کانون دیده بانان زمین

در بررسی180 منطقه حفاظت شده  در اکوسیستم های کوهستانی و تالابی

 ثابت می کند که حفاظتی بودن این مناطق 

دروغی بیش نیست

 

کولاک غارت ، تصاحب و  ویرانگری های  بنیان کن زیستگاه های گیاهی و جانوری در شاخص ترین نماد های هویت زیستی ایران زمین  و  ذخیره گاه های ژنتیکی میراث طبیعی  نسلها

 

 

گزارش تحقیقی - خبری ازکانون دیده بانان زمین  نسرین دخت خطیبی کارشناس جغرافی و پژوهشگر جغرافیای طبیعی ایران با همکاری مینا محبوبی

 ویرایش : فرشته موثق نژاد – تدوین: نسرین دخت خطیبی

اسفند1395

 

این گزارش که حاصل چندین سال دیده بانی کانون دیده بانان زمین از 180 منطقه حفاظت شده کوهستانی و تالابی ایران زمین است،که حاصل آن در 630 صفحه A4 ( پی دی اف) در خلاصه ترین شکل تنظیم شده است،تقدیم می شود به همه آنهایی که نابودی این شاخص ترین هویت های زیستی و ذخایر ژنتیکی ایران زمین و  میراث های طبیعی متعلق به نسل ها را بر نمی تابند و  بر این باورند که حفاظت تام و تمام مناطق حفاظت شده یک حق ملی است و هیچ نهاد و سازمانی تحت هر پروژه ای ،حق تجاوز به این عرصه ها را ندارد !!!

 

سر آغاز

نگاهی به مبانی فکری و نحوه انتخاب 180 منطقه حفاظت شده و کلی ترین نتایج حاصل از این بررس توسط کانون دیده بان زمین

این سر آغاز در 7 موضوع تنظیم شده است :1- نگاهی به سابقه حفاظتی در جهان و در ایران و  سطح کمی این مناطق در ایران و لزوم حفاظت از آنها-2- مبانی فکری انتخاب 180 منطقه حفاظت شده کوهستانی و تالابی- 3- نحوه پراکنش 180 منطقه حفاظت شده انتخابی در 7 ناحیه جغرافیایی تعیین شده -4- تعهدات بین المللی حفاظت از مناطق با ارزش جهانی کشور در تقسیم بندی هفتگانه کانون دیده بانان زمین از نواحی جغرافیایی مناطق حفاظت شده- 5-مناطق چهارگانه حفاظتی مورد بازدید کانون دیده بانان زمین که پایه و رکن اساسی تهیه این گزارش بود 6- همکاران کانون دیده بانان زمین در تهیه این گزارش 7 -نتایج  حاصل از بررسی 180 منطقه حفاظت شده کوهستانی و تالابی

 

1– نگاهی به سابقه حفاظتی در جهان و در ایران  و سطح کمی این مناطق در ایران و لزو م حفاظت از آنها

ضرورت حفاظت از طبیعت و منابع زنده آن ، تاریخی طولانی دارد که کانون دیده بانان زمین در سال 1393 تحت عنوان :"مناطق حفاظت شده، تعاریف، اهداف ،آمارها،  چالش ها و تهدید ها " در سایت خود منعکس کرد ،که در این سرآغاز ،تنها  اشاره کوتاهی  به روند ایجاد مناطق حفاظت شده در جهان  و در ایران می شود : 

معیار های طبقه بندی مناطق حفاظت شده  برپایه اهداف مدیریتی ، برای نخستین بار در سال1980  توسطIUCN    "اتحایه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی"

( International Union for the Conservation of Nature and Natural Resources )  

تدوین شد و کشورهای عضو اتحادیه ملزم به تطبیق معیار های خود با معیار های این اتحادیه گردیدند و این آغاز یک حرکت  جهانی برای حفاظت از منابع طبیعی زمین بود که  تا به امروز پابرجا مانده و تکامل یافته است بگونه ای که  قرار است تا سال 2020 طبق تصمیمات IUCN  هفده درصد خشکی های سرزمین ها  مورد حفاظت قرار گیرد .  در ایران نیز از دهه چهل ساختار های سازمانی حفاظت از محیط زیست و طبقه بندی مناطق بر اساس اهداف مدیریتی و زون بندی خط مشی های حفاظتی جهانی شکل گرفت  و تکامل یافت و تا اواخر دهه 50  امر حفاظت از مناطق طبیعی ایران  رشدی صعودی را پیمود. اسکندر فیروز  مردی که نامش برای همیشه در تاریخ این مرز و بوم به نیکی خواهد ماند !  این روند را اینگونه ترسیم می کند  :   "  در اواخر دهه 40 سیاست اصلی نسبت به محیط طبیعی بر دو رکن استوار بود ،  یکی اینکه نمونه های قابلی از همه اکوسیستمهای ایران  به صورت دست نخورده  و کامل برای آیندگان حفظ شود  و  دوم اینکه بهره برداری از همه منابع طبیعی تجدید شونده کشور اصولا با توان بیولوژیکی آن متناسب باشد . در همین راستا نیز برنامه ایجاد مناطق حفاظت شده توسعه یافت و استوار شد . سپس بر اساس شرایط اکولوژیک و کیفی محیط ، بسیاری از مناطق در اوائل دهة 1350به پارکهای ملی و پناهگاههای حیات وحش تبدیل شد" (برگرفته از کتاب حیات وحش ایران -مهره داران (ص20)  نویسنده  اسکندر فیروز – چاپ 1378 ) 

اسکندر فیروز پژوهشگر و از مسئولینی بود که در  48 سال پیش  مفاهیم حقوقی زیستگاه ها ی حفاظت شده را تحت عناوین " پارک های حیات وحش "  و  "مناطق حفاظت شده"  روشن کرد و به تصویب رساند و چند سال پس از آن سازمان حفاظت محیط زیست را بنیان نهاد. نام ایران در آن سالها به عنوان یک کشور مطرح در حفاظت از محیط زیست ، هم پیوند با نام این مرد بزرگ است. اسکندر فیروز در سازمان های بین المللی محیط زیستی سمت های مهمی را عهده دار بود از جمله : عضویت در هیئت رییسه اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی IUCN - نایب رییس اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعیIUCN) 1972) -نایب رییس کنفرانس استکهلم( 1975)-عضویت در هیئت امنای صندوق حفاظت طبیعی WWF   -و...مراحل نهایی تصمیم گیری IUCN در سال 1977(تیرماه 1356) مبنی بر انتخاب اسکندر فیروز به ریاست این سازمان جهانی با بروز تحولات سیاسی در ایران و خروج او از سمت های دولتی و انصراف از پذیرش این جایگاه همراه بود.

