ضرورت  حفاظت جدي از تالاب ها  و ديگر  اکوسيستم هاي  نادر و غير جايگزين  در سواحل  خليج فارس و درياي عمان  در مقابل آلودگي هاي نفتي و تعرض  ها

 

 

گزارش خبري - تحقيقي  کانون ديده بانان زمين- به مناسبت روز جهاني تالاب ها( -2feb2007- 1385

 

36 سال پيش کنوانسيون رامسر بر تارک محيط زيست جهاني رقم خورد و به نقطه عطفي براي توجه جهانيان به اين پديده هاي طبيعي تبديل شد .

تاکنون حدود  40 کارکرد اصلي و فرعي براي تالاب ها شناخته شده است از جمله: 

تالاب ها زيست بوم هاي آبي هستند که  حافظ درخت تکاملي از تک سلولي تاجانوران عالي هستند و از اين رو  مهم ترين بانک  ژن گياهي و جانوري کره زمين بعد از جنگل هاي باراني  به شمار مي آيند .

تالاب ها مخزن غذا  براي ماندگاري انواع پرندگان ، آبزيان و  تمامي  حيات وحش هستند. 

تالاب ها  دام گاه کربن و مانع  از اکسيده شدن و تشکيل گاز گلخانه اي  Co2  يعني جلوگيري از گرم تر شدن کره زمين مي باشند .

تالاب ها .......

تالاب ها علاوه بر تمامي عملکر هاي تالابي که شناخته شده و قابل اندازه گيري هستند و مي توان زيان هاي جبران ناپذير آن را به اعداد و ارقام بيان کرد ، تالاب ها يک سلسله عملکرد هاي کيفي نيز دارند  که با هيچ مقياسي قابل اندازه گيري نيست و آن عبارتست از : بهره برداري مادي و معنوي که انسان هاي بيشمار ساکن محدوده آن ها به دست مي آورند و نيز انسان هاي بيشمار ديگري که براي دستيابي به دمي آرامش روحي و رواني و بهره گيري معنوي و نيز تفرج به آن پناه  مي برند . و اين خود يکي از پر ارزش ترين وجه تالاب ها است که هرگز به حسابگري مادي در نخواهند  آمد . 

تالاب ها  از نظر موازين بين الملل  به سه دسته مهم تقسيم شده اند : بومي ، منطقه اي  و  بين المللي . هر سه اين تقسيمات به خوبي منعکس کننده  شعاع  عملکرد اين  پديده هاي طبيعي است .

کنوانسيون رامسر در  سال 1975  بعد از اينکه هفتمين کشور  اسناد الحاق خود را تقديم کرد لازم الاجرا گرديد از آن تا ريخ تا  پايان سال 2006  جمعاً 1634 تالاب با مساحت  145730720  هکتار   از  سوي  154 کشور جهان  به عنوان تالاب هاي بين المللي  به کنوانسيون رامسر معرفي شده است .  ايران نيز با معرفي 22 تالاب با مساحت 1481147هکتار در اين مشارکت جهاني سهم  داشته است .

از اين ميان  6 تالاب بين المللي ايران با مساحت 635870  هکتار  يعني 43 درصد مساحت تالاب هاي ايراني  ثبت شده در فهرست تالاب هاي رامسر ، در سواحل  خليج فارس و درياي عمان جاي دارند که عبارتند از :

1- تالاب شادگان ، خور الاميه و خور موسي ( استان خوزستان )   در 50 کيلومتري جنوب شهرستان اهواز،  با مساحت 400هزار هکتار که به علت مخاطرات بسيار در فهرست تالاب هاي تغيير اکولوژيک يافته ( Montreux record ) قرار گرفته است .

2- تالاب خور خوران( استان هرمزگان )  بين خشکي و جزيره قشم حدفاصل بندر خمير و بندر لافت در 60 کيلومتري جنوب غربي شهر بندر عباس  با مساحت 100 هزار هکتار

3- تالاب خليج گواتر و حور باهو ( استان سيستان و بلوچستان ) در 85 کيلومتري شرق چابهار با مساحت 75 هزار هکتار

4- مصب رودخانه هاي شور ، شيرين و ميناب ( استان هرمزگان ) در ساحل شمالي خور هاي هرمز  با مساحت 45 هزار هکتار

5- مصب رودخانه گز و حرا  ( استان هرمزگان  ) در سواحل شرقي تنگه هرمز و 120 کيلومتري  جنوب شرقي بندر عباس با مساحت 15 هزار هکتار

6- جزيره شيدور ( استان هرمزگان  ) با مساحت 870 هکتار  اين جزيره کوچک که از توده هاي مرجاني تشکيل شده در سال 1378 به  سايت رامسر معرفي و ثبت شد

علاوه بر تالاب هاي  فهرست رامسر  مناطق پر ارزش ديگري  در سواحل و خليج فارس و درياي عمان در زمرة مناطق ويژه قرار دارند که عبارتند از : 

 شش  منطقه حفاظت شده با مساحت 588236  هکتار (جزاير فارو–حرا– مند –حله–گنو - گاندو  )   که دو منطقه حفاظت شده  از فهرست فوق   (   منطقه حفاظت شده گنو و منطقه حفاظت شده حرا    با وسعت 113 هزار و 186 هکتار در استان هرمزگان)  جزو  دو منطقه از 9 منطقه  ذخيرگاه زيست کره  ثبت شده  ايران  مي باشند  .

