گزارش بررسی کانون دیده بانان زمین از 180 منطقه حفاظت شده در اکوسیستم های کوهستانی و تالابی کشوردر قالب هفت ناحیه جغرافیایی

 

 ناحیه سه  – بررسی 30 منطقه به اصطلاح حفاظت شده در پیوند گاه کوهستانی البرز و زاگرس

 در حوزه های ارومیه ، ارس  ،  قزل اوزن ، زاب

گزارش تحقیقی- خبری ازکانون دیده بانان زمین:  نسرین دخت خطیبی کارشناس جغرافی و پژوهشگر جغرافیای طبیعی ایران با همکاری مینا محبوبی و  فرشته موثق نژاد- اسفند 1395

 

در تقسیمات کانون دیده بانان زمین، ناحیه سه این گزارش در بر گیرنده30 منطقه حفاظت شده واقع در ابر سازه های آب ساز طبیعی چهارحوزه ارومیه، ارس ، قزل اوزن و زاب در  پیوند گاه پیکره کوهستانی البرز و زاگرس است این سی منطقه حفاظت شده با مساحت یک میلیون و 703هزار و 868 هکتار سهم ده درصد را نسبت به مساحت مناطق چهارگانه حفاظتی کل کشور دارن که  در برگیرنده

 

3 پارک ملی(دریاچه ارومیه - ارسباران- کنتال)

4 پناهگاه حیات وحش( کیامکی- کانی برازان- انگوران- دشت سوتاو حمامیان )

4 اثر طبیعی ملی ( قله سبلان- فسیلی مراغه - غارسهولان- غاریخکان )

 19 منطقه حفاظت شده (مغان-ارسباران- دیزمار-مَراکان- علمدارداغی- تالاب نوروز لو- سهند- صوفی چای- تالاب قوری گل- یاری قاری- بزقوش-كاغذ كنان- سرخ آباد-آق داغ- عبدالرزاق- چاراويماق- انگوران- بیجار- میر آباد) 

گفتنی است این 30 منطقه از بعد اداری- سیاسی در محدوده  استان های اردبیل ،آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی،  زنجان وکردستان می باشند .

این سی منطقه  حفاظت شده در برگیرنده اکوسیستم های بسیار متنوع  کوهستانی ، تالابی، دشت های بلند میانکوهی و....است که طی هزاره ها غنی ترین بستر های زیستی را  در این بخش از ایران زمین مهیا کرده اند و این زیست بوم  غنی ، خاستگاهی می شود برای  تبلور تمدن و فرهنگ و سهیم در شکل بخشیدن به هویت زیستی این بخش از ایران عزیزمان .بنابر این این سی منطقه دربرگیرنده شاخص ترین نمود های این بستر های  یگانه از ابعاد   طبیعی و تاریخی است چون دریاچه ارومیه –کوهستان باشکوه ارسباران با جنگل های هیرکانی و ارسبارانی-آتشفشان خاموش سهند- آتشفشان خاموش سبلان -رودخانه باشکوه ارس-  بزرگ رودخانه پر پیچ و خم قزل اوزن - غار اعجاب برانگیزسهولان- نهشته هاي فسيل دار مراغه- قلعه بابک- قلعه کلهر-پل خدا آفرین -محوطه تاریخی تخت سلیمان - دهکده سنگی کندوان-بیش از بیست محوطه  باستانی ، و.....

 

36  درصد از مساحت این سی منطقه،جزو تعهدات حفاظتی بین المللی دولت ایران به جهان است. یعنی اینکه این مناطق حفاظت شده   علاوه بر ارزش زیستی برای نسل های کشور، دارای  ارزش های زیستی جهانی برای بشریت هم هستند که این امر حکومت ایران را به همه کشور های جهان متعهد می کرد و می کند تا برای  حفظ تنوع زیستی زمین،  در حفاظت آنها بکوشد. گفتنی است  از زمانی که مجلس این تعهدات را مصوب و به دولت ابلاغ  می کند آنها حکم قانون را پیدا کرد ه و همه متعهد به اجرای آن هستند  و نقض آن یعنی نقض قانون ! متاسفانه شواهد ذکر شده در همین گزارش ،گویای آن است که دولت ایران به این تعهدات بین المللی پای بند نبوده و در واقع  قوانین را  نادیده گرفته است. این مناطق حفاظتی با ارزش بین المللی عبارتند از

  *-ذخیره گاه زیستکره دریاچه ارومیه و تالاب بین المللی دریاچه ارومیه

 *-ذخیره گاه زیستکره ارسباران

*-تالاب بین المللی قوری گل

*-تالاب بین المللی کانی برازان

*-تالاب بین المللی دریاچه قوپی

*-تالاب بین المللی شورگل ،یادگارلو، درگه سنگی

 

اما  این بستر های مهم زیستی و میراث های طبیعی –فرهنگی نسل ها که دستکم به لحاظ  حفظ بنیان های  آب و خاک می بایست از بالاترین درجه حفاظتی بر خوردار می شدند ، آنهم با وجود میلیاردها دلار نفتی که در این سالها عاید دولت ها شده بود !!! مورد چنان بیدادی قرار گرفتند که واژه "توسعه تخریب"کمترین ویژگی  برای آن است  !!!  بارزترین نمونه این  توسعه تخریب ، داغان کردن ابر سازه های آب ساز طبیعی دریاچه ارومیه برای سد سازی و در نتیجه خشکاندن این دریاچه بازمانده از تاریخ طبیعی ایران زمین که سر تیتر یکی  از فاجعه بار ترین اخبار زیست محیطی جهان  در سالهای اخیر شد.

