بررسی کانون دیده بانان زمین از 180 منطقه حفاظت شده در اکوسیستم های کوهستانی و تالابی کشوردر قالب هفت ناحیه جغرافیایی

 

ادامه بررسی ناحیه یک-مناطق حفاظت شده تالابی دریای خزر

منطقه12 , 13- پناهگاه های حیات وحش  سمسکنده و دشت ناز

  IRAN-Dasht-e Naz  Wildlife Refug & Semeskandeh Wildlife Refug

  پناهگاه حیات وحش دشت ناز  و پناهگاه حیات وحش سمسکنده دو منطقه جلگه ای هستند با فاصله حدود 8 کیلومتر از یکدیگر و باقی مانده از  جنگل های جلگه ای دریای خزر در جلگه بزرگ ساری . در ادامه ضمن اشاره  به موقعیت جغرافیایی هریک از آنها مواردی از حفاظت نشدن آنها ارائه می شود :

 

   پناهگاه  حیات  وحش دشت ناز

پناهگاه حیات وحش دشت ناز در 53 سال پیش (1342 )  با وسعت ۵۶ هکتار  حفاظت شده اعلام شد  .و در سال 1354 به پناهگاه حیات وحش ارتقاء یافت .

پناهگاه حیات وحش دشت ناز  در فاصله حدود 15 کیلومتری جنوب دریای خزر ،  25 کیلومتری شمال شرقی شهر ساری  ، 12 کیلومتری شمال غربی  شهر نکا  و در شمال   پناهگاه حیات وحش سمسکنده  قرار دارد. روستا ی  صاحبی، روستا ی  دنگسرک، روستای ابرارده، روستای سوربن ، روستای  ورکا و روستای قندار خیل از مراکز جمعیتی محدوده آن است.  فرودگاه شهر ساری نیز در حدود 3 کیلومتری جنوب آن قرار دارد. .

پناهگاه حیات وحش دشت ناز منطقه ای جلگه ای است با  متوسط ارتفاع 5 متر پایین تر از سطح دریا های آزاد . این منطقه از هزاره های دور یکی از بستر های جنگل های باستانی جلگه ای هیرکانی بوده است  با درختانی نظیر شمشاد هیرکانی ، بلند مازو، انجیلی، ممرز ،بلوط ،و.....

 پناهگاه  حیات  وحش سمسکنده  

پناهگاه حیات وحش سمسکنده با وسعت 1041  هکتار در 43 سال پیش (1352 )  حفاظت شده اعلام شد  و در سال 1354 به پناهگاه حیات وحش ارتقاء یافت. این منطقه در 7 کیلومتری شرق شهر ساری  و حدود ده کیلومتری جنوب پناهگاه حیات وحش دشت ناز قرار دارد .   روستا ی  سمسکنده و شرکت سهامی زراعی سمسکنده در مرز شمالی آن قرار دارد و روستای تازه آباد در مرز جنوبی . بیمارستان زارع نیز در مرز غربی آن ساخته شده است .

 پناهگاه حیات وحش سمسکنده   منطقه ای جلگه ای است با د امنه ارتفاعی بین 50 تا 190 متر  و بیش از هزاران سال جزیی از بستر های جنگل های باستانی جلگه ای هیرکانی بود ه است با درختانی نظیر بلند مازو، انجیلی، ممرز ،بلوط ، خرمندی، ولیک، توسکای قشلاقی،  و... که امروز چیز چندانی از آن ذخیره گاه نسل ها نمانده است .  شده است نابود شد .

 

حفاظتی که انجام نشد

گوزن کُشی در پناهگاه حیات وحش دشت ناز و سمسکنده

پروژه ضد زیست محیطی انتقال گوزن زرد ایرانی برای تکثیر ، ابتد ا در همین دو پناهگاه حیات وحش دشت ناز و سمسکنده انجام شد . گوزن زرد ایرانی از زیستگاه اصلی خود یعنی دز و کرخه از جنوب غرب این به یک منطقه جلگه ای خزری مرطوب و پر باران  منتقل شد که از شاهکار های مهندسی شده حفظ حیات جانوری ایران بود  !!!!!!! که به دلیل تعارض این مناطق با زیستگاه این جانور نگون بخت و نگهداری این جانور آزاد در اسارت و تغذیه مصنوعی ، لطمات زیادی از ابعاد مختلف نه تنها به این جانور  وارد کرد .در مرداد 1386 همشهری نوشت : از 62 رأس گوزن زرد موجود در پناهگاه حیات‌وحش سمسکنده در ساری، 52 رأس تلف شده و اکنون فقط 10 رأس از این تعداد باقی‌مانده است.و در پناهگاه حیات وحش دشت ناز نیز تنها 30 راس گوزن زرد ایرانی باقی مانده است .