دو پناهگاه حيات وحش به وسعت 472 هکتار ( شيدور  160 هکتار  و خارکو با مساحت 312 هکتار در استان بوشهر )

يک پارک ملي  دريايي  با وسعت 19500 هکتار ( نايبند در استان بوشهر  ) که تنها پارک  ملي دريايي ايران است .

قرار گرفتن بخش عمدة اين سواحل در فهرست تالاب هاي بين المللي ، ذخيرگاه هاي زيست کره ، مناطق حفاظت شده ، پناهگاه هاي حيات وحش  و پارک ملي  خود گوياي ارزش هاي بي نظير اين سواحل است و   اين در حالي است که در صورت مطالعات عميق و کارشناسي گسترده  به طور قطع  ميزان کمي و کيفي اين مناطق بسيار بيشتر خواهد شد  .براي درک تنوع  کم نظير و حتي بي نظير  اين سواحل ارائه يک تصوير کلي ضروري به نظر مي رسد.  باشد که اين امر موجب توجه در خور به اين اکو سيستم هاي نادر و غير قابل جايگزين گردد .

طبيعت بسيار متنوع سواحل و مناطق آبي خليج فارس و درياي عمان طيف شگفت انگيزي از جلوه هاي طبيعت ساحل- درياست که بخشي از آن در قالب تالاب هاي بين المللي و مناطق چهار گانه حفاظتي از موقعيت جغرافيايي  ممتازي برخوردار هستند . اين مناطق زيستگاه هاي پر ارزشي را  در   بستري ساحلي به طول 2043 کيلومتر (  1259 کيلومتر کرانه هاي خليج فارس و 784 کيلومتر مربوط به درياي عمان)   تشکيل داده اند . شاخص هاي جغرافيايي حوضه  خليج فارس و درياي عمان و ويژگيهاي اقليمي ناشي از آن  خود به تنهايي گوياي  وجود طيف متنوعي از تيپ هاي ساحلي  و اکوسيستم هاي بي نظير در بستر  طبيعي است .   با افزودن طول سواحل 26 جزيره پايدار و ده ها جزيره نا پايدار  به رقم فوق  مي توان  چشم انداز اين تنوع اکوسيستم ها را تصور کرد.  

از جمله  زيستگاه هاي متنوع   مي توان به بيش  از 200 خور  (  Creek )  و  چندين خليج کوچک ( Bay ) نظير  خليج بوشهر ، خليج نايبند ، خليج چابهار ، خليج گواتر ، خليج موسي اشاره کرد که  از اين ميان  خليج موسي به عنوان تالاب بين المللي ، خليج چابهار به عنوان منطقه حفاظت شده و خليج ناي بند به عنون پارک ملي دريايي ثبت شده است .

مصب ها( Estuaries )  از جمله تيپ هاي تالابي مهم  مي باشند که  محل تداخل آب شور و شيرين و تحت تاثير جزر و مد بوده و از حاصلخيز ترين مناطق طبيعي جهان بشمار مي روند و پرورشگاه غني براي  نوزادان ماهي ها مي باشند.

با توجه به اين نکته که رودخانه هاي حوضه خليج فارس  بيشتر فصلي و اتفاقي هستند  ، مصب  رود خانه هاي دائمي اندک آن  از ارزش حفاظتي بالايي بر خوردار هستند  از جمله اين   مصب ها  مي توان به مصب  رودخانه هاي  اروند  ، بهمنشير و زهره  ، شور ، حله ،  مند ، کل ، مهران ، ميناب ، گابريک ، سديج ، جگين  و باهو کلات اشاره کرد .  

پهنه هاي گلي جزر و مدي( Mudflats   ) ، سواحل شني و ماسه اي( Sandy beach  ) ،  کرانه هاي سنگي ( Rocky shores   ) از  ديگر سيستم هاي ارزشمندي   به شمار مي آيند که هر سه تيپ آن در کرانه هاي خليج فارس و درياي عمان گسترده شده اند .  پهنه هاي گلي جزر و مدي  بخش وسيعي از سواحل استان خوزستان ،  سواحل شني و ماسه اي  بخش وسيعي از استان هاي بوشهر و هر مزگان و کرانه هاي سنگي    بخشي از   خليج چابهار و سواحل محدوده اي از خليج ناي بند تا گاوبندي  را تشکيل مي دهند . اين سيستم ها بستر هاي متنوعي از  زيست گاه هاي دائمي و يا موقت پرندگان ،  ماهيان ، کف زيان و غيره را تشکيل مي دهند .  از جمله آنکه پهنه هاي گلي  مناطق تالابي بسيار غني از مواد مغذي بوده و زيستگاه هاي بسيار با اهميتي براي پرندگان آبزي مي باشند . پهنه هاي شني و ماسه اي  اگر دور از فعاليت هاي انساني قرار داشته باشند براي تخمگذاري  لاکپشت هاي دريايي محيط هاي مناسبي است  به علاوه اين مناطق بسيار آسيب پذير بوده و در صورت  برداشت  شن و ماسه  از اين نوع سواحل  و آلوده سازي آنها ضربه مهلکي  به  مرفولوژي اين زيستگاه هاي با ارزش   وارد خواهد شد که به سختي قابل بر گشت است . کرانه هاي سنگي  نيز  از تنوع بالاي اجتماعات حياتي بر خوردارند . بيشترين ميزان پهنه هايي از جلبک هاي دريايي در اين مناطق قرار دارند و همچنين جمعيت کف زيان نظير خرچنگ ها دو کفه ايها و شکم پايان  در اين قسمت  بيش از ديگر سواحل يافت مي شود . همچنين اين نوع سواحل به دليل عميق بودن کرانه هاي آنها مي تواند محل مناسبي براي مشاهده  پستانداران دريايي بزرگ باشد . اين کرانه ها  در صورت آلودگي به نفت به سختي قابل پاکسازي مي باشند و در اين صورت حيات را در آنها بايد  مرده دانست . ..

