اعتراض مردم ارومیه و تبریز

به تهدید سلامتی و معیشت خود در نتیجه خشک شدن دریاچه ارومیه

به دلیل مدیریت معیوب آب  کشور  وعدم وجود نهاد های قضایی مستقل زیست محیطی

 

 

 

 

 

کانون دیده بانان زمین 14 شهریور ماه 1390

 

 

در روزهای 5  و 12 شهریور ، مردم  نگران ازبه خطر افتادن  سلامتی و معیشت خود و نگران از تغییر اکوسیستم منطقه ،  به خیابان ها آمدند  تا این نگرانی را به گوش مسئولین و همه مردم کشور و جهان برسانند  ولی متاسفانه پاسخ مسئولین به این اعتراض ها خشونت بود .

 این اعتراض ها پیش از آنکه سر از خیابان در آورد بار ها و بار ها از سوی تشکل های زیست محیطی ، کارشناسان مسئول ، خبر نگاران مسئول صورت گرفته بود.

سالیان سال نارضایتی از سد سازی های فله ای بر روی شاهرگ های حیاتی دریاچه ارومیه و اعتراض به ساخت  آزاد راه شهید کلانتری به انحای مختلف بیان شده بود . ولی پاسخ مسئولین به این حجم از اعتراض ها یا سکوت بود یا پاسخ های کلیشه ای و بخش نامه ای

کانون دیده بانان زمین می پرسد اگر مردم را به بهانه های مختلف و برچسب های گوناگون و گاه مضحک،  برای چندی ساکت کردید با نابودی کامل و قریب الوقوع دریاچه ارومیه چه می کنید ؟

  • آیا سونامی نمک را هم با زور می توان کنترل کرد ؟

  • با شیوع بیماری های مهلک در اثر سونامی نمک چه می کنید ؟

  • برای آبخیز های داغان شده  و تهی  شده از خاک بر اثر سد سازی های فله ای چه می کنید؟

  • برای چشمه ها و چاه های خشک شده آذربایجان چه فرمانی را صادر می کنید ؟

  • با فرونشست دشت های آذربایجان چه می کنید ؟

  • با میلیونها  آواره زیست محیطی چه می کنید ؟

  •  با نابودی مهم ترین قطب کشاورزی و باغداری کشور چه می کنید ؟

  •  با اختلال جبران ناپذیر بوجود آمده در چرخه زیست بوم کشور چه می کنید ؟

پدیده های زیست محیطی  بر آیند طبیعت منطقه و  بهره برداری بخردانه یا بهره کشی نابخردانه  از منابع  طبیعی آن است .

خشک سالی همیشه بوده و خواهد بود، اما کاربری صحیح از آب و خاک یک منطقه  که حاصل  انباشت تجربه و خرد جمعی است  موجب عبور سالم از شرایط سخت بوده است.. تاریخ و خاطرات هر آذربایجانی گفته ها و ناگفته های بسیار از کاربرد این خرد در سرما های شدید  و خشک سالی ها داشته است .

دریاچه ارومیه پدیده طبیعی است که میلیونها سال قدمت دارد بار ها  دوران خشکسالی را سپری کرده ، کم آب شده و باز در یک دوره دیگر  پویا بوده است . ولی بلایی که اینک سد سازی های فله ای و راه میانگذر دریاچه ، این  شاهکار بی خردی محض بر سر این دریاچه آورده ،   هرگز در تاریخ این دریاچه تجربه نشده بود .

تکراراین داستان را در تالاب بین المللی هامون شاهد بوده ایم ، هامون در طول حیات خود بارها و بارها خشک و نیمه خشک شده بود ولی باز زنده شد. این  روند طبیعی  تالاب ها در اقلیم های خشک است .   اما وقتی پروژه  " چاه نیمه ها "  در سیستان کلید خورد ویکی بعد از دیگری شاهکار مهندسی شده  مدیریت آب   به نمایش گذاشته شد،  هامون برای همیشه مرد !!  در آن هنگام  کدام نیروی نظامی توانست  طوفان های شن را کنترل کند؟  کدام نیرو توانست از مدفون شدن روستاها در زیر شن ها جلوگیری کند ؟  سر انجام مصیبت آن شد که هزاران نفر از ساکنان این تالاب آواره شدند !

