلومتری شمال شهر گمیشان ( گمیش تپه ) آغاز شده و تا مرز ترکمنستان و فراسوی آن یعنی تا 8 کيلومتر در خاک  ترکمنستان نيز ادامه  پيدا مي کند .   بنا براين تالاب گميشان   از شمال با پايانه خروجي  رودخانه بزرگ اترک( مصب )  و از جنوب با پايانه خروجي گرگان رود ( مصب گرگان رود) مرتبط است

 

 

تالاب بین المللی  گميشان  با مساحت 20 هزار هکتار و در برخی منابع 17700 هکتار  و ارتفاع 27 متر پايين تر از سطح دريا هاي آزاد،   در شهرستان ترکمن  قرار دارد . شهرستان ترکمن  يکي از يازده شهرستان استان گلستان است.

تالاب بین المللی گميشان ،  از نظر زمين ساختي  در منطقه " پلايا " قرار داشته و به تعبيري ديگر جزو سواحل آبگير محسوب مي شود .  از اين روست که اين تالاب را از نظر طبقه بندي تالاب هاي رامسر،  جزو تالاب هاي " دريايي – ساحلي "   است . اين موقعيت نشان مي دهد که تالاب گميشان از يک طرف ( شرق)  دريافت کننده  خروجي سيلاب هاي اترک وآق قلا  است و از طرف ديگر ( غرب )  متاثر از  آب درياي خزر بويژه  در دوره هاي افزايش و يا  بالا آمدن آب دريا است  و اينجاست که نقش مهم و طبيعي اين تالاب  يعني کنترل سيلاب ها  کاملاٌ  نمايان  مي شود .  شايان ذکر است مصب ها برای پرورش ماهیان بسيار حياتي  هستند . زیرا  تداخل  آب شور و شيرين  اکوسيستم  خاص  پر ارزشي را برا ي  پرورش آبزيان  را ايجاد می کند.

تالاب بین المللی گميشان   جزو تالاب هاي دريايي – ساحلي که در سال1380 در فهرست تالاب هاي بين المللي رامسر قرارگرفت .  شایان ذکر است بخشی از این تالاب به وسعت 14 هزار هکتار از سال 1376 به عنوان منطقه شکار ممنوع مدیریت می شده است . کانون ديده بانان زمين (فرشته موثق نژاد – نسرین دخت خطیبی –  مینا محبوبی - طاهره ابوطالبی – صبور حبیبی )   در سال جاری دو  بازديد در ماه های آبان و آذر از اين تالاب داشت . حاصل این بازدید ها  به همراه مطالعات جانبی دیگر درگزارش زير ارائه شده است.

 

 ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان- عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND -Golestan  Province

 

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان- عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND - Golestan  Province

 

    وقتي وارد شهر گميش تپه مي شوي  در ميدان اصلي شهر يک تابلوي راهنما  تو را به سمت تالاب هدايت مي کند .  بعد از کمي فاصله گرفتن از ساخت و ساز هاي شهري گميش تپه،   در دو سمت جاده،    اراضي غرقابي  کم عمق با دورنمايي از ناهمواري هاي  تپه ماهوري را مشاهده مي کني .  به فاصله کمي در اين جاده  به رودخانه پر آبي ميرسي   در ساحل اين  رودخانه،    پست محيط باني و انتظامي  قرار دارد.  اين رودخانه به گفته محيط بانان اترک ( اترخ ) نام دارد.

بعد از عبور از پست محيط باني خود را کاملاٌ  در منطقه تالابي  حس مي کني و جاده اي که   به سمت بخش هاي شمالي تر تالاب مي رود  تا مرز ترکمنستان ادامه مي يابد .   اراضي غرقابي دو طرف جاده با گياهان تالابي وانعکاسي از آسمان آبي در آنء   منظرة  شگفت انگيزي را بوجود آورده است.  حال  اگر هوا صاف و بدون مه  باشد،   دور نمايي از خط درياي خزر  در غرب جاده نيز با کمي دقت   قابل  مشاهده است  .

با اين چشم انداز مي توان  موقعيت طبيعي تالاب را  اينگونه توصيف کرد که از يک سو  به زمين هاي غرقابي و تپه ماهوري  دشت وسيع ترکمن صحرا و از  سوي ديگر  با سواحل درياي خزر  گره خورده است .   

        تالاب  گميشان  حاشيه اقليمي معتدل در کنار يک اقليم خشک        

تالاب گميشان به لحاظ هم پيوندي با  درياي خزر و گستردگي طولي آن، يک حاشيه  بارز از اعتدال هوا است. شرق و شمال شرقي تالاب  به لحاظ  گسترش وسيع اراضي مسطح ، عدم ارتفاعات ،  ، دور بودن از جنگل هاي جنوبي  ، نزديکي به بيابان هاي ترکمنستان و... تحت تاثير يک اقليم خشک و نيمه خشک است که هر چه از جنوب به سمت مرز پيش برويم  بر شدت اين نوع اقليم افزوده مي شود به عبارتي ساده تر با فاصله هوايي کمتر از 60 کيلومتر،  از باران هاي سالانه 700 ميليمتر گرگان به باران هاي سالانه کمتر از 250 ميليمتر مي رسيم . اين شاخص  اقليمي ،  در  منطقه تالاب  گميشان به لحاظ همجواري با درياي خزر،  تغيير کرده و حاشيه اقليمي مطلوبي را در غرب اين اراضي خشک بوجود آورده است  و همين  ميکرو اقليم ويژه است که تبعات  زيستگاهي  پر ارزشي را به ارمغان آورده است.  البته از يا د نبریم که يکي از قانون مندي هاي اقليم هاي خشک و نيمه خشک  تناوب باران هاي سالانه است.  بنا براين نوسان سطح تالاب در گرو اين قانون مندي است . ( سال هاي تر سالي و خشکسالي )    

 

    تالاب گميشان داراي 4 معيار تالاب هاي بين المللي

 با توجه به  موقعيت طبيعي فوق  و نوسان سال هاي پر آبي و کم آبي سطح تالاب گميشان به بيش از 20 هزار هکتار نيز مي رسد . عمق اين تالاب نيز متغير بوده  در بخش هاي جنوبي عمق آن حدود يک متر و  در نزديکي مرز به 2.5 متر نيز مي رسد .