علاوه بر  پديده هاي فوق به دو پديده زيستي  مهم نيز در اين کرانه ها مي توان اشاره کرد که عبارتند از  رويشگاه هاي مانگرو ها ( جنگل هاي حرا )  و آبسنگ هاي مرجاني

*- جنگل هاي مانگرو   رويشگاه هاي  ويژه اي هستند که در اراضي تالابي در پهنه هاي جزر و مدي شکل گرفته اند. اين جنگل ها در آب شور مقاوم هستند .  

 فراوان ترين گونه اين جنگل ها گونة  حرا  (  Avicenna  marina    است.  مانگرو ها زيستگاه بسياري از پرندگان آبزي ، انواع ماهي ها و سخت پوستان دريايي و دو  کفه ايها هستند .  به علاوه اين جنگل ها کنترل کننده فرسايش هاي ساحلي ، محل تجمع رسوب ها ، حافظ آبسنگ هاي مرجاني و ... مي باشند

در ايران   جنگل هاي حرا نيز مشابه ساير جنگل هاي کشور روزگاري از انبوهي  بسيار بر خوردار بوده اند  به طوري که گفته مي شود تنها در استان هرمزگان روزگاري  مساحت اين جنگل ها به 130 هزار هکتار مي رسيده است ولي امروز سطح آنها را در کل منطقه 9200 هکتار دانسته اند که  در  سه استان بوشهر (  مله گنزه ، بندر دير و خليج نايبند)  ، استان هرمزگان (  بندر خمير ، کرانه هاي شمال غربي جزيره قشم ، حوزه تياب ، سيريک  شهر و خور هاي جاسک  )  و  استان سيستان و بلو چستان ( خليج گواتر ) گسترده شده اند  که از اين ميان حوزه تياب و سيريک جزو تالاب هاي بين المللي مي باشند.  

يکي از زيستگاه هاي بسيار با ارزش رويشگاه هاي مانگرو اراضي حاشيه اي خور هاي منطقه خمير و شمال غربي جزيره قشم ا ست که در  سال 1351  با مساحت 82360 هکتار به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شد . سپس در سال   1354 از منطقه حفاظتي به پارک ملي  ارتقاء پيدا کرد  و در سال 1977  به عنوان يکي از 9 منطقه ذخيره گاه هاي بيوسفري( Man and   BIOSPHERE   )    ايران به تائيد دبير خانه برنامه انسان و کره مسکون رسيد .

 با وجود همة اين ارزش ها  اين  منطقه نيز مشابه ساير  ذخيره گاه  هاي بيوسفري  ايران کاملاً  مورد بي توجهي  مسئولين کشور و حتي سازمان حفاظت محيط زيست  قرار دارد و  نکته قابل ذکر  آن  که اين منطقه  بجاي برخورداري از  اعمال بر نامه هاي در خور يک  ذخيره گاه زيستکره  متاسفانه  از موقعيت پارک ملي تا سطح منطقه حفاظت شده  تنزل پيدا کرد ( سال 1361 ) . تالاب بين المللي خور خوران با مساحت 100 هزار هکتار بخش هايي از همين منطقه   است .   ورود فاضلاب  و  آلودگي نفتي از خطرانک ترين عوامل تهديد کننده اين زيستگاه ها مي باشند  .

*- آبسنگ هاي مرجاني (coral reefs) -آب سنگ هاي مرجاني از اکوسيستم هاي زيستي  بدون جايگزين و نادر در ايران هستند. که مختص آبهاي کم عمق مناطق گرمسيري مي باشند.  اين اکوسيستم ها  نسبت به تغييرات حرارت و شوري حساس و کند رشد  هستند .تاکنون  28 گونه آبسنگ مرجاني در حاشيه 16جزيره  خليج فارس مشاهده شده است .   پراکنش اين آبسنگ ها در جزاير خارک ، خارکو ، تنب بزرگ و کوچک ، سيري ، ابوموسي ، لارک ، کيش ، شيدور ، لاوان ، قشم ، هنگام و .... مي باشد .