کانون دیده بانان زمین برای شناخت  بیشتر ازشاخص های  محیط طبیعی این مناطق حفاظت شده و عوامل دست اندازی و تخریبی آنها ، این مناطق حفاظت شده را  با توجه به بحران آبی این منطقه آنها را در قالب چهار حوزه آبریز   مورد بررسی  قرار داده است  که عبارتند از :

 

ناحیه سه-1-  دریاچه ارومیه  و مناطق حفاظت شده واقع در حوزه آبریز دریاچه ارومیه  شامل 13 منطقه به مساحت 792 هزار و 589 هکتار . در برگیرنده یک پارک ملی (  دریاچه ارومیه ) ، 2 پناهگاه حیات وحش ( کانی برازان و دشت سوتاوحمامیان) 3 اثر طبیعی ملی (قله سبلان،فسيلي مراغه، غار سهولان)  7 منطقه حفاظت شده(سهند،صوفي چاي،تالاب بین المللی قوری گل، سد نوروزلو،ياري قاري،بزقوش، عبدالرزاق) .

 

ناحیه سه-2- مناطق حفاظت شده واقع در حوزه آبریز رودخانه ارس شامل 8 منطقه حفاظت شده به مساحت 403 هزارو 797 هکتار. دربرگیرنده 2پارک ملی(ارسباران وکنتال)یک پناهگاه حیات وحش(کیامکی)5 منطقه حفاظت شده( ارسباران، مَراکان ، ديزمار، علمدار داغي، مغان)

 

ناحیه سه-3- مناطق حفاظت شده واقع در حوزه آبریز رودخانه قزل اوزن شامل 8 منطقه حفاظت شده به مساحت 496047 هکتار. دربرگیرنده یک پناهگاه حیات وحش(انگوران) یک  اثر طبیعی ملی (غار یخکان) 7 منطقه حفاظت شده(كاغذ كنان، آق داغ ، سرخ آباد ، انگوران ، چاراويماق ، بیجار )

ناحیه سه -4- مناطق حفاظت شده واقع درحوزه آبریز رودخانه زاب از حوزه های رودخانه های مرزی  شامل یک منطقه حفاظت شده (  امیر آباد ) با  مساحت 11 هزارو 435 هکتار

 

ناحیه سه -1 ذخیره گاه زیستکره  دریاچه ارومیه و 12 منطقه حفاظت شده  حوزه دریاچه ارومیه

 

 

در تقسیمات کانون دیده بانان زمین، ناحیه سه -1 با مساحت 792 هزارو 589 هکتار شامل دریاچه  ارومیه و 12 منطقه حفاظت شده حوزه ارومیه می شود که  به ترتیب بررسی انجام شده این 12 منطقه عبارتند از  منطقه 1-پناهگاه حیات وحش تالاب بین المللی کانی برازانمنطقه 2-منطقه حفاظت شده  نوروزلو- منطقه 3-منطقه  حفاظت شده سهند- منطقه 4-منطقه  حفاظت شده صوفی چای منطقه 5- منطقه  حفاظت شده تالاب بین المللی  قوریگُل- منطقه  6- اثر طبیعی ملی فسيلي مراغه منطقه 7- اثر طبیعی ملی قله سبلان- منطقه 8- منطقه حفاظت شده ياري قاري- منطقه 9-منطقه حفاظت شده بزقوش-منطقه 10- پناهگاه حیات وحش دشت سوتاو حماميان- منطقه 11- اثرطبیعی ملی غار سهولان- و منطقه 12- منطقه حفاظت شده عبدالرزاق .

 

 

 

 شایان ذکر است که 68 درصد از مساحت مناطق حفاظت شده ناحیه سه -1  جزو تعهدات حفاظتی بین المللی دولت ایران به جهان است

 

نقشه موقعیت مناطق  حفاظت شده حوزه دریاچه ارومیه

 

 

 

ذخیره گاه زیستکره ، تالاب بین المللی و  پارک ملی دریاچه ارومیه

IRAN-Urumieh Lake  Biosphere Reserve & International Wetland &National Park  

 

