کانون دیده بانان زمین در بررسی180 منطقه حفاظت شده در اکوسیستم های کوهستانی و

تالابی ثابت می کند که حفاظتی بودن این مناطق دروغی بیش نیست

 

ادامه بررسی ناحیه دو-مناطق حفاظت شده البرز شرقی

گروه چهار مناطق حفاظت شده البرز شرقی:  

ذخیره گاه زیستکره  وپارک ملی  گلستان-منطقه حفاظت شده لوه-منطقه حفاظت شده زاو(زاو الف-زاو ب )

 در تقسیمات کانون دیده بانان زمین، گروه  چهارمناطق حفاظت شده کوهستان البرز شرقی در بر گیرنده پارک ملی و ذخیرگاه زیستکره گلستان وسه منطقه حفاظت شده  لوه ،زاو الف وزاو ب  قرار داده شد.

سه منطقه حفاظت شده لوه ، زاو الف و زاو ب  متصل به یکدیگر و متصل به شمال  غربی و غرب پارک ملی گلستان هستندکه در مجموع با مساحتی بالغ بر 105 هزارهکتار،شامل می شود.

این مجموعه بهم پیوسته در برگیرنده آخرین بستر های جنگل های باستانی هیرکانی در این بخش از البرز شزقی است.  افزون بر آن  آثار تاریخی  که تاکنون یافت شده  در این مناطق نموددیگری از هویت زیستی ایران زمین در این منطقه باستانی البرز شرقی است ، آثاری چون :

  •  تپه  تخته گل مربوط  به هزاره پنجم تا هزاره اول پیش از میلاد. (ضلع شمالی رودخانه مادر سو)

  •   منطقه باستاني قرغون، شهر مدفون شده سولرآقا در ارتفاعات قرغون (شمال غربي ذخيره گاه زیستکره گلستان)

  • منطقه باستاني قوشه تپه ( داخل جنگل لوه )

  •  منطقه باستاني ساريسيد مربوط به هزاره پنجم قبل از میلاد (در حد فاصل پارک ملی گلستان و مناطق حفاظت شده لوه و زاو ب )

  • محوطه  تاریخی میان تیره تخت سروا متعلق به دوران پیش از تاریخ ( در منطقه حفاظت شده لوه ضلع شمالی روستای کندسکوه در دامنه ارتفاعات کوسوان)

  • آثار باستاني تخت سليمان ( روستاي تنگراه )

  •  منطقه باستاني شغال تپه (در جنوب منطقه حفاظت شده  زاو ب)

  •   منطقه باستاني بي بي صنم و دخمه هاي آن (در نزدیکی کوه آلمه در پارک ملی گلستان ) 

  •  تپه باستانی آب پران متعلق به هزاره اول قبل از میلاد که به در فهرست آثار ملی ثبت شده است.

  •  آتشكده و كليساي اسپاخو ( روستاي اسپاخو در حاشیه شرقی پارک ملی گلستان)

  •  منطقه باستاني نعلين(  محدوده دشت شاد در جنوب غربی پارک ملی کلستان)

  •   غار باستاني سولگرد ( شمال شرقی پارک ملی گلستان )

  • گورستان باستانی خوجه نارنج منسوب به هزاره پنچم تا هزار اول پيش از ميلاد ( جنوب پارک ملی گلستان)

  •  منطقه باستاني خوجه صالح (در شمال کوه قره کسمور در منطقه حفاظت شده  زاوب )

  •   و.....

در ادامه ضمن مروری به شاخص ترین ویژگیهای طبیعی این چهار منطقه،  مواردی  مستند از  عدم حفاظت از این مناطق ارائه می شود:

 

 

منطقه10 البرزشرقی

ذخیره گاه زیستکره و پارک ملی گلستان  

IRAN-Golestan Biosphere Reserve & National Park   1

پارک ملی گلستان در سال 1336  با نام  آلمه وایشکی  تحت حفاظت کانون شکار قرار گرفت . در سال 1343 این منطقه  به پارک حیات وحش محمد رضاشاه  تغییر نام داد .در سال 1354 به عنوان ذخيره گاه بيوسفري جهان در ليست يونسکو ثبت شد  و در سال 1355 این منطقه به صورت يک منطقه واحد به وسعت 125 هزار و 895 هکتار به نام "پارک ملي محمد رضاشاه"  تحت حفاظت قرار گرفت . بعد از انقلاب در سال 1357، منطقه قرخود از این پارک  جدا شد و  با مساحت 91هزار و 895 هکتار به پارک ملی گلستان  تغییر نام داد. در دهه 80  معادل 4هزارو 495 هکتار از مساحت آن کاسته شد و آخرین  مساحت پارک ملی گلستان بر پایه اطلس مناطق حفاظت شده(چاپ 1385) 87 هزارو 402 هکتار اعلام شده است .

ذخیرگاه زیستکره و پارک ملی گلستان از شمال غرب و غرب به مناطق  حفاظت شده لوه ، زاو الف، زاو ب، و از شرق به منطقه حفاظت شده  قرخود متصل است از جنوب نیز در 25 کیلومتری شمال پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق  قرار گرفته است.

 پارک ملی گلستان در فاصله31 کیلومتری کلاله،  75 کیلومتری جنوب مراوه تپه ، 75 کیلومتری شرق مینودشت  ، 140 کیلومتری گرگان و 107 کیلومتری بجنورد قراردارد.

