نسخه قابل چاپ

 

نتايج آزمايش زباله هاي نفتي از زمين هاي گيسي آبادان نشانگر

تهديدي جدي براي تالاب شادگان

آيا زمان آن نرسيده که سازمان حفاظت محيط زيست سکوت خود را بشکند  و هر چه سريع تر برنامه خنثي سازي  اين مواد  را اعلام کند!

 

در آبان ماه 1383 طي عمليات  احداث بلوار در منطقه اي از آبادان ،شهرداري آبادان  35 هزار مترمکعب از زباله هاي نفتي منطقه گيسي را  از زير خاک خارج   و در تالاب شادگان ريخت  .زباله هاي نفتي که حدود60 سال پيش توسط پالايشگاه آبادان در زمينهاي دور از شهر که بعد ها به زمينهاي گيسي معروف شد دفن گرديده  بود . منطقه  گيسي  با گسترش شهر  آبادان ، داخل مناطق مسکوني قرار گرفت  و سال هاي سال با انتشار بوي نامطبوع بويژه در تابستان ها که ناشي از متصاعد شدن گاز هاي مختلف از آن بود،  مردم را آزار مي داد . تا اينکه سال گذشته بخشي از گيسي ها از زير خاک خارج  و بقيه در زير ساختمان هايي از قبيل چند مدرسه ماندگار شد !

نتايج آزمايشاتي که  برروي 50 گرم از نمونه گيسي ها ي خارج شده از خاک انجام گرفت  شامل 63 درصد هيدروکربورهاي نفتي Hydrocarbons  و 37  درصد بقيه را ساير عناصر تشکيل مي داده است  به شرح جدول  زير :

 

S

Si

Al

Mg

Na

32.0 %

0.586 %

0.271%

0.436 %

0.570 %

Cr

Ti

Ca

K

Cl

0.0185 %

0.0250 %

1.59 %

0.183 %

0.471 %

Ravyleigh

Compton

Cu

Fe

Mn

0.71

0.17

0.000282 %

0.961 %

0.0173 %

Sum  =  37.45

نتايج اين آزمايش  نشان مي دهد که :

63% نمونه، هيدروکربورهاي نفتي بود که  در نتيجه پالايش نفت حاصل شده است . نمونه ياد شده مرتب در حين آزمايش ضمن تصعيد گاز،  از وزنش کم مي شد. حين پالايش نفت ، هيدروکربورهاي آليفاتيک  موجود در آن به هيدروکربورهاي آروماتيک تبديل مي شود که بنزن و تولوئن بخش عمده آن مي باشد .

33%نمونه،  گوگرد بوده که در پالايش نفت به عنوان کاتاليزور استفاده ميشود . اين  گوگرد در ترکيب   با اکسيژن ،  اکسيد گوگرد  و در ترکيب با هيدرژن،  گاز SH2  ايجاد مي کند که هر دوي اين ترکيبات در صورت تماس با محيط آبي به آن خاصيت اسيدي مي دهد .

 5% با قيمانده نمونه شامل فلزاتي مانند : تيتانيوم ، کروم ، مس، آلومينيوم ،کلسيم ، سيليس و پتاسيم مي باشد .

 مقادير ذکر شده زماني ابعاد فاجعه آميزي به خود مي گيرد، که اين ميزان گاز هاي خطر ناک  نظير  گاز بنزن و تولوئن  و  ساير هيدروکربورهاي  نفتي و گوگرد و ترکيببات آن و فلزات خطرناکي مانند کروم و  تيتانيوم را  در يک حجم 35 هزار متر مکعبي در تالاب بين المللي شادگان  و در محيط آبي آن تصور کنيم که زيستگاه انواع  پرندگان نادر، گياهان بي نظير و ديگر موجودات آبزي مي باشد  !