در سال 1376  ،   14 هزار هکتار از اين تالاب به عنوان منطقه شکار ممنوع اعلام شد و  براي ارتقاي سطح آن مطالعاتي نيز روي آن انجام شد.  سرانجام در سال 1380  به عنوان يکي از  تالاب هاي بين المللي کشور  در کنوانسيون رامسر ثبت گردیدو تحت مقررات اين کنوانسيون قرار گرفت . بعلاوه تالاب بين المللي گميشان از سوي سازمان بين المللي حيات  پرندگان  به عنوان يکي از زيستگاه هاي مهم پرندگان شناخته شده است.  

تالاب گميشان طبق بررسي های انجام شده  چهار معيار تالاب هاي بين المللي را دارا مي باشد که عبارتند از :

 معيار   1a ( به عنوان يک نمونه شاخص و بویژه خوب از يک تالاب طبيعي ، داراي صفتهاي ويژه مربوط به يک منطقه جغرافيايي زيستي می باشد )

معيار   2a  ( در بر دارندة مجموعه اي از گونه ها و زير گونه هاي نادر ، آسيب پذير يا در خطر انقراض از گياهان و يا جانوران و  يا تعداد قابل ملاحظه اي از افراد هر يک يا تعداد بيشتري از اين گونه ها باشد )

معيار  3a (   به طور منظم 20 هزار پرندة آبزي را در خود نگهدارد)

  معيار 3c  ( در جايي که اطلاعات راجع به جمعيت در دسترس است به طور منظم يک درصد افراد جمعيت يک گونه يا زير گونه پرندگان آبزي را حمايت  و نگهداري کند )    

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان- عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND - Province Golestan

 

    تالاب بین المللی گميشان  زيستگاه بيش از بيست نوع پرنده:

 جمع ما در اولين بازديد خود همچنان که محو چشم انداز زيباي تالاب با انعکاس آسمان آبي در آن بود  و در انتظار مشاهده پرندگان ،  با منظره  ديگري مواجه شد .  بجاي پرندگان تالابي جمعيت قابل توجهي از شتر  رو برو شديم که در  حاشيه  زمين هاي غرقابي دو طرف جاده مشغول چرا  بودند.  هر چند براي ما اين منظره کاملاٌ غافل گيرانه بود بخصوص وقتي يکي از شتر ها را مشاهده کرديم که    با تابلوي    سازمان حفاظت محيط زيست ( در مورد مشخصات  تالاب)  گردن خود را   مي خاراند . همچنان که پيش مي رفتيم  به منطقه مرزي نزديک تر مي شديم و تالاب بکر تر مي شد .  اگر در قسمت هاي پايين دست  تالاب   اراضي کشاورزي به داخل محيط تالاب نفوذ بيشتري داشت  و چراي دام و شتر  بيشتر مشاهده مي شد ،  ولي در 7 کيلومتري مرز به علت مقررات و ممنوعيت هاي مرزي   و جلوگيري  از چرا ،   تالاب بکر تر شده و   جلوه هاي زيبايي  از حضور پرندگان  مشاهده مي شد  .   پرندگانی را که ما مشاهده کرديم عبارت بودند از : فلامينگو به تعداد بسيار زياد که حتي در قسمت هايي از تالاب به شکل جزيره هاي صورتي  رنگ،  زيبايي خيره کننده اي داشتند . همچنين  لک لک سفيد ، عقاب ، مرغابي سر حنايي ،  خودتکا ، پرستو ، کاکايي  و آبچليک و... متاسفانه به علت مه و عدم تجهيز به دوربين هاي حرفه اي موفق به گرفتن عکس هاي خوبي از اين مناظر نشديم .   

در گفتگويي که با  دو محيط بان اين تالاب آقايان نوري و  عظيمي داشتيم آقاي نوري پرندگاني که خود تاکنون در اين تالاب مشاهده کرده است را چنين بر شمارد :

 فلامينگو – عقاب شاهي  – بالابان ( نوعي عقاب) – قو – حواصيل – پرلا – سار – مرغابي سر حنايي – مرغابي سر سبز – گيلانشاه خال دار – کوکر – آبچليک – خوتکا – کاکايي  - لک لک – پليکان   و تعداد ديگری  که خاطرشان نمانده بود.

  

آبچليک Tringa ochropus

بالابان Falco -cherrug

پرستوي دريايي معمولي Sterna hirundo

 

دليجه - Falco naumanni   

 

کوکر Syrrhaptes paradoxus

کاکايي صورتي Larus genei

 

سليم طلايي   Pluvialis apricaria

 در گزارش تالاب هاي ايران ( سازمان حفاظت محيط زيست )  از 22 گونه پرنده در اين تالاب نام برده شده است  شامل :   چوب پا- پرستوي  دريايي نوک کلفت ، معمولي ، کوچک و  پرستوي دريايي گونه سفيد – غاز پيشاني سفيد – خروس کولي – کوکر دم دراز – کوکر شک سفيد-  سليم طلايي – بوف برفي - - شاه بوف – چکاوک بال سفيد – سليم شني – غاز خاکستري – چنگر معمولي –  فلامينگوي بزرگ – چنگر معمولي – عقاب دريايي دم سفيد – عقاب شاهي و دليجه کوچک.    بعلاوه در اين تالاب تا کنون بيش از بيست گونه ماهی  شناسايي شده است نظيركپور ماهيان .   اين خانواده با دو جنس و سه گونه متنوع ترين ماهيان اين تالاب مي باشند ، سه خار ماهيان، شيشه ماهيان، كفال ماهيان، سوف ماهيان ، گاو ماهيان، و.....

