طرح ايجاد صنايع پترو شيمي ضربات مهلک خود را بر پيکر نيمه جان جنگل هاي باستاني شمال آغاز کرد

 20 هزار اصله درخت نادر در اولين اقدام نابود شد

 کانون ديده بانان زمين- خرداد1386

عدم برنامه ريزي آمايش سرزمين  بر پايه اقتصاد محيط زيست و فقدان سياست هاي ملي– منطقه اي بر پايه ظرفيت محيطي دير گاهي است که پنجه شوم خود را  بر  سر منابع ملي و طبيعي کشور  افکنده است و امروز شتاب توسعة  نفت محور به این ویرانی ابعاد گسترده تری بخشیده است.

در منطقه شمال کشور با توجه به ويژگيهاي جغرافيايي آن از جمله جنگل هاي مرطوب هيرکاني که ديرينگي ،متنوع بودن گونه ها و نيز ارزش هاي بومشناسانه، اين جنگل ها را همتراز جنگل هاي منحصر به فرد دنيا قرار مي دهد،  ( درکتاب جنگل هاي باستاني شمال در آستانه وداع  از انتشارات کانون ديده بانان زمين ارزش ها و آسيب هاي اين جنگلها به تفصيل آورده شده است ) بعلاوه ويژگيهاي ديگر نظير :   ميزان و شدت باران به گونه اي که ميزان باران  آن بين 4 تا 8 برابر متوسط باران کل کشور است  و شدت باران روزانه ( 24 ساعته ) در برخي مواقع تا 300 ميليمتر نيز گزارش شده است ، بستر زمين ساختي حساس به حرکت هاي توده اي ( لغزش – خزش – جريان هاي گلي و.. ) در ارتفاعات ،  کوتاه بودن مسير طي شده رودخانه ها تا دريا  بويژه از جلگه تا دريا  ، بالا بودن  سطح آب هاي زير زميني در منطقه جلگه ، شيب کم اراضي جلگه ، کاربري کشاورزي  بخش وسيعي از اراضي جلگه ها، بالا بودن تراکم جمعيتي  و ....  در اين محيط بسيار حساس و شکننده  اجراي هر برنامه در بخش هاي  مختلف اعم از صنعت ، معدن ، کشاورزي ، راه و... مي بایست بر پايه يک برنامه آمايش سرزمين و با  توجه به ظرفيت و توان طبيعي  منطقه جغرافيايي  انجام شود.

پيش نياز برنامهء آمايش سرزمين، درک صحيح از قانون مندي هاي هر فضاي جغرافيايي است که متاسفانه تاکنون فقدان چنين برنامه اي در کشور دست دولت ها را برای اجرای دیدگاههای سليقه اي و سياسي در مناطق مختلف (از شمال تا جنوب) باز گذاشته است.

 کانون ديده بانان زمين بر اين باور است که تاکنون  تدوين و اجراي طرح هاي جنگل داري با اهداف تجاري و تامين خوراک صنايع چوب و کاغذ، عدم وجود قوانين متناسب با ابعاد گسترده تهديد هاي زيست محيطي در جنگل و حريم آن، عدم  سرمايه گذاري هاي  موثر حفاظتي،  ايجاد صنايع ريز و درشت بدون ارزیابي پيامد هاي آن، همگي در غياب يک برنامه آمايش سرزمين رخ داده است .

و اکنون تغيير کاربري جنگل هاي باستاني و جايگزين کردن آنها با صنعت آلودهء پترو شيمي با توجه به شاخص هاي جغرافيايي که به آنها اشاره شد  علاوه بر نابودي  جنگل هاي باستاني ( چه براي مکان اين صنايع و چه آلودگي هاي جانبي  آن ) ،   شعاع تخريبي و آلودگي بسيار  گسترده اي در پی خواهد داشت و اين امر زماني ابعاد فاجعه باري به خود مي گيرد که  اهمال کاري هاي وزارت نفت  در اجرا و اداره اين تاسيسات را به آن بيافزاييم ( شاهد مثال هاي این مساله در همين متن آمده است ) 

