پارک هاي ملي و مناطق حفاظت شده  در تهديد تصميم گيري  براي حذف از  فهرست حفاظتي

 

مجلس شوراي اسلامي  دست اندازي به پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را به هر شکل و با هر عنوان ممنوع سازد!

اين مناطق امانتي است از سوي ملت به دولت  براي حفاظت نه واگذاري!

 

بيانيه کانون ديده بانان زمين - 8 دي 1385

تحقيقات و مشاهدات  کانون ديده بانان زمين   و نيز خبر ها و گزارش هاي منعکس شده در رسانه ها،  بيش از  يک دهه  است که خبر از سايه شوم تجاوزي  مي دهد که اختاپوس وار به پارک هاي ملي ،  مناطق حفاظت شده ، جنگل هاي باستاني شمال ، جنگل هاي زاگرس،  سواحل شمالي و جنوبي کشور و پس کرانه هاي آن  ،  آبخيز ها ( کوه ها ) و... چنگ انداخته و اهداف خود را يکي پس از ديگري به نام توسعه محقق مي کند . شاهد مثال اين دست تخريب ها که حاصل چنان تجاوزاتي بوده است در پايان همين بيانه آورده شده است .

همة اين تجاوزات در سرزميني اتفاق مي افتد که :

*-   از نظر پوشش جنگلي در  زمرة کشور هايي است که داراي پوشش کم جنگل ( LFC)  و يا کشور هايي که سطح جنگل هاي آنها نسبت به کل اراضي کشورشان کمتر از 10 درصد است.

*-جنگل هاي مرطوب آن کمتر از يک درصد است و در حال حاضر نيز به شدت مورد  بهره برداري و  واگذاري   است.

*-  مناطق چهار گانه حفاظتي آن ( پارک هاي ملي ، مناطق حفاظتي ، آثار طبيعي ملي، مناطق شكار ممنوع )  معادل 4/7 درصد ( 12 ميليون و 500 هزار هکتار )  و  زير استاندارد هاي جهاني است.  ( طبق استاندارد هاي جهاني حداقل  10 درصد هر سرزمين  مي بايست حفاظت شده باشد )

*- بيش از 32 ميليون هکتار ( حدود 20 درصد )  از مساحت کشور را عرصه هاي بياباني تشکيل مي دهد ( با پراکنش در 17 استان ) .

*- بيش از يکصد ميليون هکتار از اراضي کشوردر معرض کاهش پتانسيل توليد و به تعبيري بيابان زايي قرار گرفته است .

*- ميزان خسارت ناشي از فرسايش بادي کشور سالانه به بيش از يکصد ميليارد تومان رسيده است .

*-فرسايش آبي در آن بسيار بالاست و ميزان رسوب پشت سد ها  به 230 ميليون مترمکعب رسيده است به طوري که سالانه از ظرفيت سد هاي کشور به اندازه يک سد بزرگ کاسته مي شود .

*-  از 609 دشت کشور، بيش از يک سوم آن  از نظر کمي به دليل اضافه برداشت از سفره هاي آب زير زميني در شرايط بحراني قرار گرفته است .

*- مناطق آبي در  سواحل جنوبي و پس کرانه هاي تالابي بسيار با ارزش و نادر آن، با آلودگي هاي وسيع نفتي مواجه شده است .

*-  مناطق آبي سواحل شمالي و تالاب هاي بي نظير پس کرانه آن نيز در تهديد توسعه هاي صنايع نفت و پتروشيمي است .

*- هواي پايتخت و شهر هاي بزرگ آن از انبوه انفجار آميز خودرو  به مرز  خفقان آور رسيده  و آسيب هاي بسيار جدي و گسترده به  سلامتي و زندگي مردم وارد شده است و خسارت  سالانه آلودگي هوا در ايران  به  يک ميليارد و 810 ميليون دلار يعني معادل 14 هزار و 420 ميليارد ريال رسيده است  .

*-   در ميان 133 کشور جهان  بر اساس شاخصه هاي عملکرد زيست محيطي ( PILOT) در سال 2006   در رتبه 117 جاي گرفته است .