 

نگاه کوتاه به  ديگر کشور هاي خليج فارس

غير از ايران کشور هاي جنوبي خليج فارس نيز شامل  قطر – امارات –کويت – بحرين-   عربستان سعودي  -  عراق و عمان  نيز   داراي ارزش هاي تالابي مي باشند.   ولي  در مقايسه با ايران در  ابعاد جغرافيايي  محدود تري  قرار دارند  و طبعاً از تنوع و غناي کمتري  نيز نسبت به تالاب ها و ديگر اکوسيستم هاي  ساحلي – دريايي  ايران بر خوردار مي باشند. ولي همين مقدار  نيز چنانچه  در سياست هاي همکاري هاي چند جانبه اين کشور ها جدي گرفته شود مي تواند غناي بيشتري به  زيستگاه هاي خليج فارس ببخشد. که در زير به برخي ارزش ها و تهديد هاي  برخي از کشور هاي جنوبي خليج فارس اشاره مي شود .   

 تنها تالاب هاي بين الملليي ثبت شده  از مجموعه کشور هاي ديگر خليج فارس متعلق به  بحرين است  که با وسعت 6810 هکتار  در سال 1998 به فهرست رامسر  اضافه شد .  علاوه بر اين در خور  " طبلي " تنها  رويشگاه  مانگرو باقيمانده در راس سند در جنوب غربي منامه پايتخت بحرين با مساحت  1610 هکتار  قرار دارد که  زيستگاه 45 گونه پرنده مهاجر دريايي در فصل زمستان است. جزيره "  هوار " نيز که  زيستگاه هاي پرندگاني  نظير  گاكي سر سياه,  فلامينگو بزرگ  و ... است و به لحاظ آنکه زيستگاه گونه در حال انقراض  لاكپشتهاي دريايي مي باشد   اهميت بين المللي يافته است

 در قطر تالاب مانگرو " الذخيره " با 3000 هکتار  را مي توان ذکر کرد  که   تنها منطقه مانگرو حرا  است

همچنين  جزيره "  العلياء  " با 65 هکتار  جزيره صخره اي بين جزر و مدي  است که  زيستگاه پرندگان و محل  زمستانگذراني  مرغابي دريايي  مي باشد

در  کويت   جزاير  " بوبيان " بزرگترين جزيره  كويت که از جزاير گلي  جزر ومدي به شمار مي آيد و به علت    مهاجرت پرندگان  از اهميت بين المللي برخوردار است.  همچنين جزاير  " فيلكا "   از  زيستگاه هاي  مرجاني و محل  تخمگذاري پرندگان دريايي است .  جزيره " كوبر"  نيز  اهميت بسزايي به دليل  محل آشيان سازي لاك پشت ها و پرندگان دريايي است  و حداكثر مساحت زيستگاه هاي آن به  400 هكتار رسيده است. همچنين دوحه كاظميه  با 166   هكتار  و  شبه جزيره دوحه با 450 هكتار  پهنه هاي گلي  جزر و مدي ، زيستگاه  حداقل 70 گونه پرنده است . و  خور " صليبيخات"  با 4845 هكتار  ذخيره گاه طبيعي براي زمستان گذراني پرندگان   است. شايان ذکر است تمامي ساحل شمالي  کويت  طي سال هاي 1970تا 1990 به پارك ملي تبديل شده است  . اين پارك 25 هزار هكتاري شامل پرتگاه جل الزور  و  مردابهاي گلي نمكي و تلماسه هاي شني  اهميت چند منظوره اي براي توريست ،  تحقيقات و آ موزشي دارد. قابل ذکر است کويت تا کنون فقط به کنوانسيون تنوع زيستي  زيستي پيوسته است

از جمله جزاير مرجاني ديگر  کويت   " ام المرادم قروه"  و  " كوبار"  را مي توان نام برد که به دليل فعاليت هاي  انساني اين جزاير مرجاني که زيستگاه طبيعي لاکپشتهاي دريايي بويژه لاکپشت  سبز و سه گونه نادر مرجان دريايي که  از اهميت فراواني برخوردارند  به شدت  در تهديد تخريب هستند .  همچنين پهنه هاي گلي جزر و مدي  گستردة  خور كويت به شدت زير فشار زباله هاي شهري و صنعتي قرار گرفته است و   حجم عظيم  برداشت شن از سواحل شني  آن  براي اهداف ساخت و ساز  اين زيستگاه ها را با تهديد جدي مواجه کرده است .

سواحل كويت يكي از مناطق هشتگانه سكونت پرندگان دريايي است اما متاسفانه بخش عظيمي از خطوط ساحلي  آن  هم اکنون با فاضلابهاي صنعتي حاوي جيوه – آمونياك و كلر آلوده شده و اما آلودگي نفتي حاصل حوادث دريايي نيز از جدي ترين تهديد ات  بشمار مي آيد  .

در جنگ خليج  فارس حدود 8   ميليون بشكه نفت از مراكز نفتي كويت وارد خليج فارس شد  كه بزرگترين آلودگي نفتي تاريخ بود  .  عليرغم رفع آلودگي،   17 كيلومترساحل  " صليبيخات"  و " خيران " به شدت  آسيب ديد و به  20 كيلومتر از ساحل " بوبيان"  خسارت جدي  وارد شد . علاوه بر آن  سوختن 500   چاه نفت ،  روزانه هزاران تن بخارات نفتي ر ا وارد هوا  مي کرد. در حال حاضر نيز 25 درصد از بيابان هاي كويت نيز كاملاً  اسيدي شده است .  از تهديدات ديگر  نيز مي توان به ساخت و ساز هايي با اهداف تفريحي  اشاره کرد که سبب تخريب زيستگاه پرندگان نادر در "  رأس الارض " شده است . ذخيره گاه طبيعي " الجهراء "  با 250 هكتار  تالاب در تهديد فاضلاب هاي شهري است. 