با کوشش اسکندر فیروز بودکه تنها میثاق جهانی زیست محیطی یعنی حفاظت از تالاب ها  در ایران و در شهر رامسر به تصویب رسید (1971)  با تلاش اسکندر فیروز و دیگر خرد ورزان حفاظت از ایران زمین 18 تالاب با ارزش زیستی زیاد  ایران ، مطالعه ، انتخاب و به فهرست تالاب های حایز اهمیت بین المللی رامسر معرفی و  ثبت شد. همچنین در زمان ریاست اسکندر فیروز برسازمان حفاظت محیط زیست بود که 9 منطقه مهم حفاظتی شامل دریاچه ارومیه- ارسباران- گلستان- میانکاله - ارژن و پریشان – حرا - گنو- کویر و  توران ،  برای اولین بار ، به برنامه " انسان و کره مسکون MAB" یونسکو به عنوان  ذخیره گاه زیستکره معرفی شدند ( ش1353-1974م ) وی بر اساس تعریف ها و معیار های قانون نظام طبقه بندی ،  مناطق با ارزش زیستی را برای حفاظت در چهار گروه  پارک ملی- اثر طبیعی ملی- پناهگاه حیات وحش و منطقه حفاظت شده  به تصویب رساند  و تا سال 1354 (1975) 65 منطقه حفاظت شده در بالاترین درجه استاندار های زیست محیطی جهانی در سطح هفت و نیم  میلیون هکتار،  شامل 13 پارک ملی- 2 اثر طبیعی ملی- 27 پناهگاه حیات وحش و23 منطقه حفاظت شده مشخص و تصویب شد.

در سال 1385  تعداد مناطق حفاظت شده در اطلس مناطق حفاظت شده  160 منطقه  با وسعت  11 میلیون و824 هزار و599 هکتار اعلام شد  و در تیر ماه   1391 (  فهرست ضمیمه نقشه مناطق حفاظت شده کشورمنعکس در سایت سازمان حفاظت محیط زیست )  تعداد مناطق حفاظت شده به 272 منطقه و سطح آنها نیز  به 17 میلیون و740 هزارو 619 هکتار افزایش یافت تا چنین نتیجه گیری شود که نسبت مناطق حفاظت شده  به مساحت کل کشور به بیش از 10 درصد  رسیده است و  بر پایه آخرین اخبار رسانه ای شده آذر ماه 1395 تعداد مناطق حفاظت شده  278 منطقه  اعلام شد( منوچهر فلاحی معاون یگان حفاظت محیط زیست سازمان حفاظت محیط زیست- ایرنا- آذر 1395)   شامل  28 پارک ملی، 35 اثر طبیعی ملی، 43پناهگاه حیات وحش و 172 منطقه حفاظت شده .

ولی به همان نسبت که رشد کمی این مناطق  اضافه می شود  ، حفاظت از این مناطق به شدت کاهش می یابد!!!!! نکته قابل تامل اینکه  افزایش فله ای مناطق حفاظت شده بدون ذره ای هزینه کردن از دلار های نجومی  نفتی برای حفاظت از آنها  تنها و تنها  برای تبلیغ "ویترینی" آن در سطح کشور و در جهان است و نیز لوث کردن  استاندارد های سطوح حفاظتی سرزمین برای آیندگان و بشریت  بوده و هست که همانند سیاستی است که سالها  در مورد سطح کمی و کیفی جنگل های طبیعی آنهم در یک کشور کم جنگل به خورد مردم داده شد. به  عنوان مثال در حالیکه  طرح های جنگل خواری موسوم به طرح های فریبکارانه  " جنگل داری" به شدت مشغول پاکتراشی آخرین جنگل های باستانی هیرکانی بود و در حالی که راه زنان، سد سازان ، تونل سازان و... در پیکره های کوهستانی  البرز و زاگرس به شدت  و بی رحمانه به جنگل زدایی مشغول بودند و در حالیکه جنگل سوزی های وسیع و رشد عمدی آفت زایی این جنگلها بی هیچ هزینه حفاظتی و تجهیزات  مرتبط  سطح کمی جنگلها را کاهش می داد  ، دولت ها با توهین آشکار به شعور مردم از آنچه را که می دیدند !!! ، رقم  12 میلیون هکتار سطح جنگل های کل کشور را  برای سالها ثابت نگه داشته و در هر مصاحبه و سخرانی آن را غرغره کردند!!!! و جالب اینکه در دولت های نهم و دهم اتفاق عجیب تری نیز افتاد  و یک باره موجودی سطوح جنگل ها دو میلیون هکتار  افزایش یافت  و رقم  14 میلیون هکتار  اعلام شد !!!! و حتی رییس دولت دهم نوید داد که سطح جنگلها را به زودی به 16 میلیون هکتار می رسانند!!!!!!!! البته روشن است که کارشناسان و مشاورین این دولتها ،هم شرایط جنگل های موجود و هم سطح غارتی که می شد و هم تغییر اقلیم به سمت خشک تر شدن را به خوبی می دانستند و حساب هم بلد بودند ولی آنها  تنها چیزی که اهمیت نمی دهند  سطح دانش ، شعور و آگاهی مردم است !!!!!!!!!

کانون دیده بانان زمین ، بر پایه دانش و پیگیری های مستمر خود از مناطق زیستی ایران زمین  به این نتیجه رسیده است که کتمان حقیقت از داشته های منابع طبیعی بویژه جنگلها و زیستگاه های گیاهی و جانوری ،تنها و تنها با این هدف دنبال می شودکه  بی مهابا  و بی دردسر،آخرین بقایای منابع با ارزش طبیعی  ملی متعلق به نسل ها را با عنوان  عوام فریبانه "تولید ملی"  غارت شود .  فارغ از این که  چنین کنش غارتگرانه عنان گسیخته ای در طبیعت شکنده ایران زمین با  واکنش های طبیعی طبیعت از جمله تشدید سیل های ویرانگر ،  زمین لغزش و طوفان ریز گرد ها و .....پاسخ داده شده و  سر انجام  موجب  فرو پاشی اکوسیستم های متنوع میلیون سالی می شود که متاسفانه چنین نیز شده است.

افزون بر این کانون دیده بانان زمین بر این باور است که مناطق چهارگانه حفاظتی که با خرد ورزی کارشناسانی خبره در فاصله 5 دهه انتخاب شده است ، مناطقی  بسیار کلیدی و ویژه هستند  که در برگیرنده اکوسیستمهای متنوع زیستی ایران زمین می باشند و  نابودی کامل هر یک از آنها  گامی است  به سوی نزدیک تر شدن به فروپاشی بخش وسیعی از سرزمین ایران زیرا این مناطق حکم زندگی سنج های محیطی  را دارند اگر حال آنها رو به وخامت رود این  بستر زندگی  انسان ، گیاه و جانور است که  ضربه می بیند و این زندگیست که در این فضا ها می میرد که متاسفانه نمونه های آن  تاکنون بسیار اتفاق افتاده است از جمله :

* - فروپاشی اکوسیستم بزرگترین دریاچه داخلی ایران زمین با داغان کردن ابر سازه های آب ساز طبیعی حوزه دریاچه ارومیه با انفجارهای  بسیار گسترده و هولناک برای تحمیل نزدیک به شصت سد و کاهش مرگبار حقآبه تالاب بین المللی و ذخیره گاه زیستکره دریاچه ارومیه   و  در نتیجه ایجاد زمینه برای طوفان های نمک و به مخاطره انداختن  سلامت و معیشت مردم   

 *- فروپاشی بستر حیاتی جلگه باستانی خوزستان با بستن  بیرحمانه بیش از 70سد بر روی شاهرگ های حیاتی میلیون سالی آن با هدف خشک کردن تالاب ها و هر آنچه سطح مرطوب  است  تا نفتخواران بی هیچ دغدغه ای به غارت نفتی و  توسعه کثیف ترین و آب بر ترین صنایع پتروشیمیایی و خارج از توان طبیعی این جلگه  ادامه دهند  و در مقابل رها کردن ساکنین  بی دفاع این جلگه در مقابل هجوم غول طوفان های ریزگرد ، بیرون آمده از چراغ جادوی سد ساز ان ،جنگل خواران و نفت خواران  و تیره و تار کردن زندگی ، معیشت ، سلامت و آینده هم وطنان این دیار 

  * -فروپاشی بستر حیاتی دشت سیستان با کاهش دهی مرگبار حق آبه تالاب بین المللی هامون ، این گسترده ترین سطح آبی 60 هزار هکتاری با اجرای طرح سد سازی های معروف به " چاه نیمه ها " و در مقابل رها کردن هم وطنان بی دفاع سیستانی در برابر طوفان های شن و به مدفون شدن  بیش از پانصد روستا و تحمیل آوارگی زیست محیطی به هم وطنان سیستانی*- و.......