*- هنوز راهکارهايي براي معضل عظيم زباله اجرا نشده و  زباله هاي آن رها سازي و دفن مي شوند.

*-  هنوز  فاضلاب هاي  صنعتي ، کشاورزي و مسکوني و بيمارستاني آن به داخل خاک يا در رودخانه ها و تالاب ها  و دريا  رها مي شود .

*- که ... 

بنا براين با  تامل بر روي نکات فوق  در مي يابيم که کشور ما تحت شرايط دشوار  طبيعي و انسان ساخت قرار دارد و در حال حاضر با  معضلات حادّ  محيط زيستي  مواجه است  و اينجاست که اگر به  اهميت  جنگل هاي باستاني ، پارک هاي ملي و مناطق حفاظت شده توجه کنيم  هرگز اين گنجينه را در طبق  پيشکش به دست نابودي نمي سپاريم   و  اين امر زماني اهميت خود را نشان مي دهد که بدانيم پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني يعني :

     يعني مخزن  آب

     يعني حافظ خاک

     يعني اکسيژن

      يعني  بانک ژن

      يعني مخزن دارو و درمان جسم  و جان 

     يعني پايگاه تحقيقاتي ،  پايگاه آموزشي

    يعني آموختن از طبيعت بکر که چگونه خود را ساماندهي مي کند 

     يعني الگو براي مدل هاي دست ساخت

       يعني موزه زنده گياهي و جانوري

          يعني تنوع چشم انداز

     يعني يک اثر هنري زنده ،يعني کارگاه نقاشي

      يعني ميراث نسل ها

        يعني پايگاه سجود در مقابل خالق هستي

 

حال نگراني  از آنجا آغاز شد که معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست در سخناني حيرت آور  با تاکيد بر اينکه ما مناطق تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست را با چنگ و دندان حفظ کرده ايم، اظهار مي کندتعرضات تعدادي از دستگاه هاي دولتي و غير دولتي به مناطق حفاظت شده سازمان بسيار زياد و وحشتناک است اين در حالي است که شمار نيرو هاي حفاظتي ما محدود است.  وي تصريح کرد در  صورت ادامه اين روند مجبوريم در جه حفاظتي برخي از مناطق را کاهش دهيم و يا نام آنها را از فهرست مناطق حفاظت شده حذف کنيم. (همشهري 2 دي 85  )

معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست با دو پهلو گويي و عدم شفافيت تهديد مي کند که در صورت ادامه اين روند تصميم گيري براي کاهش درجه حفاظتي و يا حذف برخي از اين مناطق از فهرست مناطق حفاظتي  خواهد شد . 

سئوال اينجاست که منظور ايشان از " ادامه اين روند " چيست ؟

آيا منظور  تعرضات تعدادي از دستگاه هاي دولتي و غير دولتي  به مناطق حفاظت شده سازمان است؟ 

 يا کمبود نيرو ؟

 اگر مقصود از اين روند، تعرضات است ، آيا پاسخ شما به اين تعرضات  عقب نشيني و واگذاري است ؟

و اگر منظور از اين روند  ، کمبود نيرو است،  شواهد مثالي که در زير همين بيانيه آمده است تنها  مؤيد  نظريه  اول است  مبني بر تعرضات  تعدادي دستگاه هاي  دولتي و غير دولتي (  بخش اختصاصي و خصوصي )   است .

بنا براين هرگاه  دليل تعرضات ، حجتي براي حذف مناطق حفاظتي باشد، بايد  از تجربه جنگ تحميلي آموزش بگيريد،  از آنانکه به بهاي جان و زندگي خود و خانواده خود مرز هاي کشور را با همة تعرضات داخلي و خارجي بسيار وحشتناک  رها نکردند و با گذشت از مرز هاي خود محوري ، اين مرزو بوم را حفظ کردند که اگر چنين نبود  اکنون کشور ما سرنوشتي چون عراق و افغانستان داشت !  آنها ايستادند  و ايستادن را آموزش دادند و  نه واگذار کردن و بخشيدن را  !

معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست در  مصاحبه ديگري،  به بخشي از دولت اشاره  مي کند که با آن ها به تعاملات خوبي رسيده اند. وي مي گويد " خوشبختانه تعاملات خوبي در عرصه هاي طبيعي ميان دو سازمان ( سازمان جنگلها و سازمان محيط زيست ) رخ داده است و نگاه سازمان جنگل ها و مراتع، از نگاه بهره برداري به نگاه حفاظتي تغيير پيدا کرده است. ( سايت خبر گزاري جمهوري اسلامي – 29 آذر 85 )  اما خيلي زود  اخبار منتشر شده جنس اين تعاملات را نشان مي دهد. بخوانيد روزنامه آينده نو مورخ دوشنبه 4 دي را در خصوص تعامل ميان سازمان محيط زيست و سازمان جنگل ها را براي پاکتراشي 40 هکتار از جنگل هاي باستاني  شمال ( مينو دشت استان گلستان ) به منظور راهسازي و معدن کاوي :

   اين خبر خود گوياي آن است که برخلاف نظر ايشان،  نگاه سازمان جنگل ها هيچگونه تغييري نکرده است و همان نگاه آشناي واگذاري و بهره برداري است و نه حفاظتي و اين امر را به ذهن متبادر مي کند که سازمان حفاظت محيط زيست نيز نگاه مشابه دارد و برخلاف اظهارات قبلي ايشان مبني برحفاظت با چنگ و دندان، مي بينيم که به راحتي به اين نوع تعامل تن داده مي شود .  اينجاست که تصميم وحشتناک و حيرت آور سازمان حفاظت محيط زيست مبني برکاهش درجه حفاظتي برخي از مناطق  و يا حذف نام آنها  از فهرست حفاظت شده   دور از ذهن نمي نمايد .

 معاونت محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست در بخشي از مصاحبه  اخير خود تاکيد مي کند که حفظ  اين مناطق، تنها بر عهده سازمان حفاظت محيط زيست نيست و نيازمند يک عزم ملي است که هم اکنون اين عزم ملي وجود ندارد . ( سايت خبر گزاري جمهوري اسلامي  29 آذر 85) 

عزم ملي يک مقوله بسيار گسترده است که در اين مجال فرصت پرداختن به آن نيست ولي کانون ديده بانان زمين معتقد است که بخش وسيعي از اين مقوله به تصميم سازان و تصميم گيران حکومت بر مي گردد که با تدوين يک برنامه آمايش سرزمين منطبق با شرايط بحراني آب و خاک کشور، اولاً جلوي سليقه هاي دولتي را بگيرند و درثاني، با تغيير و بازنگري در قوانين و پايبندي به تعهد به کنوانسيون هاي بين المللي اين عزم ملي را به ظهور برسانند . 

 حال با توجه  به تخريب هاي وسيع و تجاوزات گسترده به پارک هاي ملي ، جنگل هاي باستاني و مناطق حفاظت شده و با توجه به معضلات زيست محيطي حاد که  دامنگير کشور است و در فوق به آن اشاره مختصري شد  و اظهار نظرات حيرت آور سازمان محيط زيست ( دولت ) در  واگذاري و حذف اين عرصه هاي بسيار حياتي ، کانون ديده بانان زمين   از مجلس شوراي  اسلامي يعني نمايندگان مردم مي خواهد که هرچه سريع تر  دست اندازي به پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را به هر شکل و با هر عنوان ممنوع سازد و  در پي آن از قوة قضاييه مي خواهد که متخلفين را به اشّد مجازات محکوم کند .

بعلاوه کانون ديده بانان زمين توجه  مجلس را به اين  مسئله جلب مي نمايد که، با عنايت به اينکه رئيس سازمان محيط زيست، حکم مقام معاونت رياست جمهوري را دارد و به همين دليل نظير ساير وزارتخانه ها تحت نظارت مستقيم مجلس قرار ندارد ، ضروري است با بهره گيري از نظرات کارشناسان و تجارب ديگر کشور ها در اين زمينه سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگلها،  از شکل کنوني تشکيلات اداري خود  خارج  و به عنوان وزارتخانه در آيند تا نمايندگان بتوانند وزير شايسته براي اين امر مهم را تأييد کنند و در ادامه وزير مربوطه را مانند ساير وزرا  مورد سئوال و استيضاح قرار دهند . 

