مبانی فکری و زمینه های عملی

حجم وسیع تخریب و آلودگی  محیط زیست

در سه دهه

 

به مناسبت سی و هشتمین سال روز جهانی محیط زیست – 16 خرداد 1390

World   Environment  Day-  5- JUNE-2011

 

 

گزارش تحقیقی - خبری    کانون دیده بانان زمین  : نسرین دخت خطیبی-  با همکاری فرشته موثق نژاد

 

 

 

 

فهرست  و لینک مطالب

سر آغاز

 بخش نخست مبانی فکری و زمینه ها ی عملی تخریب و آلوده سازی محیط زیست

  یک -دیدگاه وارث محور  از سهم منابع طبیعی ملی و میراث طبیعی نسل ها

دو- دیدگاه  اختصاص در آمد های کلان نفتی به پروژه های غیر منطبق با نیاز های واقعی بستر حیات یک ملت

 سه- اعمال سیاست های مخرب بخشی نگری و تشدید پیامد های فاجعه بار آن با باز گذاشتن دست نهاد های مختلف قدرت در اجرای پروژه های مخرب

  چهار- نبود نهاد های مستقل قوی زیست محیطی قضایی،  زمینه ساز اعمال سیاست های انکار گزینی و فرافکنی مسئولین بجای پاسخگویی

بخش دوم پیامد های شوم به بار آمده  در نتیجه  مبانی فکری و عملکرد ها ی مخرب  در محیط زیست  

یک منابع حیاتی آب ، قربانی تخریب گسترده اکوسیستم های کوهستانی و دشتی و اجرای پروژه های غیر منطبق با ظرفیت منابع آبی و آلوده سازی های بی مهابا

دو - جنگل های باستانی شمال در چنگال طرح های بهره برداری و آتش افروزان   

سه - جنگل های باستانی زاگرس در آتش  حذف 

 چهار - مناطق حفاظت شده  یعنی بانک های  ژنتیکی و میراث طبیعی ملی،  کالایی برای سوداگری 

پنج -  تالاب ها ی بین المللی  قربانی  توسعه فله ای و پایمالی قوانین حفاظتی از این پدیده ها ی حیاتی

شش گستردگی آسیب های ناشی از  سیل و زمین لغزش، نتیجه آبخیز فروشی  به جنگل خواران ، کوهخواران ، معدن خواران و اجرا ی پروژه های فله ای در پر تنش ترین کوهستان ها  وحساس ترین مناطق کشور

 هفت – گستردگی آسیب های ناشی از خشکسالی، بر آیند زیر پاگذاشتن قانونمندی های اقلیم های خشک و نیمه خشک و اجرای پروژه های غیر منطبق با شرایط محیط طبیعی

هشت - آلودگی های نفتی و پتروشیمی، سهم مردم  و محیط زیست از  این ثروت ملی نسلها  

نه عدم تصفیه فاضلاب در سه دهه  و رهاسازی آنها در رودخانه ، تالاب ، دریا ، مخازن سد ها  و... سندی از  مبانی فکری توسعه فله ای  و  نادیده انگاشتن   بستر های  حیاتی یک کشور  

ده -  زباله های رها شده ، سندی از  نوع نگرش  مسئولین  شهری و منابع طبیعی به حفاظت از عناصر  بستر های حیاتی یک کشور

 یازده- تداوم وجود هوای سمّی تهران در سه دهه، نتیجه عملکرد های معیوب در  مدیریت  پایتخت 

دوازده تخریب  با غ های کهن و جنگل های دست کاشت قدیمی ،   نتیجه مبانی فکری معیوب مدیریت کلان شهر ها  برای توسعه فله ای

 

*** 

 

