مبانی فکری و زمینه های عملی

حجم وسیع تخریب و آلودگی  محیط زیست

در سه دهه

 
ادامه مطلب از صفحه قبل
 
  سه -  اعمال سیاست های مخرب بخشی نگری و تشدید پیامد های فاجعه بار آن با باز گذاشتن دست نهاد های مختلف قدرت در اجرای پروژه های مخرب 
 
در کشور  ما  ایران  تاکنون پژوهشگران بسیاری ، چگونگی بهره گیری   از سرزمین را  در  تاریخ کشور ما مورد بررسی قرار داده اند . این پژوهش ها ، چنین بهره گیری ها را به دوره هایی تقسیم کرده اند از جمله چگونگی استفاده  از سرزمین بر پایه توان  محیط طبیعی  برای کشاورزی و مراحل تکوین مراکز جمعیتی وابسته ، چگونگی استفاده  از سرزمین بر پایه توان  شرایط محیطی برای نیاز های  کشاورزی و صنعتی تواماً و مراحل تکوین صنعت و شهر های صنعتی ، و ... برخی از این بررسی ها تا 10 هزار سال پیش از این را نیز مورد توجه قرار داده است . نقطه مشترک چنین پژوهش هایی ، بهره گیری از سرزمین بر پایه توان اکولوژیکی و بویژه منابع آب و خاک و پایداری این منابع بوده است .
با کشف نفت این نظم منطقی و اکولوژیکی به کلی تغییر می کند و از آن پس،  از سرزمین بر پایه منابع نفتی و با دستور کار  " استعمار نفتی "  بهره گیری می شود . راه ها ، بنادر ، صنایع ، توسعه  شهر ها و ... در ارتباط با منابع نفتی و یا  با اتکا به در آمد های نفتی توسعه می یابد . شاید بتوان این مدل از  توسعه    را " توسعه نفتی " نام نهاد . این نوع توسعه با تلفیق توسعه بخشی ، بنیان برنامه ریزی های کشور و نحوه استفاده از سرزمین را تشکیل می دهد.
در اینجا شاید یک تعریف کلاسیک از برنامه ریزی بخشی ضروری به نظر برسد :    در برنامه ریزی بخشی  که بیش از 30 سال است که  در بیشتر کشور های دنیا مردود شده است ،  هر  وزارتخانه  برنامه ریزی توسعه ای ویژه خود را بدون توجه به آثار اجرای چنین برنامه ای در بخش های دیگر در نظر می گیرد و آن را وارد برنامه های اجرایی می کند. به عنوان مثال وزارت صنایع  توسعه صنایع بسیار آب بر پتروشیمی را  در برنامه خود قرار داده و تصمیم به ایجاد کارخانه پتروشیمی در نقاط مختلف کشور بدون توجه به توان طبیعی  آن مناطق می گیرد  و یا وزارت نیرو برای توسعه منابع آب ، احداث سد ها را با داغان کردن آبخیز های حیاتی کشور برنامه ریزی می کند و به همین ترتیب .... این تصمیم به گونه ای است که مجموع سرزمین و پیامد ها و آسیب های وارده و  غیر قابل برگشت  به بخش های دیگر ،   منابع حیاتی ، سلامت مردم و حقوق نسل ها را به هیچ  می انگارد . 
در نقطه مقابل و با توجه به پیامد های مخرب این گونه برنامه ریزی ها ، برنامه های آمایش سرزمین قرار دارد که نتیجه خرد جهانی در توجه به حفظ محیط زیست و منابع حیاتی و حقوق نسل ها است . این نوع برنامه ریزی ، توسعه پایدار و در خور توان محیط طبیعی منطقه را هدف قرار می دهد . 
تفکر آمایش سرزمین اکنون بنیان فکری و پایه برنامه ریزی های بسیاری از کشور های پیشرفته را تشکیل  داده است. کشور هایی که پس از یک سلسله تخریب های گاه جبران ناپذیر ، ناچار به جایگزینی برنامه آمایش سرزمین بجای بخشی نگری شدند تا برنامه های اجرایی دولت ها با توجه به شرایط محیط طبیعی و توان منابع طبیعی و نیز حقوق نسل ها اجرا شود . " اولیویه دولفوس"  آمایش سرزمین در فضای جغرافیایی را نشانگر سیاست اقتصادی و پیامد های اجتماعی آن می داند و این امر را نشانه آگاهی انسان ها می داند و معتقد است که انسان ها امانتداران و حافظان میراث گذشتگانند ، میراثی که لازم است تا به مقتضای زمان به بهترین وجه مورد استفاده قرار گیرد و در همان حال به تدارک و آماده سازی آن به منظور تضمین نیاز های آینده توجه شود.
در کشور ما اگر چه بحث آمایش سرزمین از سالیان پیش از انقلاب مطرح بود و حتی گزارش هایی در مورد آن نوشته شده بود ولی متاسفانه برنامه های بخشی نگر همچنان حاکم ماند.  به علاوه اتفاق دیگری نیز افتاده است و آن اینکه این نوع بخشی نگری با نهاد سالاری پیوند نا مبارک می خورد  و بر حسب شرایط سیاسی – اجتماعی هر دوره ، منابع حیاتی و ملی و میراث طبیعی عرصه پروژه های  غیر منطبق با توان محیط طبیعی   می شود  و خطر ناک تر از همه اینکه مناطقی که حق هیچگونه دستکاری در آنها وجود ندارد ، عرصه پروژه های آزمون و خطا قرار می گیرد  که تا کنون صدمات غیر قابل جبران به منابع ملی و حیاتی وارد کرده است .  ما معتقدیم بخشی نگری همراه با نهاد سالاری گاه تا آنجا پیش می رود که در تعیین و اعتبار بخشی به پروژه ها تاثیر می گذارد . به عنوان مثال در دولت های پنجم و ششم سد سازی در راس برنامه ها قرار می گیرد  و گفته می شود:   " اکنون به طور متوسط هر 45 روز یک سد مخزنی بزرگ در کشور ساخته می شود "  ( بیژن نامدار زنگنه وزیر وقت نیرو – روزنامه ایران 8 مرداد 1382 ) و یا در دولت نهم ساخت  کارخانه های پتروشیمی مبتنی بر همان بخشی نگری با سرعت پیگیری می شود و گفته می شود  :   " هر دو ماه 7  واحد  پتروشیمی  به بهره برداری می رسد .  " (  پرویز داودی معاون اول رئیس  جمهور- روزنامه کیهان 13 آذر 1385 )
این دید گاه برای خاموش کردن  صدا های  معترض به طرح های معارض با میراث های طبیعی و ملی  تلاش می کند  با گذاشتن  واژه ملی  بر روی این نوع پروژه ها  و سپس تابو کردن پروژه ها  یک حصار امن بر این  اقدامات بکشد . بسته بندی طرح های توسعه فله ای در زرورق به اصطلاح "طرح های ملی" این مجوز را به مسئولین داده است که تالاب ها را بخشکانند ، جنگل ها را نابود کنند و مناطق حفاظت شده را ویران!   برای مثال استاندار گيلان برای توجیه تجاوز  به تالاب بین المللی انزلی می گوید :   جاده كنارگذر انزلي يك طرح ملي است و ساخت آن متوقف نخواهد شد   ( 13 بهمن  87ایرنا )   
 و یا  دري نجف آبادي دادستان کل کشور   برای توجیه  تخریب های گسترده  طرح آزاد راه تهران-  شمال در آبخیز های حیاتی تهران و شمال می گوید:    نمی‌توان به خاطر محیط زیست، اجرای پروژه  آزاد راه تهران- شمال که یک طرح ملی است و در کاهش زمان تلف شده مردم، سوخت و بار ترافیکی جاده‌های منتهی به شمال کشور تاثیر‌گذار است را متوقف کنیم  (12 شهريور 86 در گفتگو با خبر گزاري مهر )
نتیجه  این  مبنای فکری ، حاکمیت یک هرج و مرج بهره برداری از منابع طبیعی بدون هر گونه پاسخگویی بوده است.
آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه در  14 مهر 1380  در روزنامه کیهان می گوید هم اکنون 70 درصد عرصه های ساحلی دریا در اختیار بخش دولتی است که این تصرف نه دولتی و نه خصوصی است بلکه ملوک الطوایفی است.
 و یا دلاور نجفي معاون طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست دولت نهم در  روزنامه شرق2 خرداد  1386 می گوید : پارک هاي ملي با مشکلات متعددي روبه رو هستند و يکي از مهمترين مشکلات آنها، تعرضات دستگاه هاي دولتي و نظامي است....تعرض دستگاه هاي دولتي و نظامي به گونه اي است که حتي در برخي مناطق حفاظت شده، نيروهاي سازمان محيط زيست هم راهي براي ورود ندارند. يکي از مهمترين مناطق ايران که در معرض اين گونه تهديدهاست، پارک ملي ناي بند است. هم اکنون بخش اعظم اين پارک ملي تحت نظارت نيروهاي نظامي است و 600 2هکتار از آن هم در داخل منطقه ويژه انرژي پارس (عسلويه) قرار گرفته است. آلودگي هاي نفتي و ساخت وسازهاي مربوط به اين منطقه ويژه تهديد مهمي براي ناي بند است ...
 و یا در نمونه ای دیگر ی از این هرج و مرج بهره برداری در اجرا ها،   وزیر نیرو  در دولت نهم می گوید:   با دستور من   براي اين سد ( سد شفارود در شمال )  رديف ملي درنظر گرفته شد.... اجراي اين طرح با يك مشكل زيست محيطي مواجه است كه با احداث آن بخشي از جنگل ها زير آب مي‌رود  و.....   ( آوای شمال -26 مهر 87 ).
در سه مبحث زیر نمونه هایی از این نوع  توسعه آنهم تنها در سه بخش  جنگل ، آب  و راه آورده می شود  که بخوبی نشان می دهد آنچه که بدست آمده  در مقابل  آنچه که از دست داده ایم تا چه اندازه  محقرو ناپایدار بوده است :
 

