نسخه قابل چاپ

رئيس  اداره کل بازرسي سازمان حفاظت محيط زيست پاسخ دهد

پروانه شکار بر پايه  کدام پتانسيــل براي شکارچيان خارجي ( و داخلي ) صادر مي شود؟

 

در روز دوشنبه 14 شهريور ماه در سايت خبرگزاري ميراث فرهنگي ، خبري با عنوان " شرايط ورود شکارچيان خارجي ، به نقل از افشين کرمي رئيس اداره اجرايي اداره کل نظارت و بازرسي سازمان حفاظت محيط زيست  اعلام شد.

آقاي افشين کرمي پس  از اعلام چگونگی نحوة ورود شکارچي به ايران و مقررات اخذ مجوز فشنگ و اسلحه به  ارزش تعرفه های مصوبه شکار  کل و بز و ميش و ... می پردازد وبه اين نتيجه  می رسد  که :

 " ..... در مورد اين قيمتها و مقايسه آن با کشور هاي همسايه مانند افغانستان و پاکستان جالب توجه اين که اين گونه ها در ايران گران تر از ساير کشور ها هستند و مي افزايد  " در سال گذشته فقط 192 پروانه شکار براي خارجي ها صادر شد که در مقايسه با پتانسيل موجود بسيار کم است . دليل اين امر گراني پروانه هاي موجود است که باعث شده تقاضا براي شکار گونه هاي ايراني کم باشد ..... تعرفه هاي موجود  زماني به تصويب رسيد که هر دلار معادل 70 ريال بود و امروز که دلار معادل 9 هزار ريال است اين قيمتها بسيار بالا به نظر مي رسد . اين در حالي است  که در کشور هاي همسايه قيمتها حتي کمتر از نصف قيمتهاي ايران بوده و در عوض تقاضا چند برابر ايران است"

 

وي با تاکيد بر اين نکته که در سال جاري اين تعرفه ها مورد بازبيني مجدد قرار مي گيرد تا ميزان تقاضا افزايش يابد همچنین از افزايش ميزان فشنگ مجاز همراه شکارچي خبر می دهد .

 

اين خبر در حالي مطرح مي شود که چشم انداز حيات وحش در ايران و گونه هايي که در معرض تهديد جدي قرار دارند به علت تخريب و تعرض به  زيستگاه ها و مناطق حفاظت شده  و همچنين مجوز هاي شکار و ... مطلوب نيست .   به مطالب زیر از زبان مسئولين وکارشناسان توجه کنيد :

®     تنوع زيستي غني ايران به دليل ضعف مديريت بخش منابع طبيعي و محيط زيست به شدت در حال نابودي است ( معاون سازمان حفاظت محيط زيست – 1/3/82

 

®    به دليل صدور بيش از حد جواز سلاح شکاري در چند سال گذشته نسل بعضي از حيوانات و پرندگان در کرمان به خطر افتاده است ( مدير کل حفاظت محيط زيست استان کرمان 12 تير ماه 81 )

 

®  .... اگر به به پرونده حيات وحش در ايران  سري بزنيم در همه ابعاد آن از گونه اي  ميگو به نام آرتميا در درياچه اروميه گرفته تا انواع پرندگان و حيوانات وحشي همه در معرض خطر جدي قرار دارند. چنانکه بر اساس مجوز اداره محيط زيست گيلان تعدادي شکارچي ايتاليايي به شکار عمده نوعي پرنده کمياب براي رستوران هاي ايتاليا اقدام کرده اند که در عوض شکار هر پرنده 20 دلار به محيط زيست پرداخت کنند . اين در حالي است که جريمه براي شکارچيان داخلي 60 هزار تومان يعني 4 برابر جريمه براي شکارچيان خارجي است. اينکه اين اداره محيط زيست چه توجيهي براينگونه در آمد زايي آن هم به اينگونه نابرابر داشته است جاي سئوال و بسي تاسف است ( محمد علي اينانلو – کارشناس محيط زيست و حيات وحش – روزنامه ايران 26 بهمن 1379 )

 