با این چشم انداز ، حفاظت از مناطق حفاظت شده جلوگیری از فرو پاشی  اکوسیستم های متنوع ایران زمین و نجات و  احیای مناطق حفاظت شده ، نجات و احیای زندگی در این مناطق است  به شرط آنکه دیر نشده باشد و هم از این روست که کانون دیده بانان زمین بر حسب وظیفه ای که از ابتدای تاسیس برای خود تعریف کرده و آن عبارت از  اطلاع رسانی و آگاهی و در نتیجه حفاظت ، بر آن شد تا فرصت باقیست مناطق حفاظت شده تالابی و کوهستانی را مورد بررسی قرار دهد و ضمن اطلاع رسانی از موقعیت هریک از آنها ، مستند هایی از حفاظت نشدن آنها ارائه دهد تا  روشن شود که مناطق حفاظت شده ای که آماج غارت و "توسعه تخریب" قرار گرفته اند در بستر کدام اکوسیستم ها ی حیاتی بوده و با نابودی آنها چه بخش هایی از  هویت زیستی ایران حذف می شود!!!  تا شاید، شاید ، در فرصت اندک باقی مانده  با آگاهی عمومی ، دولتیان را  وادار به  نجات پاره ای از آنها که هنوز امید به نجاتی هست بکنند . مطمئن باشیم که در برهوت هیچ اندیشه ای فرصت بالیدن نخواهد داشت چرا که  از بیابان برهوت،  این زندگی است که کوچ می کند !!!

 

 

2 – مبانی فکری انتخاب 180 منطقه حفاظت شده کوهستانی و تالابی

کانون دیده بانان زمین که از آغاز فعالیت های خود ، بازدید  و خبر رسانی خود را در بخش اخبار داخلی ایران عمدتا بر سه موضوع آبخیز های تهرا ن ( به دلیل آبخیز فروشی برای ساخت و ساز ) ، جنگل های باستانی هیرکان( به دلیل جنگل خواری های وسیعتالاب ها( به دلیل روند شتابان نابود سازی آنها ) قرار داده بود و دانش عینی قابل اعتنایی از این پدیده های مهم زیستی  جغرافیایی به دست آورده بود به علاوه به دلیل بحرانی تر شدن وضعیت آبی کشور تصمیم گرفت که در انتخاب مناطق حفاظت شده برای بررسی ، عمدتا بستر دو پدیده مهم طبیعی در تولید و حفاظت آب و رطوبت یعنی کوهستان ها و تالاب ها را مورد توجه قرار دهد!!!  افزون بر آن از آنجا که نگاه استانی به مناطق حفاظت شده که تاکنون مرسوم بوده نمی تواند سبب نگرش جامع  اکوسیستمی  به محیط زیست یک منطقه  باشد. کانون دیده بانان زمین بر آن شد که برای نخستین بار در ایران مناطق حفاظت شده، این میراث  طبیعی نسل های ایران زمین را نه بر پایه پراکنش استانی بلکه در قالب اکوسیستم های نواحی جغرافیای طبیعی آنهم با تمرکز بر رشته های مهم کوهستانی و یا  ابر سازه های مهم آب ساز طبیعی ایران زمین و بستر های تالابی مرتبط با این کوهستان ها انتخاب کند.با این نگرش در نهایت 7 ناحیه جغرافیایی انتخاب شد. در گام بعدی بر پایه نقشه پراکنش مناطق حفاظت شده کشور( تیرماه 1391سایت سازمان حفاظت محیط زیست ) و انطباق آن با 7 ناحیه جغرافیایی انتخاب شده  و با استفاده  از نقشه های 1:50000و  1:250000 و نقشه های استانی و نقشه های ماهواره ای،  در نهایت  180 منطقه حفاظت شده از 272 منطقه حفاظت شده کشور  انتخاب گردید و در نتیجه 92 منطقه حفاظت شده شامل مناطق حفاظت شده کویری و مناطق حفاظت شده محاط در بیابان ها و یا در پیوند با بیابان ها از این پژوهش  حذف گردید .

بر اساس محاسبات کانون دیده بانان زمین دیده بانان زمین تعداد مناطق مورد بررسی(180 منطقه ) ، 66 درصد کل تعداد مناطق حفاظت شده کشور را شامل می شود   این درحالیست که از نظر مساحت  تنها 36.5 درصد مساحت کل مناطق حفاظت شده را در برمی گیرد یعنی مساحتی معادل 6464054 هکتار ( 6 میلیون و 464 هزار و 054 هکتار)

نمودار نسبت سطح مناطق حفاظت شده کوهستانی و تالابی 7 ناحیه تعیین شده به سطح مناطق حفاظت شده کویری و محاط در بیابان ها

 

به  علاوه این 180 منطقه  از بعد تنوع تعداد مناطق چهار گانه حفاظتی  نسبت به کل کشور شامل 75 درصد پارک های ملی کشور  (21 پارک ملی  از 28 پارک ملی کشور) ،  71 درصد آثار طبیعی ملی کشور(25 اثر طبیعی ملی از 35 اثر طبیعی ملی کشور) 51 درصد پناهگاه های حیات وحش کشور ( 22 پناهگاه حیات وحش از 43 پناهگاه حیات وحش کشور) و 67درصد مناطق حفاظت شده کشور (112 منطقه حفاظت شده از 166 منطقه حفاظت شده کشور)  می شوند.