\ توسعه کارخانه  های چوب و کاغذ  و مزارع چوب در شمال کشور  با نابود کردن جنگل های مرطوب هیر کانی در قالب طرح های جنگل داری  

 
جنگل هاي شمال تنها  اكوسيستم هاي بازمانده از دوران سوم زمين شناسي  است و از نادر ترين آثار تاريخ طبيعي و گنجينه  علمي جهان به شمار مي رود. این جنگل ها  يگانه جنگل هاي مرطوب و هير كاني كشور در یک سر زمین خشک و بیابانی هستند . در کتاب " جنگل های باستانی شمال در آستانه وداع " ( کانون دیده بانان زمین – نسرین دخت خطیبی - چاپ1383- ناشر شرکت سهامی انتشار)   به تفصیل  موقعیت و ارزش این جنگل ها  بیان شده است .  اما بخشی نگری آنهم از نوع  ذکر شده فوق  تخريب و نابودي جنگل هاي باستانی  شمال را به دنبال داشته است که در اینجا تنها  به ابعاد تخریب در پی اجرای طرح های جنگل داری تمرکز بیشتری  می شود :  
در آغاز دهه پنجاه،  شمال کشور بدون در نظر داشتن پیامد های آن  براي استقرار صنايع سلولزی  در نظر گرفته مي شود. اين روند تا  سال 1357 ادامه مي يابد . نكا چوب ، صنايع چوب فريم  ،‌تخته فشره شمال ،  چوب كاغذ ايران ( چوكا )  ،  صنايع چوبي ايران ـ پاركت ,...  در همین سالها بوجود مي آيند . حتی کارخانه چوب كاغذ مازندران نيز در سال هاي پاياني رژيم پهلوي پايه ريزي مي شود ولی ساخته نمی شود  . بعد از انقلاب همین روند ادامه می یابد  و در  دهه 70 کارخانه چوب كاغذ مازندران  خريداري مي شود و  با كنسرسيومي متشكل از شركت هاي  كانادايي ، آلماني . اتريشي ،فنلاندي و سوئدي  صورت اجرايي مي گيرد . بیش  65 درصد  از واحدهای بزرگ صنعت چوب کشور در شمال  کشور دایر می شوند تا  به راحتی  خوراک کارخانه های خود را از سهم نسل ها  صاحب شوند .تنها در  فاصله سال های 1370 تا 1379 در استان های مازندارن و گیلان بیش از یکصد فقره جواز تاسیس و پروانه بهره برداری برای صنایع چوبی ، روکش چوبی ، کابینت چوبی و ... صادر شده است . رمضانعلی اصغری مدیر کل منابع طبیعی مازندران در همشهری 28 مهر 1379 می گوید : ...حدود یک هزار و 800 واحد صنایع چوبی کوچک از طریق مدیریت صنایع روستایی سازمان جهادکشاورزی و اداره کل صنایع استان مازندران موافقت اصولی دریافت نموده اند .     به علاوه برای سامان دهی این میراث خواری بزرگ ، جنگل های باستانی هیر کانی تکه تکه و در قالب طرح های جنگل داری( طرح های جنگل نداری )   حصار بندی و به مجریان این طرح ها  و تعاونی های وابسته به آن واگذار می شود .  بیش از 350  هزار هکتار از جنگل های مازندران و گیلان تنها در اختیار دو کارخانه چوب و کاغذ مازندران و نکا چوب قرار داده می شود که خوراک چوب تنها  همین دو کارخانه ، بالغ بر 400 هزار متر مکعب از پر ارزش ترین درختان جنگل های باستانی در سال است. در نموداری که کارخانه چوب و کاغذ مازندارن در نمایشگاه بین المللی  محیط زیست ارائه داد( 1385)  ، نشان داده شده که  در فاصله 11 سال  (1374 تا سال 1385 )  هر سال  حداقل دویست  هزار  اصله درخت از اکوسیستم های باستانی جنگل های شمال توسط این کارخانه   قطع شده است  که در مجموع  تا شش ماهه اول  سال 1387  کارخانه چوب و کاغذ مازندارن بالغ بر  2 میلیون و 500 هزار اصله درخت کهن سال  بسیار با ارزش  از نوع   راش ، ممرز ، انجیلی ، لرک   دستکم  با قدمتی 300 ساله را قطع کرده است.  
و  در حالي كه عرصه های  شمال با بحران جدي و سيل هاي مهیب به علت اين بر داشت های فاجعه بار مواجهه می شود، ولی سوداگران چوب همچنان  بهره برداری خود از این میراث ملی طبیعی نسل ها  ادامه داده و می دهند و برخي از كارخانه ها نيز بي توجه به اين وضعيت پا را فراتر گذاشته  با ارسال چوب به خارج از کشور در فكر بالا بردن سرمایه  خود مي باشند. مدير عامل شركت نكا چوب ساري در همشهري 3 ديماه 1379 در این رابطه می گوید :   به منظور استفاده بهينه از صنايع چوبي و برخورداري از مزاياي ارزش افزوده نخستين محموله چوب صادراتي اين شركت به  ژاپن ارسال شد.  صنایع چوب کاغذ  نیز بدون توجه به این جنگل های باستانی بدون جایگزین، بر افزایش ظرفیت های خود  می افزایند .  در 4 اسفند 1381 روزنامه آسيا از قول روابط عمومي شركت صتايع چوب وكاغذ ايران ( چوكا ) خبر افزايش سرمايه گذاري در اين شركت و افزايش ظرفيت آن از 130 هزار تن به 200 هزار تن تا سال  1383  را مي دهد .
 این  برخورد های غارتگرانه با این جنگل های نادر تا حدی است که صدای آشپز هم در می آید :  حسين افشار  نايب رئيس اتحاديه صادر كنندگان  مبلمان منزل و اداري ، برخي ارگان هاي دولتي و عمومي را متهم به برداشت نادرست از جنگل ها كرد . وي با اشاره به  رشد روز افزون صادرات صنايع چوبي و مبلمان به كشورهاي مختلف جهان به ويژه كشورهاي عربي و اروپايي ، نسبت به پيامد هاي منفي روند تخريب جنگل ها و نابودي برخي گونه  هاي ارزشمند جنگلي تاكيد كرد( همشهري 19 شهریور 1380)