بياد داشته باشيم که، توسعه بدون  اکسيژن لازم ، بدون آب ، بدون خاک ، بدون جنگل  و نهايتاً بدون پديده هاي  طبيعي حياتي ،  پايدار نخواهد بود و اين امر ممکن نيست مگر، با حفاظت واقعي از اين پديده هاي طبيعي حياتي و جلوگيري جدي و قانونمند از اينهمه تجاوز ، تخريب و آلودگي .

 

شواهد مثال زير، ضرورت اقدام عاجل مجلس در ممنوع ساختن هر گونه تعرض و تجاوز و تخريب پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را ايجاب مي کند. بعلاوه،  اين مثال ها  که تنها  به برخي پارک هاي ملي و مناطق حفاظت شده اشاره دارد، خود گوياي آن است که اين تخريب ها، نه بخاطر کمبود نيرو، بلکه به دليل تعرضات و يا تصرفات بالفعل و يا قرار گرفتن در تهديد تصرفات بالقوه است :

 

*- منطقه حفاظت شده البرز مرکزي (دامنهء شمالي، بين دو رودخانه هراز و چالوس در استان مازندران ودر شهرستان هاي چالوس ، نور ، نوشهر   واقع شده است و  دامنه جنوبي  آن  در استان تهران در شهرستان هاي شميرانات ، تهران و کرج  . بعلاوه بخش هاي مهمي از   حوزه هاي  آبخيز لتيان ،  کرج و کن و سولقان   در اين منطقه واقع شده اند , و اهميت حياتي  براي تامين آب تهران دارد ) تهديد به نابودي کامل. کلنگ شوم  اين تهديد بزرگ در سال 1375 براي  احداث آزاد راه تهران شمال زده شد  و  از آن تاريخ تاکنون که ده سال مي گذرد با وجودآنکه تنها 5 درصد راه ساخته شده است،  زمين هاي بسياري به غارت و يغما رفت و امروز نيز با مصوبه اخير دولت فاتحة  بخش شرقي آن با احداث  راه نور – بلده – گرمابدر – لواسان – تهران  خوانده خواهد شد.  بعلاوه  احداث سد سياه بيشه يکي ديگر از تهديد هاي جدي در اين منطقه است. بياد داشته باشيم اين منطقه حياتي هم اکنون از مهم ترين تامين کننده هاي آب استان تهران و بخش غربي مازندران است و تخريب آن با  احداث  اين راه ها ضربه هولناکي به تامين آب در استان تهران و مازندران خواهد زد .

*- پارک ملي گلستان (استان گلستان) در معرض نابودي .  احداث جادة عريض ترانزيتي از عميق ترين درة اين پارک. بخوانيد گزارش کانون ديده بانان زمين را در همين سايت (تعريض جاده پارک ملي گلستان بر  بستر سيل خيز  يعني بازي با جان مردم و  عناد با منابع ملي)

*- پارک ملي لار (شمال استان تهران) در تهديد جدي نابودي . بر اساس مصوبه  اخير دولت مجوز عبور جاده از درون پارک داده شد.  گفتني است راه نور – بلده – خاتون بارگاه – گرمابدر – فشم – لواسان – تهران  تماماٌ از مناطق حفاظت شده و از آبخيز هاي بلند منطقه مي گذرد و نابودي کامل حوزه لتيان از ديگر پيامد هاي اين راه شوم است . شايان ذکر است ايجاد اين راه مدت هاست در دستور کار  قرار دارد و در طي سال هاي گذشته نيز با ترفند "  راه هاي روستايي"  رشته هايي از اين راه ها  تا پشت پارک ملي لار آورده شده است  و از آن طرف نيز  تعريض راه فشم به گرمابدر  در دو سال پيش شروع شد که کانون ديده بانان زمين در قالب يک گزارش ( تعريض راه فشم به گرمابدر به سود کوهخواران به ضررمنابع ملي   )  اهداف و خطرات ناشي از احداث اين راه را به اطلاع عموم رساند .