سر آغاز 

یافته های دانشمندان جهان از رویداد های زمین ، این کره حیاتی و زنده ، گویای حقایقی هشدار دهنده است که اگر جدی گرفته نشوند ، دور نخواهد بود که زندگی در این کرۀ خاکی رو به نابودی برود. نشانه های  انکار ناپذیر  از  پیدایش و سپس  نابودی موجودات بی شمار  ساکن زمین در ادوار مختلف افسانه نیست !
مطالعات علوم زمین  تا لحظه کنونی گویای یک حقیقت آشکار است و آن تغییر مداوم در این کره شگفت انگیز  منظومه شمسی بوده است .  از تغییرات عظیم  اقلیمی تا پیدایش اکسیژن ، بوجود آمدن اولین زیستمندان وابسته به اکسیژن ،پدیده های عظیم کوه زائی و .... همه  و همه تاییدی بر این واقعیت است که بستر زمین به عنوان زیستگاه آدمی تا چه اندازه  شگفت انگیز و پر رمز و راز است  و چگونه همین زیستگاه ،گور گاه  آدمی  بوده و خواهد بود . این واقعیت های تاریخی گویای یک حقیقت قابل تامل است و آن این که خلق   بستر های زندگی در شان انسان  زمانی قابل تداوم بوده و هست که خردمندی در کشف و توجه به قانون مندی های طبیعت در کار بوده و این پیام را داشته است که  گسترانیدن زندگی در این بستر ناپایدار و حساس  تا چه اندازه نیازمند هوشمندی  است !   نگاهی به پدیده های فاجعه بار دستکم چند ساله اخیر که کشتار های تاسف بار انسانی  بر جای گذاشته است نظیر :   سونامی اندونزی و سریلانکا (  2004 )-  توفان کاترینا (2005-آمریکا) –زلزله پاکستان (2005) - توفان نرگیس (2008 برمه ) –توفان گونو – (ایران – چابهار 2007 )  توفان گوستاو( هاییتی- جامایئکا -کوبا- 2008)  - فعال شدن آتشفشان ایسلند ( 2010- 2011) -  سیل پاکستان (2010 )-  سونامی ژاپن  با انفجار نیروگاه های هسته ای و پخش رادیو اکتیو  (2011 ) و...  اگر چه همه این پدیده ها  از یک جنس نبودند ولی نشان دادند که تکنولوژی  بشر در مقابل کنش های اقلیمی و درونی زمین تا چه اندازه تاثیر پذیر و شکننده است بویژه تکنولوژی پر مخاطره و با ریسک بالای هسته ای برای تولید برق  !   همه  این پدیده ها به علاوه آلودگی های انسان ساخت رو به گسترش  و پیامد های پنهان و آشکار آنها  ، چشم انداز های بشری از سلطه بر طبیعت را با چالش اساسی مواجه کرده است .    
انقلاب صنعتی  اگر چه در ابتدا چشم انداز رویایی پیش روی بشر گذاشت،  اما ورود انبوه زباله های  سمی شیمیایی  ، فاضلاب های  صنعتی ، هجوم سموم شیمیائی کشاورزی و مواد دفع آفات  و  نیز وقوع  جنگ های جهانی با  خسارات بی شمار انسانی  و تخریب و آلوده سازی های بسیار گسترده و پس از آن حاکمیت جنگ سرد و سلاح اندوزی  که بهره گیری از این صنایع و فن آوری های نوین برای  تولید انبوه سلاح های کشتار جمعی و مخرب  اعم از سلاح های اتمی ، سلاح های شیمیایی بیولوژیکی، تانک – موشک  و غیره را به همراه داشت،این رویا را به کابوس بدل کرد و زمینه ساز تشکیل جنبش های زیست محیطی از پیشتازان مخالفت با آلوده سازی و تخریب کره زمین و حامیان راستین صلح شد. جنبش هایی که برای کنترل و مهار  قدرت های بر خاسته بر علیه تداوم حیات انسان و زیستگاه او و دیگر جانداران ، متولد شدند!
در مقدمه کتاب  " بوم شناسی علم عصیانگر "  نوشته " پل شپارد " چنین نوشته شده  :   "وضعیت بوم شناسی امروز از نظر ایدئولوژیک شبیه به وضعیت نهضت های مقاومت است  و    "راشل کارسون"   و  "الدولئوپولد"  را بایستی یاغی محسوب کرد چرا که آنان حق جامعه و فرد  را در آلوده ساختن محیط ، انهدام منظم و بی وقفه ی صیادان وحشی ، پخش همه جایی و بدون تبعیض آفت زدا ها ، آمیختگی آب و غذا با مواد شیمیایی ، تخصیص بی مهابای فضا و زمین به مقاصد فن آوری و نظامی را به مبارزه می طلبند . آنان با رشد بی وقفه ی جمعیت انسانی ، بعضی از شیوه های به اصطلاح " کمک" به مردم کم رشد ، اضافه نمودن  موادّ  رادیو اکتیو   به سرزمین ها و چشم انداز ها ، انقراض گونه های گیاهی و حیوانی ، رام نمودن همه سرزمین های وحشی ، دخالت وسیع در جو و دریا  و اغلب راه حل های خالص مهندسی و نفوذ و دخالت در جهان زنده مخالفند . " (*-1)  
انعقاد پیمان نامه ها و تعهدات بی شمار بین دولت های جهان، دستاورد  همین تلاش ها و جنبش های طرفدار حفظ محیط زیست و صلح بود !