از پستانداران مرتبط با تالاب نيز از فک درياي خزر ، روباه و شغال نام برده شده است .

 

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان-  چراي شتر  عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND - Golestan  Province

 

گياهان تالاب بین المللی گميشان  

گونه هاي گياهي اين تالاب گونه هاي عموماٌ هالوفيت و شور پسند  البته " شتر پسند " نيز مي باشند . که از چند نمونه آن تصاويري  گرفته شده است :

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان-  عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND -Golestan  Province

 

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان-    عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND -Golestan  Province

 

 

تالاب بین المللی گميشان وتهديد ها

 

  تالاب گميشان بین المللی در تهديد پروژه هاي نفتي

 

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان-    عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND -  Golestan  Province

 

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان-    عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND -  Golestan  Province

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان-    عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND -  Golestan  Province

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان-    عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND -Golestan  Province

 

    متاسفانه پروژه هاي نفتي از جمله طرح  پالايشگاه و پترو شيمي  سايه شوم خود را بر روي تالاب بین المللی گميشان با همة ارزش هايي که به آن اشاره شد،   گسترده است . يکي از اين  پروژه ها مجتمع پالايشگاه نفت  منطقه صوفيکم  است که شرکت نفت مرو  ظاهراٌ مسئول برپايي آن شده است . تابلويي که در تصوير دیده می شود در مسير جاده آق قلا به سمت تالاب آلاگل قرار دارد . اگر چه ظاهراٌ اين منطقه  از تالاب گميشان دور است و لي با توجه به ساختار زمين   شناسي  منطقه و  محرز بودن سيل گيري آن و همچنين شيب آن و خروجي سيلاب ها به سمت گميشان،   هيچ شکي وجود ندارد که اين منطقه نيز به سرنوشت  منطقه ري در جنوب تهران دچار خواهد شد .  بعلاوه تابلوهاي ديگري که در منطقه نصب شده نظير تابلوي :  " شرکت طراحي و ساختمان نفت کارگاه کوثر  "  دور نماي تاريکي را براي منطقه ترسيم مي کند. اما جاي اميد واري است که در حال حاضر عمليات ساختماني اين تاسيسات نفتي   هنوز آغاز نشده است .

بخشي از سخنان  آقاي ولي پور   نماينده دوره ششم مجلس که در تبليغاتي انتخاباتي  دورة هفتم ايراد شده ، به روشن شدن برخي موارد کمک مي کند  :  ايشان در مصاحبه اي با يک وبلاگ ( Turkman students )  مي گويد : " در سال 1377 مجوز احداث پالايشگاه در شمال كشور ايران از وزارت نفت كسب شد و بنده نيز جهت كسب احداث اين پالايشگاه براي منطقه خودمان  ( شهرستان بندر ترکمن ) پيگيري زيادي نمودم كه بالاخره به كمك شركت آرين نيك اعتبارات و سرمايه گذاري جهت احداث اين پالايشگاه فراهم نماييم كه حتي براي احداث اين پالايشگاه در گميشان از سازمان منابع طبيعي و محيط زيست نيز مجوز محيط زيستي آن نيز كسب شده است كه اين پالايشگاه به عنوان اولين پالايشگاه در ايران داراي استاندارد هاي زيست محيطي مي باشد.  متاسفانه در منطقه افرادي هستند كه با پيشرفت و توسعه منطقه مخالف هستند كه يكي از اين افراد فرماندار بندرتركمن مي باشد كه با ارائه و قرائت يك نامه جعلي در سخنراني عيد قربان مبني بر دروغ و شايعه بودن احداث اين پالايشگاه نمودند كه حتي بعداٌ   تكذيبه اين نامه توسط ارگان ارجاع شده نيز اعلام شد. بعلاوه  آقاي دكتر ايري ( ايشان هم اکنون نماينده بندر ترکمن مي باشد ) نيز در يكي از سخنراني هايش همين نامه را باز قرائت نمودند كه   دروغ بودن اين پالايشگاه را عنوان كردند كه فيلم همين سخنراني نيز موجود مي باشد كه تمامي اين موارد به خاطر مخالفت با مردم، مخالفت با توسعه منطقه و مخالفت با ولي پور مي باشد." بعلاوه ايشان  در کارنامه فعاليتي خود نيز   به كسب مجوز پالايشگاه نفت شمال گميشان توسط شركت آرين نيك در تاريخ  ششم ديماه 82 اشاره دارند .

کانون ديده بانان زمين بر اين باور است که پالايشگاه نفت صوفيکم و توسعه هاي جانبي آن  براي مردم منطقه جز سياهي چيزي به ارمغان نخواهد آورد .  در تبليغات جانبي احداث پالايشگاه ، نويد اشتغال زايي داده شده است . شکي نيست که هر صنعتي در کنار خود شغل هايي را به همراه خواهد داشت ولي تاسيس پالايشگاه متاسفانه  ارمغاني جز اشتغال زدايي براي مردم محلي  نمي آورد.

. در حال حاضر بخشي از مردم اين منطقه به صيد ماهي اشتغال دارند . اولين اثرات اين پالايشگاه ايجاد محيط آلوده به نفت در اين سواحل است و در پی آن مرگ ماهي ها و به تبع آن اشتغال زدايي  در اين بخش.    شايان ذکر است در حال حاضر    حدود  50 درصد خاويار کشور که  یکی از مهمترین محصولات صادراتی است, از این منطقه تامين مي شود. بعلاوه بخش ديگري از اهالي  اين منطقه به کشت و زرع و آنهم از طريق ديم اشتغال دارند ، که  با توجه به شيب  اراضي پالايشگاه به سمت اراضي ديمي و همچنين به دليل بالابودن آبهاي زيرزميني منطقه ،  قطعا خاک اين منطقه نظير " جنوب تهران "  تخريب  و آلوده خواهد شده و مردم اين منطقه از کشاورزي نيز محروم خواهند شد .  