*- پارک ملي اروميه (آذربايجان غربي و شرقي) احداث راه در دل درياچه اروميه – احداث سد هاي متعدد مخزني در مسير تمامي رودخانه هاي آب شيرين حوزه آبگير درياچه و کاهش حق آبه آن و  معضلاتي که هم اکنون اين درياچه مهم با آن رو برو است. 

*- پارک ملي نايبند (استان بوشهر) در استان بوشهر که تنها پارک ملي دريايي ايران و يکي از ارزشمند ترين زيستگاه هاي دريايي خليج فارس  است  در تهديد جدي توسعه هاي نفتي است .

*- پارک ملي بمو (استان فارس) تصرف بخش هاي وسيعي از آن توسط پادگان هاي نظامي و ديگر اشخاص با نفوذ.  گفتني است اين پارک يکي از ده پارک نمونه دنيا از نظر ذخاير ژنتيکي است.

*- پارک ملي  سرخه حصار (شرق شهر تهران) تصرف  و تخريب در ابعاد بسيار وسيع  به گونه اي که معاونت طبيعي  سازمان حفاظت محيط زيست هم اکنون مي گويد تنها بخش کوچکي از اين پارک را بر عهده داريم ( 9 دي 1385 )

*- پارک ملي خُجير (شرق شهر تهران) تهديد به  عبور اتوبان و دو نيم کردن پارک و زمين خواري .  مدير کل محيط زيست استان تهران در گفتگو با ايسنا مورخ  4 آذر 85  در اين مورد مي گويد :  اخيراً با توجه به احداث سد ماملو فشار مضاعفي به پارک ملي خجير وارد شده و زمين خواران به اين منطقه هجوم آورده اند . بعلاوه آتش سوزي هاي بسيار زياد  در اين پارک ملي که هنوز در خاطرها هست  و اين يعني عدم حفاظت از پارک ملي . 

*- پارک ملي خبر (استان کرمان)  در تهديد توسعه هاي گردشگري  با آنکه تشکل هاي زيست محيطي کرمان خوشبختانه توانسته اند از حداث تله کابين در اين پارک جلوگيري کنند (پشتيباني کانون ديده بانان زمين از اعتراض تشکل هاي زيست محيطي کرمان به ساخت تله کابين در پارک ملي"خبر" )  ولي هيچ تضميني براي ممنوعيت هر گونه  دست اندازي به اين پارک وجود ندارد.

*- منطقه هاي حفاظت شده ورجين و جاجرود (استان تهران)  اين مناطق  که به دليل تجاوز ، ويلا سازي هاي شخص ، قطعه قطعه کردن زمين در شيب تاکنون با  زمين لغزش هاي متعدد روبرو بوده است که کانون ديده بانان زمين گزارش هاي مفصلي از اين زمين لغزش ها داده است:

(  زمين لغزش ديگر در حوزة لتيان .اين بار با ابعادي بسيار وسيع در منطقه حفاظت شده جاجرود    )

(زمين لغزش ميگون، نتيجه آغاز تعريض جاده ميگون - شمشک و تجاوز به ...)

(ساخت و ساز در مسير شيب تند آبراهه، عامل اصلي خسارت (جاني و مالي) در سيل فشم  - منطقه حفاظت شده ورجين )

ابعاد اين تعرض ها در مصاحبة مدير کل  اداره محيط زيست استان تهران تا اندازه اي روشن است که ايشان در تاريخ چهارم آذر 1385 در گفتگو با ايسنا،  با اشاره به پروند هاي زمين خواري مناطق تحت حفاظت اين سازمان در استان تهران مي گويد : ... در اين پروند ها حدود 10 ميليون و 632 هزار و 322 متر مربع از اراضي تحت حفاظت اداره محيط زيست استان تهران به تصرف زمين خواران در آمده بود که ما با کمک دادسراي ناحيه 2توانستيم حدود 60 درصد از اين زمين ها را خلع يد کنيم . " 

*- منطقه حفاظت شده ارسباران (استان آذر بايجان شرقي )  بهره برداري از معدن سونگون در دل منطقه حفاظت شده جنگلي که به عنوان ذخيره گاه زيست کره نيز ثبت شده است که نتيجه آن تخريب وسيعي از اراضي جنگلي،  نشت مواد شيمياي به.سفره هاي آب زير زميني  ، تشديد فرسايش خاک  و ... بوده است .