ذخیرگاه زیستکره و پارک ملی گلستان منطقه ای کوهستانی است و فقط در ناحیه جنوب شرقی آن دشت کوچک میرزابایلو واقع است که زیستگاه آهو است. بخش وسیعی از پارک ملی گلستان  در حوزه آبخیز رودخانه مادرسو قرار دارد که شرقی ترین آبخیز های رودخانه دوغ از زیر شاخه های مهم گرگان رود است . رودخانه مادر سو به طولی حدود 32 کیلومتربه موازات آزاد راه گرگان- بجنورد درمیانه غربی پارک ملی گلستان جریان دارد.

ابر سازه های آب ساز طبیعی  پارک ملی گلستان در برگیرنده کوه آق مزار(2411متر)  کوه آلوباغ(2157متر)،  کوه بیگلو(2005متر)کوه نارچی (1875متر)، کوه آلمه ، کوه قرغون، کوه ایر قاشلی، کوه داش خرمن، کوه گلزار، کوه کندسکوه ، کوه باغداگلن، کوه قزل گلده،کوه یلاق، و...می باشد .

چشمه های بسیاری در  پارک ملی گلستان بروز و ظهور دارند چون  چشمه گلستان، چشمه گلشن، چشمه جانسو، چشمه شاخا، چشمه ایلانلی،چشمه افرالی، چشمه آق سو، چشمه کویلر،چشمه خان دوش، چشمه آلوباغ، چشمه لته گرگها ، چشمه شارلق، چشمه آلمه ، چشمه کرکولی- چشمه نرگس لی، چشمه پودنلی،  چشمه بی بی صنم ، چشمه مرغزار و...که آب آنها از طریق رود دره هایی چون دره آبشار،  دره آق سو، دره آدام چاغران، دره قرغون، دره کندسکوه ، تنگه گل، دره شاه تیغ، دره کرکولی و...عمدتا به رود مادر سو و برخی از طریق رود دره هایی چون رود دره آلمه ، دره دگرمانلی، دره خشک ، دره نگار بن ، و... پس از تغذیه زیستگاه های پارک ملی گلستان نهایتا به خارج از پارک ملی  هدایت می شوند.

 گفتنی است غیر از مراکز آبی یاد شده از  آبشارگلستان. آبشار آق سو ،دریاچه زیبای سولوکلی نیز می توان نام برد دریاچه ای در ارتفاع 1380 متری ودر بخش غربی پارک ملی گلستان .

 

 ذخیره گاه زیستکره و پارک ملي گلستان  

ماخذ تصویر اطلس مناطق حفاظت شده سال 1385- تکمیل  عوارض طبیعی و مکان های جمعیتی و مشخص کردن مناطق حفاظت شده متصل به  آن و ... از کانون دیده بانان زمین

 

 

بخش وسیعی از ذخیرگاه زیستکره و پارک ملی گلستان بویژه در غرب آن طی میلیون ها سال در این اکوسیستم های کوهستانی بستر بالندگی جنگل های باستانی هیرکانی بوده اند با گونه هایی چون انجیلی، سفید پلت، توسکای ییلاقی، ممرز، نمدار،ون، بارانک، پلت، و... و جنگل هایی خلق کردند که از سالیان دور در نزد مردم محلی معروف بوده اند چون جنگل سواربانی ،جنگل تخته گردا ، جنگل آدم چاغران ، جنگل تنگه گل، جنگل جمشید آباد، جنگل خان دوشن، جنگل تنگه راه ، جنگل آق سو، جنگل آبشار ، و...

گفتنی است  هرچه به طرف شرق پارک ملی گلستان برویم   ، جنگل های مرطوب هیرکانی به علت  تغییر اقلیم ، به تدریج جای خود را به پوشش های اقلیم های نیمه خشک تا خشک می دهند شامل درختچه های جوامع گذار چون سیاه تلو ،زالزالک ، کرکو و... تا جنگل های  اُرس تا جوامع سرو های خوابیده  تا انواع گون، ، انواع درمنه ، و....

در بهمن ماه سال 1383 کتاب فلور پارک ملی گلستان تالیف دکتر حسین آخانی، دکترای گیاه‌شناسی از دانشگاه مونیخ آلمان و استاد دانشگاه تهران ، توسط دانشگاه تهران منتشر شد این کتاب حاصل تحقیقات دکتر حسین آخانی از گیاهان پارک ملی گلستان است که از اواسط دهه 60 به عنوان تز دکترا آغاز شده و تا پیش از چاپ کتاب ادامه داشته است. حاصل این پژوهش ها به جمع آوری و مطالعه 3760 نمونه گیاهی منجر شد. دکتر حسین آخانی در این کتاب ضمن معرفی گونه های گیاهی و جوامع گیاهی و موقعیت جغرافیایی هر یک از نمونه های مطالعه شده در پارک ملی گلستان ، این نکته مهم را یاد آور می شود که  تنوع زیستگاهی در پارک ملی گلستان باعث شده است که گونه های زیادی در زیستگاه ها با  مساحت های کوچک یافت شوند و در صورتی که این فضاها بنا بر هر دلیلی (آتش سوزی، سیل ، چرای دام) تخریب و یا محدود شود نتیجه آن تهدید و یا حذف گونه های نادر خواهد بود !!!