 مسائلي که به باور ما ، فرا تر از مشکلات فوق  ايجاد خواهد شد آن است که اين پروژه مکمل  پروژه هاي نفتي ديگر منطقه  از جمله  تاسيسات نفتي نکا – بهشهر و ميانکاله است  که  در ديدگاه برنامه ريزان   نفت محور ،   تسلط دارد که نمود آن را  مي توان هم اکنون در گسترش تاسيسات نفتي  ميانکاله مشاهده کرد که در آينده اي نه چندان دور  تمامي سواحل شرقي خزر را  در بر مي گيرد . در اين آينده تاريک شاهد خواهيم بود که يکي از بهترين ومهم ترين سواحل خزر  (بيش از 160 کيلومتر) قرباني  توسعه نفتي خواهد شد !

متاسفانه بر خلاف شعار های مسئولین  مبنی بر خروج  کشور از تک محصولی بودن،  شاهدیم که  باروند اجرای پروژه های نفت محور در سراسر کشور  نه تنها در جهت کاهش تک محصولی بودن کشورمان پیش رفتي حاصل نشده است،  بلکه به افزایش آن نيز دامن زده شده است  . سواحل درياي خزر در کشور آذربايجان الگوي کاملاٌ روشني است از آنچه که نفت بر سر سواحل  خزر آورده است . متاسفانه رقابت نفتي بين  همسايگان  شمالي و جنوبي کشور  در خصوص   دست اندازي به منابع انرژي در آبهاي شمال و جنوب کشور،  لطمات جبران ناپذيري را  به اين آبها وارد کرده وخواهد کرد .   غافل از آنکه اين منابع پايان پذير و تجديد ناپذير بوده و پاسخگويي در برابر نسل هاي آينده را در مقابل  تهي شدن اين منابع انرژي و  به تبع آن تخريب و آلوده سازي ساير منابع از جمله سواحل و آبها و ... مي طلبد!

کانون ديده بانان زمين به عنوان تشکلی زیست محیطی،   از هم اکنون هشدار براي آينده شوم اين سواحل و مناطق تالابي خاص را مي دهد . ما معتقديم قطعاٌ صنايع جايگزين ديگري که با الگوي طبيعي منطقه هم خواني داشته باشد وجود دارد که بايد به آن  ها پرداخته شود . خوشحاليم از اين که نماينده فعلي منطقه در مجلس هفتم با اين پروژه مخالف بوده است و اميدواريم که مجلس هفتم و دولت نهم  ضمن  جلوگيري از اجرايي شدن اين پروژه از توسعه  نفتي افسار گسيخته اي که در اين  بخش از سواحل خزر از جمله تالاب ميانکاله  در حال شکل گيري است جلوگيري شود کنند.     

 بعلاوه  پرداختن به اين نکته حايز اهميت است که متاسفنه  برخي مسئولين و مديران براي اجرايي کردن برخي پروژه ها  و عده هايي به مردم محلي مي دهند و  به آثار مثبتي اشاره مي کنند که بعضاٌ از واقعيت بسيار دور است .  به عنوان مثال مي توان به  اثرات پالايشگاه تهران در زندگي مردم شهر ري اشاره کرد. اين پروژه   پس از گذشت  بيش از سي سال   براي مردم  شهر ري و حتي براي مردم تهران  چه چيزی به ارمغان آورده است ؟؟  آيا غير از  تخريب منابع عظيم آب   ( چاه و قنات ) و  خاک  که نتيجه آن  تخريب کشاورزي منطقه  و خسارت هاي گسترده به  کشاورزان بوده  چيزي به ارمغان آورده است  ؟  زمين هاي کشاورزي که  به دليل محروميت منطقه از آب کشاورزي سالم  بالاجبار با  فاضلاب خالص شهر تهران آبياري شد و مي شود و حاصل آن صد ها هکتار محصولات کشاورزي آلوده  بود است که  بيش از 15 سال  به خورد مردم تهران و شهر ري داده شده است !   علاوه بر آن   پالايشگاه تهران  و شرکت هاي  وابسته به آن    با آلوده کردن  هوا ، آب و خاک منطقه   تاکنون  صدماتي جبران ناپذيري بر  سلامت مردم وارد کرده اند،    نظير نشر  بيماري هاي مختلف تفسي ، بيماري هاي پوستي ، بيماري هاي دستگاه تناسلي و  غيره که در برخي موارد به مرگ هاي مشکوک  نيز منجر شده است !    

کانون ديده بانان زمين همانگونه که آلودگي هاي نفتي پلايشگاه تهران را  در ابعاد انساني و زيست محيطي منطقه اعلام و پيگيري کرد  اکنون نيز پيشاپيش  در مورد خطراتي که  "پالايشگاه صوفيکم" و ساير  تاسيسات نفتي، تالاب  بين المللي گميشان   و سواحل اين بخش از خزر را  تهديد مي کند ، هشدار مي دهد و بر اين واقعيت تاکيد مي کند که تالاب ها  خود بزرگرترين پالايشگاه طبيعي هستند و لذاحفظ و گسترش کمي و کيفي آنها و مقابله با تخريب و آلوده سازي آنها بايد دررأس برنامه هاي زيست محيطي  قرار گيرد!