® نسل پنج گونه جاندار در لرستان در معرض انقراض قرار دارد . محمد کرم الهي مدير کل محيط زيست استان لرستان با اعلام اين خبر گفت : اين جانوران شامل پلنگ – شنگ ( سگ آبي ) – شاهين – بحري  - وکبک دري  هستند و در فهرست ضميمه يک کنوانسيون تجارت بين المللي قرار دارند.وي با بيان اينکه ، ضميمه يک کنوانسيون تجارت بين المللي شامل گونه هاي حيوانات و گياهي است که نسل آنها در معرض خطر و نابودي قرار دارد ، تصريح کرد : جمعيت اين قبيل حيوانات کاهش يافته و مي بايست تحت مراقبت شديد قرار گيرند . کرم الهي اظهار داشت که متاسفانه در همه اين تهديد ها دخالتهاي انساني باعث شده که انقراض گونه ها با سرعت نگران کننده اي در حال افزايش باشد به طوري که براساس بر آوردهاي متخصصان علوم زيستي ، در هر ساعت 8 گونه جانوران جهان از بين مي روند که اين رقم سالانه هزار گونه در سراسر دنيا را شامل مي شود ( روزنامه ايران – 5 شهريور 1384 )

 

 

  چگونه مي توان قبول کرد که سازماني که واژه حفاظت محيط زيست  را يدک مي کشد دست به چنين دست ودلبازي درکشتار حيات و حش  زند. از آقاي افشين کرمي مي پرسيم  در مقايسه با کدام پتانسيل و در کجاي ايران  صدور اينگونه  پروانه هاي شکار  را  ارزيابي کرده ايد ؟  اگر ارزيابي صورت گرفته لطفاٌ  پتانسيل هاي موجود را براي عموم  روشن سازید!   تا لااقل مردم محلي نیز بتوانند از اين پتانسيل موجود  بهره ببرند  !  ما خوب مي دانيم که شکار چيان خارجي براي شکار کلاغ و کبوتر و گنجشک و يا خرگوش مجوز نمي گيرند قطعاٌ آنان به پرندگان و چارپايان نادر و در معرض تهديد نظر دارند چنانکه تا کنون نیز به همین منوال بوده است به عنوان مثال  در تاریخ 24   و 23 خرداد 83 روزنامه وقايع اتفاقيه گفت و گويي با خانم ابتکار رئيس اسبق سازمان حفاظت محيط زيست ترتيب داد در خصوص مناطق حفاظت شده که بخشي از اين گفتگو به  مجوز شکار " هوبره " به شيخ نشين ها اختصاص داشت . خانم ابتکار در اين گفتگو به صراحت اعلام مي کند شکار " هوبره " ممنوع است جز در مواردي خاص به عنوان هديه ... خبرنگار مي پرسد " اصلاٌ چرا براي اين موضوع استثناء قائل شده ايد آيا معناي اين استثناء چيزي جز اين است که به عنوان هبه اين اجازه را به شاهزاده هاي پولدار شيخ نشين ها مي دهيد که به کشور ما بيايند و به شکار پرنده بي نظير هوبره بپردازند ؟ " اصلاٌ ضرورت اين کار چيست ؟"  خانم ابتکار در پاسخ ضمن درگير کردن وزارت  امور خارجه و کشور و اطلاعات مي گويد : آنها ( شيخ نشين ها ) اين علامت را مثبت تلقي مي کنند چرا که شکار هوبره براي عرب ها خيلي مهم است يعني وقتي تقاضاي آنها براي شکار هوبره پذيرفته مي شود . احساس مي کنند که ما ( ايران ) براي آنها احترام قائل هستيم و در صورت شنيدن جواب منفي ممکن است آنقدر ناراحت بشوند که در رابطه دو کشور اثر بگذارد و[i]...  گفتني است قبل از اين مصاحبه کانون ديده بانان زمين در ارديبهشت 1383 نامه شهروندی از بندر دير در استان بوشهر در خصوص شکار هوبره را  منتشر کرد که در همين سايت مي توانيد آن را مطالعه کنيد:

یک بام و دو هوا

خبرنگار محترم متاسفانه از خانم ابتکار نپرسيده اند آيا شما به قرار داد هاي بين المللي نظير قرار داد ريو 1992 و قرار دادهاي بين المللي تنوع زيستي بيشتر پايبنديد يا نا راحت شدن چند شيخ نشين ؟ که اگر آنها نيز پاي قرار داد هاي بين المللي  زيست محيطي را  امضا کرده باشند و يا خود را متعهد به احترام و اجراي آن بدانند  چنين خواسته هاي غير منطقي را طلب نمي کردند و نمي کنند ! بعلاوه آقاي افشين کرمي به کشور هايي نظير افغانستان و پاکستان اشاره کرده اند . بد نيست ايشان بدانند که دست و دلبازي هايي که افغانستان بعد از روي کار آمدن دولت جديد در افغانسان  انجام داد موجب شد که هشدار جهاني را براي انقراض پلنگ برفي افغانستان  بر انگيزاند . که علي رغم ممنوعيت بين المللي تجارت پوست ، خارجي هايي که در افغانستان به سر مي برند اين بازار گرم را با نازل ترين قيمت ها  راه انداختند . البته وزارت محيط زیست افغانستان خيلي دير به فکر اين موضوع افتاد و ظاهراٌ محدوديت هايي رااعمال کرده است .

 

پلنگ برفي افغانستان

 

کانون ديده بانان زمين با ابراز حيرت از اظهار چنين جملاتي آنهم از زبان يک مسئول حفاظت محيط زيست ، اعتقاد دارد که کشور ايران اگر در اين گونه موارد ( شکار و شکارچي ) قصد دارد کشوري را الگو قرار دهد بهتر است آن کشور کشوري پيشرفته در زمينة حفاظت منابع طبيعي باشد ، نه کشوري مانند افغانستان که شايد از روي ناچاري چوب حراج به گونه هاي جانوري خود زده است .

آيا واقعاٌ کشور ايران چنان در تنگناي مالي قرار دارد که به هر قيمتي شده قصد دارد از شر گونه هاي بي نظير جانوري خود خلاص شود ؟

آقاي افشين کرمي نه به عنوان فردي کاسب که به عنوان مقامي در سازمان حفاظت محيط زيست اصرار دارد که مجوز شکار را هر چه ارزان تر در اختيار شکارچيان قرار دهد ! گويا ايشان بيشتر مدافع منافع شکارچيان خارجي است تا مدافع و حافظ گونه هاي بي زبان ايران !

بنا براين کانون ديده بانان زمين توجه به نکات زير را که از اصول پايه اي حفظ محيط زيست در شرايط امروزي جهان است ، از سوي مسئولين ضروري دانسته و بر حفاظت همه جانبه و دلسوزانۀ مسئولين از تنوع زيستي و اکوسيستم هاي مهم ايران که شهرت جهاني دارد ، اصرار مي ورزد !

1- شالودة پايداري هر سيستم تنوع زيستي این است که حذف و يا کاهش يک گونه جانوري يا گياهي بدون شک آن اکوسيستم طبيعي را آسيب پذير و نابود مي کند .   

2-  الکسي کربي معتقد است غارت جهان طبيعي به دست بشر به سوزاندن کتابخانه هاي اروپا در قرون وسطي ، حتي پيش از آنکه کسي دردسر فهرست برداري از محتويات آنها را به خود بدهد تشبيه کرده است  

در حالي مجوز هاي شکار در ايران صادر مي شود که هنوز در خصوص مناطق حفاظت شده حتي يک بروشور کامل حاوي اطلاعات دقيق آن منطقه  وجود ندارد و مطالعات  طرح جامع مناطق حفاظت شده  نيز به تازگي آغاز شده است و در نتيجه در مورد جمعيت  جانوري و گياهي و ارتباط و پيوند آنها با يکديگردر اين مناطق،  ناشناخته هاي بسياري وجود دارد .  