افزون بر این  تا قبل از تخریب های وسیع پارک ملی گلستان ، 69 گونه پستاندار ، 149 گونه پرنده، در این پارک همراه خزندگان و ماهیان بسیار شناسایی می شوند جانورانی نظیر : پلنگ، یوز پلنگ( نابود شد) ، ببر ایرانی (نابود شده)خرس قهوه ای ، قوچ و میش اوریال( در سالهای 55 و 56 تعداد آنها یازده هزار راس برآورد می شود ) ، مرال (درسال1356 تعداد آنها دو هزار راس بوده ) ، سمور جنگلی،گراز، آهو، شوکا، گربه جنگلی، عقاب طلایی، عقاب شهاهی، بالابان، شاهین، هما، عقاب دریایی دم سفید، قرقاول، کفچه مار، افعی، و....

مراکز جمعیتی که در  داخل و مرز پارک ملی گلستان قرار دارند عبارتند از :  روستای تنگه گل ، کمپینگ گلزار، روستای مزارلی، روستای آلمه ، روستای تنگراه،  روستای  قوشه( قوش) چشمه ، روستای کندسکوه (شهرستان گالیکش) روستای دشت شاه(شهرستان شاهرود) روستای سولگرد، روستای رباط قره بیل،روستای میرزابایلو ، روستای آرمودنو، روستای قلعه چشمه خان،  روستای دشت(شهرستان گرمه) 

 

 

 ذخیره گاه زیستکره و پارک ملي گلستان  - چشم اندازی از محدوده قوش چشمه 

ماخذ تصویر : پایگاه خبری نیلکوه-  1393

 

 

 ذخیره گاه زیستکره و پارک ملي گلستان  - آبشار آق سو

ماخذ تصویر : پایگاه خبری نیلکوه-  1393

 

 

 

حفاظتی که انجام نشد

 

با وجود مسئولیت سنگینی که بر دوش دولت ها برای حفاظت از پارک ملی گلستان بود  و با وجود تعهد بین المللی که دولت ایران برای حفاظت از ذخیره گاه زیستکره گلستان این میراث طبیعی نسل ها به جهان  داده بود و با وجود میلیاردها دلار درآمد های نفتی ، این پارک ملی حفاظت نشد !!!!

در ادامه در قالب چند محور مستند هایی دال بر حفاظت نشدن   ذخیره زیستکره وپارک ملی  گلستان ارائه می شود :

جنگل سوزی و خاکستر سازی ذخایر ژنتیکی در ذخیره گاه زیستکره  گلستان  به دلیل عدم تجهیزات موثر فوری خاموش کردن آتش ، علی رقم میلیارد ها دلار درآمد های نفتی

 

برخی اخبار رسانه ای شده جنگل  سوزی پارک ملی گلستان  :

18 مرداد 1385 ایرنا: آتش در پارك‌ملي گلستان- وسعت منطقه آتش‌سوزي 430هكتار اعلام شد. این آتش سوزی پس از 131ساعت مهارشد.

 26مرداد1387 ایرنا:۱۰۰ هكتار از ناحيه استپي جنگلي و جنگل هاي تنك در منطقه آلمه پارك ملی گلستان در آتش سوخت

3آذر 1389وبلاگ گرگان ما : ابتدای صبح یکشنبه ٣٠ آبان ماه به جهت بروز آتش در پارک ملی گلستان..... منطقه فرماندهی عملیات در حاشیه روستای دشت خراسان شمالی بود ..... منطقه فرماندهی عملیات اطفا حریق ، دشت بزرگی به وسعت حدود ٣٠ هکتار بود ....

31 شهریور 1392 روزنامه شرق : "پارك ملي گلستان در آتش، بالگردها هنوز نيامده اند" سه هزار هكتار پوشش مرتعي و علفزار و اُرس هاي نيم سوز «دره گشاد» پارك ملي گلستان، پس از گذشت چهارروز پي درپي و جدال با آتش، در عطش رسيدن هليكوپترهاي امدادي همچنان مي سوزند. هليكوپترهايي كه قرار بود به زودي از راه برسند؛ اما تنها يكي شان آمد؛ آن هم نه آبي آورد و نه امدادي. تنها استاندار گلستان جواد قناعت را با خود آورد و زود هم برد. حالاآتش در پارك ملي گلستان، پس از مهار، دوباره شعله ور شده است. آتشي كه عصر پنجشنبه با بيل و كلنگ و سمپاش ها و دبه هاي آب و با دست هاي خالي محيط بانان و كارشناسان محيط زيست گلستان خاموش شده بود نيمه هاي شب جمعه، دوباره با وزش باد جان گرفت وسياه تلوها  و  اُرس  هاي نيم سوخته را در پشت پاسگاه محيط باني«شارلق» به كام خود كشيد….. بر پایه وبلاگ دکتر آخانی در30 شهریور 1392 بیش از 3 هزار هکتار از بهترین رویشگاه های گیاهان بومی ایران خاکستر شده و مناطق وسیعی از پارک ملی گلستان از پاسگاه شارلق گرفته تا دره گشاد، چُنده عباس، قَره تیکان، آلمه، چشمه کَرکولی، چشمه طاقان،خرس دره تا نزدیکی دگرمانلی و قره گینه خاکستر شده است. جنگلهای ارس، کرکو و استپهای کوهستانی منطقه به کلی نابود شده اند. این منطقه هات اسپاتتنوع زیستی پارک است و بسیاری از گونه های گیاهی بومی در این محدوده رشد می کنند. ....