 مديريت اعمال شده بر روي اين  طرح های جنگل داری  ( طرح های  جنگل نداری )  به سازمان جنگل ها و مراتع سپرده شده است که  زير مجموعه وزارت کشاورزی است یعنی وزارتخانه ای  که ساختار تشكيلاتی و اداري آن با حفاظت از جنگل ها ،  تضاد بنيادين دارد . یکی از دید گاه های  غالب در وزارت کشاورزی  دیدگاه مزرعه مداری است که بر پایه سه اصل  "  كاشت"   ، " داشت"  و "  برداشت"  استوار است .  این دیدگاه وقتي در جنگل های باستانی حاکم می شود ،  به یک فاجعه تبدیل می شود . بدین شکل كه در مزرعه اول كاشت صورت مي گيرد و بعد برداشت ،  در حالي كه در جنگل هاي باستانی شمال ،  فعاليت  با  برداشت  آغاز  می شود .  آنهم از محصولي كه متعلق به همه آحاد ملت و یک ثروت ملی برای این نسل و نسل های آینده  است  . حال بعد از برداشت  از این ثروت ملی ، چیزی که کاشته می شود بسیار متفاوت با آن چیزی است که برداشت کرده اند .  درختان بسیار کهن  دستکم  500 ساله راش Fagus Orientalis ، ممرز Carpinus betulus  ،  انجيلي( درخت آهنين چوب )    Parrotia persica،  افرا   Acer  campestre -سرخدار  Taxus baccata -شيردار -  Acer Cappadocium - بلوط Quercus كرمازو (Quercus atropatana ) بلند مازو (Quercus castaneifolia )-بارانك Sorbus torminalis-ملچ Ulmus  glabra  و ... را برداشت می کنند  و بجای آن   نهال های غیر بومی و سریع الرشد   کاج و صنوبر می کارند  .  اگر  حتی نهال "راش"  را هم بکارند که در برخی مناطق  اینکار را انجام داده اند،   نیم قرن طول می کشد که قطر درخت "راش"   حداقل به  25 سانتیمتر برسد و آماده برداشت شود. آنهم اگر آفت ، سیل ، خشکسالی، سرما  اجازه دهد.  چرا که با حذف گونه های طبیعی هم زیست با "راش"   و برهم زدن اکوسیستم های طبیعی ، این گونه در معرض انواع آسیب ها قرار می گیرد .  چنانکه  مزرعه  راش سیاهکل   در چندین سال پیش  با آفت مواجه شد .   به علاوه اصرار  سازمان جنگل ها  در این سال ها برای  بیرون راندن جنگل نشینان و دام های آنها عمدتا  برای حفظ مزرعه های حقیری است که جایگزین جنگل های باستانی  کرده اند  و همچنین دور کردن هر مزاحمی برای بهره برداری های بیشتر و بیشتر  !  به علاوه کم نبوده است خسارت های اقلیمی که به این مزارعه نهال کاری شده  وارد شده است  که به چند نمونه آن  در همین سال های اخیر اشاره می کنیم :
در زمستان  1386  خسارت سنگینی  به نهال کاری ها که با واژه غلط" جنگل کاری " از آن نام می برند  وارد می شود.  مديركل منابع طبيعي مازندران منطقه ساري می گوید : برف و سرماي اخير باعث شد به حدود ‪ ۴۱۷هكتار از جنگل هاي حوزه اين اداره كل خسارت وارد شود. دراثر اين سرما حدود يك ميليون و ‪ ۴۲هزار و ‪ ۵۰۰ هزار ريال به بخش جنگل‌كاري ( یعنی همان نهالستان های چوب )  حوزه استحفاظي اين اداره كل نيز خسارت مالي وارد شد..( 2 بهمن 1386  آوای شمال) به یاد داشته باشیم این 417 هکتار همان جنگل های باستانی هیرکانی و سهم یک ملت بوده است  که طی هزاران سال پا بر جا بوده و هرگز  برف و سرما به آنها آسیبی نزده بود !    و یا محمدتقي سلطاني معاون فني اداره كل منابع طبيعي غرب مازندران نیز می گوید : ريزش برف اخير در اين منطقه به ‪ ۷۰۰هكتار از جنگل‌كاري هاي سوزني برگ اين منطقه خسارت وارد كرد. (2 بهمن 1386   ایرنا ) و یا  مديركل منابع طبيعي مازندران منطقه ساري اعلام می کند که ۶۰درصد از درختان دست كاشت زير پنج سال دراين منطقه در اثر خشكسالي از بين رفته (29 مرداد 1387 آوای شمال )
 بنا بر این شعار کاشت داشت برداشت وزارت کشاورزی ، وقتی به طرح های جنگل داری می رسد تبدیل می شود به  بر داشت – برداشت – برداشت  .  شگفت انگیز آنکه این برخورد فاجعه بار با میراث طبیعی یک ملت  توجیه مدیریتی می شود : 
 Ùكاظم نصرتي معاونت امور جنگل هاي شمال در فصلنامه جنگل و مرتع شماره 49  سال 1379  می گوید :    ما فكر مي كنيم طرح هاي جنگل داري طرح مديريت جنگل هاي شمال است! و عجیب اینکه این میراث خواری بزرگ را یک ضرورت برای توسعه جنگل می داند و در این رابطه می گوید :    بهره برداري از جنگل يكي از ضرورت هاي جنگل است و اگر اين میزان بهره برداری از  جنگل هاي شمال حذف كنيد ديگر مديريتي بر جنگل اعمال نخواهد شد ...     وی در دفاع از این طرح ها ی مخرب بهره برداری  نتیجه می گیرد که :     بنا بر این  ضرورت دارد برای توسعه جنگل ، درختانی را برداریم . کاری که ما الان داریم می کنیم اصلاح بهداشتی   در جنگل های شمال و هدایت آن است  به صورتی که به مرور هم  از عوامل تخریب بکاهیم و هم جنگل ها را توسعه بدهیم " (روزنامه جام جم – 12 شهريور 1381 )  بنا بر این توجیه،   سازمان  جنگل ها دستکم  از سال 1369 تا سال 1381  اجازه  اصلاح بهداشتی  16 میلیون  و 470 هزار مترمکعب چوب جنگل  را  داده اند و اگر به طور متوسط هر درخت را دستکم دارای  5 مترمکعب چوب بدانیم در طی این سالها  حدود 3 میلیون و 300 هزار  درخت از نادر ترین گونه های درختی جنگل های باستانی شمال  اصلاح بهداشتی یعنی قتل عام بهداشتی  شده اند ! برای افزودن سرمایه  سوداگران چوب!