 

3 – نحوه پراکنش 180 منطقه حفاظت شده انتخابی در 7 ناحیه جغرافیایی تعیین شده

نقشه موقعیت  7 ناحیه جغرافیایی تعیین شده

 

نحوه پراکنش 180 منطقه حفاظت شده انتخابی در 7 ناحیه جغرافیایی تعیین شده  :

 ناحیه یک- مناطق حفاظت شده واقع در اکوسیستم های تالابی و جلگه ای دریای خزر  ، با سهم  پنج دهم درصدی نسبت به کل مساحت مناطق حفاظت شده کشور  که  در برگیرنده13منطقه حفاظت شده  شامل 9پناهگاه حیات وحش (میانکاله- لوندویل- فریدونکنار-امیرکلایه-سرخانکل-سلکه-چوکام-سمسکنده- دشت ناز) یک  پارک ملی(بوجاق) یک اثر طبیعی ملی( خشکه داران ) و 2 منطقه حفاظت شده(سیاه کشیم و  بوجاق) است

 

ناحیه دو -مناطق حفاظت شده واقع در پیکره کوهستانی البرز با سهم 6 درصدی نسبت به کل مساحت مناطق حفاظت شده کشور که دربرگیرنده 42  منطقه حفاظت شده  شامل6 پارک ملی(گلستان-لار-پابند-کیاسر-خجیر-سرخه حصار) یک پناهگاه حیات وحش(دودانگه )8 اثرطبیعی ملی(قله دماوند-قلل علم كوه- دریاچه های تارو  هوير-غار رود افشان-تنگه واشي-چشمه فكجور دمكش-سروهرزويل -سوسن سفیدیاسوسن چلچراغ)27منطقه حفاظت شده (البرز مرکزی - لیسار- گشت رودخان و سیاه مزگی- سرولات وجواهردشت- سیاه رود رودبار(درفک)- بلس کوه(سه هزار و دوهزار)- چهار باغ-  -ورجین-جاجرود – واز-هراز- آبشار شیرگاه- شش رودبار- خیبوس- اساس- هزار جریب-  بولا-  پرور-  جهان نما-لوه- زاو ب- زاو الف- رودخانه سردآبرود-رودخانه چالوس- رودخانه هراز،- رودخانه كرج- رودخانه جاجرود) است

  گفتنی است دو منطقه حفاظت شده اثر طبیعی ملی غاریخکان و منطقه حفاظت شده آق داغ در البرز در ناحیه سه و در حوزه رودخانه قزل اوزن بررسی شده است !

 

ناحیه سه دریاچه ارومیه و مناطق حفاظت شده واقع در ابر سازه های آب ساز طبیعی 4حوزه آبریز  ارومیه، ارس، قزل اوزن، زاب  با سهم 10 درصدی نسبت به کل مساحت مناطق حفاظت شده کشور که دربرگیرنده 30 منطقه حفاظت شده  شامل3پارک ملی(دریاچه ارومیه- ارسباران-کنتال) 4 پناهگاه حیات وحش(کیامکی-  دشت سوتا و حمامیان- انگوران- تالاب کانی برازان) 4  اثرطبیعی ملی(قله سبلان- فسیلی مراغه-غار یخکان-غارسهولان)19منطقه حفاظت شده (ارسباران- ديزما- علمدار داغي- مَراکان- مغان-  سهند-صوفي چاي- تالاب نوروزلو- تالاب قوری گل-  ياري قاري- بزقوش- عبدالرزاق-آق داغ- سرخ آباد- كاغذ كنان- انگوران- چاراويماق- بیجار- میر آباد) است

 

 

ناحیه چهار- مناطق حفاظت شده واقع در ابر سازه های آب ساز طبیعی حوزه های آبریز رودخانه اترک، رودخانه کشف رود با سهم 3  درصدی نسبت به مساحت کل مناطق حفاظت شده کشور که دربرگیرنده19منطقه حفاظت شده  شامل3پارک ملی( تندوره-ساریگل- سالوک)یک پناهگاه حیات وحش (حیدری)4 اثرطبیعی ملی (قلل بينالود- اُرس سَرانی- صنوبر شيروان -سرو قره باغ)11منطقه حفاظت شده ( تندوره-ساریگل-سالوک- ارس سیستان- الله اكبر- دربادام- قرچغه- سرانی-بينالود-قرخود-كشف رود )

 

 

ناحیه پنج - مناطق حفاظت شده واقع پیکره زاگرس با سهم 11 درصدی نسبت به مساحت کل مناطق حفاظت شده کشور که دربرگیرنده52 منطقه حفاظت شده  شامل4 پارک ملی(تنگ صیاد- دنا – بمو- بختگان ) 3 پناهگاه حیات وحش(بیستون- دریاچه زریوار-بختگان)7 اثرطبیعی ملی( غار پروآ - غار قوري قلعه- دهلران-تنگ رازيا نه-لاله واژگون -غار ماهی کور-  کوه جاشک)38 منطقه حفاظت شده (بیستون- سفید کوه-کوسالان و شاهو -بدر و پریشان-  قلاجه-مانشت وقلارنگ- کبیر کوه- دینار کوه- بوزین و مرخیل- ملوسان- خانگرمز-آلموبلاغ– اشترانکوه-دالانکوه- شيدا-تنگ صیاد- قيصري- سبزکوه- هلن- دنا - کوه دنای شرقی- سیوک –آبشارمارگون- تنگ بستانک-  شالو و مونگشت- شیمبار-تالاب میانگران-  تنگ سولک- کوه خیزوسرخ- کوه خامین- کوه دیل-  ارژن و پریشان-  ماله گاله- میان جنگل فسا-هرمد- پرزوئيه-  گنو- كوه كشار) است.

 

ناحیه شش- مناطق حفاظت شده واقع در جلگه خوزستان با سهم 3 درصدی نسبت به مساحت کل مناطق حفاظت شده کشورکه دربرگیرنده8 منطقه حفاظت شده  شامل2پارک ملی(پارک ملی دز و کرخه)یک پناهگاه حیات وحش(شادگان)5 منطقه حفاظت شده(دز-دیمه-کرخه-هورالعظیم-میشداغ) است

 

 

ناحیه هفت - مناطق حفاظت شده واقع در اکوسیستم های تالابی دریایی و ساحلی خلیج فارس ودریای عمان با سهم 3 درصدی نسبت به مساحت کل مناطق حفاظت شده کشور که دربرگیرنده 16 منطقه حفاظت شده می شود شامل یک پارک ملی دریایی(نایبند) یک پارک ملی(دیر و نخیلو )یک اثر طبیعی ملی (جزیره خارکو)  3 پناهگاه حیات وحش (جزایر شیدور، جزیره خارک ، جزیره هندورابی)10 منطقه حفاظت شده (حرا- حراخوران -حرا تیاب و میناب-حرا رودگز-سراج-حله-مند-جزایرفارور- حرا گابریک جاسک -گاندو) است .

 

 

4–  تعهدات بین المللی  حفاظت از مناطق با ارزش جهانی کشور در تقسیم بندی هفتگانه کانون دیده بانان زمین از نواحی جغرافیایی

از10 ذخیره گاه زیستکره  غیر از ذخیره گاه زیستکره کویر و توران بقیه در این 7 ناحیه جغرافیایی هستند ( گلستان-میانکاله- دریاچه ارومیه- ارسباران- ارژن و پریشان- دنا- گنو-حرا)

  افزون بر این 80 درصد تالاب های بین المللی ثبت شده در فهرست رامسر جزو این 7 ناحیه جغرافیایی و یا در محدوده نزدیک به آن هستند که در بر گیرنده 1- شبه جزیره میانکاله ، خلیج گرگان و آب بندان لپوزاغمرز-2- امیرکلایه  3- کولاب بندر کیاشهر و دهانه سفید رود(بوجاق)4 - آب بندانهای فریدونکنار ، از باران و سرخ رود5-  بخش بزرگی از تالاب بین المللی انزلی (سیاه کشیم- سرخانگل- سلکه-چوکام) -6 دریاچه ارومیه7- کانی برازان 8- قوری گل- 9- دریاچه قوپی- 10- شورگل، یادگارلو، درگه سنگی- 11- ت ارژن و پریشان 12 چغاخور -13- شادگان ، خور الامیه و خور موسی14- نیریز و کمجان (بختگان) 15- خور خوران16- دلتای رودگز و رود حرا17- دلتای رود شور و شیرین میناب 18- جزیره شیدور 19- تالاب بین المللی خلیج گواتر و حور باهو