به دلیل  ارزش های بسیار مهم زیستی دریاچه ارومیه، این دردانه ایران ،جزیره کبودان در داخل این دریاچه اولین منطقه ای بود که پیش از سال 1346 حفاظت شده اعلام شد . در سال 1346 سطح حفاظتی آن توسعه پیداکرد و همه مناطق دریاچه ارومیه همراه جزایر را با وسعتی نزدیک به 48 هزار و 300 هکتار تبدیل به  " منطقه حفاظت شده ارومیه" شد. در سال 1349 سطح حفاظتی آن ارتقاء یافت و به عنوان پارک ملی معرفی شد. در سال 1354 به عنوان یکی از ذخیره گاه های زیستکره MAB) ) به سازمان جهانی یونسکو معرفی شد وسپس از سوی شورای حفاظت از پرندگان به عنوان یکی از زیستگاه های مهم برای پرندگان تشخیص داده شد. دریاچه ارومیه پس از آن در همان سال(1354) به عنوان تالاب با اهمیت بین المللی در کنوانسیون رامسر به ثبت رسید. مساحت اعلام شده سازمان حفاظت محیط زیست برای این سطح حفاظتی 570 هزارو472 هکتار بود .

 

ابعاد  دریاچه ارومیه، این بزرگترین دریاچه زمین ساختی داخل ایران زمین که سن آن را حدود یک و نیم میلیون سال تخمین زده اند  در زمان حیاتش دستکم تا 25 سال گذشته چنین بوده است :  

*- ارتفاع از سطح آبهای آزاد : 1274متر

*-وسعت : نزدیک به 500 هزار هکتار

*- گنجایش آب گیری 35 میلیارد متر مکعب

*- درازا:  130تا 150  کیلومتر

*- پهنا : بین 20 تا 50 کیلومتر

*- عمق متوسط نزدیک به 6 متر

*- وسعت  حوزه آبریز:  بیش از 5 میلیون و 127هزار و 800 هکتار شامل 8 زیر حوزه اصلی  و بسیار زیر حوزه های فرعی برخی زیر حوزه های آن عبارتند از : سهند ، سبلان ، قوشه داغ ، ،ميشو داغ ، علمدار، قازان کوه ،ايري داغ، اوغلان داغ ،بز قوش، زكي داغ ، ميدان داغي، كوه چهل چشمه، بلقيس كوه­،و...

 *-مهمترین رودهای منتهی به دریاچه ارومیه: زرینه رود با طول 302 ،سیمینه رود با طول 173 کیلومتر ، نازلوچای با طول 95کیلومتر ،تلخه رود باطول 77کیلومتر ، صوفي چاي باطول 55 کیلومتر ، تیوان چای ، زولاچای، ،باران دوزچای ، شهر چای ، روضه چای ، رودخانه مهاباد ،و...

 

*-وجود  102 جزیره و شبه جزیره با نام هایی زییا و پر معنی و با  درون مایه های زیستی و تاریخی خود محکم ترین سند  از روزگار حیات بخش دریاچه ارومیه در گذشته های دور است جزایری چون کبودان، امید، ایران نژاد، آتش، سپید  ،آذین،آرام ، اشک ، سروش ، توس، اشک سر، آرش ، آنقوت، اردشیر ، برزین ، شاهی، سیاوش، شبدیز (کمرداغ ) ، فلامینگوها(مرغ آتشین) ،کاکایی (کولایان داشی) ،صدف خوار ،کمان ،اسپیر، اسپیرو ، ناوی، ناوبان ، ناهید ، تیر، مهر ،بهرام،کاوه، شاهین،مهرداد، گرز، کمان، گیو، شوق تپه، سرخ،آرام،گلگون،آرزو،تک،کفچه نوک، مهدیس،مهوار، تنجه ، نادید، سهران، و.....  این جزایر کانون جوجه و زیستگاه پرندگان  بومی و  مهاجر بودند که نام برخی جزایر به نام پرندگان خود اثبات کننده قدمت حضور این پرندگان  در این جزایر است. مانند جزیره فلامینگوها ، سه جزیره کاکایی ،جزیره تنجه ، جزیره آنقوت، جزیره کفچه نوک   ، و....

*-تنها موجود زنده در آب دریاچه ارومیه نیز نوعی میگوی آب شور به نام آرتمیا و نوعی جلبک شور پسند بود.

 

رد پای دریاچه ارومیه در جای جای جغرافیای تاریخی ایران زمین وجود داردکه درهرگاه تاریخی، با نامی متفاوت خوانده می شده است. در زمان آشوری ها و مادها با نام ریما ، درکتاب زند در اوستا و در شاهنامه فردوسی بانام "چیچست"  یا درخشان ، و یا نام هایی چون کبودان ، شاهی ، رضائیه و ارومیه آمده است.

