مناطق حفاظت شده

 تعاریف – اهداف  –آمار-  چالش ها و تهدید ها

                     

ترجمه و تالیف کانون دیده بانان زمین فرشته موثق نژاد - 1393-2014

 

اهمیت حفاظت از طبیعت برای بشر قدمتی طولانی دارد و به هزاران سال پیش از میلاد برمی گردد. انسان ها در سراسر دنیا مکان هائی را که برایشان ارزش های ویژه ای داشتند، مورد حفاظت قرار می دادند . بسیاری از این مکان ها به دلیل فراهم آوردن نیازهای روزمرۀ انسان مورد توجه بودند ولی بسیاری دیگر نیز به دلیل ارزش های فرهنگی و معنوی مورد حفاظت قرار می گرفتند. به هرترتیب، هدف عبارتست از حفاظت از آنچه که برای بشر ارزشمند است.

تعیین مناطق حفاظت شده در صد سال گذشته به دلیل گسترش درک تأثیر بشر بر طبیعت که خود معلول رشد جمعیت و تغییر الگوهای استفاده از منابع طبیعی است ، سرعت بیشتری یافته .

 

 

 

نقاط عطف در تاریخچۀ مناطق حفاظت شده 

 

(منابع: کتاب مناطق حفاظت شدۀ جهان “ The World’s Protected Areas” از انتشارات دانشگاه کالیفرنیا در نوامبر 2008  و منابع دیگر)  

 

 

10000 سال پیش از میلاد   زمانی که کشاورزی روابط میان انسان و طبیعت را تغییر داد، جوامع محلی مناطق ویژه ای را به عنوان سایت های "مقدس" به رسمیت شناختند و آن ها را در مقابل بهره وریهای خاصی مورد حفاظت قراردادند.

در هزارۀ پس از آن، بسته به کاربست متفاوت آن در مکان های مختلف و منافعی که برای بشر از هردو جنبۀ مادی و معنوی دربرداشت، این مفهوم مقیاس گسترده ای یافت.

 

252 پیش از میلاد   امپراطور هند آزوکا (Asoka) مناطق حفاظت شده ای را برای پستانداران، پرندگان، ماهی ها و جنگل ها  تعیین کرد. آن ها قدیمی ترین مناطق حفاظت شدۀ ثبت شده توسط یک حکومت برای حفاظت از برخی منابع طبیعی هستند.

 

684  پس از میلاد نخستین ذخیره گاه طبیعی اندونزی با دستور  شاه  سیریویجایا(King of Srivijaya)   در جزیرۀ سوماترا اعلام شد. سوماترا اکنون یکی از عظیم ترین مراکز تنوع زیستی جهان به شمار می رود که تعداد زیادی از مناطق حفاظت شده را داراست. بزرگترین سایت های آن که به تازگی اعلام شده، شامل 25000 کیلومترمربع جنگل های بارانی حاره ای در سایت میراث جهانی سوماترا است.

 

1079 ویلیام فاتح (The Conquer William) نیوفارست (انگلستان) را به عنوان شکارگاه سلطنتی اعلام کرد و آنرا در مقابل برداشت غیرقانونی مردم روستائی مورد حفاظت قرارداد. ولی برداشت چوب از جنگل در جنگ های انگلستان در قرون هفدهم تا نوزدهم ، امری حیاتی بود. امروز نیوفارست منطقۀ حفاظت شدۀ با ارزشی است و یکی از تازه ترین پارک های ملی بریتانیاست که در سال 2005 اعلام شد.

 

1865 منطقۀ Yosemite (کالیفرنیا) توسط کنگرۀ ایالات متحدۀ آمریکا به عنوان یک نمونۀ مدرن از مناطق حفاظت شده در سطح ملی اعلام شد، و در سال 1872 با نام یلواستون به عنوان نخستین پارک ملی  شناخته شد.

 

1882 ال چیکو (EL Chico) به عنوان نخستین پارک ملی در مکزیک؛ که نخستین پارک ملی آمریکای لاتین بود، تعیین شد.

 

1903انجمن حمایت از حیوانات وحشی امپراطوری در بریتانیا که نخستین تشکل غیردولتی برای حفاظت بین المللی است و اکنون بنام Fauna and Flora International )  FFI) شناخته می شود، تأسیس شد. در حال حاضر صدها تشکل مدنی در سراسر جهان، از مناطق حفاظت شده حمایت می کنند.

 

1914 احداث نخستین پارک ملی سوئیس توسط پل سرازین برای حفاظت از دست نخوردگی.

 

1916 قوانین پارک های ملی در آمریکا رسماُ به تصویب رسید.

 

1917 سازمان خدمات پارک ها تشکیل شد و اهداف و قوانین پارک های ملی به سرعت به سیاست های مدیریت پارک ها در سطح جهان تبدیل شد

 

1925 نخستین پارک ملی "مدرن " آسیا در کامبوج به ثبت رسید.

 

1926 پارک ملی Kruger در آفریقای جنوبی به ثبت رسید.

 

1933 تشکیل کنوانسیون حفظ گیاهان و جانوران در لندن.

 

1934 پارک ملی Iguazu در آرژانتین به ثبت رسید.

 

1940  تشکیل کنوانسیون حفظ طبیعت و حیات وحش نیمکرۀ شمالی در واشنگتن.

 

1948 IUCN  - اتحاد جهانی حفاظت از طبیعت با هدف ارتقاء حفاظت در سراسر جهان و به ویژه در مستعمره های سابق که پس از جنگ جهانی استقلال خود را به دست آورده بودند؛ بر اساس این تفکر که چنانچه کاری انجام نشود، زیستگاه ها از بین خواهند رفت، تأسیس شد. به تعیین مناطق حفاظت شده ، همواره به عنوان تمرکز بر مناطق پراهمیت نگریسته شده است.

 

1961 WWF صندوق جهانی حیات وحش، به عنوان یکی از تازه ترین تشکل های غیردولتی جهانی برای بسیج حمایت از حفاظت، به ویژه بسیج همگانی، تأسیس شد. این، نقطۀ عطفی در آغاز زمینۀ رشد بودجه برای حفاظت جهانی بود.