در امارات  متحد عربي  تالاب هاي جزر و مدي  " خور البيده"  که رويشگاه مانگرو نيز مي باشد زيستگاه  با ارزشي  از نظر پرندگان در حال انقراض  و لاكپشت هاي دريايي  و گوسفند دريايي manatee   است .

مركز  توسعه دريايي "  ام القوين "  كه در 40 مايلي شمال دبي قرار دارد  با هزينه 3/3 ميليارد دلار  در حال احداث  مي باشد که  براي ساخت مجتمع هاي مسكوني و  فروشگاه ها و  مراكز تفريحي   زيستگاه ها ي  طبيعي  آن به شدت در حال تخريب است.  با آنکه   موسسين شرکت   " اعمل –القوين  " معتقدند 20 كيلومتر مربع از مانگروها ي اين تالاب  دست نخورده باقي خواهد ماند ، تخريب اين تالاب  موجب خواهد شد که حدود 35 هزار نفر در   "  ام القوين"  از اين به بعد  معيشتشان  را  که وابسته به ماهيگيري  بود از دست داده  و از اين پس بايد در بنادر کانتينري  کار کنند .

متاسفانه در امارات متحد عربي   توسعه هاي جاه طلبانه نظير ايجاد سالن هاي سر پوشيده اسکي ، احداث جزاير در  آبهاي خليج فارس  در حال  انجام است . که  هشدار WWF   به کويت در همين رابطه ( 15 ژانويه 2007 ) از سوي کانون ديده بانان زمين تحت عنوان " توسعه جاه طلبانه امارات  بلاي جان خليج فارس " منعکس شده است . 

 

آلودگي نفتي بزرگترين و مهم ترين  تهديد  

با توجه به آنچه که آمد روشن است که آلودگي نفتي  مهم ترين و مهلک ترين ضربه حياتي را  بر اين  زيستگاه  هاي تالابي و ديگر پديده هاي طبيعي ساحل – دريا  وارد مي آورد و آثار  اين آلودگي ها  و تخريب ها به اشکال مختلف بروز کرده و مي کند که  مي توان از ميان آن ها به گسترش ساخت و ساز ها ي مرتبط  با  تاسيسات نفت ، گاز و پترو شيمي  بدون  توجه به حريم  و آسيب پذيري بالاي اين کرانه ها ،  همچنين انتقال فاضلاب ها و ضايعات آلوده  صنايع نفت و پترو شيمي  اشاره کرد . با آلوده شدن پس کرانه هاي تالابي   ،  مناطق   آبي   و همچنين هواي منطقه  ، اين آلودگي ها  از طرق مختلف از جمله باد ،  باران ، جزر و مد  و آبراه هاي دريا به خشکي و خشکي به دريا  و ... وارد زيستگاه هاي  انساني و جانوري و گياهي  شده و مي شوند  ( در پايان  همين بخش  شواهد مثالي از اين آلوگي هاي نفتي تنها در 5 ساله اخير  آورده شده است ) به عنوان مثال  همانگونه که در فوق اشاره شد  بسياري از  بستر هاي زيستگاهي  فوق متاثر از پديده طبيعي جزر و مدي  مي باشندکه در صورت آلودگي نفتي ، اين  پديدة حيات بخش به جرياناتي مرگبار تبديل مي شوند به علاوه  با توجه به اينکه خليج فارس يک درياي نيمه بسته و نسبت به دريا ها کم عمق است  لذا ماندگاري اين آلودگي ها در آن  دراز مدت و بسيار خطرناک  و آسيب زا است . تنزل سطح کمي و کيفي اين پديده هاي زيستي  خود شواهد مثال اين مدعاست .  روزگاري خليج فارس به صيد گاه هاي مهم مرواريد شهرت داشت و صدف هاي مرواريد ساز در آبهاي گرم خليج فارس و در پناه مرجان ها و مناطق سنگي پاکيزه ،  زيستگاه هاي امن خود را داشتند.  ولي امروز اين   زيستگاه ها بسيار کاهش يافته و مي رود که  ديگر نشان آن را تنها در کتاب هاي تاريخي بيابم .  همين چشم انداز را  مي توان  براي  آبسنگ هاي  مرجاني  ، مانگروها ، ،  پرندگان ، لاکپشت ها و بويژه  ماهيان  که زندگي بخش وسيعي از ساحل نشينان  را تشکيل مي دهد  تصور کرد .و بدين ترتيب به شعار امسال ( 2007 ) کنوانسيون رامسر مبني بر آنکه " آيا فردا بر سر سفره هايمان ماهي خواهيم داشت ؟ "  اضافه کنيم که " آيا آيندگان از منابع حياتي بسيار با ارزش خليج فارس بهره اي خواهند داشت ؟ "

متاسفانه امروز  خليج فارس  به ميدان  مسابقه براي استحصال هر چه بيشتر نفت و گاز تبديل شده است و سياست هاي جهاني نفت ،  پنهان و آشکار در تشويق  طرف هاي مسابقه نقش  بازي مي کنند .