 نقطه اوج اين ديد گاه ها در طبقه بندي جنگل ها از نظر ارزش های  كمي و كيفي نمود پیدا می کند به گونه اي كه اين جنگل هاي باستاني هیرکانی در حقيرترين شكل به دو طبقه   جنگل هاي تجاري و غير تجاري تقسيم می شوند و تا هم اکنون نیز دردانشگاه ها به همین شکل تدریس می شود.یعنی پیاده کردن تئوری های جنگل داری برگرفته از کشور هایی که دستکم 60 درصد مساحت کشورشان جنگل است در کشوری که تنها کمتر از یک درصد مساحت آن را جنگل های مرطوب  آنهم با اکوسیستم های باستانی میلیون سالی است  !  به این ترتیب راه ذبح  علمی  این فسیل های زنده هموار می گردد .  بنا براين در طرح هاي جنگل داري درخت كني مديريت شده است!  
 Ùانوشیروان نجفی معاونت محیط  طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در 24 مهر 1381 به ایسنا  می گوید : خسارات ناشی از تخریب جنگل های شمال ، سالیانه 7 هزار و 198 میلیارد ریال یعنی بیش از 7 برابر سهم زیر بخش جنگل داری در تولید ناخالص ملی است.  وی می گوید طبیعتاً  اصلاح ساختار های اداری و سازمانی کهن که برای نجات این جنگل ها ضروری است با مقاومت های بروکراتیک روبروست. وی می گوید از آنجا که میزان وسعت تخریب جنگل های شمال به مرز غیر قابل بازگشت رسیده است ، بر اساس اصل پنجاهم  قانون اساسی ، سیاست های کلی نظام و مصوبه اخیر هیات دولت در مورد صیانت از جنگل های شمال توقف کامل بهره برداری های تجاری غیر قابل اجتناب است و فوریت دارد.  ولی کاظم نصرتی معاون امور جنگل های سازمان جنگل ها  همچنان به دفاع از این "طرح های جنگل داری"   و شرکت های وابسته به آن  می پردازد  و در روزنامه همشهری 14 آذر 1381  می گوید:   ....اگر مراحل اجرای کار شرکت ها را توضیح دهم متوجه می شوید که این شرکت ها در بر داشت چوب  از جنگل هیچ نقشی ندارند ...."    و این دفاع را تا بدانجا پیش می برد که می گوید : " شرکت ها هرکدام برای مقاصد خاصی طراحی شده اند . مثلا  " نکا چوب " در جنگل ها چندان بهره برداری ندارد و هدف تاسیس آن ایجاد اشتغال بوده است .
Ùکاظم نصرتی معاون امور جنگل های سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخیز داری کشور در گفتگو با ایرنا  در 24 تیرماه 1382  در دفاع از این طرح های میراث خواری و جنگل نداری  می گوید :  ..... طرح هایی که در جنگل های شمال کشور در حال اجرا است دارای توجیهات علمی ، فنی ، کارشناسانه و نظارت شده است. و این دفاعیه در حالیست که Ùانوشیروان نجفی معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در 6 خرداد 1382  می گوید :   مدیریت فعلی بر جنگل ها توفیقی در حفظ و توسعه جنگل ها نداشته است . توجه به شاخص ها نشان می دهد که جنگل های شمال از نظر کمی و کیفی پسرفت داشته است . 
با وجود  این هشدارها ، بهره برداری ها در قالب طرح های جنگل داری  همچنان ادامه می یابد . Ùحسین علی پور  مدیرکل منابع طبیعی مازندران – ساری در 30 مرداد 1387 به ایسنا می گوید : سالانه 450 هزار متر مکعب نشانه گذاری یا بهره برداری توسط مجریان انجام می شود.  این عدد 615 هزار هکتار را شامل می شود که از این مقدار 427 هزار هکتار دارای مجری بوده و طرح جنگلداری در آنها اجرا می شود .  Ùرييس اداره فني جنگل داري اداره‌كل منابع طبيعي غرب مازندران نیز در 19 مرداد 1387 به ایرنا می گوید  : امسال ‪ ۱۵۰هزار متر مكعب از موجودي درختان سرپاي طرح‌هاي جنگل داري اين منطقه بر اساس كتابچه طرح، ( برای قطع) نشانه‌گذاري مي‌شود. شعبان خدابخش   گفت: اين مقدار سهيمه مربوط به سال ‪ 1387 - 1388در ‪ ۶۸ طرح جنگل داري منطقه‌است كه پيش بيني‌مي‌شود اين حجم تا ‪ ۱۸۰هزار متر مكعب افزايش پيدا كند. وي تصريح كرد که دكتر  محمدرضا مروي مهاجرو دكتر ثاقب طالبي  در اين بازديد، عمليات نشانه‌گذاري را زير نظر قرار داده و نكات فني را به كارشناسان گوشزد مي‌كنند ( 19 مرداد 1387 ایرنا ) و Ùعلی اوسط منتظری معاون مناطق مرطوب و نيمه‌مرطوب سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري كشور در 13 آذر  1387 سطح جنگل هاي شمال را كه دارای طرح جنگلداري  است در سال 1387  يك ميليون و ‪ ۴۰۰هزار هكتار اعلام  می کند و می گوید  از يك ميليون و ۷۰هزار هكتار آن، سالانه ‪ ۸۰۰هزار مترمكعب برداشت مي‌شود كه توان اكولوژيكي اين جنگل ها ديگر بيش از اين نيست (ایرنا  )  
و این همه غیر از  واگذاری  ها  و آتش سوزی هایی بوده است که در این مدت انجام شده . به عنوان مثال  Ùمصطفی عبدالله پور معاون دفتر فنی جنگل داری  می گوید : از مواردی که جنگل ها را تاکنون آسیب رسانده یکی هم تشکیلات موازی است ،  وقتی هر کس که بیشتر واگذار کند ، محبوب تر می شود ، اینجا بود که ما  در  واگذاری  و  تغییر کاربری از هم سبقت گرفتیم ( ماخذ کتاب جنگل های باستانی شمال چاپ –1383)  و یا  بر اساس آمار های رسمی در سالنامه های آماری و اخبار منعکس شده در رسانه های رسمی ، در فاصله سال های 1384 تا  شش ماهه اول سال 1387 نزدیک به 2037 هکتار ازجنگل های باستانی شمال سو خته  و نابود شده است.   شواهد مثال بیشتر در این موارد را می  توانید در بخش دوم مطالعه نمایید . 