احداث تاسیسات نفتی در چنين شرايطي هر آنچه را که درشعاع آنها باشد   (اعم از  جنگل –تالاب  – مزارع کشاورزي ، باغ،  رودخانه – چشمه –  و نهايت درياي بسته  خزر)  ويران مي کند  . اينهمه در  منطقه اي روي مي دهد که نزديک به سه دهه  مديران اجرايي عاجز از مديريت  پسماند ( زباله و فاضلاب )های آن بوده اند . هنوز با همه اعتراضات مردمي فاضلاب شهرک صنعتي رشت به  رودخانه " زرجوب " هدايت مي شود  و هر ساله هزينه هنگفتي تنها صرف  لايروبي آن مي گردد و هنوز زباله هاي شهري و روستايي که بعضاً بسيار خطر زا نيز مي باشند  -همانند ساير استان هاي شمالي- در   دره هاي جنگلي و کنار تالاب ها و رودخانه ها  رها سازي مي شوند و در اين سه دهه،  فقط مديريت دور کردن آنها از  جلوي چشم  رشد کرده است.

 در چنين شرايطي  ايجاد صنايع نفتي بعد از گلستان و ميانکاله  در يکي از حساس ترين  اراضي دشت  گيلان ( اگر ازا مام زاده هاشم دو خط فرضي يکي به چمخاله در شرق و ديگري به انزلي در غرب رسم کنيم مثلث يا دلتايي را خواهيم داشت که دشت گيلان در آن قرار مي گيرد و شهر رشت در حد غربي اين مثلث و در بين دو رود خانه صيقلان و گوهر رود  قرار دارد . )  در جنوب شهرک صنعتي کنونی، در دستور کار قرار مي گيرد  و  وزارت کشاورزي که به غلط سازمان جنگلها را در زير مجموعه خود جای داده است،  براي مهيا کردن زمين ،  در يک اقدام خرابکارانه  سريعًا 20 هزار  اصله از درختان جنگل هاي نادر  " سراوان"  را  درو مي کند . و اينجاست که مديريت از بالا حکم مي کند  اگر مسئول محلي مشارکت در اين تخريب ها را بر نتابد محکوم به عزل از مقام خود است.

 اينجا ديگر نيازي به مطالعه و سمينار و کنفراس نيست بايد اره برقي را راه انداخت  و عمل کرد  اما براي  حفظ سلامت مردم از خطرات فاضلاب و زباله سه دهه براي مطالعه هنوز کافی نیست.

اين اقدامات در حالي است که طرح  فريبنده صيانت از جنگل ها  توسط همين وزارتخانه در حال اجراست .

 بر این اساس کانون ديده بانان زمين هشدار مي دهد که مسئولين کشورکه  متاسفانه حتي الفباي توسعه پايدار  هنوز توسط بسياري از آنها درک نشده است، با چنين اعمال نابخردانهء پاکتراشي جنگل هاي طبيعي و جايگزين کردن صنايع نفتي بر روي آنها، آنهم در کشوري که جنگل هاي مرطوب آن کمتر از يک درصد کل سرزمين است  و ساير جنگل هاي آن نیز زير حد استاندارد هاي جهاني است،  بجاي توسعه مرگ را به تصوير مي کشند.

 کانون ديده بانان زمين مي پرسد با توجه به زمينة بسيار گسترده اشتغال زايي در کشور که خلاقيت  سياست گذاري و مديريتي را مي طلبد ،  چگونه است که  تصميم سازان کشور، اشتغال زايي را تنها در احداث صنايع کثيف پترو شيمي مي بينند ؟ آیا جز این است که دلیل این امر استفاده از منابع طبيعي رايگان و قابل دسترسي سريع ، نيروي کار ارزان و بازار هاي پيچيده غير شفاف فروش است؟! 