گفته مي شود "  سالانه حدود 2/1 ميليون بشکه نفت معادل 160 هزار تن نفت  وارد خليج فارس مي شود . بررسي ها نشان مي دهد که 5/49 درصد از اين نفت در اثر تصادفات تانکر هاي نفتي ، 4/19 درصد در اثر نشت تجهيزات استخراج در قسمت هاي ساحلي،  8/14 درصد در اثر شسته شدن مواد نفتي در شهر هاي ساحلي در خليج فارس تخليه مي شود و 10 درصد باقيمانده نيز ناشي از منابع طبيعي موجود در خليج فارس مانند نشتي از ذخاير نفتي است. " سازمان حفاظت محيط زيست 12 آبان 83 )

 از سويي رويکرد کشور ما بويژه شتاب آن در چند سالة اخير  به سر مايه گذاري بر روي  صنايع آلوده کننده پترو شيمي  آنهم  تنها به اتکاي داشتن گاز فراون ولي بدون توجه به  موقعيت شکننده و بسيار آسيب زاي  بستر هاي انتخابي  براي استقرار آنها   و همچنين بدون توجه به محدوديت منابع آبي  و  عدم  زير ساخت هاي لازم   براي  امحاي علمي ضايعات آن   چشم اتداز تيره اي را بويژه براي پس کرانه هاي تالابي  خليج فارس در ايران  به تصوير کشيده است . بياد داشنه باشيم  که هنوز در کشور ما زباله دفع و يا دفن مي شود و  رود خانه ها تبديل به تسمه نقالة رايگان   فاضلاب هاي شهري – صنعي – کشاورزي  براي تخليه آنها به تالاب ها ، درياچه ها ، درياي خزر و خليج فارس  شده اند.   اين امر زماني ابعاد نگران کننده تري مي يابد که توجه داشته باشيم دستگاه متولي حفاظت محيط زيست  کشور ما   تنها به لحاظ ساختاري  قدرت اجرايي نداشته و عمدتاً تابعي  از وزارت خانه هاي ديگر است  و به لحاظ جايگاه اداري در حد معاونت ،  نه مي خواهد و نه مي تواند در سطح يک وزارت هم  تراز  وزارت نفت عمل کند  و  لذا به برنامه هاي به اصطلاح  توسعه اي   در اين کرانه هاي بسيار با ارزش و حساس از سوي وزارت نفت و يا ديگر وزارتخانه ها به آساني تن مي دهد و تنها به نظارت هاي نيم بند بسنده مي کند و تاسف بار تر آنکه  وزارت نفت حتي اجازه  اين نظارت نيم بند را  هم به محيط زيست نمي دهد .

به علاوه برنامه آمايش سرزمين  که  به اعتقاد ما  پس از سال ها پافشاري از سوي همة صاحب نظران  به عمد  مورد توجه دولت ها قرار نگرفته و نمي گيرد سبب شده است که وزارتخانه ها به شکل فله اي  و بخشي  آزاد باشند هر بلايي که دلشان خواست در عمر کوتاه مديريت خود بر سر محيط زيست اين مرز و بوم بياورند و بي واهمه از بازتاب   زيست محيطي اقدامات خود،  سرزمين را به دولت ديگر بسپارند که دولت بعدي هم به نوبة خود ، ديگري را مسئول خرابي ها بداند ولي خود نيز با توجيه و يا بدون توجيه همان مسير را طي کند . وضعيت  کمي و کيفي منابع طبيعي کشور نتيجه  اين نوع مديريت بخشي و فله اي  است و با برخوردي اينچنين  با منابع  طبيعي و بدون توجه به ظرفيت  اکوسيستم ها، چشم انداز تيره و تاري را براي آنها رقم خورده  که مناطق تالابي خليج فارس نيز از آن جمله است. 

کانون ديده بانان زمين به مناسبت روز جهاني تالاب ها  فرصت را براي  طرح  اين مسئله مغتنم شمرده و  توجه  مردم بويژه  ذينفعان کرانه هاي ساحلي ، مسئولين کشور ، رسانه ها ،  سازمان هاي بين المللي زيست محيطي و  بويژه کنوانسيون رامسر  را  به ارزش ها و  تهديد ها ي اين تالاب ها جلب  مي نمايد  و هشدار مي دهد که   با توجه به شتاب روز افزون توسعه هاي نفت  محور مجال  حفظ محيط زيست منطقه وجود ندارد  و اين امر راهکار هاي جدي و فوري تري را  براي کنترل  تخريب و آلودگي  هاي نفتي مي طلبد و اکنون که صورت مسئله بر همگان روشن است تنها عزمي راسخ لازم است تا ضمن بهره برداري معقول و بهينه از منابع نفت و گاز  و با عنايت به توان  ظرفيت اکوسيستم ها و حفظ  اين منابع براي نسل هاي آينده  ، حيات خليج فارس به نابودي کشانده نشود و انتظار  مي رود همان اندازه که به حق براي حفظ نام خليج فارس تلاش مي شود،  براي حفظ هويت حياتي و زنده ماندن آن نيز  به همان اندازه تلاش شود . ميدان هاي نفتي خليج فارس متعلق به حاکمان کشور هاي فعلي نيست و به نسل هاي آينده نيز تعلق دارد . روزي را تصور کنيد که از شدت  آلودگي هاي نفتي  حتي يک ماهي در خليج فارس نباشد و از شدت بوي نفت و گاز و بستر هاي آلوده آن هيچ  پرنده مهاجري رغبت پرواز از فراز آن را هم نداشته باشد .