27 مهر1392 آوای ترکمن - امروز مسافرانی که در حال عبور از پارک ملی گلستان بودند محیط بانان پارک ملی را از وقوع آتش سوزی در محدوده پارک ملی گلستان تا پایگاه چوبی ( شارلق) باخبر نمودند. شارلق محل وقوع آتش سوزی چند هفته پیش بود که حدود 100 هکتار از مراتع و جنگل های درختان ارس در آنجا سوختند.تاکنون حدود 3 هکتار از مراتع طعمه حریق شده است........

9 بهمن 1392 ایرنا -احمد دباغیان مسوول روابط عمومی حفاظت محیط زیست گلستان: آتش سوزی که عصر سه شنبه در پارک ملی گلستان رخ داد، در منطقه قوش چشمه پارک ملی گلستان رخ داد.علت آتش سوزی که در وسعت یک هکتار روی داد، در دست بررسی است........

اول تیر1393روابط عمومی فرمانداری گالیکش : آتش سوزی به بخش هایی از جنگل گلستان سرایت کرد و موجب آتش گرفتن بخش هایی از درختان جنگلی شد.

14تیر1393 خبرگزاری مهر : محدوده پيچ سليمان كشته پارك ملی گلستان برای چندمین بار آتش گرفت-احمد دباغیان سرپرست روابط عمومي سازمان حفاظت محيط زيست استان گلستان گفت : در يك ماه گذشته اين سومين آتش سوزي در پارك ملي گلستان بوده، وی يادآورشد: ۳۱ خردادماه نیز درست همین نقطه از پارک ملی گلستان طعمه حریق شد و علی رقم تلاش های فراوان محیط بانان و مردم حدود 50 هکتار از اراضی پارک در این محدوده بطور کامل در آتش سوخت.

17تیر1393 خبرگزاری مهر- جواد سلياري رئیس پارک ملی گلستان : ...حدود 50 هكتار از اراضي ييلاق دشت آتش گرفته،......وی گفت منطقه ييلاق دشت در سال 1374 به وسعت400 هكتار آتش گرفته بود و سال 1389 در مجاور اين محدوده آتش سوزي به وسعت900هكتار رخ داد.

18تیر1393 ایسنا- دباغیان رئیس روابط عمومی اداره کل محیط زیست استان گلستان: در پی مهار آتش سوزی منطقه سلیمان کشته پارک ملی گلستان، مجددا عصر روز گذشته، 17 تیر، منطقه ییلاق دشت پارک ملی گلستان در حوزه محیط بانی دشت دچار آتش سوزی شد.با توجه به علفزار بودن این منطقه، آتش تا امروز، 18 تیر گسترش پیدا کرد که در پی تلاش‌های محیط‌بانان و مردم منطقه، حدود یک ساعت پیش این آتش سوزی مهار شد. پیش بینی می‌شود حدود 300 تا 400 هکتار از این منطقه در آتش سوخته باشد…..

۲۱مرداد ۱۳۹۳ خبرگزاری مهر-جواد سلياري رییس پارک ملی گلستان: .... منطقه ديواركجي، سلطان هوپي، آق سو و اولنگ در اين آتش سوزي سوختند......

25 مرداد 1393 جام جم آنلاین - الهه موسوی مشاور رسانه ای مدیر کل حفاظت محیط زیست استان گلستان گفت: بیش از ( هشت صد ) 800 هکتار از بخش های جنگلی و مرتعی پارک ملی گلستان در آتش سوزی اخیر سوخت و از بین رفت.وی افزود: درختان ارس از گونه های ارزشمند جنگلی هستند متاسفانه در این آتش سوزی با تمام تلاشی که برای نرسیدن آتش به ان قسمت از جنگل شد تعداد زیادی از آنها در آتش سوختند. .... در 24 ساعت اول آتش سوزی حدود 200 ( دویست ) هکتار از پارک ملی گلستان در آتش سوخت اما به علت نرسیدن کمک هوایی و بالگرد برای آبپاشی، حریق توسعه یافت و بیش از 800 هکتار از جنگل های گلستان را از بین برد....

3آبان1393احمد دباغیان مدیر روابط عمومی محیط زیست گلستان: نیروهای یگان حفاظت محیط‌بانی قوش چشمه یک مورد آتش‌سوزی در عمق منطقه‌ی قوشه چشمه را مهار کردند.... کارشناسان سطح آسیب‌دیده را حدود 7 هکتار برآورد کردند.

15دی 1393 ایسنا- مدیر روابط عمومی محیط زیست استان گلستان: آتش‌سوزی روز یکشنبه در پارک ملی گلستان باعث سوختن 4.5 هکتار از اراضی جنگلی شد . این آتش سوزی ، یکشنبه چهاردهم دی در مناطق قره قاشلی، اینچه سو و یاروم پله حوزه قوش چشمه در شرق استان روی داد ....

27مرداد 1394 ایرنا-  احمد دباغیان مسوول روابط عمومی حفاظت محیط زیست گلستان: یک فقره از این آتش سوزی ها در منطقه آبشار آق سو پارک ملی گلستان رخ داد .. این آتش سوزی به مساحت 1300 متر مربع بودو همچنین یک فقره آتش سوزی ...روبروی پاسگاه ایست بازرسی تنگراه رخ داد .. وسعت این آتش سوزی 400 متر مربع برآورد شده است....