عجز مدیریتی و تفکر عقب مانده در توسعه زمانی آشکار می شود که در عمل مشاهده می کنیم منطقه حفاظت شده البرز مرکزي به زعم مسئولين دولت مزاحم است ، جنگل ها مزاحمند،  پارک هاي ملي مزاحم هستند، تالاب ها مزاحمند و اجرا  يعني برداشتن هر آنچه  از طبيعت مزاحم  در سر راه است . چنین شیوهء مدیریتی که نمي خواهد بينديشد و تنها مي خواهد عمل کند،  بازتاب اين اعمال و شعاع تخريب و پيامد هاي آتي آنها را  اصولاً به دولت هاي  بعدي مربوط مي داند.

مردم گيلان به خوبي آگاهند و اعتراضات گذشته آنها بر  سر نابودي جنگل ها ، تالاب ها و آلودگي رودخانه ها به خوبي ثابت کرده  است از درجه هوشياري بالايي برخودارند .ودر همين چند روز گذشته اعتراض خود را در قالب مطبوعات و تشکل هاي زيست محيطي محلي  منعکس کرده اند.

نیم نگاهی برآنچه که صنعت نفت با اهمال کاري ها به بار آورده است، پیشاپیش آينده اي غمبار براي گيلان  بويژه دشت گيلان را نیز به تصویر خواهد کشید.

 

نگاهي کوتاه به اهمال کاري و ضعف مدیریت اجرایي وزارت نفت طی چند سال اخير :

  •  آلودگي زيست محيطي " اروند رود " ناشي از ورود فاضلاب هاي صنعتي پتروشيمي " رازي " بندر امام ، پالايشگاه و پترو شمي آبادان مي باشد ( معاون انساني سازمان محيط زيست – خبر گزاري جمهوري اسلامي – ارديبهشت 1382)

  •  روستاي اسماعيل آباد ، در معرض نابودي + نامه اهالي روستا   به کانون ديده بانان زمين (اسماعيل آباد، قرباني توسعه صنعتي  فله اي)  ( کانون ديده بانان زمين  - ارديبهشت 82)

  •  درسون آباد قرباني ديگر پالايشگاه تهران  ( کانون ديده بانان زمين - آذر 83)

  •  تالاب بين المللي ميانگاله در تهديد جدي آلودگي هاي نفتي  ( کانون ديده بانان زمين -مهر ماه 1382)

  •  بر اثر بر خورد يک دستگاه گريدر به ايستگاه شماره 8 انتقال گاز کشور ، شير خط انتقال گاز گيلان شکست و موجب نشت گاز در منطقه شد ( کيهان 28 شهريور 84 )

  •  بر اثر ترکيدگي لوله انتقال بنزين جنوب به  شمال در بستر رودخانه " رودخانه تيره روستاي مرووک در شهرستان درود " آتش سوزي مهيبي به وقع پيوست . سه روستايي در اين آتش سوزي جان خود را از دست دادند و 70 خانه روستايي تخريب شد . ( همشهري 3 مهر 84 )

  •  يک ميليون و 440 هزار متر مکعب نفت در لايه هاي 2 تا 7 متري سفره آب زيرزميني منطقه زيرين پالايشگاه تهران انباشته شده که منابع آبي و خاکي پيراموني را به شدت تهديد مي کند  ( – محمد حسن پيراسته مدير کل حفاظت محيط زيست استان تهران – روزنامه ايران – 14 آذر 84 )

  • نشت بنزين در زمين هاي حوالي پالايشگاه اصفهان – اين مسئله براي اولين بار با شکايت يک گاوداري از پالايشگاه به علت آلودگي چاه آب او به بنزين مطرح شد . اما محيط زيست اصفهان اين مسئله را جزيي دانست .... اما انفجار دو حلقه چاه در تاريخ سوم مهر ماه در حوالي اين منطقه نشان داد که احتمال خطر بسيار زياد است ... دبير ستاد حوادث غير مترقبه استانداري اصفهان خطر آلودگي سفره هاي آب زير زميني اين منطقه را زياد مي داند .... به دستور مراجع مربوطه هر گونه کشتي فعلاً در منطقه ممنوع شده است ... ( روزنامه ايران 14 مهر 84 )