سرنوشت این آوارگان محیط زیستی  برای کدام مسئول مهم بود؟ متاسفانه   زمانی که این آوارگان به حاشیه شهرها  کوچ می کنند و  دچار فقر و فساد اجتماعی می شوند آنگاه پروژه ها و سمینارهای  مختلف فقرزدایی با هزینه های هنگفت برای رفع معضل بزهکاری زاغه نشینان اجرا می شود   ولی  دریغ از ذره ای  نتیجه بخشی برای  این قشر. 

هامون در ابعادی بسیار کوچکتر از دریاچه ارومیه بود این بار آوارگان زیست محیطی و بلایی که بر سر آذربایجان خواهد آمد همه کشور را متاثر خواهد کرد.

دریاچه ارومیه  بخش جدانشدنی از اجزای   زیست بوم ایرا ن و جهان  است . تغییر آن با ابعاد متفاوت بر روی همه اثر خواهد گذاشت ولی مردم تبریز و ارومیه و مردم چند استان شمالی در تیر رس مستقیم و نخستین  قربانیان این تخریب هولناک قرار داشته و بیش از این نیز قرار خواهند داشت .

میکرو کلیما های کوچک  ماکرو کلیماهای جهانی را تشکیل می دهند اگر حفظ یا نابود شوند بر آیند منطقه ای و جهانی خواهند داشت . 

کانون دیده بانان زمین همواره به عنوان یک تشکل زیست محیطی اعتراض خود را به این گونه تخریب های منابع حیاتی ملی اعلام داشته است و از این رو اعتراض به روند خشک شدن دریاچه ارومیه این بزرگترین پارک ملی ایران،  این بزرگترین  تالاب بین المللی ایران و این بزرگترین  ذخیره گاه زیستکره ایران را نیز پیش از این اعلام و اکنون بر آن پافشاری می کند و اعتراض مردم ارومیه و تبریز این نزدیک ترین ساکنین به  دریاچه ارومیه را بر حق می داند .

کانون دیده بانان زمین به مناسبت سی و هشتمین سال روز جهانی محیط زیست – 16 خرداد 1390  گزارشی تحت عنوان :   " مبانی فکری و زمینه های عملی حجم وسیع تخریب و آلودگی  محیط زیست در سه دهه  "   ارائه داده  که در همین سایت می توانید آن  را مطالعه نمایید  در اینجا به برخی از  نکاتی که در این گزارش  در مورد بازتاب تاسف بار  خشک شدن دریاچه ارومیه آمده  اشاره شود :

 کانون دیده بانان زمین در مقدمه این گزارش آورده است : " ...... برآیند عملکردهای محلی و منطقه ای در حفاظت یا تخریب، نقش مؤثر و انکار ناپذیر  در محیط زیست جهانی داشته  و خارج از اراده دولت ها  ، آثار جهانی غیرقابل انکاری  را از خود بر جا ی می گذارند !   "  و از همین رو بود که پیمان های بین المللی که کشور ما نیز  به آنها پیوسته ،  از تاریخ پیوستن ،حکم قانون بخود گرفته و اجرای آن الزامی شده است  که چند پیمان زیر و به گونه ای  مرتبط با نابودی دریاچه ارومیه از آن جمله است    :

قانون كنوانسيون مربوط به تالاب هاي بين المللي و تالاب هاي زيستگاه پرندگان آبزي-28/12/1352      

قانون الحاق ايران به كنوانسيون حمايت ميراث فرهنگي و طبيعي جهان- 8/10/1353

 قانون الحاق ايران به كنوانسيون تجارت بين المللي گونه هاي حيوانات و گياهان وحشي كه در معرض نابودي قرار دارند 16/4/1355

قانون الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون وين در مورد حفاظت از لايه اوزون- 7/9/1368

قانون الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون تغييرات آب و هوا -13/3/1375   

قانون الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون تنوع زيستي- 6/4/1375      

عضویت ایران در پروتکل کیوتو و  لازم الاجرا شد ن  آن  برای کشور ما از  آبان 1384

 