 

1962 نخستین کنفرانس پارک های ملی در سیاتل واشنگتن، جنبش جهانی رسمی تری را در حمایت از مناطق حفاظت شده آغاز کرد، و خواستار فهرستی از مناطق حفاظت شدۀ جهانی UN List ، و  یک سیستم طبقه بندی شد . 

 

1963 کالج مدیریت حیات وحش آفریقا در تانزانیا تأسیس شد. تا سال 2003 بیش از 4200 آفریقائی از آن فارغ التحصیل شده اند.

 

1967 نخستین پارک ملی ایران (گلستان) به ثبت رسید.

 

1968 برنامۀ انسان و کرۀ مسکون یونسکو با تأسیس ذخیره گاه های بیوسفر آغاز شد(529 ذخیره گاه در 105 کشور که مساحتی به وسعت بیش از 5 میلیون کیلومتر مربع را تا سال 2007 را در بر می گیرد).

 

1969 تشکیل کنوانسیون طبیعت و منابع آفریقا در الجزیره.

 

1971 تشکیل کنوانسیون رامسر که تا پایان سال 2007، با 157 عضو، 1708 سایت را با بیش از 5/1 میلیون کیلومترمربع پوشش می دهد.

 

1972 کنفرانس جهانی محیط زیست و توسعه در استکهلم سوئیس که کنوانسیون های تازه و تأثیرگذاری را برای مناطق حفاظت شده دربر داشت، برگزار شد و به تأسیس برنامۀ محیط زیست سازمان ملل (UNEP) که در نایروبی پایه گذاری شده بود، انجامید.

 

کنوانسیون میراث جهانی در این سال تشکیل شد. تا سال 2006 ، 166 سایت میراث طبیعی جهانی و 25 سایت مختلط طبیعی و فرهنگی شناسائی شد که مساحتی بیش از 8/1 میلیون کیلومتر مربع را دربر می گیرد. -دومین کنفرانس پارک های ملی در این سال برگزار شد.

 

 

1974 مناطق حفاظت شده در ایران در چهار گروه معرفی شدند: 1- مناطق حفاظت شده 2- پارک های ملی 3- پناهگاه حیات وحش 4- اثر طبیعی ملی

سازمان حفاظت محیط زیست ایران 18 تالاب با ارزش ایران را به کنوانسیون رامسر معرفی کرد.

 

1976 ایران 9 منطقه را به عنوان ذخیره گاه زیستکره به یونسکو معرفی کرد:  1-    پارک ملی گلستان 2- منطقۀ حفاظت شدۀ حرا 3- منطقۀ حفاظت شدۀ گنو 4- منطقۀ حفاظت شدۀ ارسباران 5- منطقه حفاظت شده  ارژن وپریشان 6- پارک ملی توران 7- پناهگاه حیات وحش میانکاله 8- منطقۀ حفاظت شدۀ دشت کویر 9- دریاچۀ ارومیه

 

 

1977 برنامۀ آموزشی برای کارکنان مناطق حفاظت شده در کاستاریکا پایه گذاری شد. این برنامه تاکنون ادامه داشته و کارمندان را برای بیشتر کشورهای آمریکای مرکزی آموزش داده است.

 

1978 سیستم رتبه بندی مناطق حفاظت شده IUCN منتشر شد که چهارچوب ارزیابی جهانی مناطق تحت پوشش حفاظتی را تعیین کرد.

 

1980 استراتژی حفاظت جهانی توسط WWF  ,IUCN  و UNEP برای آگاهی عموم مردم از مفهوم توسعۀ پایدار و ارتباط میان حفاظت و توسعه، منتشر شد.

 

1981 واحد اطلاعات مناطق حفاظت شده توسط IUCN و کمیسیون آن برای پارک های ملی و مناطق حفاظت شده در مرکز پایش حفاظت IUCN در بریتانیا تأسیس شد که نخستین پایگاه اطلاعات جهانی دربارۀ مناطق حفاظت شده را ارائه کرد.

 

1982 سومین کنگرۀ جهانی پارک های ملی در بالی اندونزی با تأکید بر اهمیت مناطق حفاظت شده به عنوان عنصری کلیدی در طرح های توسعه، تشکیل شد و هدف خود را تعیین 10% از هر بیوم جهانی به عنوان مناطق حفاظت شده قرار داد.

 

1987 گزارش کمیسیون سازمان ملل متحد دربارۀ توسعۀ پایدار با نام "آیندۀ مشترک ما"

 (The Brundtland Report) ارائه شد که خواستار اختصاص 12 درصد از خشکی های زمین به مناطق حفاظت شده و اقدامات حمایتی جهانی برای حفاظت از تنوع زیستی شد.

 

1991 تسهیلات جهانی محیط زیست (GEF) توسط بانک جهانی، UNDP و UNEP تأسیس شد که یک ساختار تازه صندوق جهانی بین دولت ها را برای مناطق حفاظت شده ، تدارک دید.

 

1992 چهارمین کنگرۀ پارک های ملی و مناطق حفاظت شده در کاراکاس، ونزوئلا با تأکید بر ارتباط میان مناطق حفاظت شده و دیگر بخش های جامعه تشکیل شد.

 

   1992  برگزاری "اجلاس زمین" در ریو دو ژانیرو، برزیل که "دستور کار 21" را تولید کرد و "چهارچوب پیمان نامۀ تغییرات آب و هوا" و "کنوانسیون تنوع زیستی" که هردو به شدت به مناطق حفاظت شده مربوط می شدند را به تصویب رساند. ایران در 13 خرداد 1375 به کنوانسیون تنوع زیستی پیوست.

 

1999 ایران در راستای تحقق اهداف اجلاس بالی، بخش هائی از جنگل های کشور را به عنوان مناطق حفاظت شده ، اعلام کرد و براین اساس 22 منطقه از مناطق مختلف رویشی به وسعت 674181 هکتار را به شبکۀ مناطق حفاظت شدۀ ایرا ن افزود.