  • به دليل بالا بودن حجم پساب هاي پالايشگاه و پترو شيمي آبادان به رودخانه ، اين دوشرکت از سوي سازمان حفاظت محيط زيست جريمه شدند (  روزنامه شرق – آبان 82  )

  •  ورود فاضلاب سمي و شيميايي   مجتمع پتروشيمي  خور موسي در  خوزستان به خليج فارس جان هزار ماهي را گرفت ( محمد باقر نبوي مدير کل محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست – آينده نو 21 شهريور 85 )

  • نشت  مواد نفتي از خطوط لوله انتقال آبادان به ماهشهر و ايجاد لکه هاي عظيم نفتي ، سبب تلف شدن هزاران پرنده مهاجر در تالاب بين المللي شادگان و حاشيه رودخانه بهمنشير آبادان شد تا کنون حداقل سه هزار لاشه اردک و مرغابي ناشي از آلوده شدن به مواد نفتي  در تالاب شادگان مشاهده شده است . (خبر گزاري جمهوري اسلامي  4/11/80 )

  • وسعت آلودگي هاي نفتي آبادان از 50 هکتار در اول ديماه به دليل بارندگي هاي اخير و وزش باد  به سرعت گسترش يافت به طوري که تا سه روز قبل به  بيست هزار هکتار رسيد .  (مدير کل حفاظت محيط زيست خوزستان – خبر گزاري جمهوري اسلامي 8/11/80)

  • آلودگي نفتي به نخلستان هاي شرقي رودخانه بهمنشير سرايت کرده است .  ( فرماندار آبادان )  اين آلودگي همچين موجب آتش سوزي شده است . (خبر گزاري جمهوري اسلامي 25/11/80 )

  • به دليل نشت نفت خط لوله فروزان در جزيره خارک و آلودگي نفتي و زيست محيطي ناشي از آن ، شرکت نفت ملزم به پرداخت 134 ميلون تومان جريمه زيست محيطي شد . ( مقيمي کارشناس مسئول دفتر محيط زيست دريايي در بوشهر -خبر گزاري ميراث فرهنگي ديماه 84)

  • طبق نمونه گيري هاي انجام شده  در 100 هکتار جنگل حرا در خليج نايبند متوجه وجود دوده هاي سياده رنگي بر روي برگ هاي گياهان شديم و پس از انجام آزمايشات لازم به وجود آلودگي نفتي  معلق در هوا در اين منطقه پي برديم . (افشين دانه کار متخصص جنگل هاي حراي  ايران در گفتگو با خبر گزاري فارس -  همشهري 17 شهريور 1383 )

  • عمليات پاکسازي زمين گيسي از باله هاي سمي نفتي  ، مواد سمي نفتي را در سطح شهر آبادان منتشر کرد  ( کانون ديده بانان زمين آذر 83)

  • بازي خطرناک بروکراسي در امحاء زباله هاي  نفتي (گيسي)  آبادان  ( کانون ديده بانان زمين آذر 1384)

  •  35 هزار متر مکعب از زباله هاي سمي زمين گيسي سر از تالاب شادگان در آورد ( کانون ديده بانان زمين آبان و ديماه 1383 )

  • آلودگي نفتي 25 کيلومتر از سواحل بوشهر را فرا گرفت ..  ( 29 ديماه 83 روزنامه ايران  )

  • مواد نفتي به مدت 32 ساعت در بيابان هاي ماهشهر  جاري شد . در اين ماجرا 60 هزار بشکه معادل 10 ميليون ليتر مواد نفتي هدر رفته است 21/11/83

  • اجازه احداث پالايشگاه نفت در ميانکاله داده نخواهد شد!  ( کانون ديده بانان زمين  بهمن 84 )