 در حالی که خطر  مسابقه تسلیحاتی و  صنایع مر تبط  و آلوده سازی های گسترده و مخرب و...حیات کره زمین را  با مخاطره جدی رو برو ساخته است ، باز خوانی  فعالیت جنبش های طرفدار محیط زیست که از صلح طلبان واقعی جهان به شمار می آیند و نیز مرور پیمان نامه های بین المللی به خوبی اهمیت و جهانی بودن  موضوع حفاظت از کره زمین و اهمیت نقش هر یک از کشور ها در  حفاظت از چرخه و تعادل حیات این کره را نشان می دهد. به همین دلیل است که حفظ  پدیده هایی طبیعی زمین مانند دریا ها ، دریاچه ها ، تالاب ها ، کرانه ها ،  رود ها، کوه ها ، جلگه ها ، فلات ها ، جنگل ها  ، یخچال ها ، آبسنگ ها و ...  که نقشه طبیعی جهان را تشکیل می دهند و عملکرد  آنها در یک فرایند پیچیده و فرا تر از مرز های جغرافیای سیاسی  قرار می گیرد ،  محور های مهم پیمان نا مه های جهانی را تشکیل می دهد.
این بدان معنی است که برآیند عملکردهای محلی و منطقه ای در حفاظت یا تخریب، نقش مؤثر و انکار ناپذیر  در محیط زیست جهانی داشته  و خارج از اراده دولت ها  ، آثار جهانی غیرقابل انکاری  را از خود بر جا ی می گذارند ! 
به پاره ای از این پیمان نامه ها  که کشور ما نیز  به آنها پیوسته و از تاریخ پیوستن ،حکم قانون بخود گرفته و اجرای آن الزامی است ،اشاره می کنیم :
ولی با همه تلاش های جهانی شاهد آن هستیم که متاسفانه هنوز کشور های بسیاری  در جهان هستند  که با وجود امضای پیمان نامه ها اعتنائی  به این تعهدات ندارند .
متاسفانه شواهد و وضعیت محیط زیست ایران نشانگر آن است که کشور ما نیز در زمره چنین کشور هایی است . تخریب ها و آلودگی ها ی گسترده در کشور  بهترین شاهد مثال  این مدعا است. 
بيش از  سه دهه است که  اشکال مختلف تجاوز بر  پارک هاي ملي،  مناطق حفاظت شده ، جنگل های باستانی کشور و... اتفاق افتاده و بخش اعظم آنها را  منهدم ساخته است .
هوای شهر های بزرگ به شّدت از انبوه انفجار آميز خودرو های و سوخت های نامناسب آلوده شده  و به مرز خفقان آور رسيده  و آسيب هاي بسيار جدي به  سلامتي و زندگي مردم وارد آورده است که باد و باران هر از گاهی تنها به مثابه  زنگ تنفس برای مردم اسیر و گرفتار این سوء مدیریت هابوده است . گزارش دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی حاکی از آن است بین 10 تا 15 درصد از کل جمعیت ایران معادل 7 میلیون نفر از مردم مبتلا به بیماری آلرژی ناشی از آلودگی هوا هستند . ( 26آذر 84 - روز نامه سلامت )  
  از سال 1380 مردم خوزستان با مشکل تازه ای  به نام ریزگرد روبرو شدند که به تدریج از شهرهای مرزی استان خوزستان فراتر رفت و به استانهای دیگر نیز سرایت کرد. متاسفانه  با گذشت زمان بر غلظت و پایداری آن نیز افزوده گردید بطوریکه درسال1389 بيش از 17 استان كشور را با جمعيتي بالغ بر 52 ميليون  نفر و گستره اي به مساحت بيش از يك ميليون كيلومتر مربع از كشور تحت تاثير آن قرار گرفته است .
بيش از 165 رودخانه آلوده در كشور شناسايي شده‌اند كه از بين آن‌ها حدود70 رودخانه بيش‌ترين آلودگي را داشته‌اند  و سالانه حدود 20 ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده از طريق رودخانه‌هاي آلوده به درياچه‌هاي داخلي،  دریاچه سد ها ، درياي خزر و خليج فارس سرازير مي‌شود. ( فارس 15 خرداد 1386)
دست یابی به آب نسبتا سالم آشامیدنی  در بیشتر مناطق کشور تنها از طریق بطری های به اصطلاح آب معدنی  امکان پذیر شده است که خود بار مالی زیادی بر دوش  مردم تحمیل کرده است  
   آب های زیر زمینی یا به شدت آلوده شده اند و یا افت سطح پیدا کرده اند  از حدود  600 دشت کشور تعداد 300دشت در خطر فرو نشست قرار دارد. ميانگين فرونشست اين دشت ها از 10 سانتيمتر کمتر نيست و اين نرخ بسيار بالاي جهاني است، پديده فرونشست خطرش بيشتر از زلزله است چون وقتي شهري زلزله بيايد بعد از چند سال بالاخره بازسازي مي شود اما شهري که در اثر فرونشست از بين برود و آبخوانش تخليه شود ديگر با هيچ انرژي و سرمايه گذاري باز سازي نمي شود. (پایگاه ملی داده های علوم زمین 23 اسفند 1389)
  بخش وسیعی از جنگل های باستانی شمال  و جنگل های زاگرس منهدم شده اند.   مساحت جنگل های کشور از 18 میلیون هکتار در 30 سال گذشته به 75/11 میلیون هکتار رسیده و براین اساس مساحت جنگل های ایران 33 درصد کاهش یافته است. (روزنامه ایران 28 آبان 1388)  طی 10 سال گذشته حدود 111 هزارو 74 هکتار یعنی سالانه تقریبا حدود 10 هزار هکتار از جنگل های کشور دچار حریق شده اند.(  رئیس سازمان مدیریت بحران کشور همشهری آنلاین 2 اردیبهشت 1390)
