مقاله

حكايت كوچك من از بازيافت در آمريكا

سري مقالات نگاهي تجربي به مسائل محيط زيست آمريكا

دكتر سامیه عسگري

 

 وقتي وارد خياباني شدم كه خانه مان در آن واقع است ، ديدم كه سبد هاي آبي بازيافت خالي شده و وارونه جلوي درب خانه ها گذاشته شده است . سبد هاي بازيافتيم را به خانه آوردم . هفته اي يك بار كاميون سبزرنگ شركت بازيافت مواد بازيافتي در سبد هاي مخصوص كه آبي رنگ و آرم داراست و مي توان از فروشگاه هاي عمومي ارزان خريد را جمع مي كنند . مواد بازيافتي شامل قوطي هاي فلزي نوشابه كه اينجا زياد مصرف مي شود، كنسرو ها ، بطري هاي شيشه اي ، كاغذ و ظروف پلاستيكي است . خانه من در محله اي نوساز قرار دارد كه حتي در نقشه هاي شهري و در راهنماي آدرس يابي اينترنتي هنوز وارد نشده است . ولي برنامة بازيافت از همان اول كه هنوز ساخت تعدادي از خانه ها تمام نشده بود برقرار شد . جالب اينكه هيچ خانه اي را در محله نمي يابي كه سبد آبي بازيافت نخريده باشد و شروع به بازيافت نكرده باشد . در محله ما همه جور مليتي زندگي مي كنند،  چيني ، سياه پوست ، ويتنامي . هندي ، پاكستاني ، آمريكايي اصيل و غيره ولي همه ظاهراٌ  اهميت بازيافت را به خوبي درك كرده اند . شروع بازيافت در محله ما احتياج به آموزش خانه به خانه يا  در تلويزيون و مدارس نداشت و احتياج به سر و كله زدن با شركت زباله و شهرداري و شوراي شهر و غيره هم نداشت . تنها چيزي كه احتياج داشت اعلام روزي بود كه كاميون بازيافت به محله مي آيد . به مردم براي بازيافت پولي پرداخت نمي شود . به نظر ميرسد كه مجموعه از فرهنگ محيط زيستي و حضور به موقع امكانات بخش دولتي و خصوصي باعث تثبيت سريع جريان بازيافت خانگي شده بود . از همان اول يعني چند سال پيش كه به آمريكا آمدم مرتب با محصولات و مظاهر بازيافت برخورد مي كردم كه باعث شگفتي و شعف من مي شد . . سطل هاي بزرگ بازيافت را در اكثر اماكن  نظير مدارس از ابتدايي تا متوسطه ، كالج ها . كتابخانه ها ، پارك ها ، بيمارستان ها حتي زندان ها مي توانستي بيابي . در هواپيما دستمال كاغذي هايي توزيع شده همراه غذا داراي دو آرم بود ، آرم شركت هواپيمايي و آرم بازيافت كه نشان ميداد دستمال كاغذي بازيافت شده است اكثر پاكت ها ي پستي در اندازه اي مختلف بازيافتي است وتقريباٌ روي همه محصولات و مواد مصرفي روزمره اگر قابل بازيافت باشد . آرم بازيافت و جود دارد و مردم معمولاٌ اطلاعات روي محصولات را به دقت مي خوانند اين تشويق و تاكيد است به خريداران تا بازيافت را فراموش نكنند . در ضمن خوانده بودم  كه در سال 1995 حدود 73% مردم آمريكا موافق بازيافت خانگي بودند . همة اينها احساس شعف و البته يك جانبه اي به من داد بود .

بعد از نقل مكان به ايالت ديگر و شهر بزرگتر متوجه شدم كه سبد هاي بازيافت خاك خورده و خالي در گوشه حياط خلوت خانه ها افتاده . زباله دانهاي بزرگ پر از زباله هايي بود كه اكثر آنها را مي شد بازيافت كرد و از برنامه بازيافت خبري نبود . .