*- تالاب بين المللي و ذخيره گاه زيستکره ميانکاله (استان مازندران)  در محاصره تاسيسات نفتي . در شبه جزيره ميانکاله آخرين باقي مانده هاي جنگل هاي باستاني جلگه اي هيرکاني وجود دارد که ارزش حفاظتي بسيار بالايي دارد ولي متاسفانه به شدت در تهديد آلودگي هاي نفتي  قرار دارد  (تالاب بين المللي ميانگاله در تهديد جدي آلودگي هاي نفتي ) 

*- تالاب هاي بين المللي سه گانه  آلاگل ،  آجي گل و آلماگل (استان گلستان)  در تهديد توسعه هاي نفت و پترو شيمي (  تالاب  بين المللي آلاگل  )

*- تالاب بين المللي گميشان (استان گلستان)  در تهديد توسعه هاي نفتي (تالاب بين المللي گميشان در تهديد جدي طرح هاي نفتي   )

*- تالاب بين المللي  شادگان (استان خوزستان) در تهديد فاضلاب هاي طرح نيشکر ، جاده سازي در دل تالاب و آلودگي هاي نفتي نزديک به دو سال است که 35 هزار متر مکعب زباله هاي بسيار سمي در اين تالاب ريخته شده ولي تاکنون اقدام عملي براي خنثي سازي آن انجام نشد ه است . بخوانيد گزارش کانون ديده بانان زمين را در همين سايت :

( نتايج آرمايش زباله هاي نفتي از زمين هاي گيسي آبادان نشانگر تهديد جدي براي تالاب شادگان  )

35 هزار متر مکعب از زباله هاي سمي زمين گيسي سر از تالاب شادگان در آورد  )

(بازي خطرناک بروکراسي در امحاء زباله هاي گيسي آبادان(زباله هاي نفتي تخليه شده در تالاب بين الملي شادگان)

(طرح نيشکر و تالاب شادگان)

*- تالاب بين المللي گاوخوني (استان اصفهان) اين سد دفاعي در مقابل پيشروي کوير امروز مرده است و به  مخزن فاضلاب هاي صنعتي و کشاورزي ا صفهان تبديل شده است ( تخريب تالاب گاو خوني، نابودي سد دفاعي در برابر پيشروي كوير)

*- درياچه پريشان و دشت ارژن (استان فارس)  اين دو تالاب با خصوصيات ويژه در کنار هم يکي از شگفتي هاي طبيعت را  به تصوير کشيده اند  به گونه اي که اطراف درياچه پريشان را جنگل هاي بلوط وبادام و داغداغان پوشانده و برعکس، تالاب ارژن با انبوهي از گياهان ني و لويي پوشش داده شده که هريک زيستگاه هاي جانوري خود را دارد . اين دو تالاب از سوي يونسکو نيز به عنوان ذخيره گاه زيست کره معرفي شده اند و هر دوي آنها نقش بسيار مهمي در حفظ ذخاير گياهي و جانوري دارند. اما علي رغم همة اين  ارزش ها  با  انواع تهديد ها و تخريب ها همچون  احداث راه ، احداث استخر هاي پرورش ماهي در کنار آن ،  رها سازي گونه هاي غير بومي توسط شيلات در داخل آن و ورود فاضلاب به داخل آن و...  روبروست .

*- تالاب بين المللي هامون (استان سيستان و بلوچستان) اين تالاب که پيش از اين  با مساحت حدود 40 هزار هکتار ،  مجموعه آبي وسيعي با ويژگيهاي اکولوژيکي بسيار غني را تشکيل مي داده است و براي معيشت مردم  زابل از ارزش حياتي بسيار زيادي برخوردار بود ، امروز تبديل به بيابان ماسه اي شده است .

اين دگر گوني  تاسف بار، نتيجهء  احداث "چاه نيمه" ها (كه بهره برداري از "چاه نيمه"ء چهارم آن در هفته اخير آغاز شد)، کاهش "حق آبه" ايران از هيرمند و تشديد خشکسالي هاي منطقه بوده است. 