 

   شکار  از زبان محيط بان تالاب بین المللی گميشان  :

آقاي نوري يکي  از  محيط بانان تالاب گميشان ،  شش سال  از 12 سال خدمت خود را در  اين منطقه  گذرانده  و از  آزادگان مي باشد . وي د رگفتگويي که با اعضاء بازديد کننده کانون ديده بانان زمين در آبان ماه 84 داشتند در مورد ويژگيهاي تالاب گميشا ن و مخاطرات آن از جمله شکار و مشکلات محيط بانان اين تالاب مطالبي را گفتند که چکيده اي از اين گفتگو  در زير مي آيد :

آقاي نوري مي گويد :      پرندگان اين تالاب عمدتاٌ پرندگان مهاجر هستند که با سرد شدن هوا در بخش هاي روسيه به اين تالاب مي آيند   اين پرندگان  معمولاً  از آبان  ماه وارد ایران مي شوند وتا اوايل فروردين در اين جا  مي مانند .  ايشان گفتند : يکي از مشکلات  اين تالاب شکار بي رويه است. البته امسال به دليل شيوع آنفولانزاي مرغي مجوز شکار داده نشده است ولي در سال هاي  گذشته با آغاز  فصل پاییز که فصل شکار است،  دو  روز  در هفته اجازه شکار داده مي شود. اگردر سال پيش همين موقع به اينجا مي آمديد  با انبوهي از شکارچيان مواجه می شدید. آنان از سراسر  ايران مي آيند گاه تعداد آنها در يک روز به  بيش از  چهار هزار شکارچي  هم می رسد.گاه به علت ازدحام شکار چي ها همديگر را هم مورد اصابت تير قرار داده اند  .  سال پيش يک نفر اينجا کشته شد . حضور اينهمه شکارچي به خوبي نشان مي دهد که  اين تالاب از نظر جمعيت و تنوع  پرندگان در اين فصل سال چقدر غني و متنوع مي باشد .  بعد تصور کنيد  که  شکار اين  تعداد شکار چي چه سربي  را  وارد تالاب  مي کند  !

در خصوص  مجوز نحوة مجوز شکار ايشان گفت:

     براي هر پروانه  شکار در يک سال 6 هزار تومان مي گيريم  و هر شکار چي با  ورود به  محوطه،  تنها مي تواند 6 پرنده شکار کند  ( 4 مرغابي و دو پرنده از انواع ديگر ) . ولي بار ها ديده شده است که يک نفر حتي در يک روز چند بار از محوطه خارج و   دوباره به آن وارد شده و از اين سهميه  چندين بار  استفاده کرده است!  بعلاوه گاه ما  150 پرنده را هم از يک نفر و در يک نوبت گرفته ايم.     

    البته اگر شکارچي بیش از حد مجاز ( 6 پرنده) شکار کند  ما او را  جريمه مي کنيم .بدين صورت :

  •  قو  120 هزار تومان

  •  فلامينگو 120 هزار تومان

  •  مرغابي20 هزار تومان

  •  کوکر  20 هزار تومان ( کوکر شبيه کبک است )

  •  پرلا 6 هزار تومان( پرنده اي  کاملاٌ سياه است و فقط سر آن سفيد است )

  •  گيلانشاه 6 هزار تومان

  •   آبچليک  و  ساير پرندگان نيز عموماٌ همان 6 هزار تومان است.

 از آقاي نوري سئوال شد که   6 هزار تومان قيمت 4کيلو مرغ است آيا بنظر شما اين پرندگان همان ارزش را دارند ؟ ايشان گفتند:    

بنظر من دولت بايد پروانه شکار را يکصد هزار تومان و بيشتر بکند در اين صورت تعداد  شکار چي کم مي شود .  يعني يک راهش گران کردن پروانه است و راه ديگر آن بيشتر کردن    جريمه هاست  که شکار چيان بيشتر از مجوز داده شده شکار نکنند  و براي  شکار برخي پرنده ها نيز مجازات هاي سنگين ديگري  بگذارند . به عنوان مثال  اگر قرار شود من مجازات ها را تعيين کنم  براي شکار " قو " مجازات اعدام را مي گذاشتم.  قو پرنده عجيبي است. وقتي تفنگ را به سمتش بردي برمي گردد و مثل انسان نگاهت مي کند و وقتي تير خورد گريه مي کند .  وقتي ماده اش را بزنند ، قوي نر به نقطه اي از دريا مي رود و آنجاآنقدر گريه مي کند تا بميرد . وقتي نر  را بزنند همين کارا  ماده  مي کند .  ولي متاسفانه افراد سود جو و فرصت طلب  تنها به شکار فکر مي کنند .

در اينجا پرنده هاي ديگري نيز وجود دارد  نظير " بالابان " و " باز"  که تا 10 ميليون تومان نيز  خريد و فروش مي شود و به کشور هاي خليج  برده مي شود .

   از آقاي نوري در مورد مشکلات محيط بان  اين تالاب پرسيده شد و ايشان گفت : در حال حاضر ما  شش محيط بان هستيم که به شکل شيفتي کار مي کنيم که اين تعداد براي حفاظت از تالاب با اين وسعت که از شمال بندر ترکمن شرو ع و تا مرز ترکمنستان ادامه دارد و با توجه به حجم مشکلات بسيار کم است .    بعلاوه حقوق ما حدود 160 هزار تومان است با اين حقوق  به عنوان مثال  خود من ،  بجاي اينکه به منطقه فکر کنم در فکر اين هستم که سرما دارد مي آيد و بچه من هنوز کاپشن و کفش مناسب براي سرما ندارد. بايد دولت  ماموران محيط بانرا  تامین   کند.  

 