در بخش دیگری از این گزارش آمده است :

بيش از  سه دهه است که  اشکال مختلف تجاوز بر  پارک هاي ملي،  مناطق حفاظت شده ، جنگل های باستانی کشور و... اتفاق افتاده و بخش اعظم آنها را  منهدم ساخته است . آبخیز ها ی حیاتی کشور یا به  تسخیر ساخت و سازها در آمده و سند خصوصی  گرفته اند و  یا قربانی  سد سازی های فله ای شده اند ، یا شبکه لجام گسیخته و غیر فنی از راه ها  ، آن ها را تکه تکه کرده و در معرض انواع فرسایش ها قرار داده است . بخش وسیعی از تالاب ها حتّی آنها که دارای  ارزش های بین المللی  هستند ، کم آب ،  آلوده ، تخریب و خشك شده اند .   با خشك شدن اين منابع آبي باید همچون  خشک شدن  تالاب های هامون و   هورالعظیم  ، منتظر شکل گرفتن و وزش  توفان هاي جديدي در مقیاس های محلی و منطقه ای باشیم  . توفان هایی آميخته با ذرات نمك  و انواع ذرات آلوده دیگر  که به معنی  مخاطرات تازه برای سلامتی و معیشت مردم است.  مانند خشک شدن دریاچه ارومیه که روزی  بزرگترین دریاچه بسته داخلی و بزرگترین ذخیره گاه زیستکره کشور  بود، ولی امروز در حال تبدیل شدن به بزرگترین  شوره زار   در شمال  کشور است  و دور نخواهد بود  که   با پخش نمک ،  زندگی بر مردم  این منطقه تیره و تار شود !

 کانون دیده بانان زمین  در این گزارش بر پایه  مستندات بسیار  تلاش کرده است  به این سئوال پاسخ داده شودکه چرا و چگونه  این تخریب ها و آلوده سازی ها  آنهم  در فضایی کاملا امن  به دور از هر نوع  فشار قانونی و قضایی اتفاق افتاده است ؟  یعنی چه نوع سیاست ، چه نوع دیدگاه بر  منابع ملی حاکم بوده و همچنین  چه  بستر  و زمینه های قانونی ، قضایی و اجرایی  مهیا بوده است  تا این دید گاه ها  امکان ظهور یابند و  به علاوه چگونه عملکرد های زنجیره وار دیگری موجب شده که  در قالب  یک سیستم ، از هم تاثیر گرفته و روی هم اثر  گذاشته  و بر  این دو مینوی تخریب  سرعت ببخشد !

 کانون دیده بانان زمین بر این  باور است که  علت این امر را باید در  مبانی فکری برنامه سازان در برخورد با طبیعت ونیز بسترها و زمینه های عملی تخریب و آلوده سازی جستجو کرد  و بر این باور است که  وقایع  زیست محیطی در هر کشوری ( خوب و یا بد ) بر آیند نوع نگرش و عملکرد  دولتمردان به محیط و مردم  است ! و معتقد است که می توان با آگاهی و شناخت دقیق از این امر  ، حکومت ها را به  تغییر عملکرد های ضد  محیط زیستی و  بر هم زننده تعادل زیست محیطی  یعنی بستر حیات یک جامعه ( این نسل و نسل های آینده ) ، وادار کرد ! 

در این گزارش یکی از دید گاه هایی  که کانون دیده بانان زمین به آن توجه کرده است  : "دیدگاه وارث محور از سهم منابع طبیعی ملی و میراث طبیعی نسل ها" است . کانون دیده بانان زمین در این بخش آورده است که :