 

 

 

حفاظتی که انجام نشد

از دهه 70 تخریب های هولناک با سد سازی های فاجعه بار و راه زنی های مخرب در ابر سازه های آب ساز طبیعی دریاچه ارومیه شدت یافت و در اواخر دهه 70 که نشانه های به بار آمدن این فاجعه آشکار شده بود فعالین محیط زیست و کارشناسان متعهد به ایران  و ایرانی زنگ خطر نابودی دریاچه ارومیه را  به صدا در آوردند و حتی خشکی کامل دریاچه ارومیه را تا سال 1393 پیش بینی کرده بودند (نامه سرگشاده جمعیت زنان مبارزه باآلودگی محیط زیست آذربایجان غربی  به خانم ابتکار رییس سازمان حفاظت محیط زیست آن دوران، در آبان1380 –منعکس در خبرنامه شماره35 جمعیت زنان مبارزه باآلودگی محیط زیست)  ولی گویا تصمیم بر این گرفته شده بودکه مسئولین گوشهایشان را بر هر هشدار و اعتراضی ببندند و کوچکترین ارزشی برای خواست مردم یعنی صاحبین اصلی این مرز و بوم قائل نشوند!!!!!

و  این چنین بود که  قدرت های مافیای سد ساز  با همکاری رانت خواران ریز و درشت ضد ایرانی ،  بی هیچ مانعی بر  ابر سازه های آب ساز طبیعی دریاچه ارومیه تاختند  و بیرحمانه ضربات مرگبار برآن  فرود آوردند تا ما امروز نظاره گر جان کندن پیکر سهمگینش بر بستر مرگ باشیم  و چه خیانت نابخشودنی تاریخی  مرتکب شدندکسانی که تلاش کردند این هویت زیستی را از جغرافیای ایران زمین پاک کنند. !!!  کشتن دریاچه ارومیه علاوه بر پایمال کردن حق نسل های ایران از این دریاچه و زیر پاگذاشتن تعهدات بین المللی دولت ایران به جهان برای پاسداشت از این اثر زیستی جهانی ، مواجه کردن منطقه وسیعی از آذربایجان  به فجایع زیست محیطی بود!!!یعنی همان بلایی که با زدن سد هایی موسوم به "چاه نیمه" در کنار تالاب بین المللی هامون و انتقال حقابه  هامون به این سد ها  ، فاجعه مرگ باری را در زابل رقم زدند  و همه را با وقاحت به گردن خشکسالی  انداختند !!!

اعتراض و هشدار ها ادامه یافت ولی نه تنها گوش شنوایی نبود بلکه سد های بیشتر دیگری هم ساخته شد. تا اینکه در شهریور سال 1390 خشکی دریاچه ارومیه  بسیار فراگیر و موجب اعتراض های  بسیار گسترده  خیابانی در شهر های ارومیه و تبریز شد. ولی متاسفانه مسئولین همچنان بجای برحق دانستن این اعتراض ها و تصمیم گیری سریع برای احیای آن به سرکوب مردم پرداختند. آنهم با برچسب های نخ نما شده.

کانون دیده بانان زمین علاوه بر انعکاس این اعتراض ها در 14 شهریور 1390در سایت خود ، گزارشی با عنوان:

اعتراض مردم ارومیه و تبریز  به تهدید سلامتی و معیشت خود در نتیجه خشک شدن دریاچه ارومیه   به دلیل مدیریت معیوب آب کشور  وعدم وجود نهاد های قضایی مستقل زیست محیطی....ادامه منتشر کرد.

 

دربخشی از بیانیه کانون دیده بانان زمین آمده است که در روزهای 5  و 12 شهریور، مردم نگران از به خطر افتادن  سلامتی و معیشت خود و نگران از تغییر اکوسیستم منطقه ،  به خیابان ها آمدند  تا این نگرانی را به گوش مسئولین و همه مردم کشور و جهان برسانند  ولی متاسفانه پاسخ مسئولین به این اعتراض ها خشونت بود . این اعتراض ها پیش از آنکه سر از خیابان در آورد بار ها و بار ها از سوی تشکل های زیست محیطی ، کارشناسان مسئول ، خبر نگاران متعهد صورت گرفته بود. سالیان سال نارضایتی از سد سازی های فله ای بر روی شاهرگ های حیاتی دریاچه ارومیه و اعتراض به ساخت  آزاد راه شهید کلانتری به انحای مختلف بیان شده بود . ولی پاسخ مسئولین به این حجم از اعتراض ها یا سکوت یا پاسخ های کلیشه ای بود. کانون دیده بانان زمین می پرسد اگر مردم را به بهانه های مختلف و برچسب های گوناگون و گاه مضحک،  برای چندی ساکت کردید با نابودی کامل و قریب الوقوع دریاچه ارومیه چه می کنید ؟ و پرسیدیم که:

  • آیا سونامی نمک را هم با زور می توان کنترل کرد ؟

  • با شیوع بیماری های مهلک در اثر سونامی نمک چه می کنید ؟

  • برای آبخیز های داغان شده  بر اثر سد سازی های فله ای چه می کنید؟

  • برای چشمه ها و چاه های خشک شده آذربایجان چه فرمانی را صادر می کنید ؟

  • با فرونشست دشت های آذربایجان چه می کنید ؟

  • با میلیونها  آواره زیست محیطی چه می کنید ؟

  • با اختلال جبران ناپذیر بوجود آمده در چرخه زیست بوم کشور چه می کنید ؟

در بخش دیگر ابن بیانیه با اشاره به سد سازی های فله ای و شیوه های انکار گزینی مسئولین و.... آمده است که :

"  کانون دیده بانان زمین همواره به عنوان یک تشکل زیست محیطی اعتراض خود را به این گونه تخریب های منابع حیاتی ملی اعلام داشته است و از این رو اعتراض به روند خشک شدن دریاچه ارومیه این بزرگترین پارک ملی ایران، این بزرگترین تالاب بین المللی ایران و این بزرگترین ذخیره گاه زیستکره ایران را نیز پیش از این اعلام و اکنون بر آن پافشاری می کند و اعتراض مردم ارومیه و تبریز، این نزدیک ترین ساکنین به دریاچه ارومیه را بر حق می داند و... .."

