90 هکتار از  آبخيز هاي حوزه لتيان در منطقه  حفاظت شده البرز مرکزي در ميگون در تعرض حريصانه کوهخوار ميگوني

پاسخ قوة قضاييه به اين کوهخواري هاي   ننگين و اوباشانه چيست؟

  گزارش : کانون ديده بانان زمين- 9-تير ماه 1386

کانون ديده بانان زمين در آغاز  فعاليت خود يکي از محور هاي توجه و خبر رساني را به آبخيز هاي تهران معطوف کرد با عنوان " تخريب شتابنده در آبخيز هاي تهران "  که در پي آن تاکنون بيش از 50 بازديد از حوزه ها ي لتيان، کن و سولقان ، دماوند و کرج داشته است که برخي از آنها در غالب گزارش و خبر در همين سايت منعکس شده است .

در پيگيري اين  هدف  بازديد مجددي از زير حوزه ميگون  در حوزه لتيان داشتيم که نكات قابل توجه آن در زير ارائه مي شود .

  • نگاهي کوتاهي به موقعيت ميگون در حوزه لتيان

حوزه لتيان يکي از مهم ترين حوزه هاي آبخيز تهران است و در حال حاضر آب مورد نياز بخش عظيمي از ساکنان تهران  متکي به اين حوزه است ولي متاسفانه اين حوزه در يک دههء گذشته به شکل بسيار وحشتناک دستخوش  تخريب و تصاحب کوهخواران شده است. يکي از مناطق بسيار با اهميت و پر ارزش در اين حوزه ، منطقه حفاظت شده البرز مرکزي است که بلند ترين ارتفاعات آبخيز تهران را نيز در اين حوزه شامل مي شود و  مراکز جمعيتي نظير فشم، ميگون، شمشک، آهار  و .. را در بر مي گيرد .

ميگون با ارتفاعاتي نظير " کوه آبک " ، " کوه استر چال "  ، " کوه خاني تک " ، " کوه هم لون"  يکي از زير حوزه هاي بسيار حياتي  لتيان مي باشد . متاسفانه ميگون نيز نظير  بيشتر زير حوزه هاي لتيان  بويژه در يک دهه اخير مورد تجاوزات بسيار گسترده کوهخواران قرار گرفته و  ميدان رقابت براي کوهخواري و سند سازي شده است .  با تاسف بسيار، سازمان منابع طبيعي و سازمان حفاظت محيط زيست  در اين سال ها به نوعي شراکت  مستقيم و غير مستقيم در اين  آبخيز فروشي ها داشته اند . و امروز با وجود انتشار اخبار به ظاهر  اميدوار کننده از سوي قوه قضايي مبني بر پيگيري پرونده هاي زمين خواري، در عمل چيز ديگري در حال اتفاق افتادن است !! گويا مافياي  کوهخوار اصولاً با پشتوانه هاي گرمي که دارد از اين هياهوي تشکيل  کميته   " زمين خواري " در دستگاه قوه قضايي باکي ندارد و آن را هيچ مي انگارد  و کما کان به کار خود مشغول است .

يکي از  اين نوع تجاوزات، تعرض به منابع ملي در  " منطقه " سيلواز " است که گزارشي از آن در زير مي آيد:

  • حکايت   کوهخوار ميگوني و کوه سيلواز

 

 در ارتفاعات غربي مشرف به درة ميگون ( خارج از حوزه شهري  ) با بلندي  حدود  2600 تا 2700 متر و شيب هاي بسيار تند  کوه سيلواز  قرار دارد  با چشم انداز هاي بسيار زيبا  به ارتفاعات غربي – شمال غربي ،  باغ دره ميگون و ... .

در اين منطقه حدود 90 هکتار از  ارتفاعات  در شرف يک تصرف ننگين  است .