وقتي يك روزم را پاي كامپيوتر براي پيدا كردن تاريخچه و سابقه بازيافت در آمريكا گذاشتم آنچه كه گيرم آمد چندان رضايت بخش نبود فهميدم كه آمريكا 20% فلزات جهان 24% انرژي و 25% محصولات پتروشيمي و نفت جهان را مصرف مي كند . ولي در بين 20 كشور صنعتي پيشرفته مقام پانزدهم را در بازيافت كاغذ و مقام نوزدهم را در  بازيافت شيشه دارد . فهميدم كه 96 درصد پلاستيك و 50 درصد در آمريكا در زمين هاي مخصوص ( Land Fills ) دفن مي شود .  جالب اينكه مكزيك بيشتر از آمريكا شيشه را بازيافت مي كند . تنها يك دهه از نگراني ها براي آلودگي محيط زيست و بازيافت در آمريكا مي گذرد . هرچند صنايع و كارخانه هاي آمريكا كه بيش از 50 درصد بازيافت را در اختيار دارند . سالها قبل از اين تاريخ شروع به بازيافت در آمريكا كرده بودند . ولي از همان ابتدا تا كنون بحث و جدل و مخالفت ها در اين مورد وجود داشته است در آمرريکا  بخش خصوصي و حتي دولتي وارد  معامله اي كه در آن سود نباشد نمي شود . هر چند كه در برخي ايالت هاي آمريكا قوانين براي كاهش حجم زباله و توليد مواد در بسته هاي بزرگتر جاي بسته هاي كوچكتر و كاهش حجم بسته بندي براي كارخانه ها و كمپاني ها وضع شده ولي با كمال تعجب مشاهده مي شو د كه هيچ قانون كشوري براي كل ايالات در مورد بازيافت وجود نداد . سازمان حفظ محيط زيست آمريكا ( EP A   ) هم كه در سال 1988 هدف كاهش 25 درصد حجم زباله هاي جامد و بازيافت آنها را پيشنهاد كرده بود اين هدف را داوطلبانه معرفي كرد و هرچند بيشتر ايلات آمريكا در راستاي اين هدف پيش مي روند ولي اقدامات داوطلبانه جاي تعهدات و قوانين محكم سراسري را نمي گيرد .

 مخالفين بازيافت  هم در اينجا ، كمپاني ها و سرمايه داران و كارتل هاي قدرتمند و بزرگي هستند كه تنها به سود و مشتري بيشتر فكر مي كنند . آنها مطرح كرده اند كه در آمريكا حتي تا 1000 سال آيند به اندازه كافي زمين براي دفن زباله هست ( هرچند كه دو سوم محوطه هاي دفن زباله كنوني در آمريكا فاقد سيستم حفاظتي براي آلوده نكردن آب هاي زير زميني هستند .)  آنهامي گويند بازيافت خوب است اگر به صرفه باشد و چون كل مسير بازيافت  از جمله بازيافت خانگي ظاهراٌ گرانتر از دور ريختن آنها است اين را بهانه تن ندادن به اجراي آن مي كنند . حتي گاهي بين اين مخالفت ها به جملاتي نظير اين بر مي خوري كه مي گويد “ آمريكايي ها براي خيلي از چيز ها دستگاه كنترل از راه  دور ابداع كرده و مي خرند كه در زمان صرفه جويي كنند ، حال چرا اين زمان را براي بازيافت هدر مي هند . ”  آنها به حرف طرفداران محيط زيست كه ثابت مي كنند كه در اكثر موارد هزينه بازيافت در نهايت كمتر از هزينه توليد مي شود و اينكه بازيافت حتي اگر هزينه براست، اما  نظير تحصيل و حفظ امنيت عمومي داراي ارزش استراتژيك است كه هميشه باقي مي ماند اهميت نمي دهند .  