3- و ديگر اينکه اکوتوريسم يعني توريسم مسئولانه ای که نسبت به هر دو جنبه اکولوژيکي و فرهنگي حساس باشد آنهم به شرط تدابير کنترلي. در اين صورت است که اکوتوريسم در خدمت پايداري محيط زيست است و بستري را براي تعامل فرهنگي و حفظ ارزش هاي طبيعي فراهم مي کند و سامانه اي است براي پيوند نسل ها .بنا براين اگر مسئولين محترم ما اين تعريف پذيرفته شده جهاني را براي اکوتوريسم قبول دارند ،   جذب شکار چي  جذب توريست  نيست و اگر قرار است  گروه هاي خارجي به اين عرصه جذب و براي دولت درآمدزا باشند،   راه هاي بسياري وجود دارد  از جمله دادن فراخوان به همة دانشمندان زيست شناس ، ايجاد تورهاي دانشجويي براي محققان و دانشجويان رشته هاي جانوري و گياهشناسي که  ضمن شناساندن ناشناخته ها ,زمينه هاي تحقيقاتي آن نیزفراهم خواهد آمد.  چنانکه در ابعاد کوچک هم تاکنون اين امر صورت گرفته،  ولي در ابعاد وسيع تر مي تواند برد بيشتري داشته باشد.

4- و سرانجام اينکه  امروز که جهان به گفته کارشناسان  ششمين موج بزرگ انقراض را تجربه مي کند ، شکار حيات وحش آنهم در بدترين شکل آن يعني براي تفريح و خوش گذراني و تفنن غذايي کلان سرمايه داران , يک تحجر و عقب ماندگي ذهني   و لگد مال کردن تمامي خرد و انديشه جهاني زيست محيطي است !

 

کانون ديده بانان زمين – شهريور ماه 1384

 

 

زير نويس ( پيوست )

[i] بخشي از گفتگوي خانم ابتکار با  روزنامه وقايع اتفاقيه( ژيلا بني يعقوب)  مورخ 24 خرداد 83  در مورد شکار هوبره ( Chlamydotis  Undulata)

*- خانم ابتکار بارها و بارها از منابع موثق و غير موثق شنيده ام که که براي شکار پرنده هوبره به شيخ نشين هاي منطقه مجوز مي دهيد . اصلاٌ چرا بايد براي شکار يک گونه بي نظير و منحصر به فرد ايران مجوز صادر شود ؟ آيا اين موضوع واقعيت دارد ؟

ج- اين ماجرا به گذشته باز مي گردد که عده اي با تشکيل باند هاي مافيايي از طريق آن به دنبال تجارت هاي پرسود بودند . " هوبره " يک پرنده حفاظت شده است . بنابراين شکار آن طبق مقررات موجود خلاف است .

زماني که من به سازمان آمدم با باند هاي مافيايي در اين عرصه مواجه شدم که در همه جا نفوذ زيادي داشتند .

*-  ا ين باند هاي مافيايي چه مي کردند ؟

ج- در اين مسئله ( شکار هوبره ) سرمايه گذاري زيادي کرده و ارتباطات هم در داخل و خارج به هم زده بودند و از راه هاي نامشروع و غير قانوني کارهايشان را پيش مي بردند . ما با اين موضوع به طور جدي در گير شديم و تعدادي از متخلفان را نيز به دادگاه معرفي کرديم . به هر حال براي ما تبديل به يک کار فرسايشي شده بود . يعني نه فقط ما درگير مي شديم که حتي گاه دولت هم بر سر اين موضوع با دستگاه هاي ديگر درگيري پيدا مي کرد . کم کم مشکلاتي بروز کرد که به اين جمع بندي رسيديم که دولت بايد قضيه را سروسامان بدهد . به گونه اي که شکار آن به طور کلي ممنوع شود يعني قرار شد به جاي برخورد هاي موردي ، همه دستگاه ها و نهاد ها متفق القول بشوند .

به همين دليل آيين نامه اي در اين باره به تصويب رسيد که شکار " هوبره " ممنوع است جز در موارد خاص و به عنوان يک هديه . البته حتي صدور اجازه براي اين شکار حتي در قالب هديه هم بايد در چارچوب و مقررات کنوانسيون ها و با نظر سازمان محيط زيست انجام شود و نه به صورت غير علني و پنهاني اين مصوبه در واقع محدود کننده اين قضيه است .