 

 

 عیسی کلانتری دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه در 24 بهمن 1392 به خبر گزاری مهر گفت که  " متاسفانه در دولت گذشته مساله دریاچه ارومیه حالت امنیتی پیدا کرد و هرگونه حرکت مردمی برای نجات دریاچه با برخوردهای نامناسب امنیتی پاسخ داده شد "

 

ولی حتی پس از  این گفته ها که انتظار می رفت به خواسته ها و اعتراضات مردم  پاسخ مناسب داده شود، در دولت یازدهم نیز با معترضین همانگونه برخورد شد که پیش از این. در اعتراضات خیابانی 21 خرداد 1393 که مردم شعار "سدها را بشکنید، دریاچه ارومیه را پر کنید" و یا "روحانی، روحانی، وعده‌هایت کو؟"  سر می دادند، با همان  تهمت ها روبرو شدند . معترضانی که نخستین قربانیان این فاجعه هستند و حق مسلم آنان است که از سلامت و زندگی خود دفاع کنند!!!

 

احیای دریاچه ارومیه یکی از وعده های تبلیغاتی ریاست جمهوری دولت یازدهم بود و پس از روی کار آمدن دولت یازدهم ، کارگروه بازی  ، سمینار بازی و بازدید های هوایی و زمینی  تبلیغاتی و...به راه افتاد. گویا یک اتفاق ناگهانی  در دریاچه ارومیه افتاده  و لازم است آقایان مسئول مستقیم و غیر مستقیم این فاجعه به همراه خانم ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست دولت یازدهم با وجود هشدارهایی که تشکل های زیست محیطی  در دولت های هفتم و هشتم به ایشان داده بودند !!!  این شاهکار مدیریت آبی و حفاظتی کشور را یک بار دیگر خوب ببینند و فیلم یادگاری با جسد نیمه جان دریاچه ارومیه بگیرند  !!!!!

اما پس از فرو کش کردن بازی های تبلیغاتی ، سر انجام حمید چیت چیان وزیر نیرو،که حقایق پیدا و پنهان خشک کردن دریاچه ارومیه را  بهتر از هرکس دیگری می داند،  ماموریت  یافت که  آب پاکی را برتبلیغات دروغین بریزد. وی در 18 دیماه 1392 در ديدار با نمايندگان مردم استان آذربايجان شرقي در مجلس شوراي اسلامي منعکس در  خبرگزاری مهر گفت :  

" بايد حقايق را به مردم بگویيم و توقع بي مورد ايجاد نكنيم .ما به 10 تا 15سال زمان نياز داريم تا بتوانيم درياچه اروميه را به وضع سابق برگردانيم و هرگونه شعار و وعده تبليغاتي و سياسي كه به دور از حقيقت باشد، خيانت به دریاچه اروميه و مردم است".

 

دکتر حسین آخانی در 24 مرداد 1394  بعد دیگری از احیای دروغین دریاچه ارومیه را افشا کرد. او در وبلاگ خود با عنوان " چرا به احیای دریاچه ارومیه امیدی نیست؟  "نوشت :

" با مصوبه مورخ 24/4/1394 هیئت دولت طرح‌های احیای دریاچه ارومیه کلید خورد. ساعتها جلسه و به کاری گیری 500 نفر از متخصصان نتیجه‌اش88 پروژه شده که باید در سال 94 توسط سازمان‌های مسئول اجرایی شود..... اما لازم است که برنامه‌های ستاد بطور انتقادی مورد بحث متخصصان قرار گیرد، تا رویکرد آن در مراحل اجرا اصلاح گردد. مهمترین سوالی که ممکن است به ذهن همه برسد این است که آیا رویکرد فعلی ستاد به نجات دریاچه ارومیه می انجامد؟ ابزار ستاد برای اجرایی شدن برنامه‌هایش چیست؟ برای آنکه پاسخی برای این سوالها پیدا کنیم بهتر است نگاهی داشته باشیم به بودجه‌های اختصاص یافته و ببینیم که سهم هردستگاه از حدود 2000 میلیارد تومان چگونه تقسیم شده است. 67.5 درصد آن به وزارت نیرو، 26.1 درصد به جهاد کشاورزی، 2.1 درصد به سازمان حفاظت محیط زیست، 1.8 درصد به سازمان جنگلها و مراتع، یک درصد به استانداری‌ها و چند سازمان و دستگاه هم کمتر از 1 درصد از این بودجه را گرفته‌اند. وزارتخانه‌های نیرو و کشاورزی که خود با سیاست‌‌های نادرستشان از متهمان اصلی خشکی دریاچه هستند، در جمع 93.6 درصد بودجه را به خود اختصاص داده‌اند. جالب است که بخش عمده این مبلغ برای پروژه‌های سازه‌ای، شامل...... است. در نتیجه،آنچه از پروژه‌های فعلی استنباط می‌شود این است که روند تخصیص بودجه‌ها و برنامه‌ها ادامه همان روند ویرانگر سازه‌ای و تشدید رد پای اکولوژیکی در دریاچه و بیرون دریاچه است......"