*******

آلودگي هاي نفتي 5 سالة اخير از نگاه رسانه ها

  •    نشت  مواد نفتي در چند روز اخير از خطوط لوله انتقال آبادان به ماهشهر و ايجاد لکه هاي عظيم نفتي ، سبب تلف شدن هزاران پرنده مهاجر در تالاب بين المللي شادگان و حاشيه رودخانه بهمنشير آبادان شد به گفته رئيس اداره محيط زيست جنوب  خوزستان تا کنون حداقل سه هزار لاشه اردک و مرغابي ناشي از آلوده شدن به مواد نفتي  در تالاب شادگان مشاهده شده است . (خبر گزاري جمهوري اسلامي  4/11/80 )

 

  • وسعت آلودگي هاي نفتي آبادان از 50 هکتار در اول ديماه به دليل بارندگي هاي اخير و وزش باد  به سرعت گسترش يافت به طوري که تا سه روز قبل به  بيست هزار هکتار رسيد . لکه نفتي از طريق خور هاي منتهي به تالاب شادگان به سمت خليج فارس در حال حرکت است .  (مدير کل حفاظت محيط زيست خوزستان – خبر گزاري جمهوري اسلامي 8/11/80)

 

  • آلودگي نفتي به نخلستان هاي شرقي رودخانه بهمنشير سرايت کرده است .  ( فرماندار آبادان )  اين آلودگي همچين موجب آتش سوزي شده است . (خبر گزاري جمهوري اسلامي 25/11/80 )

 

  • تخمين زده مي شود طي سه ماه اخير حدود 650 هزار بشکه مواد و ضايعات نفتي وارد تالاب شادگان  شده است ( رئيس حفاظت محيط زيست جنوب خوزستان –  خبر گزاري جمهوري اسلامي  6/12/80 )

 

  • طبق بررسي هاي به عمل آمده آلودگي زيست محيطي " اروند رود " ناشي از ورود فاضلاب هاي صنعتي پترو شيمي " رازي " بندر امام ، پالايشگاه و پترو شمي آبادان مي باشد ( معاون انساني سازمان محيط زيست – خبر گزاري جمهوري اسلامي – 3/2/82

 

  • روزانه 111 هزار و 171 متر مکعب فاضلاب شهري در بندر عباس توليد مي شود که 20 درصد آن به طور قطع وارد دريا شده و 80 درصد ديگر پس از دفع در چاه هاي و تصفيه خانه هاي فاضلاب به طور غير مستقيم به منابع طبيعي  از جمله دريا وارد مي شود ( مدير کل حفاظت محيط زيست هرمزگان – ايرنا 2/11/82

 

  •  طبق نمونه گيري هاي انجام شده  در 100 هکتار جنگل حرا در خليج نايبند متوجه وجود دوده هاي سياده رنگي بر روي برگ هاي گياهان شديم و پس از انجام آزمايشات لازم به وجود آلودگي نفتي  معلق در هوا در اين منطقه پي برديم . (افشين دانه کار متخصص جنگل هاي حراي  ايران در گفتگو با خبر گزاري فارس -  همشهري 17 شهريور 1383 )

 

  •  عمليات پاکسازي  زمين گيسي زباله هاي سمي نفتي را در سطح شهر آبادان منتشر کرد و 35هزار متر مکعب زباله هاي نفتي ( منطقه گيسي آبادان ) از تالاب شادگان سر در آورد  ( کانون ديده بانان زمين آبان و ديماه 1383 )

  •  

  • آلودگي نفتي 25 کيلومتر از سواحل بوشهر را فرا گرفت . علت شکستگي خط لوله نفت چاه هاي " گلخاري"  به واحد بهره برداري بوده است . مدير کل حفاظت محيط زيست استان بوشهر با تاييد آلودگي حجم وسيعي از دريا و خشکي شهرستان گناوه گفت ... به دليل فرسودگي خطوط انتقال متاسفانه دو سال پيش هم بخش عظيمي نفت از منطقه بي بي حکيميه و بينک در اثر باران و سيلاب به دشت هاي اطراف و در نهايت به آبهاي ساحلي و دريا وارد شد به طوري که  به تهديد جدي براي سايت پرورش ميگو تبديل  شد .  ( 29 ديماه 83 روزنامه ايران  )

 

  • مواد نفتي به مدت 32 ساعت يعني از ساعت 22تا 9 صبح 24 بهمن 83 در بيابان هاي ماهشهر  جاري شد . در اين ماجرا 60 هزار بشکه معادل 10 ميليون ليتر مواد نفتي هدر رفته است اين ضايعه در اثر اجراي طرح تعويض 3 کيلومتر از خط لوله 26 اينچ جاده آبادان- ماهشهر بوجود آمد ( اين جاده از داخل تالاب شادگان عبور مي کند ) اين لوله در تاريخ 21/11/83 در محل مورد نظر قطع شد اما به جاي وصل آن به لوله 26 اينچ به طرف ماهشهر ، اين لوله به لوله هاي قديمي که قبل از جنگ از سرويس خارج شده بود  متصل و جوش داده شد بعد از پايان جوشکاري همه پمپ هاي پا لايشگاه آبادان با حداکثر فشار روشن شد و از طريق تلمبه خانه " خور دورق"  فشار اين جريان تقويت شد و مواد نفتي به طرف مخازن " بک آريا " رها شد اما به علت اشتباه در عمليات تعويض  موجب جاري شدن 60 هزار بشکه شد و...