توسعه مناطق نفتی و نحوه توزیع لوله های نفت و گاز بدون کم ترین توجه به بستر های زیست محیطی و پیامد های آلوده سازی ها و تخریب های  حاصل از آنها  انجام می شود که  تاکنون ضررهای جبران ناپذیری  به آب های سطحی و زیر زمینی ، مناطق حفاظت شده ، جزایر ، سواحل و...وارد کرده است. 
توسعه لجام گسیخته صنایع پتروشیمی با پخش ضایعات بسیار سمّی در خشکی و آب  بویژه مناطق تالابی ، سواحل و پس کرانه های آنها ، آبهای جنب ساحلی خلیج فارس را  در شرایط بسیار خطرناک قرار داده است.
آبخیز ها ی حیاتی کشور یا به  تسخیر ساخت و سازها در آمده و سند خصوصی  گرفته اند و  یا قربانی  سد سازی های فله ای شده اند ، یا شبکه لجام گسیخته و غیر فنی از راه ها آن ها را تکه تکه کرده و در معرض انواع فرسایش ها قرار داده است .
بخش وسیعی از تالاب ها حتّی آنها که دارای  ارزش های بین المللی  هستند ، کم آب ،  آلوده ، تخریب و خشك شده اند .   با خشك شدن اين منابع آبي باید همچون  خشک شدن  تالاب های هامون و   هورالعظیم  ، منتظر شکل گرفتن و وزش  توفان هاي جديدي در مقیاس های محلی و منطقه ای باشیم  . توفان هایی آميخته با ذرات نمك  و انواع ذرات آلوده دیگر  که به معنی  مخاطرات تازه برای سلامتی و معیشت مردم است.  مانند خشک شدن دریاچه ارومیه که روزی  بزرگترین دریاچه بسته داخلی و بزرگترین ذخیره گاه زیستکره کشور  بود، ولی امروز در حال تبدیل شدن به بزرگترین  شوره زار   در شمال غرب کشور است  و دور نخواهد بود  که   با پخش نمک ،  زندگی بر مردم  این منطقه تیره و تار شود !
زباله های رها شده یا دفن شده خاک و آب  شهرها  و روستا ها را دچار آسیب های جبران ناپذیر کرده است. دفن سنتی و غیربهداشتی زباله‌های تهران یعنی  پایتخت یک کشور ،  باعث ایجاد دریاچه 12 هکتاری شیرابه های زباله در منطقه کهریزک شده است.   (مهر 19 مرداد  1389 )
مناطق حفاظت شده و 9 ذخیره گاه زیستکره کشور  عموماً  تخریب ،  تکه تکه و کوچک شده اند  و بخش هایی از آنها به تسخیر بخش های نظامی کشور درآمده و یا پروژه های نظامی در آنها پیاده شده و می شود و  معنی و مفهوم خود را که در وسعت و پیوستگی است ، از دست داده اند.
و ......
تاسف آور تر از همه آنکه بخشی از این تخریب ها در محدوده مورد حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست انجام شده است که در  مناظره ای منتشر شده در  همشهری 30 اردیبهشت 1388   از زبان  دو مسئول دولت های هشتم و نهم منعکس شده که چشم انداز کوچکی است از آنچه که اشاره شد :
دلاور نجفی معاون محیط  طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در جواب محمد مجابی یکی از معاونان پیشین سازمان محیط زیست در اعتراض به تخریب پارک ملی کویر  می گوید یا به عبارتی می پرسد  :
  • - ” اجازه پساب نیشکر خوزستان به شادگان را چه کسی صادر کرد ؟ ( تالاب بین المللی شادگان)
  • -” مجوز اجرای طرح مس سونگون  را دیگر باید به خاطر داشت باشید  ، نامه شماره 887/21 مورخ 3/3/1383 مدیر کل وقت دفتر ارزیابی سازمان را ببینید که اعلا م نمود  اجرای طرح مذکور بلامانع است (منطقه حفاظت شده و ذخیره گاه زیستکره ارسباران  )
  • -”واگذاری زمین به شهر پردیس ، آزاد راه تهران – پردیس  (منطقه حفاظت شده جاجرود و پارک ملی خجیر )
  • - ”خط انتقال گاز 48 اینچ ، بندر امیر آباد
  • -”مجوز پارس جنوبی
  • -”آزاد راه تهران – شمال(منطقه حفاظت شده البرز مرکزی )
  • -”مجوز جاده گلستان (پارک ملی گلستان و ذخیره گاه زیستکره )
  • -”جاده عبوری از پارک ملی لار
  • -”مجوز کنار گذر غرب اصفهان ( در پناهگاه حیات وحش قمشلو)
  • -”جاده کازرون- ارژن (  ذخیره گاه زیستکره با دو تالاب بین المللی ارژن و پریشان )
  • -”کارخانه کاوه (اشاره به ورود فاضلاب کارخانه کاوه سودا به دریاچه ارومیه تالاب بین المللی و ذخیره گاه زیستکره )
  • -” میدان نفتی آزادگان“  (بخش جنوبی تالاب هورالعظیم در استان خوزستان )
  • -”معدن حرم امام در موته (  منطقه حفاظت شده موته در شهرستان میمه  )
  • -”لرزه نگاری 2 بعدی در پارک ملی کویر توسط وزارت نفت
  • -”واگذاری منطقه سراج به وزارت نفت ( منطقه حفاظت شده سراج در  حوزه استحفاظی  بندر لنگه،  استان هرمزگان  )
  • -”پارک ملی نایبند را مصوبه کدام دولت دو دستی تقدیم وزارت نفت کرد ؟
 