 

درادامه به چهار عاملی که دریاچه ارومیه را  به آستانه نابودی رساند اشاره می شود :   

  کاهش مرگبار حق آبه تالاب بین المللی دریاچه ارومیه  به علت سد سازی  های ویرانگردر ابر سازه های آب ساز طبیعی حوزه  ارومیه

بارز ترین دلیل که نشانگر عدم حفاظت از تالاب  بین المللی و ذخیره گاه زیستکره دریاچه ارومیه بود ، مسدود کردن  راه  ورودی رود های تغذیه کننده آن از طریق گستره ای از  انواع سد ها آنهم با انفجارهای سهمگین  برای ساخت مخازن سد ها ، ایجاد اختلال در انحراف بستر هزاران ساله رود خانه ها ،  راه زنی های تدارکاتی و راه زنی های بزرگ  در کوهستان های حوزه آبخیز دریاچه ارومیه ، یعنی نابودکردن بستر نشستن برف، کوتاه شدن ماندگاری برف در کوهستان های حوزه ،اخلال در آبدهی چشمه ها، ، تشدید فرسایش در حوزه  و ... . در زیر  نام  55  سد با نام رودخانه ای که آب آن را  قطع کرده اند آورده شده است  :

1سد سیمینه رود- 2سد زرینه رود-3 سد علویان (ر-صوفی چای) 4 سد ملک کندی (ر- آجی چای)5-سد  مملو (چشمه مملو ) 6- سد نازلو(ر-نازلو چای) 7 سد شهرچای(ر-شهر چای) 8  سد باراندوز(ر- باراندوز) -9سد چیر آباد- 10سد بند حاجی (ر- بارندوز )11سد جبل کندی (ر- بارندوز ) 12سد حسن بیک ( ر- بارندوز) 13سد گویجعلی (ر-روضه چای) 14سد قهرمانلوی سفلی (ر-روضه چای) 15-سد کوتالان (ر- روضه) 16سد تازه قلعه ( ر- گدار) 17سد محمدبار(ر-گدار) 18سد گرده قیط (ر- گدار) 19سد قره قصاب (ر- گدار) 20 سد بالاگیر (ر- گدار) 21 سدگردکاشان (ر-گدار) 22 سد هورسین (ر-نازلو) 23 سد حیدرلو (ر- نازلوچای ) 24سد طلاتپه (ر- نازلوچای) 25 سد آبرناء (ر- نازلوچای) 26 سد گلان گنی (ر- نازلو ) 27 سد یالقوزآغاج (ر-زولا) 28سدالخلج ( ر-شهر چای) 29 سد ورگویز (ر- ورگویز) 30 سد سیلوه (ر- لاوین) 31 سد لاوین ( ر- لاوین چای) 32 سد درین قلعه (ر- بالانرش) 33  سد حق ویران (ر- بند) 34-سد مغانجوق (ر- چایلاخ) 35 سد کهریز (ر-کهریز) 36 سد شهید کاظمی بوکان- 37 سد شهید نوروزی-38 سد قورمیش-39سد هولاسو- 40سد آجر لو (ر- آجرلو) 41 سد مهاباد( ر-مهاباد) 42 سد بیگو قلعه (ر- بالقچی) 43 سد گلوان (ر- بالقچی) 44و 45 سد حسنلو و چپر آباد (ر- گدار چای ) 46 سد نهند (ر-آجی چای) 47 سد بارام (ر-آجبی چای) 48-سد اردلان (ر-آجی چای) 49 سد تاجیار سراب (ر- آجی چای) 50 سد کرد کندی (ر-اوجان چای) 51 سد زولا (ر-زولا-ر-دیرعلی) 52 سد قوریچای میاندوآب(ر- باداملو) 53 سد کانسپی( رود کانسپی ارومیه ) 54سد ینگجه (ر-آذر شهر ) 55- سد مجارشین اسکو

 

تخلیه حجم وسیعی از سنگ و خاک کوه زنبیل به داخل تالاب بین المللی دریاچه ارومیه برای ساخت پل ميانگذر شهید کلانتری

از موارد بارز دیگر خشک شدن دریاچه ارومیه ایجاد پل میانگذر بر روی دریاچه  بود که در طی مراحل ساخت با داغان کردن کوه زنبیل و انتقال سنگ های آن به درون  تالاب بین المللی دریاچه ارومیه صورت گرفت