 

\ توسعه سد سازی های  فله ای با نگرش  اولویت بخشی به مدیریت سازه ای منابع آب با داغان کردن حیاتی ترین آبخیز ها همراه با استحصال بی رویه منابع آب زیر زمینی با نابود سازی مهم ترین آبخوان ها                 

اولویت بخشی به مدیریت سازه ای منابع آب  بجای  تصفیه فاضلاب و احیای چرخه آب ، بجای جلوگیری از پرت آب بویژه در بخش کشاورزی ،  بجای حفظ آبهای زیرزمینی از بعد کمی و کیفی ، بجای حفظ رودخانه ها و دیگر آب های جاری از بعد کمی و کیفی ، بجای حفظ تالاب ها و... آنهم در سرزمینی با اقلیم  فراخشک ، خشک و نیمه خشک ،  یکی از مبانی فکری  بوده است که تا کنون اثرات تخریبی بسیاری از بعد حفظ و احیای آب بر جای گذاشته  و در آینده ای نه چندان دور نیز با تغییرات اقلیمی  بزرگی که در راه است  ابعاد فاجعه بار تری هم به بار خواهد آورد !
 از آغاز دهه 70  این دید گاه شتاب می گیرد و  سد سازی های فله ای در این دوران شکل می گیرد . سد ساز ی هایی که نه بالا دست را می بیند نه پایین دست را ، نه مردم منطقه را ، نه اقلیم را و نه پیامد های دراز مدت این سازه ها را .  در  فله ای بودن این سد ها همین بس که حتی از بر آورد زمان پایان بهره برداری از  سد ها هم عاجز بوده اند . برای مثال سد کوثر در سال 1373کلنگ زنی می شود و قرار بوده است 45 ماهه به بهره برداری برسد ولی در سال 1383 بهره برداری می شود . و یا سد  " ماملو " که سال 1376 کلنگ آن زده می شود و قرار بود سال 1380 به بهره برداری برسد.  اکنون که در سال 1390  هستیم هنوز به بهره برداری نرسیده است و یا سد های  تهم  - دوستی - رئیس علی دلواری  -  اهر چای  - گلوشان و ..... سر نوشتی مشابه آن سد ها داشتند.
Ùزرگر معاون وقت وزیر نیرو در امور آب و رئیس سازمان مدیریت منابع آب ایران در 24 شهریور 1379 در روزنامه ایران  به صراحت می گوید : "  تا کنون برنامه مدونی برای حفاظت و بهره برداری از سد ها و تاسیسات آن در کشور وجود نداشت. و در تایید این دید گاه Ù رييس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري اعلام می کند :  هر سال حجم پنج سد در كشور بر اثر رسوب دهي از بين مي‌رود و خسارت زيادي به سدها وارد مي‌شود. (5 دیماه 1386 ایرنا )  
در توجیه این  سد سازی های فله ای  عموما  اهداف برق آبی ، کنترل سیلاب و همچنین تامین آب کشاورزی  تبلیغ می شود. ولی در این توجیهات گاه سخنان تاسف باری شنیده می شود که گویا برنامه ریزان کمترین اطلاع و نیز دلسوزی درمورد آبخیزهای حیاتی کشور ندارند.  Ùعباس علی آبادی مدیر عامل شرکت توسعه منابع آب در سد سازی ها  می گوید  :  "ما باید هر چه زود تر ساخت سد ها بر روی رودخانه های بزرگ کشور را انجام دهیم و از نیروی برق و آب آن استفاده کنیم.  اما آنچه مهمتر است اینکه کوهستان های کشور ما اگر چه به نسبت آب کمی دارند  ولی پتانسیل خوبی برای تولید برق به حساب می آیند .... تولید انرژی برق آبی در کشور ما همانند چاه نفت دائمی است . مشکل نیروگاه های برق آبی نیستند بلکه چرخه سد سازی باید کامل  شود. "    ( 8 مرداد 1387- ایرنا)
بحران دریاچه ارومیه نتیجه یکی از همین سد سازی های فله ای  در آبخیز های حوزه این دریاچه است . به گونه ای که امروز بیش از  130 هزار هكتار از درياچه اروميه به طور كامل شوره زار شده است . سد سازی  های فله ای  و اخلال در   آبرسانی حدود 60 رودخانه و مسیل   منتهی به دریاچه ، برنامه ریزی های  کشاورزی منطقه  بدون توجه به توان اقلیمی  با افزایش فشار  بر منابع آبی منطقه  ، احداث راه  در میانه این دریاچه با همه مخالفت های دوستداران محیط زیست تنها  با توجیه کوتاه کردن راه  و برهم زدن چرخه طبیعی آب در دریاچه  از عوامل این فاجعه هستند.  
شواهد مثال بیشتر در این موارد را می  توانید در بخش دوم مطالعه نمایید . 
ولی یکی از غم انگیز ترین بخش های این سد سازی های فله ای ، بی توجهی  به مردم  و معیشت روستا هایی است که  طی سالیان سال  در زمین های آباواجدادیشان  زندگی  کرده اند و صاحب زمین های کشاورزی و یا باغاتی هستند که در این سرزمین خشک   با خون دل از آن محافظت کرده اند . ولی یکباره سر و کله  سد سازان پیدا می شود و تاسف بار اینکه اول  بولدوزر می زنند و روستاییان را  در مقابل یک عمل انجام شده  قرار می دهند  و آنها را عملا مجبور می کنند که این اراضی مرغوب کشاورزی را با نازلترین قیمت واگذار کنند . به چند نمونه به نقل از خود سد سازان توجه کنید : 