 

2000 مجمع عمومی سازمان ملل" اهداف توسعۀ هزاره" را با هدف شمارۀ 7 دربارۀ پایداری محیط زیست ، به  تصویب رساند.

 

2002 اجلاس جهانی توسعۀ پایدار در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی خواستار روند معکوس کاهش تنوع زیستی تا سال 2010 و نیز تأسیس سیستمی فراگیر از مناطق حفاظت شدۀ دریائی تا سال 2012 شد.

 

2003 پنجمین کنگرۀ جهانی پارک ها در دوربان آفریقای جنوبی برگزار شد که  بر "منافع در ماورای مرزها" با تأکیدی دوباره بر اهمیت مناطق حفاظت شده برای توسعه پایدار، تمرکز داشت.

 

2004 هفتمین نشست کنفرانس اعضای"کنوانسیون تنوع زیستی" "برنامۀ جامع کار بر روی مناطق حفاظت شده"   (PoWPA) را تصویب کرد تا از اجرای حفاظت محلی  تشکیل دهندگان کنوانسیون تنوع زیستی حمایت کند.  

 

 2012در “Protected Planet Report 2012” آمده است که به مدت بیش از یک قرن ، اختصاص مناطق حفاظت شده یک استراتژی بنیادین برای حفاظت از تنوع زیستی بوده است . امروزه می دانیم که مناطق حفاظت شدۀ  تحت مدیریت مؤثر، نه تنها از سلامت اکوسیستم ها و انواع در تهدید انقراض حمایت می کند، بلکه همچنین منافع بسیاری را برای بشر در بر دارد. این منافع گسترۀ وسیعی از خدمات اکوسیستم نظیر تهیۀ آب سالم، امنیت غذائی ، کاهش خطر بلایای طبیعی و تعدیل آب و هوائی را در بر می گیرد.

 

 

مناطق حفاظت شده اکنون به عنوان بخشی اصلی در استراتژی های توسعۀ پایدارشناخته می شوند. آن ها راهی آزمایش شده و به شدت کاربردی برای حفاظت از طبیعت در همراهی با خدمات اکوسیستم و ارزش های فرهنگی هستند. هدف از تعیین مناطق حفاظت شده عبارت از حفاظت از همۀ منابع طبیعی و عملکرد اکوسیستم و مکانی که به آن تعلق دارند، می باشد.

 

مناطق حفاظت شده در اشکال و اندازه های گوناگونی هستند که از جمله پناهگاه های به شدت بکر، مکان های مقدس طبیعی، پارک های صلح، یا چشم اندازهای چندگانه خشکی و دریائی با جنبه های بهره دهی چندگانه را دربرمی گیرند. آن ها توسط دولت ها، جوامع محلی، مردم بومی، تشکل های غیردولتی (NGO) و یا نهادهای خصوصی مدیریت می شوند.

 

 

 پیمان ها و کنوانسیون های بین المللی مناطق حفاظت شده

 

از40سال پیش پیمان ها و کنوانسیون های بین المللی زیادی در مورد مناطق حفاظت شده بسته شده است . یکی از مهمترین آن ها کنوانسیون تنوع زیستی (CBD) در سال 1992 است که از اعضا می خواهد سیستم های مناطق حفاظت شده را با هدف حمایت از تنوع زیستی تعیین کنند.  در سال 2004 اعضای این کنوانسیون برنامه کار بر روی مناطق حفاظت شده (PoWPA) را مطرح کردند که جامع ترین برنامه ای است که تا این هنگام توسط جامعه جهانی برای مناطق حفاظت شده طراحی شده است که 16 هدف را دنبال می کند.

هدف کنوانسیون تنوع زیستی تا سال 2010 عبارت بود از "دستیابی به کاهش چشمگیر نابودی تنوع زیستی تا سال 2010 ، در سطح جهانی، منطقه ای و محلی به دلیل سهیم بودن در تخفیف فقر و به نفع همۀ اشکال زندگی بر روی زمین ". نتیجه آن که این اهداف به موفقیت نرسید و اعضا یک برنامه استراتژیک برای تنوع زیستی از 2010 تا 2020 اتخاذ کردند که شامل 20 هدف اصلی است که با عنوان اهداف تنوع زیستی ایچی (Aichi Biodiversity Targets) شناخته می شوند. هدف شمارۀ 11 که یکی از آن هاست به ویژه در ارتباط با مناطق حفاظت شده و دیگر شاخص های حفاظتی قرار دارد :

تا سال 2020 دست کم 17% از عرصه های خشکی و آب های داخلی و 10% از مناطق ساحلی و آبی به ویژه مناطقی که از اهمیت خاصی در رابطه با تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی برخوردار هستند، از طریق مدیریت مؤثر و مناسب، نماد اکولوژیکی و سیستم های صحیح ارتباط دهی مناطق حفاظت شده  با چشم اندازهای وسیع تر خشکی و دریائی و دیگر معیارهای مؤثر حفاظتی بر اساس شرایط سرزمین مورد حفاظت قرار خواهند گرفت.

 

 تعریف منطقه حفاظت شده

تعاریف گوناگونی برای مناطق حفاظت شده وجود داردولی بنابر تعریف IUCN  : یک منطقۀ حفاظت شده ، فضای جغرافیائی است که از طریق قانون و یا دیگر راهکارها ی اثربخش، شناسائی و تعیین شده و برای رسیدن به حفاظت بلند مدت از طبیعت در ارتباط با خدمات اکوسیستم و ارزش های فرهنگی، اختصاص داده شده و مدیریت می شوند.

 

 

تقسیم بندی مدیریتی مناطق حفاظت شده از نظر آی یو سی ان :

 

ذخیره گاه  طبیعی: مدیریت منطقۀ حفاظت شده تنها برای اهداف علمی

مناطقی از خشکی یا دریا دربردارندۀ نماد یا ویژگی بارز اکوسیستمی، زمین شناختی یا خصیصۀ فیزیولوژیکی ویا گونه ها که در درجۀ نخست برای پژوهش های علمی و پایش زیست محیطی ، در دسترس قرار می گیرد.