     طرح هاي گردشگري ناپايدار

 با توجه به رشد صنعت گردشگري در سال هاي اخير، متاسفانه طرح هاي عجيب ، فانتزي و غير پايدار نيز در حال شکل گرفتن است. آنهم بدون توجه به حساسيت اکوسيستم هاي طبيعي و پيامد هاي زيستمحيطي آن . که طرح شهر ونيزي براي گميشان نمونه اي از اين طرح ها است    رئيس  سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان گلستان در مصاحبه با ايلنا  در خصوص اين طرح چنين مي گويد :   "   در راستاي ارتقاي صنعت گردشگري در ساحل خليج گرگان در حوالي تالاب گميشان شهر گردشگري مشابه ونيز احداث مي شود ربيعي با بيان اينکه تا مدت کمتر از يک ماه آيند ه ، کار مطالعاتي اين طرح آغاز شده    و مراحل اجرايي آن از نيمه دوم سال 84 صورت خواهد گرفت،  تصريح کرد : اين شهرکوچک ، درون آب احداث و خانه هاي آن چوبي و متناسب با اقليم منطقه طراحي و در ميان آب نصب خواهد شد .  کوچه و خيابان اين شهررا آب تشکيل خواهد داد و ارتباط مناطق مختلف اين شهر با قايق صورت مي گيرد " ( خبرگزاري کار ايران -چهارم  اسفند ماه 1383)     البته مشابه اين طرح براي تالاب بين المللي شادگان نيز داده شده است.    گر چه ما فکر مي کنيم  با اجرا ي طرحهاي نفتي ، خود بخود فاتحه چنين طرح هايي خوانده خواهد شد و کسي رغبت نخواهد داشت  در اين شهر ونيزي آلوده به نفت  اقامت کند و يا با قايق  از خيابان هاي آغشته به لجن هاي نفتي آن  با قايق حرکت کند و لذت ببرد،  ولي حتي اگر  توسعه نفتي نيز اتفاق  نيفتد،  چنين طرح هايي تمامي اکوسيستم تالابي را از بين خواهد برد .  

در حالي که گردشگري پايدار با وجود امکانات طبيعي نظير وجود هزاران پرنده گوناگون و بعضاً  نادر ، چشم انداز هاي شگفت انگيز تالابي و ديگر ارزش ها   امکان خواهد داد که  نظير بسياري از  کشور هاي پيشرفته  در حفاظت محيط زيست ، با اسقرار گردشگر در مناطقي دور از اکوسيستم هاي حساس  و با ايجاد امکانات  جنبي  براي  مشاهده ، عکاسي ، فيلم برداري ، نقاشي و ... بيشترين بهره برداري با کمترين صدمه  را  آيد دولت کند  .  

 

  تخلیه زباله و فاضلاب 

 در اين منطقه نظير ساير مناطق شمال براي رفع آلودگي هاي زباله و فاضلاب همچنان وعده داده مي شود.  و شهرستان بندر ترکم نيز مشابه ساير شهر هاي استان فاقد سيستم تصفيه فاضلاب است  بعلاوه  کليه  رود هاي    استان گلستان نيز در  اين سواحل ، فاضلاب هاي استان را   وارد درياي خزر مي کنند که شامل انواع  فاضلاب هاي  آلوده از جمله کود هاي شيميايي اراضي کشاورزي بالادست  مي باشد .

   زباله‌هاي  استان گلستان نيز در حال حاضر در دو نقطه از استان دفن مي‌شود كه يكي از اين نقاط در محدوده شهر آق‌قلا  در شرق گميشان  قرار دارد  و اخيراٌ نيز زباله هاي شهر ساري از استان مازندران به اين منطقه حمل و دفع مي شود  . مسلماٌ  تبعات اين آلودگي ها  دامنگير تالاب بين المللي گمشان  نيز مي شود که مأمن هزاران  پرنده  و آبزيان است   و مي تواند بيماري هاي  مختلف  و نو ظهوري را  در ابعاد بسيار وسيع  منتشر کند . 

 

    پرورش ميگو

 پرورش ميگو  نيز يکي ديگر از مخاطرات اين تالاب است . اين معضل را آقاي نوري يکي از محيط بانان تالاب گميشان  بدين گونه توضيح مي دهد :  

" يکي از مشکلاتي که اين  تالاب را  تهديد  مي کند ،پروژه پرورش ميگو ي شيلات است. در حال حاضر حدود  يکصد  هکتار مزرعه مورد بهره برداري ميگو است که در صورت توسعه به چهار صد هکتار نيز مي رسد . پساب و ضايعات اين مزارع وارد تالاب مي شود و موجب مرگ ماهي ها . ما چند  مرتبه  هم آن را تعطيل کرديم ولي حرفمان به جايي نرسيد . "

 با وجود چنين مخاطراتي ،  اما  پرورش ميگو همچنان در دستور کار  قرار دارد . به عنوان مثال    مديركل تكثير و پرورش ميگو و آبزيان سازمان شيلات ايران  مي گويد :

با فراهم شدن شرايط و امكانات لازم، زمينه توليد تجاري بچه ميگو در مركز آموزش و ترويج آبزيان گميشان واقع در استان گلستان فراهم مي شود.  وي همچنين گفت  با توجه به تجارب موفقيت آميز پرورش ميگوي سفيد هندي طي سالهاي 74 تا 77 و دستيابي به ميانگين توليد در واحد سطح كشوري در مركز آموزش و ترويج آبزيان گميشان و نيز با توجه به مزارع آماده بهره برداري اين مركز، شيلات ايران اقدام به تكثير و توليد بچه ميگو كرد.وي افزود: كارشناسان اين اداره كل با همكاري اداره كل شيلات استان گلستان پس از سه ماه تلاش بي وقفه در قالب تيمارهاي مختلف آزمايشي موفق به دستيابي به بيوتكنيك توليد بچه ميگو از مولدين پرورش بومي شده در آن منطقه دست يافته و بدين ترتيب پس از فراهم شدن شرايط و امكانات لازم، زمينه توليد تجاري بچه ميگو در مركز آموزش و ترويج آبزيان گميشان فراهم مي شود.مهندس اصغري تصريح كرد: اصلاح سيستم تصفيه فيزيكي و شيميايي آب با افزودن تعداد فيلترهاي شني از جمله كارهاي پايه اي و اساسي است كه در اين مركز صورت گرفته است.مديركل تكثير و پرورش ميگو و آبزيان سازمان شيلات ايران در پايان اظهار داشت: آناليز دوره اي آب به صورت ماهيانه از تالاب گميشان، تامين استوك جلبك و آموزش پرسنل براي توليد گونه هاي مختلف جلبك به صورت انبوه از جمله اقداماتي است كه شرايط را براي توليد تجاري بچه ميگو فراهم مي سازد. .تهران،  منبع خبر : خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۰۸/۲۱