در مواردي هم قضيه به كمدي بيشتر شبيه است نظير داستان محلي كه من در آن كار مي كنم . اين بزرگترين و اولين فروشگاه زنجيره اي بين المللي و سايل خانگي و مواد لازم براي ساختمان سازي است و در محل انبار آن دو دستگاه بزرگ ، درست در كنار يكديگر تعبيه شده است . دستگاه اول وسيلة پرس كننده اي براي فشرده كردن مقوا و كاغذ هاي بازيافتي از بسته بندي محصولات است كه توسط كارمندان جمع آوري و به اين مكان آورده و بازيافت مي شود كه بسيار قابل توجه  و تقدير بر انگيز است . اما درست در كنار اين ماشين زيبا ، يك دهان بزرگ و سياه  و پر سرو صدا هم تعبيه شده كه براي دور انداختن زباله هاي فروشگاه است كه با حركتي اتوماتيك مرتباٌ زباله ها را فشرده و به سمت ظروف بزرگ زباله در بيرون فروشگاه هدايت مي كند . نوع موادي كه دور ريخته مي شود فقط زباله هاي عادي نيستند . تقريباٌ همه محصولات آسيب ديده ، فروش نرفته ، از رده خارج شده ، خيلي از مواد پس داده شده از طرف مشتري كه قابل فروش نيستند بعد از ثبت اطلاعات آنها در دفاتر مخصوص به درون اين دهان مخوف فرو خورانده مي شود . از چراغ ها و لوسترهاي سقفي ، گل و گياه ، آجر و سيمان ، چوب ،  كف پوش ، موكت گرفته تا درهاي زيباي ورودي خانه ها و غيره به زور به داخل اين دهان چپانده مي شود . دليل اين كار هم اين است كه چون هزينه پس فرستادن و تعمير اين كالاها به كارخانه ها بالا و به صرفه نيست و از طرفي حتي با دادن تخفيف قيمت ها به دليل نبودن فضاي كافي در فروشگاه براي عرضه آنها ، مديريت فروشگاه ترجيح مي دهد كه آنها را دور بيندازد .

مقايسه اين دو ماشين خصوصاٌ وقتي هر دو هم زمان با هم كار مي كنند ، احساس تلخ تناقض را در آدم بيدار مي كند و وقتي فكر مي كني كه اين فروشگاه يكي از بيش از 2000 شعبه از اين نوع فروشگاه و كل كمپاني هم يكي از هزاران كمپاني فروش و توزيع و توليد است متوجه مي شوي كه چند درصد از كالاها حتي قبل از مورد استفاده قرارگرفتن در مراكز توليد و توزيع به زباله دان ها سپرده مي شود .

اما با اين وجود درسطح جامعه  حركات محيط زيستي زيبايي مي بيني . به طور مثال در اغلب خوابگاه هاي دانشجويي پس از پايان ترم تحصيلي يك مركز اهداء ( doration )   ايجاد مي شود كه دانشجوياني كه قصد برگشت به خانه را دارند. وسايلي را كه نمي خواهند به جاي دور انداختن اهداء مي كنند . اين وسايل شامل لباس ، كفش ،. مواد غذايي ،كنسرو مصرف نشده ،موكت ، وسايل خواب ، لوازم التحرير ،  وسايل آشپزي  و خلاصه همه چيز مي تواند باشد . سپس وسايل اهدايي از طريق خدمات شركت زباله دسته بندي و به مراكز غير انتفاعي محلي داده مي شود كه آنها نيز آنرا صرف افراد و خانواد هاي نياز مند مي كنند . 

از موارد جالب ديگر حضور دستگاهي در ظرف شويي اغلب خانه هاست كه به آن Garbage disposer  گويند . دستگاهي است كه براي خرد كردن باقيمانده خرده غذا ها و پوست ميوه و مواد غذايي ارگانيك است كه بعد از خرد كردن با باز كردن اندكي آب شير در ظرف شويي خرده غذا ها به زمين بيرون خانه هدايت و به محيط باز گردانده  مي شود .

هر چند كه تلاش بي وقفه  طرفداران و مخالفان محيط زيست و بازيافت در آمريكا همچنان ادامه دارد ولي در مجموع كفه  به سمت مخربين محيط زيست سنگين تر است . دركل  قوانين آمريكا براي حمايت از بازيافت بسيار ضعيف است . آمريكا  در ميان ساير كشور هاي سرمايه داري هم از وضعيت رضايت بخشي برخوردار نيست . در حالي كه نرخ بازيافت در ژاپن به 50 % مي رسد .

در آمريكا در سال هاي 1997 1990 بسته بندي پلاستيكي 5 برابر بيشتر از بازيافت پلاستيك شده است . شيوه  زندگي مردم در اينجا ، استفاده هر چه بيشتر از غذا هاي آماده و ظروف يك بار مصرف ، بيماري خريد و مصرف و سپس دور ريختن ، بي توجهي به بي مرز بودن محيط زيست ، مقاومت  شركت هاي چند مليتي براي هزينه كردن در جهت بازيافت ، تاثير بزرگداشت 15 نوامبر روز بازيافت در آمريكا را بسيار كم رنگ مي كند . با اين همه خيلي چيز ها ي زيبا را مي توان از تلاش و ابتكارات مردم عادي در بطن جامعه آمريكا در جهت حفظ محيط زيست آموخت.

 

 

صفحه اصلی