 

بنابر این طبق این فهرست توزیع سطح حفاظتی بین المللی در 7 ناحیه جغرافیایی مطالعاتی کانون دیده بان زمین  بدین صورت است: 

 93درصد سطح مناطق چهارگانه حفاظتی اکوسیستم های تالابی دریای خزر  (ناحیه یک )

 60  درصد سطح مناطق چهارگانه حفاظتی جلگه خوزستان(ناحیه شش )

 52 درصد  سطح مناطق چهارگانه  حفاظتی اکوسیستم های تالابی دریایی و ساحلی خلیج فارس و دریای عمان (ناحیه هفت)

 36درصد  سطح مناطق چهارگانه  حفاظتی حوزه های ارومیه، ارس، قزل اوزن (ناحیه سه ) 15درصد  سطح مناطق چهارگانه حفاظتی پیکره کوهستانی زاگرس(ناحیه پنج)

 7درصد  سطح مناطق چهارگانه  حفاظتی پیکره کوهستانی البرز  ( ناحیه دو)

این ارقام نشان می دهد که مناطق حفاظت شده این 7 ناحیه علاوه بر ارزش های زیستی و ژنتیکی که دولت ها موظف هستند آنها را برای نسل های آینده حفاظت کنند ، دارای ارزش های زیستی جهانی برای بشریت هم هستندکه این امر دولت ایران را به همه کشور های جهان متعهد کرده است  تا برای  حفظ تنوع زیستی زمین،در حفاظت آنها بکوشد!!!! شایان ذکر است از زمانی که مجلس این تعهدات را مصوب و به دولت ابلاغ  می کند آنها حکم قانون را پیدا کرده و همه مسئولین کشور متعهد به اجرای آن هستند و نقض آن یعنی نقض قانون است! ولی متاسفانه بررسی ها ی گزارش کانون دیده بانان زمین در این گزارش نشان می دهد که مجریان قانون به راحتی این تعهدات بین نسلی و بین المللی را  لگد مال کرده اند!!!!!

 

 

 

5– مناطق چهارگانه حفاظتی مورد بازدید کانون دیده بانان زمین که پایه و رکن اساسی تهیه این گزارش بود

 اعضای کانون دیده بانان زمین از بدو تاسیس این کانون ،  با امکانات محدود مالی موفق به بازدید تمام یا بخش هایی از مناطق حفاظت شده  در قالب بازدید های جمعی و فردی، گروه های کوهنوردی و سفر های خانوادگی  شدندکه نتایج این بازدیدها با اسناد تصویری بسیار در سایت کانون دیده بانان زمین قابل مشاهده است و در بسیار دیگر از بازدید ها اگر چه گزارشی در مورد آنها در سایت کانون منعکس نشد ولی فیلم، عکس و گزارش آنها در آرشیو کانون دیده بانان زمین در طی این سالها گردآوری شد که پایه های مهم بررسی در این گزارش متکی به آنهاست  .مناطق حفاظت شده ای که مورد بازید و مرتبط با این بررسی می شوند   نزدیک به  هشتاد منطقه حفاظت شده است  که عبارتند از مناطق حفاظت شده : 1- البرز مرکزی 2- میانکاله 3- فریدونکنار 4- انزلی5-گلستان 6- لوه 7-کیاسر 8-دودانگه 9- بولا 10-شش رودبار11- آبشار شيرگاه12- اساس13- خیبوس14- چهار باغ 15- واز 16-جهان نما 17- سرداب رود18- لار  19- ليسار20-بوجاق 21- لوندویل22- پابند 23- پرور 24- گشت رودخان و سياه مزگي25- سياهرود رودبار26- ورجین-27 بلس کوه28- هراز(الیمستان)-29-رودخانه حفاظت شده هراز  30- سرولات وجواهر دشت 31- سرخه حصار32- خجیر 33 -جاجرود -34دریاچه های تار و هویر35- تنگه واشی36- غار رود افشان37- قله دماوند38-علم کوه و تخت سلیمان35 39 سرداب رود - 40دریاچه ارومیه 41 سهند- 42- ارسباران 43-ورزقان 44-سفید کوه 45- لاله واژگون 46- آبشارمارگون47- سرو هرزویل- 49- تنگ بستانک50 دنا -51 دریاچه زریوار52- کوه خیزوسرخ53 - شالو و منگشت-54 شیمبار- 55-اشتراکوه56- بیستون-57 تنگ صیاد-58- ارژن و پریشان59- ماله گاله 60 بختگان61- بمو 62 میان جنگل -62 هرمد-63- پرزوئیه - 64 دز 65-کرخه66- شادگان67-دهلران 68وه نمک جاشک- 69- نایبند70- تالاب دلتای گز و حرا (تالاب آذینی) 71- گنو72 -ذخیره گاه زیستکره حرا  و حراخوران 73- دیر و نخیلو 74 خلیج گواتر و حور باهو (گاندو)  75- بینالود 76 کشف رود – و ...

 

 

6–همکاران کانون دیده بانان زمین در تهیه این گزارش

مطالعات تحقیقتی و همچنین تدوین این گزارش  توسط نسرین دخت خطیبی کارشناس جغرافیایی و پژوهشگر جغرافیایی طبیعی ایران انجام گرفته است. وی  همچنین  نویسنده کتاب جنگل های باستانی شمال در آستانه وداع ( انتشارات شرکت سهامی انتشار-چاپ 1383) و نویسنده گزارش "مبانی فکری و زمینه های عملی حجم وسیع تخریب و آلودگی  محیط زیست در سه دهه"  است که در خرداد 1390  روی سایت کانون دیده بانان زمین منعکس شد. نسرین دخت خطیبی از بدو تاسیس کانون دیده بانان زمین و شروع بازدید های میدانی ، مناطق مختلف ایران را برای بازدید هدف گذاری و برنامه ریزی کرد. او همچنین  تدوین گر محور اصلی گزارش های کانون دیده بانان زمین است   و نیز  توزیع و پراکنش مناطق حفاظت شده را در همین بررسی برای نخستین بار  از بعد ناحیه بندی جغرافیایی  انجام داده است. به علاوه برای دستیابی سریع علاقه مندان  به شاخص ترین عوامل تخریب در هر منطقه حفاظت شده ، اخبار جمع آوری شده را برپایه موضوعات تخریبی قالب بندی و تدوین کرده است  .

از دیگر همکاران این بررسی  مینا محبوبی دکتر داروساز با گرایش بالینی است که اکثرقله های بلند  ایران زمین را پیمایش کرده و با محیط های متنوع کوهستان های کشور آشنایی دارد  . مینا محبوبی در همه بازدید  های کانون دیده بانان زمین از مناطق حفاظت شده حضوری فعال و موثر داشته است.  او  با جستجوی اخبار مرتبط با مناطق حفاظت شده کشور ، همکاری  شایسته ای در تدوین این گزارش داشته است .