شايان  ذکر است که کشور تایلند که بزرگترین تولید کننده و پرورش دهنده میگو بوده است از ده سال پیش بدلیل مشکلات عدیده زیست محیطی این صنعت،  دست از این فعالیت برداشته است .زیرا پس از چند سال خاک  منطقه پرورش میگو آنچنان آلوده می شود که  نه میگو  ونه هیچگونه گیاهی را نمی توان در آن پرورش داد .  قابل توجه است که   هيچيک از  پروژه های پرورش میگو در جنوب کشور  سود آور نبوده و با شکست مواجه شده است.  بطوریکه هر ساله پرورش دهندگان  میگو از دولت به دلائل مختلف خسارت می گیرند ومتاسفانه ما از این رهگذر نه تنها تجربه ای نمی اندوزیم بلکه بحث تجارت  آن را پیش می کشیم:

 

بچه هاي گميشان  در انتظار آينده اي پاک-  عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان-   

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND - Golestan   Province

 

 

نکاتی جالب  و قابل تامل  از ارزش های جغرافیای تاریخی و فرهنگی گمیشان   

 در کتاب "جغرافیا و جغرافیای تاریخی گرگان و دشت"  تالیف اسدالله معینی – ( چاپ 1344- چاپخانه شرکت سهامی طبع کتاب ) در صفحه 158 در مورد گومیشان (گمیشان ) چنین آمده است:

بخش گومیشان:  این بخش از شمال به مرز شوروی از جنوب به بخش بندر شاه و از شرق به بخش پهلویدژ  و از غرب به دریای خزر محدود است . آب و هوای آن معتدل و مرطوب است و آب اکثر قراء ( روستا ها ) آن  از رودخانه گرگان و آب باران تامین می شود . محصول عمده آن صیفی دیم و لبنیات و شغل عمده  مردان زراعت ، گله داری و در اطراف رودخانه و کنار دریا  به صید ماهی اشتغال دارند . کلیه ساکنین این بخش از طایفه جعفربای می باشند . مذهب آنها سنی است  و زبان آنها  ترکمنی است.  صنایع دستی زنان،  بافتن انواع قالیچه و قالی و دست دوزی و نمد مالی است . مرکز این بخش گومیشان است .

در باره برتری طایفه جعفربای ساکن گمیش تپه سابق و گمیشان فعلی ، مولف    به نقل از کتاب " نخبه سیفیه " چنین می نویسد : " طایفه جعفربای ساکن گمیش تپه از حیث پاکی و تمیزی و ثروت نخستین طایفه "یموت" است و بواسطه آمد و شد روسها از حیث مبل و اطاق و لباس خیلی خوبند  و همیشه صبح ها صورت های خودشان را با صابونهای معطر شسته و در زمستان با گالش و پوتین  و نیم پالتو راه می روند و امروز در گمیش تپه 150 مغازه چوبی که از روسیه وارد کرده اند و خیلی قشنگ است. بازارش رواجی دارد و همه قسم اقشمه روسی و خرازی و سماور و ظروف و آرد حاجی طرخان و قند و چایی روسی به فروش می رسد "

نویسنده کتاب در باره  شهر گمیشان ( مرکز بخش گمیشان که  در تقسیمات کشوری آن زمان جزو   شهرستان  " گرگان " از استان "دوم"   بوده است)  چنین می نویسد :   

 " ...گومیشان در 21 کیلومتری شمال بندر شاه و 5 کیلومتری دریا  واقع شده جمعیت آن 5167 نفر و آباد ترین و پر جمعیت ترین نقاط دشت گرگان در اوایل سلطنت رضا شاه بوده و در سال 1314  با دریای خزر نیم فرسنگ فاصله داشته است ...جمعیت آن در آن موقع بیشتر از حال بوده و علت آن این بود که به علت نزدیکی به دریا بندر تجارتی محسوب می شد و بیشتر صادرات و واردات از این بندر بوسیله کشتیهای بادبان دار حمل و نقل می شد .... تاریخ آبادی آن   تقریباً  به 148 سال پیش ( 192 سال تا 1384 ) میرسد .... رود گرگان سابقاً از محل فعلی گومیشان می گذشته و  قسمت عمده اراضی زیر آب بوده فقط محل کوچکی " جزیره مانند" از آب بیرون بوده است. و ترکمن ها آنجا را " آداجق " یعنی جزیره کوچک می نامیدند.  در 148 سال قبل هفت آلاچیق که هریک نماینده طایفه ای مخصوص بودند ( کر- کتوک- چوکان – پرغز – توماج- و کنعان ) در سطح " آداجق " منزل کردند. چون محل مذکور بواسطه مسیر رودگرگان قابل توجه بود رفته رفته مردم روی بدانجا نهادند و جمعیت زیاد شد . 73 سال قبل ( 103 سال تا 1384 ) گرگان رود مجرای خود را تغییر داده و از 6 کیلومتری سمت جنوبی گومیشان به دریا راه پیدا کرد . ولی اهالی، دیگر تغییر مکان ندادند و روز به روز بر وسعت و جمعیت آن افزوده شد  و اکنون آن قسمتی که محل اولیه چند آلاچیق بود به نام " دخمه " معروف شده که مقصود از آن در ترکی اختلاط چندین طایف می باشد . چشمه معدنی " نفت الیجه " تقریباً در 24  کیلومتری شمال شرقی آن واقع است و در 2 کیلومتری گومیشان آثار و خرابه هایی دیده می شود که اهالی آنجا را " گمیش تپه خرابه " می نامند و گاهی مسکوکات قدیمی از آن به دست می آید .  ... پس از انقلاب کبیر روسیه و بسته شدن بنادر و همچنین ایجاد طرق شوسه و راه آهن سراسری ، گومیشان اهمیت خود را از دست داد و ساکین آن به نواحی مختلف پراکنده شدند  و به گنبد و پهلوی دژ  (پس از سال 1357  نام پهلوی دژ به " آق قلعه " تبدیل شد) و کلاله رفتند ....... بزرگترین نقص گمیشان نداشتن آب است. آب باران ازشیروانی خانه ها در آب انبار ها ی مخصوص هر خانه جمع شده به مصرف می رسد . آب چاه ها شور حتی قابل استفاده برای لباس شویی نیست چون آب رودخانه گرگان در تابستان بکلی خشک می شود. آب مصرفی بوسیله بشکه یا ماشین از دهات اطراف گرگان حمل می شود و یا اشخاص آب آب انبار خود را از قرار بشکه ای 200 لیتر از چهل تا شصت ریال بفروش می رسانند و یا از قره تپه که در دو فرسنگی آن قرار دارد میاورند و هر حلب آب را 5 ریال میپردازند . بنای جدید گومیشان در سال 1304 انجام شد و در همان موقع با احداث خیابان و کوچه های مستقیم میادرت گردید . بودجه شهرداری گومیشان پس از لغو عوارض شهرداری در سال 1341 از طرف وزارت کشور 1060000 ریال ( 106 هزار تومان ) تعیین گردید . تپه " کُرسو " در دو کیلومتری آن واقع و دارای آثار قدیمی است و همچنین در گومیشان خرابه آثار قدیمی و ساختمانی دیده می شود که مردم فعلاً برای بیرون آوردن آجر سد معروف سکندر مشغول کاوش می باشند . "