Ùخلیل رضاییان مدیر عامل  سازمان آب منطقه ای فارس : هزینه تملک زمین های اطراف سد در سال های قبل در انجام پروژه های سد سازی یا نزدیک به صفر بوده و یا سهم بسیار ناچیزی داشت ، اما این امر هزینه های بسیار زیادی را بر ما تحمیل کرده است .... برخی معترضان ، مدعیان و مالکان اراضی ، به مسیر قانونی تملک اراضی تمکین نکرده و خواهان دریافت مبالغی بسیار بیشتر از ارزش واقعی ملک مورد معامله هستند و مشاهده شده پرداخت نکردن مبلغ مورد در خواست آنان از طرف ما منجر به ایجاد مزاحمت از سوی این افراد در اجرای پروژه و متوقف کردن فعالیت کارگاه سد سازی شده است .    Ù محمد کاظم کریمی صالح  نماینده مجری ساختمان سد تنگاب فیروز آباد می گوید  :   وسعت زمین های حوزه دریاچه سد تنگاب 130 هکتار است که 80  ( هشتاد ) در صد آن را زمین های کشاورزی دیم و آبی تشکیل می دهد . شمار قابل توجهی از کشاورزان نه می توانند مالکیت خود را در مورد زمین ها به اثبات برسانند و نه قیمت های تعیین شده از سوی کارشناسان رسمی دادگستری را قبول دارند...   Ù منوچهر شفی خانی نماینده مجری طرح سد سلمان فارسی  می گوید:  روستای یرج  با حدود 208 خانوار در محوطه داخلی مخزن سد واقع شده و بر اساس قانون باید ساختمان آنها خریداری کرده و یا به آنها ملک معوض بدهیم .... اما اهالی با این روش مخالفت کرده و خواهان خسارت شده اند .    Ùنماینده مجری سد  رودبال می گوید:  160 هکتار از زمین های کشاورزی و باغ های منطقه در محدوده طرح سد سازی قرار دارد و در حال حاضر به فروش اراضی رضایت نمی دهند . معترضان بار ها و بار ها با حمله به ماشین آلات پیمانکار و ضرب و شتم کارکنان ، کارگاه سد سازی های ما را به تعطیلی کشانده اند و پیمانکار در چندین نوبت ، امکانات و تجهیزات خود را از منطقه خارج کرده و گروه های کاری پس از اینکه مورد ضرب و شتم واقع شده اند منطقه و کارگاه را ترک کرده اند  و........( 20 آبان 1385 –روزنامه ایران )
اولویت بخشی به مدیریت سازه ای منابع آب   به موازات استحصال بی رویه از منابع آب های زیر زمینی با نابود سازی مهم ترین آبخوان ها و آلوده سازی های بی مهابا ، منابع آبی کشور را در شرایط وخیم و بحرانی قرار داده و نیز موجب فرونشست فاجعه بار نیمی از دشت های کشور شده است که نمونه های زیر نشان دهنده  آن است .
­ 4 دشت استان فارس به علت تداوم خشكسالي با مشكل تغييرات كيفي و كمي آب مواجه است و سطح آب در اين دشت‌ها به شدت افت كرده است . (مدير عامل شركت آب و فاضلاب استان فارس - ایرنا  22 شهریور 1386) 
    ­در حال حاضر۷۰ درصد منابع آبي كشور به دليل استفاده نامناسب به‌هدر مي‌رود كه از ‪ ۳۰درصد باقي مانده تنها يك سوم آن قابل بهره برداري است. (رييس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور- ایرنا  28 آبان 87)
    ­ 15 حوزه از 17حوزه‌ آب‌هاي زيرزميني استان مركزي با افت شديد آب مواجه است (مدير حفاظت از منابع آبي شركت آب منطقه‌اي استان مركزي- فارس 21 فروردین 1387 )
   ­ سالانه 325 هزار تن زباله به حوضه رود خانه های کرج و جاجرود وارد می شود ( محمد باقر صدوق مدیر کل محیط زیست استان تهران 8 بهمن 1387 – همشهری)
   ­هم‌اكنون 12 دشت خراسان شمالي با مشكل جدي كاهش آب مواجه است. (رئيس جهاد كشاورزي خراسان شمالي خبر گزاری فارس -30 آذر 87)
   ­ روز به روز به دليل کاهش حجم آب زيرزميني، تعداد روستاهايي که مشکل آب شرب دارند در سطح استان کرمانشاه بيشتر مي‌شود ..( مديرعامل شرکت آب وفاضلاب روستايي استان کرمانشاه -  ایسنا 17خرداد1388) 
 ­ یکصدو بیست حلقه از 300 حلقه چاه چاه‌هاي آب كشاورزي اين شهرستان خشك شده است.. وجود برخي صنايع شيميايي و كارخانه‌ها در كنار اراضي كشاورزي شهرستان گچساران همچنین موجب بروز مشكلاتي در بخش كشاورزي شده است (رييس اداره منابع آب گچساران - ایرنا  18 شهریور 87)
نمونه های بیشتری  ار این دست در بخش دوم  مبحث یک آورده شده است
 