 در این دید گاه  منابع طبیعی ملی، ارثی  در نظر گرفته شده و می شود  که به دولت ( در مفهوم کل ) رسیده  و دولت اجازه دارد از این منابع به  هر اندازه و در هر کجا و برای هر هدفی ،  بدون در نظر گرفتن سهم نسل های دیگر و بدون در نظر گرفتن پیامد های کوتاه مدت و دراز مدت،  استفاده کند. یعنی دولت  وارث بلا منازع منابع طبیعی ملی به شمار می رود و به هیچ کس هم پاسخگو نیست و چون شرایط همواره شرایطی بحرانی به شمار می آید، لذا هرگونه اعتراضی نسبت به این تجاوزها ، تخریب ها ، حتی آنجا  که با منافع   شخصی مردم در تعارض قرار می گیرد،  مردود شمرده شده و بجای محکوم کردن گروه متجاوز و یا مسببین، همواره گروه اعتراض کننده مورد باز خواست قرار می گیرند. نظیر اعتراض چندین  سال پیش مردم آبادان به شور شدن آب در اثر تخلیه پساب  کارخانه نیشکر به کارون، و یا آنجا که شورای شهر کلاردشت  به واگذاری های منابع ملی در کلاردشت واکنش نشان می دهد و از فرماندار تقاضا می کند به نحوه واگذاری ها نظارت کند ، خشم اداره کل منابع طبیعی بر انگیخته می شود  به گونه ای که مدیر کل منابع طبیعی غرب مازندران و نوشهر بطور رسمی از شورای شهر کلاردشت به عنوان نشر اکاذیب شکایت می کند و آنها را به داد گاه می کشد. ( روزنامه ایران 7 مهر 1380 )  و یا اعتراض مردم به انباشت زباله در شهر بابل و یا اعتراض مردم  به خشک شدن دریاچه ارومیه  در سال جاری ( 1390)  یا اعتراض مردم محلی در صلاح الدین کلا در مازندران   به  بنیاد مستضعفین که شاکیان مورد تهمت و افترا قرار گرفته و مجرمان در امان بودند.

 دید گاه دیگری که در این ارزیابی مورد تحلیل قرار گرفته    اعمال سیاست های مخرب بخشی نگری و تشدید پیامد های فاجعه بار آن با باز گذاشتن دست نهاد های مختلف قدرت در اجرای پروژه های مخرب  است . در این دید گاه کانون دیده بانان زمین اینگونه ارزیابی می کند   که   بخشی نگری همراه با نهاد سالاری  ، گاه تا آنجا پیش می رود که در تعیین و اعتبار بخشی به پروژه ها تاثیر می گذارد . به عنوان مثال در دولت های پنجم و ششم سد سازی در راس برنامه ها قرار می گیرد  و گفته می شود: “ اکنون به طور متوسط هر 45 روز یک سد مخزنی بزرگ در کشور ساخته می شود  ” ( بیژن نامدار زنگنه وزیر وقت نیرو – روزنامه ایران 8 مرداد 1382 ) و یا در دولت نهم ساخت  کارخانه های پتروشیمی مبتنی بر همان بخشی نگری با سرعت پیگیری می شود و گفته می شود  :   “ هر دو ماه 7  واحد  پتروشیمی  به بهره برداری می رسد . ”  (  پرویز داودی معاون اول رئیس  جمهور- روزنامه کیهان 13 آذر 1385 )

این دید گاه برای خاموش کردن  صدا های  معترض به طرح های معارض با میراث های طبیعی و ملی  تلاش می کند  با گذاشتن  واژه ملی  بر روی این نوع پروژه ها  و سپس تابو کردن پروژه ها  یک حصار امن بر این  اقدامات بکشد . بسته بندی طرح های توسعه فله ای در زرورق به اصطلاح  "طرح های ملی"  این مجوز را به مسئولین داده است که تالاب ها را بخشکانند ، جنگل ها را نابود کنند و مناطق حفاظت شده را ویران!   نتیجه  این  مبنای فکری ، حاکمیت یک هرج و مرج بهره برداری از منابع طبیعی بدون هر گونه پاسخگویی بوده است.

اما یکی از علل مهم و بنیادی مصیبت دریاچه ارومیه که شامل بخش وسیعی از آبخیز های  ایران می شود  توسعه سد سازی های  فله ای با نگرش  اولویت بخشی به مدیریت سازه ای منابع آب با داغان کردن حیاتی ترین آبخیز ها همراه با استحصال بی رویه منابع آب زیر زمینی با نابود سازی مهم ترین آبخوان ها است.  