 

  •  نتايج آزمايش هاي انجام داده شده کانون ديده بانان زمين بر روي زباله هاي گيسي نشان داد که 63 درصد نمونه  آزمايش شده شامل هيدرو کربورهاي نفتي بوده که در نتيجه پالايش نفت حاصل شده است ( کانون ديده بانان زمين  تير ماه 1384 )

  • به دليل نشت نفت خط لوله فروزان در جزيره خارک و آلودگي نفتي و زيست محيطي ناشي از آن ، شرکت نفت ملزم به پرداخت 134 ميلون تومان جريمه زيست محيطي شد . ( مقيمي کارشناس مسئول دفتر محيط زيست دريايي در بوشهر -خبر گزاري ميراث فرهنگي ديماه 84)

 

  • تاکنون هيچ مطالعه اي در خصوص آناليز ضايعات  صنعتي صورت نگرفته و هرچه سريع تر بايد  راه حل مناسبي براي دفع ضايعات پا لايشگاه آبادان صورت گيرد . وي افزود پيش از اين ضايعات پالايشگاه در مناطق ماهشهر و اميديه دفن مي شد که اکنون اشباع شده است ( بحريني شهر دار آبادان روزنامه ايران 27 بهمن 84 )

 

  • پروژه  خشک کردن دريا يکي از عوامل تخريب آب سنگ هاي مرجاني است. در اين زمينه توسعه فرودگاه جزيره خارک ، اسکله سازي و بندر سازي، طرح توسعه شهيد رجايي بندر عباس و شهيد بهشتي چابهار که به شدت دريا را خشک کرده تا چند کيلومتر شعاع اطراف آن تمامي مرجان هارا از بين مي برد . طرح توسعه بندر در شمال جزيره کيش ، هتل سازي و ايجاد تاسيسات در شرق اين جزيره نيز در بهترين مناطق مرجاني است ( معاون دفتر محيط زيست دريايي در گفتگو با ايسنا 85 )

 

 

  • در منطقه عسلويه و خليج نايبند که پارک ملي محسوب مي شود فاز هاي 12 و 13 طرح توسعه پارس جنوبي در حال اجرا است و چندين اسکله و بندر با پيشروي در دريا احداث و صد ها تن سنگ و خاک براي طرح توسعه اين بخش در دريا تخليه شده است . ... احداث پالايشگاه پترو شيمي و مجتمع صنعتي و ... در اين منطقه موجب افزايش کدورت آب شده است .... مجتمع هاي شيميايي و پترو شيمي ضايعات و پساب هايي با حجم بسيار بالا يي توليد و بدون هيچگونه  تصفيه مستقيماً به دريا تخليه مي کنند.  براي نمونه مي توان به مجتمع پالايش گاز فاز شش پارس جنوبي که توسط شرکت آجيپ ايتاليا ساخته شده و در حال تحويل به شرکت گاز است اشاره کرد .  اين مجتمع حدود يک سال است که روزانه 5 تا 6 تن محلول شيميايي  کاستيک يا سود سوز آور   را مستقيماً به دريا تخليه مي کند اين پساب ها آنقدر زياد است که تا شعاع صد متري هر گونه موجود زنده از بين رفته است.  همچنين  لوله گذاري در بستر و انفجار هاي متعدد براي احداث اين سازه موجب از بين رفتن مرجان ها شده است به شکلي که شرکت توسعه ميادين نفتي مانند ميدان نفتي سيري را با وجود ارايه گزارش ارزيابي ، به گونه اي  ديگر اجرا مي کند و حتي امکان نظارت سازمان حفاظت محيط زيست را هم نمي دهد ( معاون دفتر محيط زيست دريايي در گفتگو با ايسنا 85 )

 

*****

در طي 8  سال گفته شده است که 160 ميليارد دلار نفت فرو خته شده است که با احتساب صادرات پترو شيمي و فرآورده هاي نفتي،  اين رقم به 190 ميليارد  دلار رسيده است از اين مقدار براستي چقدر صرف امحاي علمي ضايعات نفتي، تصفيه پساب هاي آلوده نفتي ، مهار و تصفيه گاز هاي سمي منتشر شده در هوا شده است؟

آلودگي هاي نفتي آب و خاک بخش وسيعي از  جنوب تهران  در اثر ايجاد استخر هاي پساب هاي نفتي ، آلودگي هاي  نفتي در آبادان و  شادگان ، آلودگي هاي  وسيع گاز در   عسلويه  و...نمونه هاي بارزي است که  مي گويد هيچ !

 

اين صفحه را براي دوست خود بفرستيد

 

صفحه اصلی