 

منطقۀ حیات وحش: مدیریت منطقۀ حفاظت شده برپایۀ حفاظت از حیات وحش

منطقۀ وسیع و دست نخورده یا عرصۀ کمتر دست خوردۀ خشکی و یا دریائی، که ویژگی و تأثیر خود را ، بدون اسکان دائم یا چشمگیر، حفظ می کند و برای ادامۀ شرایط طبیعی  مورد حفاظت و مدیریت قرار می گیرد.

پارک ملی: مدیریت منطقۀ حفاظت شده برپایۀ حفاظت از اکوسیستم

عرصه های طبیعی خشکی و یا دریائی که انتخاب شده اند: الف) برای حفاظت از یکپارچگی اکولوژیکی یک یا چند اکوسیستم برای نسل کنونی و نسل های آینده، ب) برای جلوگیری از بهره برداری یا تصرف یا تجاوز به عرصه  برخلاف اهداف انتخاب منطقه ، ج) برای ایجاد فرصت های معنوی، علمی، آموزشی، تفریحی و بازدید سازگار با محیط و فرهنگ منطقه.

 

 

اثر طبیعی: مدیریت منطقۀ حفاظت شده برپایۀ حفاظت از ویژگی های طبیعی خاص

منطقه ای که از یک یا چند ویژگی طبیعی یا طبیعی- فرهنگی بارز برخوردار است که ارزشی برجسته یا منحصر به فرد دارد و به دلیل بی نظیر بودن یا نماد بودن و یا جنبه های زیبائی شناختی و یا اهمیت فرهنگی مورد حفاظت قرار می گیرد.

منطقۀ مدیریتی زیستگاهی/ گونه ها: منطقۀ مدیریتی حفاظت شده برپایۀ حفاظت از طریق مداخله

عرصۀ خشکی و یا دریائی تحت مداخلۀ فعال برای مقاصد مدیریتی به منظور اطمینان از پایش زیستگاه و یا رفع نیازهای گونه های خاص.

 

 

چشم انداز حفاظت شده خشکی و دریائی: منطقۀ مدیریتی  حفاظت شده برپایۀ حفاظت از چشم انداز خشکی / دریائی و تفریح

عرصه های خشکی، با ساحل و دریای مربوط به آن ، جائی که تأثیر متقابل انسان و طبیعت در طول زمان، منطقه ای را با ویژگی ممتاز و ارزش های زیبائی شناختی، اکولوژیکی و فرهنگی ایجاد کرده است و بیشتر با تنوع زیستی زیاد همراه است. نگاهبانی از به هم پیوستگی این کنش و واکنش سنتی ، برای حفاظت ، پایش و رشد چنین منطقه ای ، حیاتی است.

منطقۀ حفاظت شده مدیریتی منابع: منطقۀ حفاظت شده برپایۀ بهره برداری پایدار از اکوسیستم های طبیعی:

منطقه ای که بیشتر دارای سیستم های طبیعی دست نخورده است و برای اطمینان سازی از حفاظت دراز مدت و پایش تنوع زیستی و همزمان تداوم جریان پایدار تولیدات طبیعی و خدمات مورد نیاز جوامع، مدیریت می شود.

 

نگاهی به آمار مناطق حفاظت شده

از سال 1990 شمار مناطق حفاظت شدۀ جهان 58% و گستردگی آن 48% افزایش یافته است (UN2012)

مناطق حفاظت شدۀ ثبت شده تا سال 2010 در مرکز داده های مناطق حفاظت شده (WDPA)   هفده  میلیون کیلومتر مربع از خشکی ها (شامل آب های داخلی) است که دو برابر وسعت کشور برزیل ، یا 7/12% خشکی های خارج از قطب می باشد. رویهم رفته حفاظت در مناطق در حال توسعه بیشتر  (3/13% از کل منطقه) از مناطق توسعه یافته (6/11%) است. بیشترین حفاظت در آمریکای لاتین انجام گرفته است (4/20%) .

برای دستیابی به هدف 17% تعیین شده تا سال 2020  از سوی کنوانسیون تنوع زیستی، ضروری است که 6 میلیون کیلومتر مربع دیگر از عرصه های خشکی و آب های داخلی یعنی مساحتی برابر با 10 برابر مساحت کشور ماداگاسگار ، حفاظت شده اعلام شوند.

نزدیک به6 میلیون کیلومتر مربع  (6/1%) از اقیانوس ها حفاظت شده هستند ، ولی آب های حفاظت شده هنوز در مناطق نزدیک به سواحل متمرکز هستند. برای رسیدن به مناطق آبی حفاظت شده (10%) ضروریست 8 میلیون کیلومتر مربع دیگر از عرصه های آبی و مناطق ساحلی حفاظت شده اعلام شوند 

 

اثر بخشی مناطق حفاظت شده برای تنوع زیستی

تنوع زیستی یا گوناگونی زندگی بر روی کرۀ زمین به طور معمول به عنوان تنوع درون گونه ها، بین گونه ها و نیز اکوسیستم ها شناخته می شود. "گزارش سیارۀ حفاظت شده- 2012 " پاسخ به دو پرسش اساسی در رابطه با اثر بخشی مناطق حفاظت شده برای تنوع زیستی را مهم می داند : نخست آن که شبکۀ جهانی مناطق حفاظت شده مکان یابی درستی از نقطه نظر تنوع زیستی که یکی از خواسته های هدف 11 در اهداف آیچی است را به انجام رسانده است؟ و دوم آنکه مناطق حفاظت شده تا چه اندازه در جلوگیری از نابودی و یا کاهش گونه ها و از دست رفتن زیستگاه ها مؤثر بوده است ؟ یعنی دو نکته ای که قلب اهداف 5 تا 12 هدف آیچی را تشکیل می دهند.

آمار گزارش یاد شده در رابطه با تنوع زیستی تا سال 2010 نشان می دهد :

33% (273 از 823 منطقه ) عرصۀ خشکی های اکولوژیکی به هدف 17 درصد حفاظتی منظور شده در اهداف آیچی رسیده اند و 67%(550 منطقه ) به این هدف دست نیافته اند . همین آمار نشان می دهد که نیمی از 823 منطقۀ اکولوژیکی عرصه های خشکی جها ن کمتر از 10%حفاظت شده و 84 منطقه اکولوژیکی (10% ) آن هنوز کمتر از 1%حفاظت شده هستند که نشان دهندۀ شکاف معنی داری در حفاظت از مناطق وسیعی با تنوع زیستی ممتاز دارد .