 

 از آغاز دهه 70  این دید گاه شتاب می گیرد و  سد سازی های فله ای در این دوران شکل می گیرد . سد ساز ی هایی که نه بالا دست را می بیند نه پایین دست را ، نه مردم منطقه را ، نه اقلیم را و نه پیامد های دراز مدت این سازه ها را .  در  فله ای بودن این سد ها همین بس که زرگر معاون وقت وزیر نیرو در امور آب و رئیس سازمان مدیریت منابع آب ایران در 24 شهریور 1379 در روزنامه ایران  به صراحت می گوید :   تا کنون برنامه مدونی برای حفاظت و بهره برداری از سد ها و تاسیسات آن در کشور وجود نداشت. ”  و در تایید این دید گاه  رييس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري اعلام می کند :  هر سال حجم پنج سد در كشور بر اثر رسوب دهي از بين مي‌رود و خسارت زيادي به سدها وارد مي‌شود. (5 دیماه 1386 ایرنا )  

در توجیه این  سد سازی های فله ای  عموما  اهداف برق آبی ، کنترل سیلاب و همچنین تامین آب کشاورزی  تبلیغ می شود. ولی در این توجیهات گاه سخنان تاسف باری شنیده می شود که گویا برنامه ریزان کمترین اطلاع درمورد آبخیزهای حیاتی کشور ندارند.  عباس علی آبادی مدیر عامل شرکت توسعه منابع آب در سد سازی ها  می گوید  :  "ما باید هر چه زود تر ساخت سد ها بر روی رودخانه های بزرگ کشور را انجام دهیم و از نیروی برق و آب آن استفاده کنیم.  اما آنچه مهمتر است اینکه کوهستان های کشور ما اگر چه به نسبت آب کمی دارند  ولی پتانسیل خوبی برای تولید برق به حساب می آیند .... تولید انرژی برق آبی در کشور ما همانند چاه نفت دائمی است . مشکل نیروگاه های برق آبی نیستند بلکه چرخه سد سازی باید کامل  شود. "    ( 8 مرداد 1387- ایرنا)

 

بحران دریاچه ارومیه نتیجه یکی از همین سد سازی های فله ای  در آبخیز های حوزه این دریاچه است یعنی  اخلال در   آبرسانی حدود 60 رودخانه و مسیل   منتهی به دریاچه  و نیز  اجرای طرح ‪ میان گذر دریاچه ارومیه که  از دیگر نتایج  مبانی فکری بخشی نگری  ،  یعنی توسعه راه سازی های فله ای  با  برهم زدن تعادل طبیعی   با ارزش ترین اکوسیستم حیاتی  دریاچه ارومیه   بود وعجیب آنکه عده ای اصرار دارند بازهم بگویند این پروژه مخرب هیچ اثری در خشک شدن دریاچه  نداشته است  . آنها نمی گویند دو پاره کردن دریاچه و ایجاد ظرف های کوچک از یک ظرف بزرگ چگونه در این خشک شدن اثر داشته است . آنها نمی گویند کوه هایی را که برای پر کردن دریاچه ارومیه و نیز ساخت سد ها  در آذربایجان داغان کردند  ، چه اخلالی در تعادل آبخیز ها ایجاد کرد و چگونه سبب شد تا دیگر برفی بر آبخیز های صخره ای خالی شده از خاک ننشیند و دیگر چشمه ای از درون آن نجوشد ! این راه اگر از اهداف سوداگری آن بگذریم،  مشابه راه سازی های دیگر تنها با توجیه  کوتاه کردن چند ساعته راه و صرفه جویی در چند لیتر بنزین،  مضحک ترین توجیهات   تهی از خرد  را برای داغان کردن  اکوسیستم  منطقه و منابع  طبیعی ملی این نسل و نسل های آینده   رابه همراه داشت.   