 

زحمت ویراستاری این گزارش همانند دیگر گزارش های کانون دیده بانان زمین با  فرشته موثق نژاد بود . وی کارشناس زبان و مسلط به دو زبان آلمانی و انگلیسی است. او مولف  و مترجم  مجموعه ای است که تحت عنوان : "   مناطق حفاظت شده، تعاریف، اهداف ،آمارها،  چالش ها و تهدید ها ر اساس منابع انگلیسی، آلمانی  در سال 1393 تهیه گردید و در سایت کانون دیده بانان زمین منعکس شد.   فرشته موثق نژاد از آغاز فعالیت کانون دیده بانان زمین  در بیشتر بازدیدهای کانون دیده بانان زمین از مناطق حضور داشته  و  ویراستاری گزارش های تهیه شده از این مناطق  را بر عهده داشته است . فرشته موثق نژاد از آغاز فعالیت کانون دیده بانان زمین در برگردان بیشتر اخبار و گزارش های منابع  معتبر زیست محیطی آلمانی و انگلیسی تلاش خستگی ناپذیر داشته است.

 

 

7 –نتایج  بررسی 180 منطقه حفاظت شده کوهستانی و تالابی

نتایج بررسی های کانون دیده بانان زمین در 180 منطقه به اصطلاح حفاظت شده نشان می دهد که غیر از پاره ای از آثار طبیعی ملی که "خود حفاظتی" دارند در بیشتر مناطق  ، تخریب های ویرانگر به شدت انجام  گرفته و ادامه دارد. این بررسی ها نشان می دهد که چنگ اندازی به مناطق چهارگانه حفاظتی،  این ذخیره گاه های ژنتیکی متعلق به نسل ها ،   بیش از دو دهه است که به  یک امر عادی برای دولت ها تبدیل شده است . در این میان سازمان حفاظت محیط زیست که قانونا متولی و نه ناظر مناطق حفاظت شده است، سیاست فریبکارانه ای را در این مدت در پیش  گرفته  است به گونه ای که از یک سو برای بالا بردن سطح کمی مناطق حفاظت شده  تبلیغات انجام می دهد  و از دیگر سو این میراث های طبیعی ملی را  به رانتخواران با توجیه "طرح های ملی" و اگذار می کند و  چنانچه  این طرح های ویرانگر با اعتراض تشکل های زیست محیطی و رسانه ها  مواجهه می شد ،  سازمان حفاظت محیط زیست  برای فرار از مسئولیت خود  با چنگ اندازی مضحک به   واژه " ارزیابی زیست محیطی "  متوسل می شود  و کلیشه وار در هر مصاحبه این واژه را غرغره می کند ازجمله در مورد طرح توسعه  پالایشگاه نفت  در پارک ملی بمو، عبوردادن آزاد راه تهران شمال از منطقه حفاظت شده البرز مرکزی ، عبور اتوبان 70 متری از ذخیره گاه زیستکره گلستان ،  راه زنی و تونل کنی در مناطق به اصطلاح حفاظت شده کوهستانی زاگرس ، و....و معلوم  نیست که مثلا پالایشگاه نفت در داخل یک پارک ملی و یا عبور دادن لوله های گاز و نفت با داغان کردن و تکه پاره کردن زیستگاه های  گیاهی و جانوری  مناطق حفاظت شده چه نوع ارزیابی من درآوردی می خواهد؟؟؟؟؟

از دیگر بهانه های  مستمر مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست که عموما در هر مصاحبه خبری به آن اشاره می شود ، کمبود محیط بان است که با مظلوم نمایی توجیه گر تخریب و شکار می شوند . این در حالیست که بیشتر زیستگاه ها به علت واگذاری و عدم حفاظت در مقابل آتش سوزی ، راه زنی ، معدنخواری و....عموما در شرایط بحرانی قرار گرفته اند  !!!بررسی های کانو ن دیده بانان زمین در همین گزارش نشان می دهد که بسیاری از این تجاوزات درست در کنار محیط بانی ها صورت گرفته و می گیرد مانند اجرای طرح " دهکده گردشگری " در بالا ترین فراز ذخیره گاه زیستکره گنو در کنار محیط بانی و یا ساخت  سد مراش در پارک ملی انگوران درست در کنار محیط بانی و یا ساخت  سد گردیان در داخل پناهگاه حیات وحش کیامکی درکنار محیط بانی ، و یا راه  زنی درذخیره گاه زیستکره و تالاب بین المللی  ارژن و پریشان در کنار محیط بانی و یا کلنگ زنی برای سد فی نسک در منطقه حفاظت شده پرور و.....بررسی های کانو ن دیده بانان زمین در همین گزارش همچنین نشان می دهد که  با ساختار معیوب حفاظتی که وجود دارد و همچنین حاشیه امن قضایی برای نفتخواران ، سدسازان ، جزیره خواران ، معدنخواران، جنگل خواران، کوه خواران ، چشمه خواران ، راه زنان در مناطق حفاظت شده ،  اگر حتی دو برابر استاندار های جهانی نیز محیط بان در این مناطق گمارده شوند و حتی برفرض در هر هکتار هم یک محیط بان گمارده شود  وقتی مجوز تجاوز صادر شد  ، سازمان حفاظت محیط زیست هرگز و هرگز  نه نخواهد گفت!!!!! چرا که اصولا افرادی در رده مسئولین تصمیم گیر در این سازمان گمارده می شوند که مطیع بی چون و چرای اوامرنهاد های دولتی و غیر دولتی باشند و افراد نافرمان و خدای نکرده دلسوز و حافظ میراث طبیعی ملی نسل ها ، در رده مسئولیتی این سازمان  هرگز جایگاهی ندارند و سریعا به کارشان پایان داده می شود !!! البته کم نبودند مدیران ، کارشناسان و محیط بانان همین سازمان که با شهامت در مقابل سیاست های مماشات گرانه این سازمان  در مقابل  رانتخواران و تجاوزگران  ایستادند و حتی بالاترین هزینه را با اهدای جانشان پرداختند که  یاد و خاطره نیک آنها در تاریخ این مرزو بوم برای همیشه ثبت شده و باقی خواهد ماند مانند  زنده یاد یحیی شاه کومحلی رییس اداره محیط زیست بهشهر  که سلحشوانه ایستاد و  زیر بار تطمیع و تهدید نرفت و جان خود را در این راه از دست داد  !!!!!

بررسی کانون دیده بانان زمین همچنین نشان می دهد  که مناطق حفاظت شده اصولا برای بخش وسیعی از مسئولین کشور  نه تنها پشیزی ارزش ندارد بلکه حتی عاجز از درک امر حفاظتی برای پایداری بستر های زیستی یک کشور هستند !!!!!! و نتیجه این امر پس از چند دهه ، همین مصیبتی است که بر سر زیست بوم های مهم کشور آمده است  !!!!!!این بررسی ها نشان می دهد که عموما راه زنی، تونل کنی، سد سازی ،  طرح های گردشگری ویرانگر با تله کابین زنی و......با پرچم داری یک نمایندگان مجلس ، شروع و به تدریج امام جمعه های محلی ، فرمانداران ، بخش دارن به این جمع می پیوندد با لابی گری این نماینده برای گرفتن اعتبار مالی تخریبی از مجلس !!!!!!