13%(30 از 232 منطقه ) ازمناطق اکولوژیکی دریائی به هدف 10 درصد حفاظتی منظور شده در اهداف آیچی رسیده اند و 87% (202 منطقه ) به این هدف دست نیافته اند

 22%(129 از 588 منطقه ) از مناطق یکپارچه شدۀ بدون انقراض گونه ها (AZE) به طور کامل و 27%از آنها در بخش هائی حفاظت شده هستند یعنی 459 منطقه (87% ) به این هدف دست نیافته اند

 سایت های یکپارچه شده برای مناطق بدون نابودی گونه ها نشانگر فرصت آشکاری است که برای عملیات فوری حفاظتی برای جلوگیری از دست رفتن تنوع زیستی در اختیار است.

 28%(3078 از 10993 منطقه ) از مناطق مهم پرنده ای (IBA) به طور کامل و 23%از آن ها در بخش هائی حفاظت شده هستند یعنی 7915 منطقۀ مهم پرنده ای (72% ) به هدف تعیین شده دست نیافته اند .

 

پراکندگی مناطق حفاظت شده بر اساس نوع بیوم

(منبع: ارزش جهانی تنوع زیستی-UNDP و سازمان حفاظت محیط زیست -1997)

 

نوع بیوم

تعداد

درصد

جنگل های مرطوب استوائی، نیمه استوائی، معتدل

506

1/5%

جنگل های بارانی ، بیشه زارها   

 899    

3/9%

جنگل های معتدل سوزنی برگ، بیشه زارها 

429

1/3%

 

جنگل های استوائی خشک، بیشه زارها           

799  

7/4%

جنگل های معتدل پهن برگ   

1507  

 2 /3%

جنگل های همیشه سبز

776 

7/4%

 

بیابان های گرم، نیمه بیابانی                                             

300   

 1/4%

 

بیابان های سرد و زمستانی     

136

9/3%

 

نواحی تندرا  

78  

5/7%

مراتع استوائی ، ساواناها

59

5/5%

علفزارهای معتدل                                                      

194

8/0%

سیستم کوهی مختلط                                                    

1277

8/0%

سیستم جزیره ای مختلط

530 

9/9%

سیستم دریاچه ای   

17  

3/1%

 

                  

  وضعیت حفاظتی مناطق خشک  و نیمه مرطوب، جنگل ها و کوهستان ها  

 (منبع:  Protected planet Report 2012-) 

  *- مناطق خشک و نیمه مرطوب: سرزمین های خشک به طور متوسط 40% از خاک دنیا را تشکیل می دهند که 9% از آن ها حفاظت شده هستند. از میان انواع مناطق خشک ، مناطق نیمه مرطوب و بسیار خشک ( به ترتیب 11% و 10% )  بیشتر نسبت به مناطق نیمه خشک و خشک (هرکدام 8%) مورد حفاظت قرار گرفته اند.       

*- جنگل ها: جنگل ها به طور متوسط 29% از سطح خشکی های زمین را پوشانده اند که 14% از سرزمین های جنگلی در زمرۀ مناطق مدیریتی حفاظت شدۀ IUCN قرار دارند. به هر ترتیب، مناطق حفاظت شده کمتر از 10% مناطق جنگلی را در 308 (46%) ناحیۀ اکولوژیکی جنگلی را تشکیل می دهند .بین سال های 2000 و 2005 ، جنگل های حاره ای حفاظت نشده ؛ به دلیل جنگل تراشی، نزدیک به دو برابر کربن بیشتر نسبت به همان مساحت در جنگل های حفاظت شده ، از دست داده اند.

*- کوهستان ها: کوهستان ها به طور متوسط 25% از خشکی های خارج از قطب را تشکیل می دهند . 17% از مناطق کوهستانی جهان حفاظت شده هستند . میزان حفاظت از کوهستان ها هنوز از هدف 17 درصد حفاظتی در 437 (61%) منطقۀ اکولوژیکی کوهستانی کمتر است

                                                              

                

برنامه ریزی مدیریتی

برنامه ریزی مدیریتی از نقطه نظر " گزارش سیارۀ حفاظت شده 2012" پیش نیازی حیاتی برای مدیریت اثربخش مناطق حفاظت شده است. زیرا به مؤسسات و مدیران کمک می کند تا اهداف مناطق حفاظت شدۀ تحت مدیریت خود را تعریف و راهیابی کنند. برنامۀ مدیریتی مناسب ، یک روند آموزشی است که درگیر پژوهش های نوین ، پایش ، ارزیابی و تنظیم است.

بر اساس داده های 4151 ارزیابی در مطالعات جهانی سال 2010 در مورد مدیریت مؤثر ، که در گزارش آمده است، تنها 24% از مناطق حفاظت شده از مدیریت سالم برخوردار هستند . 27% از مناطق حفاظت شده مدیریتی با ناکارآئی بالا و 13% از آنها از مدیریتی به کلی نا مناسب، با ضعیف ترین جنبه های مدیریتی در رابطه با شایستگی و قابلیت اطمینان و فقدان برنامه های مشارکتی سودآور برای جوامع محلی هستند

                                      

   