علاوه بر آن در این ارزیابی  کانون دیده بانان زمین یکی  از  زمینه های عملی  بروز و ظهور این مبانی فکری را نبود نهاد های مستقل قوی زیست محیطی قضایی می داند که   زمینه ساز اعمال سیاست های انکارگزینی و فرافکنی مسئولین بجای پاسخگویی به مردم یعنی صاحبان بر حق این مرز و بوم شده است   .   انکارگزینی و فرافکنی درمورد آلودگی ها و تخریب ها، شیوه ای بوده است که در این سه دهه وجود داشته و همواره روندی صعودی را داشته است. کانون دیده بانان زمین بر این ارزیابی است که انکار گزینی به تعبیری دیگر  به معنی  -عدم مسئولیت پذیری مسئولین – ریشخند مردم و پاسخگونبودن به نیاز و حقوق  مردم ، توهین به شعور مردم -  بی اهمیت و ناچیز انگاشتن میراث های طبیعی ملی -  بی نقص  جلوه دادن بر نامه های  دولت ها -  عدم شفاف سازی در  شیوه مدیریت و... خیانت آشکار به  سلامت  مردم و بستر های زیست محیطی  سالم برای رشد این نسل و نسل های آینده  است  و حیرت آور آنکه وقتی مسئولین در  فشار خبری قرار می گیرند  با  زرنگی غیر مسئولانه  بجای  قبول مسئولیت و یا بکارگیری یک روش رسیدگی سریع ، یا مشکل را انکار می کنند یا اطلاعات  غیر واقعی می دهند و یا مشکل را به گردن عوامل  طبیعی می اندازند. مثلا وزارت نیرو  در 28 مرداد 1380 به روزنامه ایران می گوید : “ محدودیت های طبیعی مانند خشکسالی و سیلاب های مخرب ، خارج از کنترل مدیران است و به عنوان ملاکی برای ارزیابی آب کشور نباید تلقی شود. ”  

کانون دیده بانان زمین  در بخش دوم این ارزیابی  پیامد های شوم به بار آمده در نتیجه  مبانی فکری و عملکرد ها ی مخرب در محیط زیست را تدوین کرده است و گوشه ای از کارنامه ناموفق حفاظت  از منابع حیاتی طبیعی و میراث ملی  این سر زمین را ارائه داده است که یکی از آنها در مورد   مناطق حفاظت شده  یعنی بانک های  ژنتیکی و میراث طبیعی ملی و دیگری تالاب ها ی بین المللی  است که  آنها را قربانی  توسعه فله ای و پایمالی قوانین حفاظتی از این پدیده ها حیاتی می داند . و به یاد می آورد که  کشور ما ايران اگر چه از نظر  پوشش جنگلي بسيار فقير است ولي از نظر تنوع زيستي جزو ده کشور برتر کره زمین به شمار می آید که به این ویژه گی هیچگاه با دید خردمندانه  نگریسته نشده است  . این در حالی است که سطح مناطق چهار گانه حفاظتياعلام شده آن ( پارک هاي ملي ، مناطق حفاظتي ، آثار طبيعي ملي، مناطق شكار ممنوع ) که می باید دست کم  10% مساحت کشور باشد، حدود  4/7 درصد و  زير استاندارد هاي جهاني است.   ضمن آنکه   بخشی از این مناطق  ، ارزش جهانی داشته و تحت   9 منطقه در زمرة ذخيره گاه هاي زيستکره ثبت جهاني شده است  که کشور ما متعهد به حفاظت از این مناطق بوده و لی متاسفانه بیشترین ضربات تخریبی به همین  9 منطقه وارد شده است.   پارک ملي درياچه اروميه با وسعت 570473  هکتار یکی  از این 9 ذخیره گاه  است که می بینم که چه بر سر آن نیاورده اند !

******

 

کانون دیده بانان زمین 14 شهریور ماه 1390

 

 

تصویر ماهواره ای دریاچه  ارومیه در سال های    1989  - 1998 -2001

 

تصویر ماهواره ای دریاچه  ارومیه در  تاریخ     2/6/2002

 

تصویر ماهواره ای دریاچه  ارومیه در   تاریخ  19/6/2004

 

تصویر ماهواره ای دریاچه  ارومیه در تاریخ     5/6/2008

تصویر ماهواره ای دریاچه  ارومیه در تاریخ    5/6/2010

تصویر ماهواره ای دریاچه  ارومیه در تاریخ 2/8/2011   

 

 

     صفحه اصلی