10مهر1394 تسنیم-  اسماعیل مهاجر مدیرکل حفاظت محیط زیست استان گلستان  : آتش‌سوزی در منطقه النگ مرغزار پارک ملی گلستان که از دیشب آغاز شده بود، ظهر امروز توسط ماموران و کمک مردم مهار شد اما متاسفانه از دقایقی پیش آتش‌سوزی دوباره در این منطقه اغاز شده است... تاکنون حدود ۲۰ هکتار از مراتع در پارک ملی گلستان در آتش سوخته و همچنان آتش‌سوزی ادامه دارد.

11تیر 1397 -فارس - امیر عبدوس مدیرکل محیط زیست استان گلستا ن :....این اتش سوزی در عرض دو ساعت بیش از 100 هکتار از اراضی مرتعی را از بین برده است....وی افزود: عملیات مهار آتش سوزی از سوی یگان حفاظت محیط زیست آغاز شد اما از آنجایی که شب امکان مهار آتش سوزی وجود ندارد مابقی عملیات به فردا صبح موکول شده است.......

( عبدوس مدیرکل محیط زیست استان گلستا ن ظاهرا در شب با وجود نور خیره کننده آتش سوزی گسترده 100 هکتاری قادر به دیدن و در نتیجه اطفای حریق نیست !!!!و با این توجیهه مسخرها از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کند تا خللی به خواب شبانه اش وارد نشود و صبح بر سر لاشه مناطق سوخته این ذخیره گاه زیستکره اشک تمساح ریخته و به خیال خود سرملتی را به نفع مافیای زمین خوار کلاه بگذارد !! غافل از اینکه نام ننگین این مسئول بی  مسئولیت در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت خواهد شد !!!!)

 

12تیر 1397 -خبرگزاری مهر - امیر عبدوس مدیرکل محیط زیست استان گلستا ن : آتش سوزی در پارک ملی گلستان از عصر روز دوشنبه از اراضی مرتعی آغاز شد و به سرعت به اراضی جنگلی پارک تسریع پیدا کرد.وی با اشاره به این که حدود ۱۰۰ هکتار از اراضی مرتعی پارک ملی گلستان در آتش سوخته است، افزود: آتش سوزی به طور خطی در طول ۵.۵ کیلومتر پیشروی داشت و عرض آن حدود ۵۰ تا ۱۰۰ متر بود......

 

 

 

   راه زنی بزرگ و تکه پاره کردن زیستگاه های گیاهی و جانوری  در پارک ملی و ذخیره گاه زیستکره گلستان

برپایه  قوانين جهاني،  عبور دادن هر جاده از جمله جاده ترانزيتی  در  درون پارك هاي ملي ممنوع است . ولی  از آنجا که حفاظت از مناطق حفاظت شده حتی اگر تعهد بین المللی  دولت ایران  پشت آن  باشد برای مسئولین کشور  پشیزی ارزش ندارد ، لذا پارک ملی و ذخیره گاه زیستکره گلستان این میراصث طبیعی نسل ها در ایران و جهان  از هجوم  راه زنان در امان نماند. 

 

ساخت اتوبان چهاربانده در وسط پارک ملی گلستان

جاده گرگان – بجنورد در دهه 40  بر روی  یک راه خاکی کم عرض و بسیار پرخطر در گود ترین دره  پارک ملی گلستان (دره مادرسو) ایجاد شد . به نظر می رسید پس از انقلاب حفاظت از جان و مال مردم در جاده ها و همچنین حفاظت از میراث های طبیعی نسل ها  در اولویت هر تصمیم گیری قرار بگیرد!!! و انتظار می رفت  چنین مسیر های پر خطر و پر زیانی  مسدود و گزینه های مناسب دیگری برای آن انتخاب و به سرعت ساخته شود !!! ولی نه تنها چنین نشد  بلکه تعریض های فجیع تری در آن انجام شد . در تیر ماه 1382 دولت هشتم ، طرح ساخت جاده پارک ملی گلستان را تصویب کرد و بر اساس این مصوبه به وزارت راه اجازه داده شد که عملا عرض 6 متر این راه را به دو برابر برساند ( 11متر و 60 سانتیمتر )  و این تصمیم درست  هم زمان بود با برنامه راه اندازی کارخانه سیمان در قلب جنگل های باستانی هیرکانی در دو راهی کلاله و برای رساندن سریع سیمان به ترکمنستان!!!! و حتی سیل های مهیب در همین منطقه  در مرداد ماه 1380، مرداد ماه 1381 وخردادماه   1382 که در این سیل ها نزدیک به 400 نفر کشته و مفقود شدند.ذره ای تاثیر در تغییر تصمیم مسئولین  نداشت!!!!!  بخش زيادي از قربانيان سیل ، مسافران همین جاده ميان گذر پارک ملی گلستان بودند بودند. ولی با وجود وقوع این سیل های مهیب  و وارد آمدن خسارت های  مالی و جانی به مردم و علی رغم هشدار های بسیار از سوی تشکل های زیست محیطی  ، این راه زنی  ادامه پیداکرد و دولت نهم در سال 1385 ،با دهن کجی به همه این خواسته ها و تعهدهای ملی و بین المللی ،ضربات مرگبار خود را با تعریض های70متری و دیوار سازی های7 متری، بر کالبد ذخیره گاه زیستکره پارک ملی گلستان فرود آورد!!!