در ادامه در  خلاصه ترین شکل نتایج  بررسی مناطق حفاظت شده ارائه می شود

 

  90 درصد تالاب های بین المللی درمجموع  180 منطقه حفاظت شده( ارومیه - شادگان- بختگان – ارژن و پریشان – شبه جزیره میانکاله وخلیج گرگان–سیاه کشیم- سرخانگل- سلکه-چوکام– امیر کلایه - کانی برازان -قوری گل –خور خوران – دلتای رودگز و رودحرا- دلتای رود شور شیرین و میناب- و...) با کاهش مرگبار حق آبه تالاب ، تخلیه سمّی ترین فاضلاب ها به درون آن ، آتش سوزی های طولانی  و خاکستر سازی ذخایر ژنتیکی ، راه زنی درون تالاب ، خشک کردن عمدی بخش هایی از تالاب ، آلودگی های نفتی و اخلال در اکوسیستم جنگل های حرا، و تغییر ماهوی و کارکرد خور ها و تبدیل آن به بنادر  ( تالاب های بین المللی خلیج فارس در تنگه هرمز)  ، و...مواجه هستند 

 

 

صد درصد ذخیره گاه های زیستکره فهرست یونسکو درمجموع  180 منطقه حفاظت شده( گلستان-میانکاله- دریاچه ارومیه- ارسباران- ارژن و پریشان- دنا- گنو-حرا)  در تخریب های بنیان کن زیستگاه های گیاهی و جانوی قرار داشته اند با راه زنی و تکه پاره کردن اکوسیستم های بهم پیوسته ،  جنگل سوزی، کاهش دهی مرگبار حق آبه،  تخلیه فاضلاب های سمی،  استقرا ر آلوده ترین صنایع در حریم اکولوژیکی آنها ،  و... مواجه هستند 

 

  90 درصد پارک های ملی از مجموع 180 منطقه حفاظت شده ( ارومیه –گلستان- لار -پابند-کیاسر - بوجاق-خجیر-سرخه حصار- بختگان- بمو- تنگ صیاد- دنا- دز- کرخه- نایبند- تندوره- سالوک-ساریگل-کیاسر- ارسباران) رودررو  با تخریب های بنیان کن از جمله راه زنی، جنگل سوزی و خاکستر سازی ذخایر ژنتیکی، معدنخواری، شهرک سازی،  کوهخواری،  عبور لوله های گازو نفت با تخریب های فاجعه بار، تصاحب و تملک اراضی ملی برای طرح های گردشگری ویرانگر، سد سازی، استقرار شهرک های صنعتی و استقرار صنایع آلوده مثل پالایشگاه نفت ، سیمان و پتروشیمی در داخل و یا در حریم اکولوژیک آنها و.... می باشند

 

 

  صد درصد رودخانه های حفاظت شد در این 180 منطقه که تنها رودخانه های حفاظت شده در کل مناطق حفاظت شده کشور هستند (رودخانه سردآبرود - رودخانه هراز- رودخانه چالوس- رودخانه کرج- رودخانه جاجرود -رودخانه کشف رود- رودخانه دز- رودخانه کرخه)  رودررو با تخلیه  سمّی ترین فاضلاب های صنعتی ، مسکونی  و کشاورزی ،  ساخت و ساز در حریم رودخانه، برداشت شن و ماسه و تغییر اساس رودخانه – و.... قرار دارند

 

 

آتش افروزی و خاکستر سازی ذخایر ژنتیکی گیاهی و جانوری(جنگل های باستانی ، جوامع گیاهی تالابی، مرغزارهای کوهستانی و بیشه زار ها)در80 درصد مناطق به اصطلاح حفاظت شده به علت عدم تجهیزات موثر خاموش کردن فوری آتش، آنهم در فاصله ای کمتر از ده سال که موجب خاکستر سازی سطحی معادل 88 هزار هکتار از این مناطق شد( بر پایه اخبار و آمار های رسانه ای شده که توسط کانون دیده بانان زمین در این گزارش جمع آوری شد)

 

جنگل خواری در قالب طرح های فریبکارانه موسوم به جنگل داری -بیش از سه دهه است که جنگل خواری بنیادین در شمال کشور براه انداخته اند و نام آن را فریبکارانه "طرح های جنگل داری" گذاشته اند  که کانون دیده بانان زمین همواره  از آن به عنوان طرح های جنگل نداری یاد کرده است وحتی دادن یک فرصت طلایی دیگر چندین ساله به جنگل خوار ان توسط نمایندگان مافیای جنگلخواردر مجلس که جز به منافع خود نمی اندیشند و ذره ای به پیامد های  مصیبت بار مجوز های بیابان سازی  که تصویب می کنند نیستند !!!! و برای توجیهه این خیانت آشکار در حفاظت از آخرین جنگل های باستانی هیرکانی نوید اجرای طرح  سراپا فریبکارانه و مضحک " استراحت به جنگل " را بعد از ده سال دیگر می دهند  !!!!!

 در2 دیماه 1386 ایرنا از قول  رييس اداره جنگلداري اداره‌كل منابع طبيعي نوشهر نوشت : " سالانه حدود۱۸۰هزار متر مكعب از موجودي اين جنگل‌ها نشانه‌گذاري مي‌شود" که منطقه حفاظت شده البرز مرکزی بخش وسیعی از این طرح را شامل می شود با در نظر گرفتن 180 هزار مترمکعب در سال ، دستکم از سال 1386 تا  سال 1394 معادل یک میلیون و 440 هزار مترمکعب از سهم نسلها نشانه گذاری ، یعنی حکم قتل  دستکم 288 هزار درخت  از  نادر ترین درختان هیرکانی آنهم در یک منطقه حفاظت شده  اجرا یی شده است.

 

معدنخواری در60 درصد مناطق به اصطلاح حفاظت شده کوهستانی به شدت در حال انجام است  و  مطابق فهرست معادن شناسنامه دار که توسط کانون دیده بانان زمین در این گزارش جمع آوری  شده که شامل 380 معدن شناسنامه دار و همچنین بیشمار معادن غیر شناسنامه دار  در ابر سازه های آب ساز طبیعی می شود که مشغول   داغان کردن آبخیز ها، آبخوان ها و تخریب های بنیان کن غیر قابل جبران زیستگاه های جانوری و گیاهی می باشند  (البرز مرکزی- اشترانکوه-انگوران- سفید کوه – بینالود- کوه کشار-پارک ملی بختگان- میان جنگل- دیزمار-پرزوئیه- دالانکوه-سفید کوه- دنا و کوه دنای شرقی-کوه خیز و سرخ-بیستون- بدر و پریشان-آلموبلاغ-ملوسان-بلس کوه (دوهزار و سه هزار) –ورجین-هراز-شش رودبار-پابند-سهند-بزقوش-کیامکی- ارسباران-چاراویماق-بیجار- سرخ آباد-کاغذ کنان-آقداغ- -حیدری-دربادام- و......)