*- اصلاٌ چرا براي اين موضوع استثناء قايل شده ايد ؟ آيا معناي اين استثناء چيزي جز اين است که به عنوان هبه اين اجازه را به شاهزاده هاي پولدار شيخ نشين مي دهيد که به کشور ما بيايند و به شکار پرنده بي نظير هوبره بپردازند ؟ اصلاٌ ضرورت اين کار چيست ؟

ج- اين استثناء در مصوبه پيش بيني شده است که بر اساس آن وزارت امور خارجه مي تواند به عنوان هديه براي مقامات طراز اول کشور هاي منطقه از ما در خواست مجوز براي شکار هوبره بکند

*- اين مصوبه متعلق به چه سالي است ؟

ج- دو سال پيش

*-  آيا در طول اين دوسال وزارت خارجه در خواست هاي زيادي داشته است ؟

ج- نه . آنها هم با ما همراهند و موضوع را به خوبي درک ميکنند .

*- اما خانم ابتکار ! من همچنان ضرورت وجود چنين استثنايي را نمي فهمم . يعني  چرا وزارت خارجه ما بايد مصر به انجام چنين کاري باشد که شکار هوبره را به شيخ نشين ها ي عرب هديه بدهد ؟

ج- اين استثنا تشخيص دولت بود . قبلاٌ اين کار به طور گسترده انجام مي شد . آن هم بدون هيچ ضابطه و حساب و کتابي ، حالا اين مصوبه کاملاٌ ٌ قضيه را جمع و جور کرده است و حالا بر اساس آن موفق شده ايم مسئله هوبره را تا حد زيادي حل کنيم . اين وحدت رويه خيلي به نفع کشور است .

*- هنوز هم دقيقاٌ نگفتيد که آن موارد استثنايي را براي هديه ، چه کساني و بر اساس کدام ضرورت تعيين مي کنند ؟

ج- اين موارد بايد با پيشنهاد وزير امور خارجه ، تأييد دستگاه هاي ديگر و موافقت نهايي ما ( سازمان حفاظت محيط زيست ) باشد . مثلاٌ اگر پيشنهاد در زماني به جز فصل شکار باشد با آن موافقت نخواهيم کرد .

*- پس به هر حال تأييد مي کنيد که در حال حاضر از سوي شما براي شکار پرنده بي نظير هوبره مجوز صادر مي شود ؟

 

ج- قبلاٌ اين شکار به صورت گسترده و بي رويه انجام مي شد اما حالا به تعدادي محدود و در يک چارچوب کاملاٌ قانوني تبديل شده است .

*- شما گفتيد در خواست شکار هوبره به جز وزارت خارجه بايد توسط دستگاه هاي ديگر هم تأييد شود . کدام دستگاه ها ؟

ج- وزارت کشور و اطلاعات

*- پس موضوع خيلي پيچيده تر از اين حرف ها است به همين دليل مي خواهم دوباره بپرسم چرا دادن اجازه شکار به عرب هاي منطقه بايد اينقدر مهم باشد . آيا اگر به آنها مجوز ندهيم ممکن است رابطه بين ما و آنها دچار خدشه بشود ؟

ج – آنها اين هديه را يک علامت مثبت تلقي مي کنند چرا که شکار هوبره براي عرب ها خيلي مهم است يعني وقتي تقاضاي آنها براي شکار هوبره پذيرفته مي شود . احساس مي کنند که ما ( ايران ) براي آنها احترام قائل هستيم و در صورت شنيدن جواب منفي ممکن است آنقدر ناراحت بشوند که در رابطه  دو کشور اثر بگذارد .

اين راهم بگوييم که بر اساس اين مصوبه فقط مي توانيم به مقامات طراز اول اين کشور ها مجوز اين شکار را بدهيم . قبلاٌ هر کس از راه مي رسيد مي گفت من شاهزاده ام و عضو خانواده سلطنتي و مي خواهم در کشور شما هوبره شکار کنم .

*- واقعاٌ فکر مي کنيد اگر چنين مجوزي براي مقامات طراز اول انها صادر نشود روابط ايران با آنها دچار مشکلات اساسي خواهد شد؟

ج- فط مي توانم بگويم صدور اين مجوز براي تحکيم روابط دوستانه ايران با کشور هاي عربي مفيد و موثر است .

*- در دو سال گذشته چند مجوز براي آنها صادر کرده ايد ؟

زياد نبود.

*- لطفاٌ به طور مشخص و دقيق بگوييد چند مجوز

حدود چهار يا پنج.

 

 

 

صفحه اصلی