در مورد سد معروف سکندر که امروز به دیوار بزرگ  گرگان  معروف است و  از آن به عنوان دومین دیوار تاریخی جهان نیز  نام برده شده است و  در امتداد حاشیه شمالی رودخانه گرگان  ساخته شده بود ، نویسنده کتاب ، ضمن چاپ نقشه ای از موقعیت این دیوار   که از گمیشان  آغاز شده و  پس از گذشتن از شمال گنبد کاوس در " خوجه لر " خاتمه  می یابد،   در بخشی از کتاب ( صفحه 79 )  چنین توضیح می دهد :

"... سد سکندر ، سد قزل ارسلان و یا به لهجه ترکمنی سد قزل آلان و سد فیروز  نام هایی است که روی این دیوار عجیب نهاده شده است . قسمتی از این سد بین منطقه بندر گز و قراسو تا مقداری در دریا پیش رفته و از آنطرف تا مسافت طویلی به طرف گنبد و منطقه کوکلان به طول 170 کیلومتر و به عرض 25 و 30 و حتی 50 متر ( بعضی از نویسندگان طول آن را تا 300 کیلومتر نوشته اند و نگارنده آثار این سد را از گومیشان تا گنبد کاووس دیده است در سال 1343 ) آقای عبدالرحمان  فرامرزی آن را سد کورش نام نهاده است و می نویسد که :   " کورش کبیر   سدی در مقابل ترکان زرد نژاد که در قر آن از ایشان به یاجوج و ماٌ جوج تعبیر شده زده و همین سد است که آتیلا و قبایل هون را از حمله به ایران بازداشت و آنها مجبور شدند از راه روسیه به ارو پا حمله کنند  و علت اینکه این سد به نام سد سکندر معروف شده این بود که مفسرین و مورخین تصور می کرده اند که ذوالقرنینی که در قر آن نامش آمده و سدی جلو یاجوج و ماجوج زده اسکندر است . در صورتیکه مطابق تحقیقات  مولانا ابوالکلام آزاد وزیر سابق فرهنگ هند ذوالقرنین، کورش کبیر است نه اسکندر. "

 ولی اغلب مورخین و جغرافی دانهای قدیم بخصوص حمدالله مستوفی می نویسند که بوسیله "فیروز اول " هیجدهمین پادشاه ساسانی برای جلوگیری از تجاوزات" هپتالیان" ساخته شده است که بعد ها به سد سکندر مشهور گردیده .... آجر های این سد که قرنها مردم این سرزمین را از هجوم اقوام مختلف حفظ میکرده اکنون خرابه هایش پناهگاه و مامن خانواده های ترکمن شده و با آن خانه می سازند . بهر حال آنطوریکه باید و شاید در باره این دیوار عظیم تحقیقات چندانی صورت نگرفته است. اخیراً در منطقه خرابه شهر یک هیات مشترک علمی باستانشناسی که ریاست آن را یک خانم باستان شناس انگلیسی به عهده دارد مشغول تحقیقات و گمانه زنی شده است . خوبست وزارت فرهنگ و هنر از انهدام کلی آن جلوگیری کند ..... "

آجر های سد سکندر ( دیوار بزرگ گرگان )  در نزدیک گمیشان

عکس از مولف کتاب

 

آجر های سد سکند ( دیوار بزرگ گرگان )  در حال حمل ، در نزدیک امامزاده یحی شهر گند کاووس – عکس از مولف کتاب

 

آجر های سد سکندر ( دیوار بزرگ گرگان ) به کار گرفته شده در یک ساختمان – عکس از روزنامه کیهان  1343- چاپ شده در همین کتاب

 

کانون دیده بانان زمین بر این باور است که  تامل در ارزش های جغرافیای تاریخی و فرهنگی منطقه گمیشان ، به علاوه توجه به حساسیت و آسیب پذیری منطقه که در معرض بالا آمدن احتمالی آب دریای خزر ، تغییرات جریانات رودخانه گرگان و همچنین تغییرات کمی و کیفی آب های زیر زمینی قرار دارد ، لزوم حفاظت از این منطقه را در چند کیلومتری تالاب بین المللی گمیشان ، در مقابل آلوده سازی گسترده طرح های نفتی و پتروشیمی که در برنامه های دولت قرار دارد ، مطرح می سازد. عدم توجه به این امر چیزی جز  پایمال کردن  حقوق نسال  حاضر و نسل های آینده این سرزمین نیست ! 

 

 *****

اين صفحه را براي دوست خود بفرستيد

 

صفحه اصلی