چشم اندازي از  اراضي تصرف شده  در کوه سيلواز  ميگون

چشم انداز  ديگري  از  اراضي تصرف شده  در کوه سيلواز  ميگون

چشم انداز  ديگري  از  اراضي تصرف شده  در کوه سيلواز  ميگون

در سال 1372 جوانان ميگوني در يک حرکت خود جوش  اقدام به کاشتن درختاني از نوع سرو و کاج در اين اراضي کردند و  نزديک به 400 اصله درخت را با زحمت کاشتند و پيگيرانه و حتي با بالا بردن آب از اين ارتفاع مراقبت کردند و با توجه به  اقليم  و خاک مناسب اين درختان بعد از 12 سال به رشد خوبي رسيد که در تصاوير زير مشاهد مي کنيد . ولي در اسفند  ماه 1384 ( درست هم زمان با روز ملي درختکاري ) کوهخوار ميگوني ( وجيه الله سليماني ميگوني ) شبانه  اقدام به  قلع و قمع اين  دست کاشت هاي جوانان ميگوني کرد (تصاوير ضميمه). در اين گزارش وارد بحث تاثيرات منفي روانشناختي،  اجتماعي و فرهنگي اين اقدام در اذهان جوانان ميگوني نمي شويم ولي به بيان همين بسنده مي کنيم  که اهالي ميگون با ناباوري شاهد اين حرکت اوباشانه و دردناک  بودند .  متاسفانه سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخيز داري و  سازمان حفاظت محيط زيست بجاي معرفي و تنبيه اين  خاطي  با خونسردي چشم خود را بستند . گويا اصلاً  هيچ اتفاقي نيفتاده است !!  

کاشت  نهال توسط جوانان ميگوني در کوه سيلواز در سال 1372

به ثمر نشستن  نهال هاي کاشته شده جوانان ميگوني در کوه سيلواز

قلع و قمع  اوباشانه  درختان کاشته شده  بعد از 12 سال  در کوه سيلواز - اسفند 1384

تصوير ديگري از قلع و قمع   درختان  کاشته شده  در کوه سيلواز  ميگون - اسفند 1384

تصوير ديگري از قلع و قمع  اوباشانه درختان  کاشته شده  در کوه سيلواز  ميگون - اسفند 1384

تخريب  گُون  هاي  (   Astragalus   )  صد ساله در کوه سيلواز

خشکاندن  کوه سيلواز از هر آنچه  رستني و ميله کوبي براي کاشت  ويلا !

از قرار معلوم اين کوهخوار  ميگوني قصد دارد بعد از رفع تمام گير هاي سند، آن را قطعه قطعه کند و اين آبخيز را به نفع  خود  بفرو شد  و  برگ ديگري به دفتر ننگين کوهخواري آبخيز هاي تهران بيفزايد .

خوشبخانه اهالي ميگون کوتاه نيامده و از آن تاريخ پيگير اين قضيه هستند . 

  •  سيلواز در اسناد روستايي

 در سند تقسيمات مشاعي ومناطق قرق که  به امضاء و مهر ريش سفيدان ميگوني در سال 1342 قمري ( 86سال پيش ) تنظيم شده است به  دليل سابقه هاي سيل گيري ،  اين منطقه  را قرق اعلام کرده اند . در اين سند که تصوير  آن در انتهاي همين گزارش پيوست مي باشد آمده است  :

 ( ..... اين چند قطعه اراضي بين چهار محل تقسيم شد معلوم باشد که اشخاص معتمدين و اهالي نام برده تعهد مي نمايند که هر گونه دعوي ناحق يا ادعا کاري براي اراضي تقسيم شده فوق الذکر پيدا نشود .. از عهدة خسارات آن بر آيند و ديگر حاضر شدند آقايان به معتمدين و اهالي چهار محل نام بردة بالا مقرر فرموده اند به اضافه " کوه سيلواز " که اين قسمت از مراتع هاي مشاعي بين اهالي را... غدغن اکيد نموده اند که ابداٌ کسي حق کندن هيزم و بردن حشم از قبيل گوسفند و گاو و غيره را ندارند و ...  )

اين سند که خود گوياي ناگفته هاي بسيار از سابقه خرد جمعي ، مشارکت  و درايت روستاييان براي حفاظت در منطقه حکايت مي کند . سندي که در جاي جاي روستا هاي اين مرزو بوم به وفور مي توان مشابه آن را پيدا کرد .

 ولي با تاسف بسيار، کوهخواران از راه مي رسند و ضمن لگد مال کردن همة اين پشتوانه ها ي بسيار با ارزش معنوي و مادي و با  صحنه سازي  هاي فريبنده ، خود را صاحب بلا منازع  کوه ها  و مناطق  حفاظت شده  مي دانند  و ادارات ثبت نيز  با بي اعتنايي به مردم  و خيانت به امانت هاي  ملي،  بر اين تجاوزات صحه گذاشته و سند صادر مي کنند .