 ******

 کانون ديده بانان زمين - 8 دي 1385

 

تصاويري چند از تعرض به مناطق حفاظت شده  و جنگل هاي باستاني ( تصاوير از کانون ديده بانان زمين )

پارک ملي گلستان  - تعريض جاده در عميق ترين درة پارک

پارک ملي گلستان  - تعريض جاده در عميق ترين درة پارک

تالاب بين المللي گاوخوني - مبدل شدن به مخزن فاضلاب منطقه صنعتي کشاورزي  اصفهان

منطقه تالابي شمال غربي گلستان( آلاگل ، آلماگي و آجي گل ) - در تهديد  توسعه هاي نفتي  با كلنگ زني صنعت پتروشيمي ، طبق مصوبهء اخير دولت که  با توجه به ساختار زمين شناسي منطقه و محرز بودن سيل گيري و همچنين شيب آن و خروجي سيلاب ها به سمت گميشان و درياي خزر ، هيچ شکي وجود ندارد که اين منطقه نيز به سرنوشت منطقه ري در جنوب تهران دچار خواهد شدhttp://www.earthwatchers.org/images/palayeshTeh.

 

 تالاب بين المللي گميشان  و مناطق آبي پر ارزش آن  بعنوان تنها منبع توليد خاويار باارزش ايران، در تهديد پروژه هاي نفتي و پتروشيمي

 

 تالاب بين المللي گميشان -  در تهديد پروژه هاي نفتي

 

 تالاب بين المللي هامون -  تشديد خشكسالي هاي سيستان و بلوچستان با احداث "چاه نيمه" ها و کاهش "حق آبه" ايران از هيرمند

 

منطقه حفاظت شده جاجرود ( مشرف به سد لتيان ) - زمين لغزشي به وسعت 70 هکتار ( فروردين 85)- ويلاي مشاهده شده در تصوير دچار آسيب هاي جدي شده است ولي وجود اين نوع ساخت و ساز آنهم در منطقه حفاظت شده و مشرف به سد  شاهد مثالي است بسيار گويا در چشم پوشي به تتجاوزاتي چنين آشکار بر مناع ملي !( در سمت چپ تصوير نماي درياچه سد ديده مي شود )

 

زباله هاي نفتي ( گيسي ) در تالاب بين المللي شادگان

زباله هاي نفتي ( گيسي ) در تالاب بين المللي شادگان

 

تعرضات تعدادي از دستگاه هاي دولتي و غير دولتي به مناطق حفاظت شده و

تخريب جنگل هاي باستاني شمال  براي ويلاسازي - کلاردشت

 

تخريب جنگل هاي باستاني شمال  براي ويلاسازي - کلاردشت

 

تعرض به جنگل هاي باستاني شمال  و جاده سازي ، توسط يک نماينده مجلس

 

تعرض به جنگل هاي باستاني شمال  و تغيير کاربري آن توسط يک نماينده مجلس

 

خريد و فروش علني منطقه حفاظت شده البرز مرکزي  ( روته -   حوزه لتيان )

خريد و فروش  بي پروا ي  آبخيز هاي ملي و منطقه    حفاظت شده ورجين ( امامه )

خريد و فروش   آبخيز هاي ملي و منطقه   حفاظت شده ورجين ( امامه  )

تصرف آبخيز هاي حوزه لتيان و ساخت و ساز هاي  خصوصي

 

تصرف آبخيز هاي حوزه لتيان و ساخت و ساز هاي  خصوصي

تجاوز به  حوزهء آبخيز در منطقه  حفاظت شده  ورجين  ( امامه )

تجاوز به حريم رودخانه در حوزه آبريز ( لتيان )

 

تعريض راه در مسير فشم - گرمابدر -  منطقه  حفاظت شده البرز مرکزي

نسبت مناطق چهار گانه حفاظتي( پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده ، پناه گاه هاي حيات وحش و آثار طبيعي ملي ) به کل مساحت ايران

نسبت مساحت پارک هاي ملي به کل مساحت ايران

 

اين صفحه را براي دوست خود بفرستيد

 

صفحه اصلی