 

 

\ توسعه راه سازی های فله ای  با  برهم زدن تعادل طبیعی با ارزش ترین اکوسیستم های حیاتی در حساس ترین و پرتنش ترین کوهستان های کشور
یکی از آسیب های حاصل از سیاست های بخشی نگر ، توسعه شبکه راه هایی است که  عموماً  نه براساس نیاز مردم بلکه براساس اهداف سوداگری احداث  شده است . یا راه سازی هایی که  تنها با توجیه کوتاه کردن مسیر آنهم  در حد 2 یا سه ساعت کلنگ خورد  و خسارت های غیر قابل بازگشت به منابع حیاتی و ملی وارد کرد. در زیر به برخی از این نوع راه ها اشاره می شود :
×آزاد راه تهران- شمال که به درستی کانون دیده بانان زمین آن را طرح بيابان سازی تهران – شمال خوانده است . راهی که  برای احداث آن خیانت های بزرگی به میراث طبیعی این  نسل و نسل های آینده شد. راه  مصیبت بار و بی سرانجامی که ساخت آن در 19 آذر ماه 1375 آغاز شد که نه توجیه زیست محیطی داشت،  نه توجیه اقتصادی ، نه توجیه عملکردی و نه توجیه اجتماعی  و اکنون که 14 سال  از آغاز عمليات اجرايي آن مي گذرد تنها  6 درصد پيشرفت فيزيکي داشته است .جوادي رييس سازمان حفاظت محيط زيست  در 16 تیر 1386 یعنی یازده سال بعد از کلنگ زنی آن می گوید : در بازديدي که از فاز 3 اين آزاد راه داشتيم هنوز مسير براي ما روشن و مشخص نيست (ایرنا- 16تیر 1386 ) . این طرح که نمونه بارزی از یک طرح فله ای با اهداف سوداگری زمین ، جنگل و معدن است ،  نه  در تعیین مسیر ، نه  در بر آورد هزینه ، نه در زمان بندی اتمام پروژه  برآورد  درستی انجام نداده است . حتی به گفته مجریان طرح که مدعی بودند که ساخت  پروژه به دست مشاورين داخلي و اجراي آن نيز توسط نيروها و پيمانکاران کشور صورت مي يابد، موفق نبوده است به گونه ای که تا کنون که تنها 6درصد پیشرفت فیزیکی داشته است پای بسیاری از شرکت های  اروپایی  ، روسی و  چینی به این طرح باز شده است.   Ùمعصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست  در16 فروردین 1385 در روزنامه اعتماد ملی  در مورد ارزیابی های زیست محیطی آزاد راه تهران – شمال در یک پاسخ حیرت انگیز می گوید:  " ارزیابی های زیست محیطی را ما از سال 1378 شروع کردیم و در سال 1376  در مورد آزاد راه تهران شمال- ارزیابی زیست محیطی داشتیم که ناقص بود چرا ؟ چون شرکت مشاور و استاد دانشگاه نداشتیم که بتواند ارزیابی را انجام بدهد.  "
به علاوه در  اجرای همین6 درصد که 14 سال به طول انجامیده است اراضی ملی بسیاری تصاحب شد ، تخریب شد  و بی قانونی های بسیاری انجام شده  است. چند نمونه زیر آنهم از سوی سازمان مسئول واگذار کننده جنگل و زمین خود داستان بدون شرح تاسف باری است   :
Ùمعاون سازمان جنگل ها در  اسفند  1382 در مورد  واگذاي زمين هاي اطراف آزاد راه – تهران شمال  می گوید :  واگذاي زمين هاي اطراف آزاد راه  تهران –شمال غير قانوني است و در  ارديبهشت 1385 سازمان بازرسي کل کشور به مصوبه هيات وزيران که طي آن به پيمانکار مجري طرح Ù آزاد راه تهران – شمال  اجازه داده است حدود 62/5 ميليون متر مربع از اراضي ملي را به عنوان بخشي از بهاي اين آزاد راه تصرف کند ، اعتراض می کند و اعلام می نماید که  اين مصوبه با قانون مواد 32 و 33 آيين نامه واگذاري اراضي دولت و همچنين با قوانين حفظ و نگهداري اراضي جنگلي و منابع طبيعي مغايرت دارد و ضمن شکايت از مصوبه هيات وزيران، خواستار ابطال اين مصوبه در ديوان عدالت اداري  می شود.
 و یا در نمونه ای دیگر، Ùيوسف حجت- معاون سازمان حفاظت محيط زيست در روز نامه  ايران23 اسفند 1382 می گوید  به رغم ممنوعيت ساخت و ساز در اطراف آزاد راه تهران – شمال همچنان مجوز ها از سوي بخشداري ها صادر مي شود. به بيان معاون نيروي انساني سازمان حفاظت محيط زيست اين مجوز هاي غير قانوني متاسفانه از سوي دو کميسيون ماده 5 و 13 صادر مي شود . دکتر حجت در اين باره گفت : واقعيت امر اين است که کنترل ساخت و ساز ها به افرادي واگذار شده است که خود آنان در صدور مجوز ها ذينفع هستند . وي می گوید :  صدور مجوز براي ساخت و ساز در خارج از شهر به عهده کمیسيون ماده 5 و صدور مجوز در داخل شهر به عهده کميسيون ماده 13 است که متاسفانه ما شاهد اين واقعيت تلخ هستيم که بر خلاف منافع و مصالح عموم و جامعه اين مجوز ها صادر مي شود.
 و یا  Ùشمس الله شريعت نژاد معاون امور جنگل هاي شمال سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخيز داري کشور  در همشهری 23 آذر  1384  از واگذاري غير قانوني 1100 هکتار از جنگل هاي بکر اطراف آزاد راه تهران – شمال توسط بنياد مستضعفان خبرمی دهد و اعلام می کند که : طبق مصوبه هيأت دولت در مهر ماه 1375 قرار شد 6300 هکتار از اراضي غير جنگلی اطراف آزاد راه که معارض نداشته باشد و در محدوده منطقه حفاظت شده البرز مرکزي نير نباشد بابت تأ مين بخشي از هزينه احداث آزاد راه به بنياد واگذار شود که تاکنون حدود 50 درصد  اين اراضي واگذار  شده است . وي می گوید: متاسفانه علي رغم مصوبه دولت، جنگل هاي ملي هم واگذار شد که تخلف محض محسوب  مي شود و با گزارشي که رياست جديد سازمان  جنگل ها به رئيس جمهوري ارائه دادند ايشان با بررسي موضوع دستور باز پس گيري جنگل هاي ملي شده از سوي بنياد مستضعفان را صادر کردند... پيش از اين نيز Ùخداکرم جلالي رئيس سازمان جنگها مراتع و آبخيز داري اعلام کرده بود طبق گزارش سازمان بازرسي کل کشور بخش هايي از اين جنگل ها در کلاردشت توسط بنياد به اشخاص ثالث واگذار شده که متاسفانه تغيير کاربري هم داده شده و با انجام ساخت و ساز در آنها خسارت هاي زيادي به جنگل وارد شده است
و یا Ùمعاون امور جنگل هاي شمال سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخيز داري در همشهری 26 آذر 1384 می گوید:   برخلاف ادعاي شرکت آزاد راه تهران- شمال که اظهار داشته اند اراضي واگذاري ماهيت جنگل ندارد بايد عرض کنم متاسفانه بخش هايي از اين اراضي اتفاقاً 100 درصد جنگل بکر و ملي بوده که بر خلاف مصوبه هيات دولت واگذار شده که براي نمونه ، مي توان از جنگل هاي اطراف روستاي  مجل در کلاردشت و يا روبروي پمپ بنزين کلاردشت نام برد .
کانون دیده بانان زمین تا کنون چند ین گزارش خود را به موضوع آزاد راه تهران-شمال اختصاص داده است که می توانید آن را در  عنوان های زیر و در آرشیو- آزاد راه تهران-شمال -  در سایت کانون دیده بانان زمین مطالعه کنید:
vتخریب بی محابای حوزه آبخیز  لانیز تصویری از فاجعه بیابان زایی در البرز مرکزی - با اجرای تنها 6 درصد از طرح آزاد راه تهران – شمال
vاگر  آزاد راه تهران - شمال يک طرح ملي است اما به يقين حفظ منطقة حفاظت شدة  البرز مرکزي يک حق ملي است ! پاسخ به  اظهار نظر دادستان کل کشور در 12 شهريور 86
v"تالون"در منطقه حفاظت شده البرز مرکزی در چنگال  تخریب آزاد  راه  تهران - شمال
vآزاد راه تهران- شمال  طرح بيابان سازی تهران – شمال
ابعاد تخريب آزاد راه تهران – شمال   تنها به این راه ختم نمی شود بلکه  آزاد راه تهران – شمال پروژه ای کلیدی برای چنگ اندازی به بهترین و حیاتی ترین میراث ملی بود . در این میان  پروژه تعریض راه فشم کلید رمز این چنگ اندازی ها بود که  کانون دیده بانان زمین در گزارشی تحت عنوان : "تعريض راه فشم به گرمابدر به سود کوهخواران به ضرر منابع ملي"  به آن پرداخت . بعلاوه  پروژه های دیگری  نیز در این رابطه  طرح  و عملیات آن اجرایی شد نظیر ×راه نور -بلده-گرمابدر که از پارک ملی لار عبور می کند و یا ×پروژه  آهار – شهرستانک   و یا ×پروژه  امامزاده هاشم و...که همگی شبکه تکمیلی یک طرح غارتگرانه کوهخواری بود. ×راه وازک- بلده در اثر فشار های دوستداران طبیعیت آنقدر  پیچ و تاب پیدا می کند و عقب می افتد که Ùصدای ناطق نوری  نماینده نور سر انجام در می آید و به ایرنا می گوید این جاده که کلا 115 کیلومتر است از 10 سال پیش در حال احداث می باشد و من نمی دانم چرا تمام نمی شود(  ایرنا 24/4/1382 )