نیاز مناطق حفاظت شده به سیستم های ارتباطی

 گزارش" سیارۀ حفاطت شده - 2012" ایجاد سیستم ارتباطی برای مناطق حفاظت شده را بسیار اساسی می داند و تاکید دارد که زیستگاه های منفرد و جدا افتاده تهدیدی بنیادین برای تنوع زیستی به شمار می آیند ، بنابراین یک راهبرد مهم برای حفاظت از تنوع زیستی، فضاهای حفاظت شدۀ مرتبط می باشد. مناطق محافظت شدۀ مرتبط به دنبال پاسداشت، ترمیم و آفرینش پیوند میان زیستگاه های حفاظت شده و حفاظت نشده به منظور آسان سازی حرکت (نقل و انتقال) گونه ها و دیگر مراحل بنیادین اکولوژیکی است. مناطق حفاظت شدۀ مرتبط بنام کریدور و مدیریت فعال آن ها به عنوان مدیریت حفاظت مرتبط شناخته می شوند. گرچه برخی مطالعات ، خطراتی نظیر انتقال بیماری ها و گسترش گونه های مهاجم را محتمل می دانند ، ولی شمار روز افزونی از پژوهش ها نشان می دهند که زیستگاه های مرتبط، آثار مثبت روی نقل و انتقال گونه ها، پراکندگی، تنوع و فراوانی آنها در عرصه های خشکی و محیط های دریائی دارند. پیوند، امری مهم در رابطه با بقای دراز مدت بسیاری از گونه ها و اکوسیستم هاست زیرا به پایش تنوع ژنتیکی، جمعیت ها و فرا جمعیت ها، با ایجاد امکان برای گونه ها که با قدرت تغییرپذیری طبیعت و تغییرات محیطی مانند تغییرات آب و هوائی کنار بیایند.

حتی اگر مناطق حفاظت شده در جلوگیری از نابودی زیستگاه ها و تکه تکه شده درون مرزهای خود موفق باشند، باز هم امکان تک افتادگی آن ها به دلیل تغییر در کاربری زمین های خارج از مرزهای آن وجود دارد . به عنوان مثال مناطق حفاظت شدۀ جنگلی می توانند به دلیل زمین های کشاورزی که آن ها را احاطه کرده است، به  "جزیره ای در اقیانوس" تبدیل شوند.

بقای بسیاری از گونه ها در چنین چشم اندازهای جدا افتاده ای ، بستگی به کارکرد ارتباطی میان مناطق حفاظت شده دارد. این ارتباط ها برای گونه ها نیز به دلیل امکان تطبیق آن ها با تغییرات آب و هوائی ، از اهمیت زیادی برخوردار است. تغییرات آب و هوائی بسیاری از گونه ها را مجبور به نقل مکان به مناطق مرتفع تر یا پست تر با آب و هوای مناسب تر کرده است .

بنابراین همان گونه  که در اهداف آیچی آمده است نیاز به ایجاد ارتباط بهتر میان مناطق حفاظت شده و پیوند بهتر آن ها با چشم اندازهای اطراف وجود دارد . در طولانی مدت ، سیستم های مرتبط مناطق حفاظت شده  بهتر حفاظت می شوند.

                                       

*-ضروریست مناطق حفاظت شده مانند یک شبکۀ منسجم مدیریت شوند و نه به عنوان زیستگاه های منفرد تا بتوان تنوع زیستی پایدار را در آن ها به ویژه در رویاروئی با تغییرات آب و هوائی بهتر مدیریت کرد.

*-نتایج به دست آمده نشان می دهد که کریدورهای موجود ، حرکت گونه ها را در چشم اندازهای جدا افتاده افزایش داده و تلاش هائی که در پایش و ایجاد کریدورها شده است ارزشمند بوده است.

*-ایجاد زون های بزرگ حایل در اطراف مناطق حفاظت شده ، هر جا که این امکان وجود داشته باشد، امری ضروریست و موجب ابقای پیوند محکم و ارتقای کاربری زمین با آثار کمتر در نزدیکی مناطق حفاظت شده از طریق سهیم کردن و بهره وری جوامع محلی می شود.

*-مناطق حفاظت شدۀ مرتبط می تواند روی بهبود ارتباط در طول مرزهای سیاسی نیز تمرکز داشته باشد. پیشرفت قابل توجهی در سال های اخیر با تاسیس و تقویت مناطق حفاظت شدۀ فرامرزی (TBPA) شده است. این مناطق در طول مرزهای سیاسی در درون و بین کشورها کشیده می شود و بنابراین پیوند گونه ها و اکوسیستم ها که این مرزها برایشان معنائی ندارد را ارتقا می دهد. شمار مجموعه های مرتبط فرامرزی در طول مرزهای بین المللی از 59 تا در سال 1988 ، به 277 تا در 2007 افزایش پیدا کرده است. این 277 مجموعه از 3043 منطقۀ حفاظت شدۀ مجزا که بیش از 6/4 میلیون کیلومتر مربع را دربر می گیرد، بوجود آمده است که 63 درصد آن در آمریکاست.

بنابر این  اهمیت ارتباط میان یک منطقۀ حفاظت شده با چشم اندازی که به آن تعلق دارد ، اکنون دیگر بر طراحان و برنامه ریزان پوشیده نیست . از آنجا که محیط طبیعی ، از تقسیمات کشوری و سیاسی پیروی نمی کند و مجموعه ای به هم پیوسته و در کنش و واکنش طبیعی خود است ، حفاظت از آن هم بستگی به پیروی از وابستگی های طبیعی محیط های مختلف طبیعی و قوانین نهفته در خود طبیعت دارد . مدیریت پهنه های حفاظت شده نیز چنانچه تابع تقسیم بندی های اکولوژیکی نباشد، راه به جائی نمی برد. .محیط طبیعی  سرزمین ایران نیزبا تنوع چشمگیر اکولوژیکی ، از این قاعده مستثنی نیست. مناطق حفاظت شدۀ ایران از تقسیمات کشوری و مرزهای استانی تبعیت نمی کنند. تقسیم بندی آن ها فراتر از اینگونه مرزهاست . بنابراین، طرح های حفاظتی و تقسیم بندی بر اساس مناطق اکولوژیکی و نیز مدیریت براساس این تقسیم بندی را می طلبد

چالش ها

در مورد چالش هائی که مناطق حفاظت شده با آن روبرو هستند در "گزارش سیارۀ حفاظت شده2012" آمده است که: شبکۀ جهانی مناطق حفاظت شده، با وجود شواهد پیشرفت، هنوز به اهداف تعیین شده دست نیافته است . شبکۀ جهانی هنوز نماد اکولوژیکی نیست زیرا صدها منطقه از 1055 منطقۀ اکولوژیکی خشکی ها و دریاها یا حفاظت نمی شوند و یا از حفاظت اندکی برخوردار هستند . به علاوه بسیاری از سایت های مهم تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی و بسیاری از گونه های در تهدید نابودی به کلی از حفاظت محروم هستند. بیشتر مناطق حفاظت شده، مورد حمایت کافی قرار ندارند یا از اداره و مدیریت مؤثر و مناسب برخوردار نیستند:

کمتر از یک سوم همۀ مناطق حفاظت شده طرح مدیریتی دارند، و تنها یک چهارم مناطق حفاظت شده که ارزیابی شده اند از مدیریت سالم برخوردار هستند.