اين چنين است که در فاصله  حدود يک دهه ،  گروهي  اندک به يکباره صاحب کوه ها، دره ها ، سواحل دريا ، رودخانه ها ، درياچه ها و ....  مي شوند .

 

  •  حکايت سيلواز از زبان مسئول اداره منابع طبيعي شهرستان شميرانات :

 ماهنامهء محلي " آواي قصران " در تاريخ 15 ارديبهشت  1385در خصوص  تجاوز به منابع طبيعي در حوزه رود بار قصران با  مسئول اداره منابع طبيعي شهريستان شميرانات( مهندس شهبازي)  مصاحبه اي انجام مي دهد که در زير بخش هايي از اين مصاحبه منعکس شده است :

 خبرنگار ماهنامه در سئوالي از تعرض به اراضي ملي توسط سود جويان و زمين خواران و مشکلات منابع طبيعي مي پرسد .

مهندس شهبازي در بخشي از پاسخ به اين پرسش مي گويد : " .... ما به طور کلي در منطقه رود بار قصران چهار ، پنج متخلف يا زمين خوار عمده و بزرگ داريم که با توجه به رايزني هاي که با فرمانداري و مراجع بازرسي و نظارتي انجام شد ، پرونده هاي آنان در دادسراي ناحيه 3 شعبه زمين خواري تحت رسيدگي مي باشد.  اين زمين خواران کساني هستند که عرصه هايي از منابع مليّ را تصرف کردند و متاسفانه بنا به دلايلي در دادگاه بدوي و يا تجديد نظر راي آوردند .! که ما تخلفات آنان را به دادسراي ناحيه 3 شعبه زمين خواري منعکس کرده و در حال پي گيري هستيم .  البته در رود بار قصران تصرفات جزئي ديگري وجود دارد که شايد و جود آنها به اين دليل باشد که وقتي افراد مشاهده مي کنند با کساني که منطقه وسيعي را تصرف کرده اند برخوردي نشده است و بنا براين  آنان نيز با خيالي آسوده به اين تعرضات مبادرت مي کنند. "

خبر نگار ماهنامه مي پرسد  آيا اداره منابع طبيعي از نظر قانون مجاز است که قسمتي از اراضي ملي را به اشخاص حقيقي و حقوقي واگذار کند ... ؟

مهندس شهبازي مي گويد : " چون اداره منابع طبيعي متولي اراضي منابع ملي مي باشد ، لذ ا بر اساس قانون مجاز است ، در قالب کميسيون ماده 31 و 32 و بر اساس طرح هاي کشاورزي ، دامپروري و صنعتي از جمله درختکاري ، طرح طوبي ، شيلات و آبخيز داري ، اراضي منابع ملي را يه اشخاص واگذار کند که اين واگذاري ها در منطقه رود بار قصران بيشتر در سنوات گذشته از سال 1370 تا 1380 صورت گرفته است و ما بعد از سال 1380 کمتر واگذار اراضي داشتيم . به خصوص در طي دو سه سال اخير ، بجز يک مورد در منطقه آهار .... "

خبرنگاردر سئوال ديگري مي پرسد با توجه به اينکه براي اخذ سند بايد 80 درصد طرح به مرحله بهره برداري برسد ، وليکن در منطقه رود بار قصران مواردي را شاهد هستيم که اشخاص بدون کمترين پيشرفت فيزيکي در طرح خود موفق به اخذ سند شده اند ؟

مهندس شهبازي در خصوص اين پرسش مي گويد :  " مراحل قانوني واگذاري به همان ترتيب است که گفته شد . ولي ممکن است تعدادي از واگذاري ها که در سنوات گذشته صورت گرفته است ، با استفاده از اختيارات و دستور وزير وقت ، بدون طي تشريفات قانوني انجام شده باشد . ...." ( کانون ديده بانان زمين : نظير قطع 20 هزار اصله از جنگل هاي باستاني شمال در منطقه لاکان رشت – ارديبهشت 86 )

 خبرنگار از تعرضات به منطقه سيلواز مي پرد .