 

دپو زباله های شهرستان ساری در پناهگاه حیات وحش سمسکنده 

 سازمان حفاظت محیط زیست که ظاهرا خود را وارث این مناطق می داند و نه حافظ آن !!!حدودا   از سال 1368  اجازه دپو زباله های ساری در پناهگاه حیات وحش سمسکنده را داد و  پناهگاه  حیات وحش سمسکنده به پناهگاه  زباله ساری تبد یل شد و  شرایط مرگ آوری را نه تنها برای گوزن های زرد  و دیگر جانوران این منطقه  فراهم کرد بلکه آخرین بقایای جنگل های جلکه ای هیرکانی  را به نابودی کشاند . در آذر 1383 روزنامه همشهری گزارش مفصلی از دپو زباله در پناهگاه حیات وحش سمسکنده ارائه کرد  که بسیار تکان دهنده بود. که به مطالبی چند از این گزارش اشاره می شود :  

" ..... سالهاست كاميون هاي حمل زباله به اينجا آمد و شد مي كنند..... شايد تا پيش از احساس بوي زباله و مشاهده اين همه آشغال اين جراحت بر دل جنگل باوركردني نبود. ساقه درختان تا كمر پوشيده از زباله است. سالهاست كاميون هاي حمل زباله به اينجا آمد و شد مي كنند. كاميون ها جاده را گرفته و به بالادست جنگل مي روند. مي توان گفت فعاليت كاميون هاي حمل زباله ها شبانه روزي است.درختاني با كابوس 15 ساله.كابوس نابودي تا فرسنگ ها دورتر به چشم مي خورد. ماده سياه رنگ و لزجي مانند نفت خام در ميان آبروها به آرامي به سوي پايين دست سر مي خورد. اين ماده سياه رنگ شيرآب زباله است؛ شيرآب حاصل از دفن روزانه 20 تن زباله مربوط به شهر ساري. ريه ها جمع مي شوند. بوي تعفن به اندازه اي شديد است كه اگر دستمالي روي بيني خود نگيريد، مسموم خواهيد شد... در اين محل روزانه 20 تن زباله دفن مي شود. چيزي به نام بهداشت در ميان انبوه زباله خنده آور است. از تردد كاميون ها مي توان اين مقدار را چيزي معمول و متوسط دانست. عكس گرفتن ممنوع. نه تابلويي و نه اعلامي. تنها يك جوان با چكمه هاي بلند و كثيف و لباس زرد چركمرده مخصوص كاركنان شهرداري از ميان زباله ها پيدا مي شود. هر جا كه قدم مي گذارد، تعدادي پرنده لاشه خوار پر مي كشند و كمي آنطرف تر فرود مي آيند. جوان خود را مسوول آنجا معرفي مي كند. مي گويد: براي عكس گرفتن به مجوز از شهرداري نياز است.براي عكس گرفتن از زباله بايد كيلومترها باز گرديم. انتظار وقت اداري بكشيم. در پايان، آيا مجوزي بدهند يا خير دليل آن چيست، مجهول ماند، البته نه چندان مجهول. خيلي مسايل هست كه درون سازماني است. زباله ها در گودال ريخته مي شود. گودال هايي كه توسط ناخن هاي بولدوزر خراشيده شده اند. آنقدر زباله در گودال مي ريزند تا لبريز شود. روي انبوه زباله خاك مي ريزند؛ خاك آلي، خاكي كه در گلفروشي هاي تهران به قيمت خوبي فروش مي رود. كفتاري به سويي مي دود.... برخي از اين كاميون ها به خود زحمت بالا رفتن تا محل دفن زباله را نيز نمي دهند. هر كجا كه خلوت تر باشد بار خود را تخليه مي كنند. به همين دليل گوشه و كنار جنگل را انبوه زباله پوشانده است زباله روي زباله هنوز گودالي پر نشده، چاله ديگري كنده مي شود. فشار ناشي از اين همه زباله و خاك دليلي مي شود تا شيرآب زباله ها بيرون بزند. ماده اي به رنگ و غلظت روغن سوخته و بويي باور نكردني. اين شيرآب ها از دل خاك بيرون مي زند و چون چشمه اي جوشان جاري مي شود، مي لغزد و پايين مي آيد و اگر باران بزند در دره ها گسترده مي شود...... 15 سال از شروع اين ماجراي تلخ ممتد مي گذرد  ويراني در حال شكل گرفتن است.در ويراني كه چيزي يافت نمي شود، حتي حقارت شكست برنامه ها و طرح ها. تنها شكوه ويراني است. زيستگاه جانوران و گياهان در معرض نابودي است. تخليه روزانه 20 تن زباله نشان از انباشت چيزي حدود 7 هزار و 300 تن زباله در سال دارد. همانگونه كه شيرآب ها پايين ميآيند، زباله ها بالا مي روند "

گفتنی است پس ازاشباع زباله در پناهگاه حیات وحش  سمسکنده، نابود کنندگان میراث های طبیعی ملی نسل ها  به سراغ  ذخیره گاه جنگلی  اُرس در همسایگی پارک ملی کیاسر رفتند و این بار سازمان جنگلها و مراتع این میراث طبیعی نسل ها و بستر آب های زیر زمینی میلیون سالی منطفه را  دست و دلبازانه تقدیم شهرداری ساری نموده است با تخلیه بیش از 500 تن زباله در روز!!! در سال 1391 کانون دیده بانان زمین( نسرین دخت خطیبی ، مینا محبوبی ، فرشته موثق نژاد،طیبه موسوی ) از این ذخیره گاه زباله  بر روی جسد ذخیره گاه جنگلی  اُرس بازدید به عمل آوردکه گزارش آن همراه با اسناد تصویری در همین سایت تحت  عنوان : " شاهکار  مدیریت منابع طبیعی و مدیریت پسماند درشرق مازندران ، ذخیره زباله ساری در دل ذخیره گاه اُرس "   مشاهده نمایید.

 پایان ناحیه یک- ص7 از 7

 ادامه

صفحه اصلی