عملیات خاکریزی 22 کیلومتر از مسیر ابتدایی این پروژه در داخل دریاچه ارومیه ،در سال 1358 به دستور شهید کلانتری مدیرکل راه و ترابری استان آذربایجان غربی برای اتصال شرق و غرب دریاچه ارومیه آغاز شد. اما با پیشروى عملیات سنگ‌ریزى و وارد شدن به مناطق میانى و عمیق‌تر دریاچه، سستى بستر و مشکلات اجرایى باعث اخلال در ساخت پل شد تا جایی که  منجر به متوقف شدن کار به علت ناپایدارى بستر شد. پس از آن آزمون و خطا ادامه داشت و یک پل فلزی کابلی را ساختند ولی این پل نیز کمتر از چند ماه دوام نیاورد وبا وقوع توفان نسبتاً شدیدى درهم شکست شد. ولی چون اصراربود در هر شرایطی این پل باید زده شود، در دوسوی پل اسکله های شناور طراحی شد. تا اینکه سر انجام در سال 1382 عملیات ساخت این پل مخرب، با طول یک کیلومتر و عرض  28 متر مجددا  از سر گرفته شد و سرانجام در 27 آبان 1387 رییس جمهور دولت نهم با غرور از خرابی های گسترده ای که در نتیجه ساخت این پل به بار آمده و اختلالی که در چرخه آبی، آنهم در شرایط بحرانی دریاچه ایجاد کرده این افتضاح را افتتاح کرد . در جریان این افتتاح احمدی نژاد ( منعکس در رجا نیوز) گفت: 

 "تاکنون برای این پل  120 میلیارد تومان هزینه شده است. بخش داخلی پل با عملیات خاک ریزی وسیعی احداث شده است و حجم وسیعی خاک از کوه زنبیل در مجاورت این دریاچه استخراج و برای خاک ریزی به داخل دریاچه منتقل شد که از نظر فنی کار بزرگ و مهمی است که آن را متخصصان فنی داخلی با اتکای به دانش بومی انجام داده اند"

 

البته این کار بزرگ و  تاریخی مهمی بود ، یعنی صاف کردن کوه زنبیل و ریختن آن در تالاب بین المللی و ذخیره گاه زیستکره دریاچه ارومیه !!! ضمن اینکه همین  کار بزرگ !!!!!! 24سال  طول می کشد که رکورد جدیدی در ساخت پل است !!!!!!. اکنون یک پل تاریخی رو دست دولت مانده که زیرش بجای آب، کویر نمک است!!!!! اگرچه خود اثر جذابی است برای جلب توریست داخلی و بین المللی که می توانند اینگونه برای آن تبلیغ کنند :

 بازدید بیاد ماندنی از پلی بر فرازکویر نمک ارومیه

شاهکاری از پل سازی دریک تالاب بین المللی که 24 سال طول کشید و 9 دولت برای ساخت آن تلاش کردند

 

 

 

 

 تغییر کیفی آب تالاب بین المللی دریاچه ارومیه با هدایت فاضلابهای سمی صنعتی،کشاورزی و خانگی به داخل آن

  بیش از سه دهه است که تالاب بین المللی دریاچه ارومیه مخزنی برای تخلیه انواع فاضلاب های شیمیایی و آب های مازاد آغشته به سم و کود بوده است که  به برخی موارد رسانه ای شده آن  اشاره می شود :

تخلیه فاضلاب 47 کارخانه مجاز و 35 کارخانه غیر مجاز  چرم سبک و سنگین به تلخه رود

 

5 اردیبهشت1389 بناب نت - براثرشکستن پنج استخرذخیره ضایعات شیمیائی کارخانه کاوه سودای مراغه بیش ازیک میلیون متر مکعب ضایعات سمی بصورت سیل جاری شده و ده هزارهکتار از زمینهای زراعی و باغات روستاهای اطراف مراغه و بناب را ویران و مسموم کرده ویک فاجعه منطقه ای ایجاد کرده است .ابعاد این فاجعه قابل مقایسه با مسمومیت روستائیان بوپال هند میباشد که به مرگ دهها هزارروستائی منجرشد وبیست وپنج سال بعد ازحادثه هنوز عواقب آن برطرف نشده است . این کارخانه ازابتدا بدون هرگونه فیلترینگ وتصفیه ضایعات ایجاد شد وطی هشت سال گذشته ضایعات شیمیائی خودرا که بسیارسمی می باشند درحوضچه های جذبی ذخیره کرده است .... تابحال سه بار در فصل بارندگی این حوضچه ها شکسته که سرازیر شدن ضایعات شیمیائی بصورت سیل مزارع و مراتع 9 روستا را در مسیر خود نابود کرده است. شش روستا درمنطقه بناب وسه روستای دیگردرمنطقه مراغه واقع شده اند .....مردم میخواستند کارخانه را آتش بزنند که اعلام گردید کارخانه تعطیل می شود و خسارات روستائیان پرداخت می شود اما چهل روز بعد کارخانه دوباره با همان شرایط پیش از آن  شروع بکار کرد واقدام به لوله گذاری برای انتقال ضایعات کارخانه به دریاچه اورمیه نمود تا روند نابودی دریاچه را سرعت بیشتری بخشد. انتقال ضایعات به دریاچه به توصیه رحیمی معاون اول رئیس جمهور انجام گرفته و فاصله 25 کیلومتر از کارخانه تا دریاچه لوله گذاری شده است اما مردم مخالف تخلیه ضایعات سمی به دریاچه هستند زیرا هم اکنون در یاچه اورمیه بخاطر قطع شدن آب به آن در حال خشک شدن است .... ...