کانون ديده بانان زمين(  نسرين دخت خطيبي ، مينا محبوبي ، فرزانه رحيمي ، مینا و گيليانه حداد)  در مهر ماه همان سال (1385 ) از این اقدامات تخریبی در پارک ملی و ذخیره گاه زیستکره گلستان بازدید کرد .  در اين بازدید و مشاهده فجایع اتفاق افتاده ، گفتگويي نيز با معاونت طبيعي محيط زيست استان گلستان  آقاي مهندس شکيبا و چند تن از کارشناسان اين اداره انجام داد که گزارش آن را با عنوان"  تعريض جاده پارک ملي گلستان بر بستر سيل خيز يعني بازي با جان مردم و  عناد با منابع ملي " همراه با 11 سند تصویریارائه داد که در همین سایت قابل مطالعه  است . برخی مشاهدات کانون دیده بانان زمین منعکس در این گزارش  : 

  •  ادامه بي وقفه تعريض جاده در  بستر رودخانه

  •  خردشدگی قسمت هايي از پوزه هاي سنگي

  •  اشغال بخش مهمي از پارک ملي گلستان  ( کمپينگ گلزار ) به عنوان کارگاه راه سازي  

  •  تخریب و کوبیده شدن بخش وسيعي از بستر رودخانه  برای مسیر  جاده

  •  تخلیه شن و ماسه و قلوه سنگ از  بستر رودخانه و دپوی آن به شکل تپه هاي چند متري در کنار جاده. احتمالاٌ براي استفاده  زير ساخت جاده

  •  ايجاد ديواره هاي بتوني  به ارتفاع  بيش از 6 متر  

  •  برهم زدن  تعادل  طبيعي بستر رودخانه  

  •  پخش شدگی  آهک ، شفته ، سيمان ، روغن و ... در جاي جاي پارک ملی گلستان

  •  ماسه شويي و سنگ شکني در داخل پارک ملی گلستان

در بخشی از این گزارش کانون دیده بانان زمین بار دیگر تاکید و تکرار می کند که : ادامه این راه زنی  بازي خطرناک با جان مردم و هدر دادن بيت المال و وارد کردن ضربه نهايي  به با ارزش ترين پارک ملي کشور و جهان است و با چنين اقدامات غير اصولي و خطاهاي  زيست محيطي ، در آينده بايد شاهد  پيامد هايي چون تشديد سيل خيزي بود.  سيل نه يک احتمال بلکه  يک واقعيت تلخ خواهد بود که تنها شدت و مدت آن کم و زياد خواهد شد. و.....

اما متاسفانه نه این هشدار و نه هشدار های دیگر تشکل های زیست محیطی و برخی  رسانه ها ی مسئول ، هیچ تاثیری در عزم  راسخ  خودکامگانی که مناطق حفاظت شده یعنی این میراث طبیعی نسل ها را در حاشیه امن قضایی، ارث پدری می دانند نگذاشت !!!و اکنون نزدیک به یک دهه است  که  این راه زنی بزرگ که ذخیره گاه زیستکره و پارک ملی گلستان را دو نیمه کرد و برای ساخت آن هزاران  درخت از بازمانده های جنگل های هیرکانی ،  قطع شدند . این راه  همچنان از  آخرین بقایای حیات وحش ذخیره گاه زیستکره  گلستان ، قربانی می گیرد!!!!!

 

 

 داغان کردن اکوسیستم یکپارچه  ذخیره گاه زیستکره  و  پارک ملی گلستان توسط مافیای راه زن با ساخت اتوبان چهار بانده و و دیواره سازی های 7 متری !!!آنهم در دره سیل خیز " مادرسو"  

عکس از نسرین دخت خطیبی -1385

 

 

 داغان کردن اکوسیستم یکپارچه  ذخیره گاه زیستکره  و  پارک ملی گلستان توسط مافیای راه زن با ساخت اتوبان چهار بانده و و دیواره سازی های 7 متری !!!آنهم در دره سیل خیز " مادرسو"  

عکس از نسرین دخت خطیبی -1385

 

 

 داغان کردن اکوسیستم یکپارچه  ذخیره گاه زیستکره  و  پارک ملی گلستان توسط مافیای راه زن با ساخت اتوبان چهار بانده و و دیواره سازی های 7 متری !!!آنهم در دره سیل خیز " مادرسو"  

عکس از نسرین دخت خطیبی -1385

 

 

 داغان کردن اکوسیستم یکپارچه  ذخیره گاه زیستکره  و  پارک ملی گلستان توسط مافیای راه زن با ساخت اتوبان چهار بانده و و دیواره سازی های 7 متری !!!آنهم در دره سیل خیز " مادرسو"  

عکس از نسرین دخت خطیبی -1385

 

 

 

  داغان کردن اکوسیستم یکپارچه  ذخیره گاه زیستکره  و  پارک ملی گلستان توسط مافیای راه زن با ساخت اتوبان چهار بانده و و دیواره سازی های 7 متری !!!آنهم در دره سیل خیز " مادرسو"  

عکس از نسرین دخت خطیبی -1385

 

 

  داغان کردن اکوسیستم یکپارچه  ذخیره گاه زیستکره  و  پارک ملی گلستان توسط مافیای راه زن با ساخت اتوبان چهار بانده و و دیواره سازی های 7 متری !!!آنهم در دره سیل خیز " مادرسو"  

عکس از نسرین دخت خطیبی -1385

 