فقدان اطلاعات کافی و اطلاعات محدود قابل دسترس ، چالشی کلیدی برای دنبال کردن پیشرفت جهانی است . به عنوان مثال، دربارۀ وضعیت حفاظت جهانی از سایت های مهم خدمات اکوسیستمی، و اکوسیستم های شکننده مانند آب ها و جزایر داخلی اطلاعات کمی در دسترس است. همچنین پی گیری سرعت گسترش شبکۀ مناطق حفاظت شده دریائی چالش دیگری است. کیفیت اطلاعات در داده های پایه ای جهانی از مناطق حفاظت شده (WDPA) هنوز در سراسر دنیا متفاوت است . به عنوان مثال، بسیاری از 207000 منطقۀ حفاظت شده ثبت شده در WDPA فاقد اطلاعات دربارۀ محدوده های مناطق (15%)، تاریخ تعیین منطقه (23%) ، نوع مدیریت (23%) ، یا چگونگی ادارۀ آن ها (57%) هستند. ارزیابی مدیریت مؤثر تنها از 6700 منطقۀ حفاظت شده منتشر شده است

 

 

خطراتی که مناطق حفاظت شده را تهدید می کنند  

 (منبع:   انتشارات دانشگاه کالیفرنیا- The World’s Protected Areas )

تهدیدهای فیزیکی -آتش سوزی (عمدی)، طوفان های شدید، حوادث زمین شناختی.

 

تهدیدهای بیولوژیکی- گیاهان معرفی شده، جانوران و ارگانیزم های معرفی شده.

 

تهدیدهای مستقیم انسانی-تکه تکه کردن زیستگاه، معدن کاوی، تجاوز ، شکار و تعرض به جانوران، ماهیگیری، جمع آوری، چرا و دروی گیاهان، لگدمال کردن، توسعۀ دسترسی(راه سازی) – تونل سازی، سازه های ارتباطی، شهرسازی، آلوده سازی، خسارات مدیریتی، طبیعت ستیزی و بدرفتاری با طبیعت، واکنش تخریبی به موارد اضطراری، آتش سوزی های عمدی، کشت مواد مخدر، عبور و مرور وسائط نقلیه، تروریسم و تخریب حاصل از درگیریهای وحشیانه.

 

تهدیدهای غیرمستقیم انسانی- دست اندازای و بهره بردارای از زمین(زمین خواری)، تأثیر آب و هوا، کیفیت حوزۀ رودخانه، هوا و آب و طرح های نابخردانۀ بهره برداری از زمین.

 

تهدیدهای قانونی-فقدان حمایت قانونی یا قوانین نامتناسب، فقدان شفافیت در مالکیت، وضع قوانین ناکافی  روی زمین.فقدان مدیریت روی زمین، عدم اجرای قانون، مشکلات در مدیریت پایش تهدیدها به دلیل فعالیت های غیرقانونی.

 

 تهدیدهای اجتماعی روی زمین-تضاد میان اعتقادات و رفتارهای فرهنگی با اهداف مناطق حفاظت شده، فساد و رشوه خواری، فشار وارد بر مدیران برای بهره برداری(سوءاستفاده) از منابع طبیعی مناطق حفاظت شده، وجود مشکل در استخدام و حفظ کارمندان.

 

تهدیدهای اجتماعی- سیاسی- اقتصادی-فقدان حمایت سیاسی، بودجۀ ناکافی، کارمندان ناکافی، منابع ناکافی، فقدان سیاستگذاری یا سیاستگذاری های غیر شفاف و گروه های مخالف حفاظت

 

تهدیدهای طراحی-وسعت جغرافیائی ناکافی، طراحی نامتناسب شکل، موقعیت جغرافیائی، عدم پیوند یا کنش و واکنش یک منطقۀ حفاظت شدۀ جداافتاده / یا یک سیستم مناطق حفاظت شده برای دستیابی به حفاظت تأثیرگذار در تنوع زیستی یا دیگر میراث های طبیعی

 

تهدیدهای مدیریتی-فقدان برنامۀ استراتژیک، منابع انسانی و سیستم های بودجه دهی، طرح های مدیریتی، اجرای مؤثر و سیستم های ارزیابی مؤثر

 

تهدیدهای گردشگری و تفریحات بر روی مناطق حفاظت شده-ساختمان سازی، مهمانسراها، تأسیسات زیربنائی، حصار، جاده های دسترسی، پیاده روها و دیگرخدمات که با نابود کردن زندگی گیاهی، تعرض به حیات جانوری، حذف زیستگاه ها، و تغییر الگوهای سیستم آبی،  تأثیر مستقیم  بر محیط می گذارد، به ویژه زیستگاه حیات وحش (مسیر سفر، مناطق تغذیه، مناطق تولید مثل و غیره..) به دلیل کاربری و توسعۀ گردشگری دگرگون می شود .

فعالیت های گردشگری و تفریحی از جمله قایق رانی، استفاده از وسایط نقلیه در خارج از جاده ها، دوچرخه سواری در کوهستان، اسب سواری، غارنوردی، کوه پیمائی، پیاده روی و برپائی چادر، و سر و صدای بلند بر ارزش های طبیعی تأثیر می گذارد.

رهاسازی تخم گیاهان غیربومی ( گل های باغ و علف های غیربومی) و حیوانات خانگی( سگ ، گربه، ماهی ، و...) به وسیلۀ مستقرشدگان در داخل مناطق حفاظت شده .