هزینه این  راه سازی های فله ای که هیچیک نیز  احداث نشد فقط  تخریب های وسیعی   بود که  نه تنها بر گرده این نسل بلکه بر گرده نسل های آینده و با تخریب میراث طبیعی ملی و حیاتی این کشور پرداخت شد. به عنوان مثال  × تونل سازي  در مشاء دماوند که  عمليات آن حدودا در سال 1381 در روستاي مشاء و در ارتفاع تقريبي 2250 متري از سطح دريا آغاز می شود .. این تونل نیز تنها با توجیه کوتاه تر کردن راه  تهران- شمال بوده است . انفجار های رخ داده در این تونل سازی  موجب انهدام لایه های  منسجم زمین ساختی و  تخريب سفره هاي آب  ميليون سالي آنهم در یکی از حساس ترین   بستر های  زمين ساختي زون خرده شده البرز مرکزي  و  بر روی گسل فعال "مشاء " شده است . گزارش کانون دیده بانان زمین  را در همین سایت  با این عنوان  بخوانید :   تونل سازي در مشاء دماوند موجب تخريب مخازن آب زيرزميني شد (مرداد 1384)

ساخت جاده در ارتفاع چهار هزارو 200 متری  دماوند. با اهداف سوداگرانه از یک میراث طبیعی ملی  و  برهم زدن  اکوسیستم طبیعی  از جمله تخریب  یخچال ها ، تخریب آبخیز های با ارزش و بستر تامین آب بسیاری از چشمه های حیاتی ، ایجاد بستر هایی برای تشدید فرسایش این کوهستان که در سال 1387 در فهرست میراث ملی به ثبت  می رسد .

 نمونه های بیشتری از راه سازی های  فله ای  در مناطق حفاظت شده ،تالاب ها و جنگل های باستانی :

با این عنوان می توان به  × پروژه راه سازی در دل تالاب  بین المللی انزلی،  ×راه سازی  در دل  پارک ملی گلستان ، ×راه سازی در دل  جنگل های باستانی " ابر"   ،× راه سازی در دل  دریاچه ارومیه ، ×راه سازی در دل پارک ملی خجیر ، ×راه سازی در منطقه حفاظت شده ارژن و   پریشان  و ... اشاره کرد که کانون دیده بانان زمین در مورد هریک گزارش هایی نیز تهیه کرده است که می توانید در سایت دیده بانان زمین مطالعه کنید. در زیر  به برخی نظرات مسئولین امر در رابطه با  این نوع راه سازی ها اشاره می شود :  

× 500 هکتار از تالاب انزلی با ایجاد کنار گذر خشک خواهد شد (  باقر زاده کريميکارشناس مسئول تالاب هاي سازمان حفاظت محيط زيست -مهر  18 شهريور 86 ) جاده كنارگذر انزلي يك طرح ملي است و ساخت آن متوقف نخواهد شد ( استاندار گيلان :ایرنا 13 بهمن 86)
×شهرياري مدير کل محيط زيست استان گلستان : توافق انجام شده بين سازمان محيط زيست و وزارت راه و ترابري مانند عهد نامه ترکمنچاي بود ، وي مي گويد سازمان حفاظت محيط زيست در اين توافقنامه هيچگونه ارزيابي زيست محيطي و طرح ونقشه  براي بازسازي جاده گلستان از مجريان در خواست نکرده است... چند بار به آنها گفتيم که مي خواهيد جاده تعريض کنيد گفتند نه اما اخيراً ديديم که فضاي زيادي را صاف کرده اند. وی  در مورد قطع درختان مي گويد : در طول 15 کيلومتر فاز اول اين پروژه هزار اصله درخت با ديواره بتني در تعارض شناخته شده است که هنوز موافقتي براي قطع آن صورت نگرفته است. وي مي گويد احداث جاده جديد و ديوار حائل اصل پارک ملي را زير سئوال مي برد . 23مهر  85 
×ابتکار رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست در مورد دریاچه گهر به ایرنا می گوید :  ما با احداث این راه تا مرز دریاچه مخالفیم اگر چه فشار های متعددی از ناحیه مقامات محلی این استان ( لرستان ) برای احداث این راه وجود دارد... ( ایرنا 10/3/1382) 
×هزاران اصله درختان تنومند  راش در منطقه توریستی " داماش " واقع در رودبار گیلان به بهانه احداث جاده  قطع شد.براساس این گزارش ، شهرداری ، شورای شهر و جنگل بانی " پره سر " رودبار که نقش محوری را در این قضیه داشند .، تاکنون پاسخگوی اقدامات غیر قانونی خود نبوده اند . ( 6 اردیبهشت 85  همشهری )
×در جاده سازی اصولی ، مهم این است که شریان حیاتی جنگل یعنی آبراهه ها قطع  نشود . در حالی که من در جنوب تنکابن و " جنگل دو هزار   "  با یک طرح جاده سازی مواجه شدم که تمام آبراهه ها قطع شده بود و وقتی به پیمانکار اعتراض کردم، گفت ما اول جاده را می کشیم بعد تکلیف آبراهه ها را مشخص می کنیم . این وضعیت سبب می شود خاک فراوانی پشت آب جمع شود  تعادل جریان هیدرولوژیکی از دست برود .( مسعود باقر زاده کریمی کارشناس بخش تالاب ها در سازمان حفاظت محیط زیست -26 دیماه 1379 - روزنامه ایران )
×راه " وازك  به بلده اين محل كه كاملاٌ پوشش جنگلي داشته است با درختان تنومند راش.قبل از ايجادترانشه طي هزاران سال در يك تعادل هيدرولوژيكي و اكولوژيكي بوده است .با احداث جاده اي به عرض متوسط 12 متر می بینیم که چه نشده است !  شاید روزی که مهندس راه سازی با دستگاه های سنگین به این منطقه رسیدند بسیار خوشحال بودند از اینکه کارشان پیشرفت خوبی دارد و دستگاه ها خوب پیش میروند چون رسوبات منطقه از نوع سست و رطوبتی بوده و نیاز به انفجار یا حتی فشار آوردن به دستگاه ها را نداشت و با نخستین ترانشه ها روي دامنه، هر روز  تخریب پشت تخریب و لغزش ها یکی پس از دیگری . لغزش ها هم در دامنه های بالا دست جاده و هم لغزش خود جاده ... لغزش ها ‏ بیشتر در حوزه" گلندرود "رخ داده است . حجم كل خاكبرداري در اين مسير براساس محاسبات  4200000 متر مكعب بوده  که مستقیما وارد رودخانه گلندرود شده است از این مقدار خاک 2/4  میلیون تن مقدار زیادی خاک سطحی و گیاه خاک از دسترس خارج شده است . (گزارش نقش راه ها در تولید رسوب و ایجاد فرسایش – مهندس کریم شکری مدیر آبخیز داری سازمان جهاد سازندگی )
×عبور دادن اتوبان 4 بانده از پناهگاه حیات وحش " قمشلو " این اتوبان  عملا پناهگاه را که زیستگاه پلنگ و محل زمستان گذرانی پستانداران بزرگ جثه بود به جزیره های مجزا تقسیم می کند  و پیوستگی این زیستگاه را برهم زده و آن را تکه تکه می کند . 

×و.....

4 از 17 

 ادامه

                         

صفحه اصلی