 

راه زنی بعد از هر جنگل سوزی معنی دار در پارک ملی گلستان  

دکتر آخانی پژوهشگر پوشش گیاهی پارک ملی گلستان و استاد دانشگاه در خصوص این جاده سازی ها  در 30 شهریور 1392  در وبلاگ خود چنین می نویسد  :

  ".....اما خبر هولناک دیگر تخریب بعد از آتش سوزی است. با سه  لودر  به جان پارک افتاده اند و مقامات محلی با همراهی مسئولین اداره کُل حفظ محیط زیست استان در حال جاده سازی در پارک می باشند. گو اینکه مسئولین کوچک ترین آگاهی از قوانین ندارند و نمی دانند که به بهانه آتش سوزی نمی توان منطقه ای که 53 سال از سابقه حفاظت آن می گذرد تخریب کرد. از  یکه برماق  و  قره گینه شروع به ساخت جاده کرده اند و بنا ست تا شارلق  جاده ساز ی شود.این همان سیاست غلط و غیر علمی است که هر وقت مشکلی برای پارک پیش می آید شروع به حذف تدریجی و تخریب پارک می کنند. ...."

 

 

  کشتار مستمر جمعیت حیات وحش ذخیره گاه زیستکره گلستان ،به دلیل اتوبان زنی و  لگدمالی قوانین حفاظت از میراث جهانی

7خرداد1391 خبرگزاری مهر-  یحیی مرادی مسئول موزه حیات وحش پارک ملی گلستان : ...در سال 1387  در جاده ای که از میان پارک می گذرد 200 مورد مرگ و میر حیوانات گزارش شده که کشته شدن پستانداران بزرگی چون خرس قهوه ای، پلنگ، مرال، شغال، گرگ و گراز از اسفناک ترین موارد این تلفات بوده است حدود 90 درصد این تلفات در شب اتفاق می افتد.این امر به علت برخورد نور شدید خودروها با چشم حیوانات  است که سبب اختلال در بینایی آنان می شود.

17 اردیبهشت 1393روزنامه اعتماد - جاده مرگ، حيات وحش گلستان را مي كشد . جمعه شب گذشته يك پلنگ حدودا سه ساله در اثر برخورد با يك تريلي، جان خود را از دست داد. اين سومين پلنگ است كه در سال جديد قرباني مي شود . جواد سلياري رييس پارك ملي گلستان مي گويد: از ابتداي سال 1393 دو اسكلت پلنگ در پارك ملي پيدا كرده ايم كه احتمالادر اثر تصادف با خودرو به جنگل رفته و سپس مرده اند.

. 2شهریور 1393 شرق: ".....ماموران پارک ملی تنها در چهارماه ابتدایی امسال لاشه 208 جانور مختلف که به‌دلیل برخورد با خودروهای عبوری کشته شده بودند را از این جاده جمع‌آوری کرده‌اند. فهرست دقیق قربانیان 120روز ابتدایی سال 1393جاده آسیایی به این شرح است؛ سه قلاده پلنگ، دو آهو، ۱۲سمور سنگی، هشت گراز، ۵۳ بچه‌گراز، ۱۹ شغال، 6  روباه، دو راسو،  ۵۳ حلقه لوس مار، یک گرزه مار، دو خارپشت، یک گورکنو...اواسط اردیبهشت‌ماه گذشته یک «ماده‌پلنگ ایرانی» به‌دلیل برخورد با یک دستگاه تریلی در جاده آسیایی پارک ملی گلستان تلف شد...... همچنین حدود 10روز پیش یک‌تانکر حامل 20هزارلیتر بنزین در قسمتی از این جاده منحرف و واژگون شد که بخش زیادی از بنزین آن در پارک تخلیه شد….."

3 آبان 1393 ایرنا -کیوان هوشمند مدیر دیده بان محیط زیست و حیات وحش: " بیش از 200مورد حیات وحش در جاده پارک ملی گلستان در اثر تصادف تلف شده این آمار رسمی ثبت شده است... "

17دی1393پایگاه خبری تحلیلی نیلکو -یحیی مرادی  مسئول روابط عمومی پارک ملی گلستان : روز گذشته یک گراز وحشی در محدوده تنگه گل پارک ملی گلستان توسط خودروهای عبوری زیر گرفته و تلف‌شده است . مرادی افزود: این در حالی است که طی 10 روز گذشته یک قلاده پلنگ براثر برخورد با خودروهای عبوری و ضربه شدید به‌پای عقب، زیر فک، پشت پاهایش و پنجه در محدوده چشمه جانلر تلف ‌شده بود. همچنین طی این مدت یک آهو در محدوده میرزابایلو تا رباط قره بیل در این پارک تلف‌ شده است.

22دی1393 ایرنا: خودروهای عبوری از جاده بین المللی پارک ملی گلستان جان سومین آهو را در این زیستگاه طی یک ماه اخیر گرفتند

5 مرداد1394 باشگاه خبرنگاران جوان - مسئول روابط عمومی اداره کل محیط زیست گلستان: در تیر ماه سالجاری تعداد یک بهله جغد، یک قلاده گربه جنگلی، نه قطعه کلاغ و هشت رأس گراز وحشی تلف شده اند. 