آسیب رسانی به عناصر طبیعی و گونه های گیاهی و جانوری مثل :

خاک- لگدکوب کردن و فشرده سازی خاک در برخی مناطق. آلوده سازی خاک با کودها، حشره کش ها و آلوده سازی به دلیل عبور و مرور وسایل نقلیه . جابجائی خاک و فرسایش خاک که حتی می تواند پس از رفع تعرض نیز ادامه یابد.

تخریب شکل غارها و سایت های معدنی از طریق جمع آوری غیرقانونی فسیل ها. تپه های شنی و  ماسه ای ، شکننده و مستعد تخریب هستند.

زندگی گیاهی-بهره وری متمرکز در اطراف تسهیلات، تأثیر منفی روی زندگی گیاهی دارد.

نقل و انتقال تأثیر منفی مستقیم روی محیط می گذارد( جابجائی گیاهان، معرفی تخم گیاهان، تعرض به جانوران).

آتش روشن کردن های مکرر، به دلیل گردشگری و مدیریت گردشگری پارک، سبب ایجاد تغییر در محیط می شود.

آب-بازدید سبب افزایش تقاضا برای آب آشامیدنی می شود.

تولید فاضلاب بر محیط تآثیر می گذارد، حتی اگر در داخل محدودۀ مجاز باشد.

گردشگری همچنین به ورود زباله های دیرپا به آبراهه ها و رود خانه ها و فرسایش سواحل مسیل ها و افزایش گل آلودگی آب می شود.

حیات وحش-مشکلات اصلی عبارتند از تغذیه  با دست، ایجاد روشنائی شدید، تعرض به آشیانۀ پرندگان، قطع علوفه و از بین بردن ذخایر انرژی و تعرض به سکونتگاه های محلی.

ماهیگیری، پویائی جمعیت گونه های بومی را تغییر می دهد.

ماهیگیران ممکن است گونه های غیربومی را معرفی کنند و جمعیت جانوران مورد نظر را افزایش دهند.

حشرات و بی مهرگان کوچک از طریق نقل و انتقال و معرفی گونه ها تحت تأثیر قرار می گیرند.

تعرض گردشگران روی همۀ گونه ها از جمله آنهائی که برای بازدیدکنندگان جذاب نیستند نیز تاثیر می گذارد. تعرض انواع مختلف دارد از جمله ایجاد سر و صدا و اذیت و آزار .

خوگرفتن حیات وحش به انسان ها نیز رفتار این جانوران را تغییر می دهد، از جمله نزدیک شدن آن ها به مردم برای غذا.

رفت و آمد وسایل نقلیه ، میزان کشته های حیات وحش در جاده ها را افزایش می دهد.

آثار سوء فرهنگی-دزدی، وحشیگری، و کاربری مفرط  روی سایت های فرهنگی تأثیر می گذارد، و عدم حساسیت یا عدم رفتارهای مناسب نیز سبب تحلیل رفتن پایه های سنت ها و قواعد فرهنگی می شود.

با توجه به انواع تهدید های یاد شده لزوم بازنگری مناطق حفاظت شده امری اجتناب ناپذیر در ایران به نظر می رسد. خطرات بیشماری که از طریق طرح های گردشگری همواره به مناطق حفاظت شده تحمیل می شود ، آن هم گردشگری بی در و پیکر و فارغ از هرگونه قوانین بازدارنده و هشدار دهنده ، سمی مهلک برای مناطق حفاظت شده است.

 

 

 چه میزان مناطق حفاظت شدۀ دیگر مورد نیاز است

گزارش یاد شده در این باره می گوید آنگونه که برآورد شده، برای دستیابی به جنبۀ کمّی هدف 11 از اهداف آیچی باید 6 میلیون کیلومتر مربع دیگر از عرصه های خشکی و آب های داخلی، و 8 میلیون کیلومتر مربع از آب ها و مناطق ساحلی شناسائی شوند. چنانچه عامل نماد اکولوژیکی نیز به حساب آید، این میزان افزایش اساسی پیدا می کند. برای مثال ارزیابی توسط انجمن همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) برآورد کرده است ، برای دستیابی به هدف 17% حفاظت شدۀ عرصۀ خشکی ، باید 10 میلیون کیلومتر دیگر در 65 واحد بزرگ زیست جغرافیائی جهان شناسائی شود . بنابراین وضعیت کنونی بسیار با اهداف تعیین شدۀ حفاظتی جهانی فاصله دارد.

 

 

اقدامات ضروری برای شتاب پیشرفت به سوی اهداف

اقدامات مهمی که در این گزارش بر آن ها تاکید شده را می توان به ترتیب اولویت ،به شکل پیشنهادهای کلیدی زیر خلاصه کرد:

1-  شتاب در گسترش هدفمند شبکۀ جهانی مناطق حفاظت شده در عرصۀ خشکی، آب های داخلی و عرصه های آبی از طریق افزایش پوشش مناطق اکولوژیکی و سایت های مهم تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی

2-    بهبود شناخت منافع مناطق حفاظت شده در نگهداری تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی ، و پایش این منافع از طریق طرح های ارتقاء سطح طرح ها، اداره، مدیریت، حفاظت و تشریک مساعی با ذینفعان مربوطه، کنوانسیون ها و پیمان نامه ها

3-    گسترش ارزیابی های مدیریت مؤثر که مناطق حفاظت شده بیشتری را در برگیرد ، اطلاعات دربارۀ بازده تنوع زیستی ، هزینه های اجتماعی و منافع مناطق حفاظت شده و بهبود مدیریت براساس این ارزیابی ها و در دسترس قراردادن اطلاعات برای بررسی

4-    تقویت شراکت و ظرفیت جوامع محلی و دیگر ذینفعان در انتخاب و مدیریت مناطق حفاظت شده

5-    ارزیابی نیازهای بودجه ای برای دستیابی به هدف شمارۀ 11 آیچی و امنیت بودجه بندی پایدار

6-    بهبود پیوند مناطق حفاظت شده و یکی سازی آن ها با چشم اندازهای خشکی و دریائی که آن ها را احاطه کرده است

 

پایان

صفحه اصلی