 

سد سازی و ساخت تونل های انتقال  آب در داخل و یا در حریم اکولوژیکی بیش از 30 منطقه حفاظت شده  با داغان کردن ابر سازه های آب ساز طبیعی و نابود سازی چشمه های هزاران ساله این ابر سازه ها ،  بستن شاهرگ های حیاتی مناطق پایین دست ،  اخلال در بستر رودخانه ها ، و .... در منطقه  حفاظت شده  حفاظت شده سبز کوه ( تونل انتقال آب از رودخانه سبز کوه برای صنایع سیمان- پتروشیمی و فولاد متصل به پارک ملی تنگ صیاد)منطقه حفاظت شده کوهسالان و شاهو ( سد داریان-سد بلبیر-سد پلنگان) منطقه حفاظت شده  بوزین و مرخیل ( سد مرخیل و تونل انتقال آب "نوسود" ) منطقه حفاظت شده کبیر کوه ( سد سیکان) –منطقه حفاظت شده اشترانکوه ( سد کمندان- و سدهای مسعودآباد-سد ژان و سد ماربره که در حال تدارک است ) منطقه حفاظت شده شیدا ( سدگرداب 2 و سد یان چشمه ) منطقه حفاظت شده قیصری ( تونل انتقال آب کوهرنگ 3) ذخیره گاه زیستکره دنا ( سدخرسان 3) منطقه حفاظت شده شالو مونگشت ( سد کارون 3) –منطقه  حفاظت شده کوه خیز و سرخ و منطقه حفاظت شده کوه  دیل ( سدکوثر- سد مارون- سد آریوبرزن ) منطقه حفاظت شده چهارباغ ( سد های سیاه بیشه ) پارک ملی خجیر( سد ماملو)منطقه حفاظت شده هراز ( سد منگل)ذخیره گاه زیستکره پارک ملی گلستان (سدگلمندره ) –منطقه حفاظت شده سهند( سد ینگجه-سد مجارشین) پناهگاه حیات وحش کیامکی( سد گردیان-سد هرزندات) شرق منطقه حفاظت شده مراکان( سد گلفرج)- پارک ملی انگوران (سدمراش) منطقه حفاظت شده سرخ آبادکه تاکنون 8 سد در داخل آن ساخته شده (سد قره تپه - سد چریان- سد جوره خان - سد سهرین یک- سد سهرین دو  - سد سارمسا قلو- سد قاهران- سد ینگجه- سد بعثت) پارک ملی ساریگل ( سد بیدواز ) سد های در حال ساخت در شمال منطقه حفاظت شده میر آباد ( سد کانی سیب- سد سیلوه در حوزه آبخیز روخانه زاب) و....

 

راه زنی و تونل زنی 45 درصد مناطق به اصطلاح حفاظت شده کوهستانی با  داغان کردن اکوسیستم ها ی یکپارچه کوهستانی و  تکه پاره کردن زیستگاه های جانوری و گیاهی 

 

 کولاک چنگ اندازی به مناطق حفاظت شده برای طرح های گردشگری ویرانگر - ساخت و ساز و بازار گرم خرید و فروش اراضی ملی در بیش از 50 منطقه به اصطلاح حفاظت شده  ( البرز مرکزی- لیسار(سو باتان)- سیاه رود رودبار(درفک) -سرولات و جواهردشت (شمال منطقه و جواهرده ) بلس کوه (دوهزار و سه هزار)-هراز ( الیمستان ) ورجین- خجیر-سرخه حصار- لار-واز-آبشارشیرگاه-جاجرود-شش رودبار-کیاسر-پرور-دودانگه-پابند-جهان نما-بیستون- ارژن و پریشان-بمو-گنو-دنا-کوه دنای شرقی-آبشارمارگون-تنگ بستانک-شیدا-دالانکوه-دهلران-غار قوری قلعه-دریاچه زریوار-تالاب نوروزلو-سهند-تالاب قوریگل-غار سهولان-ارسباران-کیامکی-مراکان-تندوره-بینالود-سراج-جزایرفارور-جزیره هندورابی-نایبند- و.....

 

پیشکش مناطق حفاظت شده به هیولای منطقه آزاد ارس و هیولای منطقه آزاد کیش برای طرح های گردشگر ی سوداگر ویرانگر از جمله بخشیدن مناطق حفاظت شده  جزایر  فارور –پناهگاه حیات وحش جزیره هندورابی وبخش وسیعی از جنوب منطقه حفاظت شده سراج به هیولای منطقه آزاد کیش  و پیشکش بخش وسیعی از شمال منطقه حفاظت شده مراکان و پناهگاه حیات وحش کیامکی  به هیولای منطقه آزاد ارس

 

 اسکله سازی در بیشتر تالاب های بین المللی خلیج فارس و دریای عمان و بستر های جنگل های مانگرو( حرا و چندل) با تغییر ماهوی خور ها و خلیج ها ی کوچک برای شناور ها ی حمل و نقل محصولات نفتی که تاکنون ضربات مهلکی به این مناطق زده است از جمله  در پارک ملی دریایی نایبند  - منطقه حفاظت شده سراج- و تالاب های بین المللی حرا خوران و ذخیره گاه زیستکره حرا  - دلتای رودخانه های گز و حرا - مصب رودخانه های شور ،شیرین و میناب ، و....

 

 

استقرار آلوده ترین صنایع نفتی ،  پتروشیمیایی ، سیمان و  فولاد  در داخل مناطق حفاظت شده یا در حریم اکولوژیکی آنها  و تبدیل مناطق حفاظت شده به میدان های نفتی فعال از جمله در منطقه  به اصطلاح حفاظت شده تالاب هورالعظیم  و منطقه حفاظت شده کوه خیز و سرخ ( فعال سازی میدان های نفتی منصورآباد و خویزدر کوه خیز یا خائیز ) ،  استقرارحدود  37 کارخانه پتروشیمی و چاه های استخراج نفت در دهانه و غرب تالاب بین المللی  شادگان ،   استقرا ر صنایع پتروشیمیایی در دهانه خلیج نایبند و بستر جنگل های حرا در پارک ملی دریایی نایبند- واگذاری بخش هایی از منطقه حفاظت شده سراج به نفتخواران- آلودگی های نفتی گسترده در خاک و آب مناطق حفاظت شده هندورابی-شیدور- فارور- خارک –خارکو-پارک دیر و نخیلو- استقرار پالایشگاه نفت و صنایع پتروشیمی ، سیمان و فولاد و صنایع نظامی در داخل یا حریم اکولوژیک مناطق حفاظت شده بمو- خجیر- جاجرود- بیستون- بختگان - مانشت وقلارنگ –دهلران- تنگ صیاد- مراکان –و....و بزودی ضربات مرگبار  پالایشگاه  نفت و صنایع پتروشیمی در منطقه حفاظت شده  حرا گابریک،جاسک غربی و شرقی -پناهگاه حیات وحش زریوار  - پارک ملی دیر و نخیلو و منطقه حفاظت شده مند (با فعال شدن میدان گازی پارس شمالی)- و.....

دپو زباله و تخلیه فاضلاب در اکثر مناطق به اصطلاح حفاظت شده

 

و نتیجه آخر اینکه تمام موارد اشاره شده 14 محور فوق که جزییات و مستند های آن در   ادامه این سرآغاز ارائه می شود ،  اثبات می کند که حفاظتی بودن مناطق حفاظت شده در مهم ترین بستر های حیاتی کوهستانی و تالابی کشور دروغ بزرگی بیش نیست !!!!!!!     

 

 

ادامه

صفحه اصلی