19دی1394 ایسنا‌: روابط عمومی حفاظت محیط زیست استان گلستان اعلام کرد که طی 72 ساعت گذشته یک قلاده گرگ، یک راس آهو و یک گراز براثر برخورد با خودروهای عبوری از جاده داخل پارک ملی گلستان جان خود را از دست دادند.

 

 

   سد سازی با آب چاه در حاشیه اکولوژیکی  پارک ملی و ذخیره گاه زیستکره گلستان

کلنگ عملیات تخریبی  سد گلمندره  گرمه  در سال 1391 بر روی آبخیز های جنوب شرقی رودخانه مادر سو  و رودخانه فصلی کال شور در جنوب روستای دشت و شمال روستای گلمندره به زمین زده شد و در 24 خرداد 1394 ایسنا از قول کاظم طاهریان مدیرعامل شرکت آب‌منطقه‌ای خراسان‌شمالی از پیشرفت 23 درصدی این سد خبر داد . این سد در  منطقه ای است  که رودخانه دائمی ندارد و جزو مناطق نیمه خشک حاشیه جنوبی پارک ملی گلستان محسوب می شود و طی سالیان سال  کشاورزی منطقه مبتنی بر آب قنات و آب چاه بوده است  .دکتر حسین آخانی استاد دانشگاه و پژوهشگر پوشش گیاهی  پارک ملی گلستان در 20 مرداد 1393 در باره تخریب های حاصله از ساخت سد گلمندره به روزنامه ایران چنین می گوید : 

 " ....  اما داستان حیف و میل کردن سرمایه‌های ملی در اطراف پارک ملی گلستان تمامی ندارد. در بین سه راهی دشت و روستای چشمه خان تابلوی سد گلمندره دیده می‌شود. به آنجا رفتیم. جاده‌ای شوسه ساخته بودند و برای ساخت آن ده‌ها تپه و پوشش گیاهی منطقه را تخریب کرده بودند. وقتی به محل رسیدیم تعجب مان صد چندان شد. سد! برای چه! روی کدام رودخانه!  در بستر دره زمین‌های کشاورزی بودند که آب مورد نیاز خود را از چاه تأمین می‌کردند. لودرها داشتند چهار طرف دره و کف آن را می‌کندند. کوه‌های مارنی در حال کندن و نابود شدن بودند. چند کارگر داشتند بلوک‌های سیمانی را برای ساخت یک ساختمان روی هم می‌چیدند. جوانی را که سرپرست آنها بود، دیدیم. سلام و علیک کردیم و چون ماشین مان دولتی بود با ما همکاری داشت و به سؤالاتمان جواب داد. چرا اینجا سد می‌سازید؟ اینجا که رودخانه نیست؟این سد برای جلوگیری از سیل است. در ادامه خودش توضیحات تکمیلی را داد. بعد از سیل 80 و 81 تصمیم گرفته شد این سد ساخته شود. 10 سالی مطالعه آن طول کشید. الان هم مصوب و ساخت آن تازه شروع شده است.بودجه آن چقدر است؟برآورد اولیه 120 میلیارد تومان. 7 سال هم برای ساخت آن پیش‌بینی شده است.شرکت سازنده کیست؟جالب بود که حتی برای تأمین آب فعالیت‌های ساختمانی سد چاه زده بودند، چون آبی در آنجا نبود. اعصابم به کلی به هم ریخته بود. یاد گفته‌های اخیر وزیر نیرو افتادم که خودشان اعتراف کرده بودند که ما در سد‌سازی افراط کردیم. سدهایی ساختیم که آبی برای پر کردن آنها نبود. سدهایی ساختیم که آورد رودخانه‌ها با حجم سد همخوانی نداشت و اینجا هم باید سخنان ایشان را تکمیل کرد که سدهایی ساخته می‌شوند که بناست با آب دیجیتالی آنها را پر کنیم تا جلوی سیل‌های خیالی را بگیرد.مقابله با سیل یکی از سطحی‌ترین استدلال‌هایی است که بتوان با آن ساخت چنین سد عظیمی را توجیه کرد. اصلاً سیل گلستان از منطقه دشت شاه و رودخانه درازی و دشت منشأ گرفته بود نه از این دره. علت آن هم شکسته شدن دو سد خاکی در رودخانه درازی و قز قلعه بود.  میزان بارندگی در محدوده سد حدود 200 میلیمتر است و محال است بتواند آب زیادی بیاورد تا باعث سیل شود. البته اگر هم آبی جاری شود، سهم اکوسیستم منطقه است و برای پارک ملی گلستان و حفظ جنگل‌های منطقه ضروری است. این آب نباید در پشت سدی با تبخیر بالا ذخیره و نابود شود. سؤالی که به ذهن خطور می‌کند: اگر این دره سیل خیز است چرا مردم در بستر آن کشاورزی می‌کنند؟........."

بنا براین همچنان  مافیای سد ساز فعال است  و این بار جهش عجیب تری این هیولا کرده است و چون این بار حتی آب برای ساخت سد وجود ندارد،   مافیای سد ساز بر آن شده است که آب های فسیلی میلیون سالی  این منطقه را از دل زمین برای ساخت سد بیرون کشیده شود تا مافیای سد ساز خشنود و مردم این منطقه و نسل های آینده به روز سیاه نشانده شوند . وزیر نیرو نیز  با افتخار از این تخریب های بنیان کن، آن را به حساب توسعه که همان توسعه تخریب است واریزکند . !!!!!

 

ناحیه دو- ص22a از 22

ادامه

صفحه اصلی