به یاد داشته باشیم که همه این  تخریب ها در سرزميني اتفاق  افتاده و می افتد که :
 
  •      حدود 65 درصد مناطق کشور در اقلیم فرا خشک و خشک قرار دارد
  •    بيش از 20 درصد  از مساحت کشور را عرصه هاي بياباني تشکيل مي دهد
  •   سدهای ساخته شده بین ۵ تا ۱۰ میلیارد مترمکعب بر میزان تبخیر سالانه کشور افزوده اند. 
  •   جنگل هاي مرطوب آن کمتر از يک درصد است
  •  از نظر پوشش جنگلي در  زمرة کشور هايي است که داراي پوشش کم جنگل ( LFC)  و يا کشور هايي که سطح جنگل هاي آنها نسبت به کل اراضي کشورشان کمتر از 10 درصد است.
  •  مناطق چهار گانه حفاظتي آن ( پارک هاي ملي ، مناطق حفاظتي ، آثار طبيعي ملي، مناطق شكار ممنوع ) تنها حدود 7 درصد و  زير استاندارد هاي جهاني است.  
  •  بيش از يکصد ميليون هکتار از اراضي در معرض کاهش پتانسيل توليد است
  •   فرسايش آبي در آن بسيار بالاست و ميزان رسوب پشت سد ها  بیش از 250ميليون مترمکعب است و سالانه از ظرفيت سد هاي کشور به اندازه يک سد بزرگ کاسته مي شود .
  •      و.......
حال پرسش مهم  آن  است که این حجم وسیع از تخریب و آلودگی در این سه دهه چرا اتفاق افتاده و می افتد ؟  کانون دیده بانان زمین این ارزیابی را دارد که اگر پاسخی شایسته و دور از هر نوع محافظه کاری برای تبرئه این یا آن دولت ، این یا آن جناح ، این یا آن نهاد  ، ارائه نشود،  هرگز راه برون رفت از این بحران پیدا نخواهد شد !   دلایلی   نظیر  " بی توجهی مسئولین"  ،  " عدم اعتقاد مسئولین به ضرورت حفاظت از محیط زیست"    ،    "سهل انگاری مسئولین"   و یا   " کمبود آموزش" و   یا  " جهل و نا دانی  مسئولین"  که از سوی این یا آن گروه ، این یا آن کارشناس ، این یا آن استاد ،  ارائه می شود  نه تنها مشکلی را حل نکرده  و راه به جایی نمی برد ،  بلکه  تنها به گونه ای تبرئه نهاد های قدرت  را  در بر دارد . آنهم در کشوری با پیشینه غرور آفرین تاریخی در حفاظت از منابع طبیعی حیاتی  یعنی آب ، خاک ، مرتع ،  جنگل  آنهم با توجه به طیف متنوع  توپوگرافی و اقلیم در این سرزمین . کشوری پیشگام در حفاظت ، دست کم در بین کشور های خاور میانه.  کشوری که توانست در 37 سال پیش ( 1974)  9 منطقه از اراضی بسیار با ارزش خود را به عنوان ذخیره گاه زیستکره انتخاب و به برنامه انسان و کره مسکون معرفی نماید و جزو کشور های پیشگام در این عرصه باشد.کشوری که دست کم تا سال  1352 توانسته بود 8 پارک ملی و 37 منطقه حفاظت شده در کشور را طبق تعاریف و معیار های بین المللی  انتخاب و به ثبت برساند . کشوری که  توانست به دلیل ارزش گزاری بر تالاب ها ، انعقاد  اولین پیمان نامه جهانی تالاب ها به نام کنوانسیون رامسر را در سال  (1971 )  در کشور خود  میزبانی  کند  و نام رامسر را  برای همیشه در تاریخ حفاظت از تالاب ها جاودانه کرده و در همان هنگام   به برکت وجود  اساتید و کارشناسان  بزرگ این نوع عرصه های طبیعی،    18 تالاب  با  ارزش خود رابه ثبت جهانی برساند .
 در اینجا شایسته است به همه فرهیختگانی  که در راه  حفظ ارزش های زیست محیطی ، چه در حکومت گذشته و چه در حکومت فعلی،   تلاش کرده و توانسته اند برای معرفی و حفظ بستر های حیاتی طبیعی ملی و ارزش های زیست محیطی  آن قدم های موثر بردارند،  درود بفرستیم. شایان ذکر است دولت ها  هرگز داوطلبانه دست به این نوع اقدامات نمی زنند و تنها به اقداماتی که سود آنی داشته باشد بسنده می کنند ولی فرهیختگان هر کشوری  با اندیشه های نو و تحمیل   "باید های بنیادی "    این گونه اقدامات را ممکن می سازند .  
 