 22 ارديبهشت 1390 جام جم تبريز -  عليپور كارشــناس ارشــد محيط زيســت: به دليل نبود سيســتم تصفيه فاضلاب شــهري براي كل شهر تبريز اين فاضلاب توسط ماشين هاي لجن كشي به اطراف رودخانه هدايت شده و آنجا تخليه مي شوند. وي افزود: هم اكنون حدود 35 درصد فاضلاب هاي شــهري تبريز توسط تصفيه خانه پوشش داده مي شود و بقيه چه به صورت مستقيم و چه غيرمستقيم به رودخانه آجي چاي ريخته مي شود.....

 

۲۸تیر ۱۳۹۰ خبرگزاری مهر : ".... 60 درصد از فاضلابهای شهری و پساب واحدهای صنعتی از جمله کارخانه قند، کشتارگاه و .. در حالی به زرینه رود به عنوان مهمترین رودخانه آذربایجان غربی سرازیر می شود که مسئولان آلودگی رودخانه ها را امر طبیعی تلقی می کنند.... قبل از پدیده بحران خشکسالی بر اثر این آلاینده ها به مدت چندین سال شاهد مرگ و میر پرندگان در محل ریزش این رودخانه به دریاچه ارومیه بوده ایم...."  

 

8 خرداد 1393 ایرنا –پرویز آراسته معاون نظارت و پایش حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی: هم اکنون شاهد پدیده اوتریفیکاسیون در بعضی از رودخانه های مهم استان هستیم که این پدیده موجب کاهش کیفیت آب رودخانه و تهدید زندگی آبزیان می شود. .... هم اکنون بر اثر این پدیده ضخامت جلبک ها در زرینه رود به عنوان یکی از بزرگترین رودخانه های استان افزایش یافته است که متاسفانه در این رودخانه ضخامت جلبکها به دو و نیم تا سه متر می رسد.....

 

5آبان 1394ایرنا- پرویزآراسته سرپرست اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی : "روند مرگ پرندگان در آبگیری در نزدیک دریاچه ارومیه که از 15 روز گذشته آغاز شده، به حدود دو هزار قطعه پرنده از گونه های مختلف کوچک جثه رسیده ...این پرندگان از گونه های مختلف بوده ولی اغلب از آنقوت، خودتکا و خروس کوهی بودند که هنوز علت دقیق مرگ آنها مشخص نشده است..... آراسته گفت: ... با کاهش میزان بارندگی های پاییزی و روان شدن پساب های تصفیه خانه فاضلاب ارومیه و شهرک های صنعتی فاز یک و 2 به این آبگیر که زمانی بخشی از دریاچه ارومیه بوده و آب رودخانه قودوخ بوغان به این محل که از رودخانه های آلوده شهر ارومیه است، میزان غلظت آلاینده های موجود درآبگیر افزایش یافته است..."

 

 

 

 

 تخلیه فاجعه بار آبهای فسیلی حریم اکولوژیک  ذخیره گاه زیستکره دریاچه ارومیه با افزایش کشت  محصولات آب بر

 

تاریخ گذشته شهر ارومیه و مناطق اطراف  دریاچه ارومیه  نشان می دهد که محصول مهم باغی این مناطق انگور بوده است که نیاز آبی کمی دارد ولی به تدریج با تغییرکشت،  محصولات آب بر جای  محصولات سنتی را می گیرند همراه با حفر چاه های آب  بیشمار . خبر گزاری فارس در 2 اسفند 1393 نوشت :

" .... بر اساس آمار مرکز آمار استانداری و به استناد سرشماری کشاورزی سال 93، در مدت 11 سال گذشته، مساحت باغات و قلمستان‌های استان 25 درصد افزایش و اراضی زراعی 11 درصد کاهش یافته است. یافته‌های پژوهشی، میزان مصرف و نیاز آبی باغستان‌ها 5 تا 10 برابر نیاز آبی مزارع است! از سوی دیگر حفر صدها حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق به صورت مجاز یا غیرمجاز در شهرها و روستاهای حاشیه دریاچه ارومیه با هدف تامین نیاز آبی باغ‌ها سبب شده تا خشکی دریاچه تشدید شود."

 

ناحیه سه-ص1 از 14

ادامه

 

صفحه اصلی