بنزن ، تولوئن  و ساير هيدروکربورهاي نفتي  معمولاٌ در هواي آزاد فرار هستند و تحت تاثير فرآيند هاي جوي نظير  تبخير ، بارش و باد  در محيط جابجا مي شوند ولي در محيط آبي به ترکيبات فنلي خطرناکي تبديل مي شوند . ضمن اينکه استنشاق و تماس با بنزن ايجاد ناهنجاري هاي خوني و سرطان هاي خون مي کند . اين گاز ها از طريق تنفس بخوبي جذب شده و در بدن تحت فر آيند اکسيداسيون واقع شده  در کبد فنل  ايجاد مي کند. تنفس بنزن سيستم اعصاب مرکزي را به شدت دچار اختلال مي کند. تماس دراز مدت آن عوارضي چون خستگي مفرط ، سردرد و بي اشتهايي را سبب مي شود . در تماس پوستي ايجاد حساسيت و ناراحتي هاي پوستي نظير  اريتم ،  سوختگي و تورم مي نمايد . در رابطه با تولوئن نيز  سيستم هاي خطرناکي وجود دارد و به خصوص که در آب نيز واکنش هاي سميت زايي  را موجب مي شود .

ترکيبات اکسيد گوگرد در آب خاصيت اسيدي داشته و علاوه بر استنشاق خطرناک آن مي تواند باعث برهم زدن PH محيط آب  و ايجاد محيط اسيدي شديد  و انهدام گياهان تالابي  شود و سميت آب تالاب را در برداشته باشد .  همين خطرات در رابطه با گاز SH2 به صورت گازي و آبي وجود دارد!

کروم نيز فلزي است که به دو شکل در طبيعت وجود دارد :  سه ظرفيتي و 6 ظرفيتي . کروم سه ظرفيتي نگراني را جهت تهديد سلامتي آب و خاک و انسان بر نمي انگيزد و حتي در مواردي مفيد نيز هست ولي کروم 6 ظرفيتي ( که معمولاٌ در محيط اسيدي  نوع 6 ظرفيتي آن پايدار است ) در ايجاد سرطان هاي دستگاه گوارش و ريه نقش آفرين است . بيش از 10 ميلي گرم  کروم در کيلوگرم مواد غذايي باعث ناراحتي  هاي گوارشي ، کليوي و اختلال سيستم خون ساز بدن است.

اين مختصر، تنها  برخي از  ابعاد فاجعه اي که تالاب با آن رو بروست را نشان مي دهد و مي تواند پايه تحقيقات وسيع بعدي قرار گيرد تا صدمات وارده بر اکوسيتم تالاب و پيامد هاي دراز مدت آن و نيز آثار مخرب وارده بر محيط زيست منطقه را آشکار سازد . از ياد نبريم تالاب شادگان در اتصال با خليج فارس قرار دارد و هر گونه تخريب در آن در محيط بسيار وسيعي انعکاس مي يابد . 

کانون ديده بانان زمين که از آغاز خارج کردن  اين مواد از زير زمين هاي گيسي  وعواقب و پيامد هاي مصيبت بار آن ناظر و پيگير بوده است،   اعتقاد دارد  بهتر بود که  شهرداري آبادان  پيش از خارج کردن اين مواد با انجام آزمايش هاي ضروري در شناخت و  خنثي سازي اين مواد اقدام  لازم را  به عمل مي آورد تا  اکنون  محيط زيست منطقه با چنين معضل زيست محيطي  بزرگي مواجه نمي شد. متاسفانه اقدام بدون   مطالعه  نه تنها در اين مورد بلکه در بسياري موارد ديگر به صورت رويه اي معمول در فعاليت هاي عمراني کشور درآمده است که  تا کنون  سبب ايجاد ضرر و زيان هاي مالي و جاني فراوان شده است .

لازم به ذکر است که از تاريخ مطرح شدن اين مسئله ،  متاسفانه هيچ يک از مسئولين محيط زيست چه در  ، خوزستان و کل کشور واکنشي در قبال اين مشکل نشان نداده و سکوت،  تنها پاسخي بوده است که تا کنون ار سوي مسئولان مربوطه اختيار شده.  شايان ذکر است نمونه زباله هاي گيسي در ششمين نمايشگاه محيط زيست در غرفه کانون ديده بانان زمين به نظر و استشمام  خانم ابتکار ريئس سازمان حفاظت محيط زيست و معاون رئيس جهمور و آقاي زنگنه وزير نفت رسيد!

 

 

بنا براين آيا موقع آن نرسيده که سازمان حفاظت محيط زيست ، وزارت نفت و بازرسي کل کشور و ديگر مسئولان سکوت خود را بشکنند  و هر چه سريع تر برنامه خنثي سازي  اين زباله هاي سمي نفتي  را اعلام کنند؟!

 

کانون ديده بانان زمين اول مرداد ماه 1384

 

 

صفحه اصلی