در این گزارش بر پایه  مستندات بسیار  تلاش شده است به این سئوال پاسخ داده شودکه چرا و چگونه  این تخریب ها و آلوده سازی ها  آنهم  در فضایی کاملا امن  بدور از هر نوع  فشار قانونی و قضایی اتفاق افتاده است ؟  یعنی چه نوع سیاست ، چه نوع دیدگاه بر  منابع ملی حاکم بوده و همچنین  چه  بستر  و زمینه های قانونی ، قضایی و اجرایی  مهیا بوده است  تا این دید گاه ها  امکان ظهور یابند و  به علاوه چگونه عملکرد های زنجیره وار دیگری موجب می شود که  در قالب  یک سیستم ، از هم تاثیر گرفته و روی هم اثر  گذاشته  و بر  این دو مینوی تخریب  سرعت ببخشد !
اگر چه گزارش پیش رو می تواند آغازی برای یافتن پاسخ تلقی شده و از سوی دیگران کامل شود  ولی در جای خود به عنوان محصول یک اندیشه جمعی با دستکم   دو دهه  تجربه، مشاهده و بازدید ، مطالعه و پیگیری مسائل  که تکامل یافته و ویرایش شده، از اهمیت زیادی برخوردار است. 
 

1 از 17

  ادامه

     صفحه اصلی