  • تاکنون هيچ مطالعه اي در خصوص آناليز ضايعات  صنعتي صورت نگرفته و هرچه سريع تر بايد  راه حل مناسبي براي دفع ضايعات پا لايشگاه آبادان صورت گيرد . پيش از اين ضايعات پالايشگاه در مناطق ماهشهر و اميديه دفن مي شد که اکنون اشباع شده است ( بحريني شهر دار آبادان روزنامه ايران 27 بهمن 84 )

  • در منطقه عسلويه و خليج نايبند که پارک ملي محسوب مي شود. ... احداث پالايشگاه پترو شيمي و مجتمع صنعتي و ... در اين منطقه موجب افزايش کدورت آب شده است .... مجتمع هاي شيميايي و پترو شيمي ضايعات و پساب هايي با حجم بسيار بالا يي توليد و بدون هيچگونه  تصفيه مستقيماً به دريا تخليه مي کنند.  براي نمونه مي توان به مجتمع پالايش گاز فاز شش پارس جنوبي که توسط شرکت آجيپ ايتاليا ساخته شده و در حال تحويل به شرکت گاز است اشاره کرد .  اين مجتمع حدود يک سال است که روزانه 5 تا 6 تن محلول شيميايي  کاستيک يا سود سوز آور   را مستقيماً به دريا تخليه مي کند اين پساب ها آنقدر زياد است که تا شعاع صد متري هر گونه موجود زنده از بين رفته است.   ( معاون دفتر محيط زيست دريايي در گفتگو با ايسنا 85 )

  • تصاويري جند از آلودگي هاي   نفتي جنوب تهران  ( کانون ديده بانان زمين )

روي عكس كليك كنيد

 

تامل به شواهد مثال فوق نشان دهنده اين واقعيت تلخ است که صنايع نفتي تاکنون براي مردم بويژه مردم محلي جز آلودگي و تخريب چيزي به ارمغان نیاورده است!

 

کانون ديده بانان زمين از مجلس شوراي اسلامي مي خواهد :

 1-     هر گونه احداث صنايع نفتي در استان هاي شمالي کشور را ممنوع نمايد.

2-    سريعاً به اين اقدامات خودسرانه  وزارت کشاورزي  خاتمه دهد و مدیریت منابع طبیعی و جنگل های کشور را به  یک وزارتخانه مستقل با نام محيط زيست و جنگل بسپارد.   قرار داشتن جنگل هاي اندک کشور زير نظر وزارت کشاورزي که ماهيتاً جنگل را نمي بيند! خطاي فاحشی  است که تا کنون ضربات جبران ناپذيري بر  جنگل ها زده است.

3- هر گونه تغيير کاربري و بهره برداري از جنگل هاي باستاني شمال را ممنوع نماید.  جنگل هاي باستاني شمال طي سه دهه با بهره برداري هاي بسيار سنگين در قالب طرح هاي جنگل داري ( جنگل نداري ) و نيز از طريق واگذاري به بخش هاي مختلف ( صنعت ، راه، معدن،کشاورزی و ... ) دستخوش تخريب هاي هول انگيز بوده است . اين جنگل ها نادر ترين آثار تاريخ زندهء طبيعي ايران و گنجينه علمي جهان است  و ميراثی ملي و جهاني است نه محلي که به راحتي اجازه داده شود به نام اشتغال زايي ،  خودسرانه و بي محابا زير پوشش توسعه صنعتي آن را نابود کنند.   اين ميراث ملي بايد براي نسل هاي آينده نيز حفظ شود . چنین اقدامی مشابه آن است که بخشي از تخت جمشيد را تخريب  و براي اشتغال زايي منطقه در آن کارخانه پترو شيمي احداث کنيم !  هر چند که بلایی مشابه نیز بر سر تنگه بلاغي آمد.

 ۴- بگونه ای تصمیم سازی کند که طرح آمايش سرزمين و متعاقب آن طرح های ملی-منطقه ای  بر پايه  ظرفيت و توان زيست محيطي هر منطقه، در دستور کار اجرايي سازمان ها  قرار گيرد .

 کانون ديده بانان زمين- خرداد1386

*****

 

اين صفحه را براي دوست خود بفرستيد

 

صفحه اصلی