 پاسخ مهندس شهبازي اينگونه است : " در مورد منطقه " سيلواز " ميگون در سنوات گذشت ، به شخصي يک گواهي مستثنيات داده شده است . بر اساس قانون حق اعتراض براي اشخاص حقيقي و حقوقي وجود دارد و همين طور که مردم مي توانند به تشخيص اداره منابع طبيعي اعتراض کنند ، (کانون ديده بانان زمين : واگذاري اراضي  در سنوات گذشته و در حال  و  بعد  فرستادن  مردم  و مسئولين رده هاي پايين تر دنبال نخود سياه ) اداره منابع طبيعي  نيز مي تواند به مستثنيات مردم توجه به سوابق ، مدارک ، نقشه هوايي و .. اعتراض کنند . بنا براين ماهم بر اساس قانون به مستثنيات شخص مورد نظر در سيلواز ميگون معترض شده ، فرم مربوطه را تکميل کرده ايم و به کميسيون تعيين تکليف اراضي اختلافي داديم  اعضاي کميسيون هم منطقه را بازديد و بررسي کرده و با مراجعه به نقشه هاي هوايي سال 1342 و قبل از آن تشخيص دادند که منطقه مورد نظر جزء منابع طبيعي و ملي بوده ، چون در آن هيچگونه آثار کشت و زرع و درختکاري وجود نداشته است که همه اين گزارش ها به صورت مستند وجود مي باشد . وليکن شخص مورد نظر با توجه به قدرت نفوذ و موقعيتي که داشته است ، به اداره مربوطه از جمله ثبت و منابع طبيعي وقت نفوذ کرده و توانسته گواهي بگيرد .  اداره ثبت نيز تخلفّ کرده و بدون استعلام از منابع طبيعي به شخص مورد نظر سند داده است . به هر حال پروند اراضي مذکور تکميل و به کميسيون مربوطه ابلاغ شد . کميسيون هم در اين مورد تشکيل جلسه داده و راي صادره به ايشان ابلاغ گرديد . راي صادره نيز همه شواهد و مدارک و نظر عموم اهالي مبني بر قرقّ بودن منطقه مذکور ، دليل بر تعلق داشتن آن به اراضي ملّي مي باشد . البته ما بحث ابطال سند فرد مورد نظر را در حال پيگيري هستيم . ...."

 

کانون ديده بانان زمين  : شنيده ها  حاکي از آن است که هنوز حکم نهايي براي اين شخص صادر نشده است ولي امکان  برنده شدن اين شخص و صحه گذاشتن نهايي به تجاوزات  او  بسيار زياد است . کانون ديده بانان زمين از قوة قضاييه مي خواهد  با توجه به سوابق فراوان موجود از اين نوع پرونده هاي مجعول در آبخيز هاي تهران بويژه در مناطق حفاظت شده البرز مرکزي ، يک بار براي هميشه  نه در پيچ و خم صحنه سازي شده  ادارات ثبت، بلکه در يک اطلاعيه ملي تمامي مالکيت هاي تجاوز کارانه در آبخيز هاي ملي و مناطق حفاظت شده را چه ساخته شده و چه ساخته نشده باطل اعلام نمايد.  لزوم ابطال اين اسناد تجاوز بقدري روشن و شفاف است که به فرض مي خواستيم به صداميان از روي عکس هاي هوايي ثابت نماييم که خرمشهر به ملت ايران تعلق دارد و از اين طريق  خرمشهر را پس بگيريم !!

 اين اراضي، ملي است و براي آب تهران بسيار حياتي است. اين  آبخيز ها  بايد براي نسل هاي آينده باقي بماند و هيچ کس به هيچ دليل و با هيچ ترفندي حق واگذار کردن و ساخت و ساز روي اين ارتفاعات و تملک آنها را ندارد !

 کانون ديده بانان  زمين -  تير 1386- شماره 51-860409

سند  روستايي مشخصات محله ها و قرق گاه هاي ميگون در 86 سال پيش

موقعيت ميگون در نقشه البرز مرکزي - موسسه جغرافيايي و کارتو گرافي گيتاشناسي

  *****

 

اين صفحه را براي دوست خود بفرستيد

 

صفحه اصلی